باهاشميرفسنجاني تاخانهخدا
ملكعبدالله به هاشمي چه گفت؟
کد خبر : ۱۳۳۵۶
به گزارش گروه " فضاي مجازي " خبرگزاري فارس نويسنده وبلاگ لحظه به لحظه ازسياست در پست جديد خود با اشاره به مستنداتي از كتاب "با هاشمي رفسنجاني تا خانه خدا " به قلم مسيح مهاجري مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي نوشت: طي سال گذشته اخبار متعددي در خصوص ارتباط هاي خانوادگي و معاشرت وسيع خانواده هاشمي رفسنجاني با خاندان آل سعود بروي خروجي خبرگزاري ها و رسانه هاي كشور قرار گرفت.
باز خواني كتاب "با هاشمي رفسنجاني تاخانه خدا " به قلم "مسيح مهاجري " كمك شايان توجهي به تشريح و بررسي ابعاد مختلف ارتباطي آقاي هاشمي با خاندان سعودي ميكند.
اين كتاب كه در حاشيه خاطرات و شرح سفر هاشمي رفسنجاني به عربستان سعودي و رايزني ها و ديدارهاي سياسي وي اختصاص دارد ، سند درخور توجهي است در نمايش نوع ارتباط بخصوص هاشمي با سعودي ها كه قبلا نيز برخي از رسانه ها آنرا به اشكال گوناگوني مورد توجه قرار داده بودند.
نويسنده در صفحات 30 و 31 كتاب تاخانه خدا به گزارشگري از ديدار ملك عبدالله با هاشمي رفسنجاني و همراهانش ميپردازد.
اما آنچه حائز اهميت است اظهارات مداخله جويانه و غير مودبانه شاه سعودي در خصوص عالي ترين مقام اجرايي كشور به هاشمي و واكنش منفعلانه وي در ارتباط با اين گونه سخن راندن درخصوص منتخب مردم است.
مطابق انچه مهاجري در كتابش نوشته است ، ملك عبدالله اظهار علاقمندي و نظر ميكند كه دوست داشته است هاشمي بجاي احمدي نژاد رئيس جمهور شود ، البته شايد تا اين قسمت از محتواي جلسه محلي براي توجه نداشته باشد زيرا بسياري از دشمنان نظام اسلامي و وابستگان به شبكه سلطه جهاني علاقمند به راي اوردن احمدي نژاد نبودند ، اما آنچه حائز توجه است اظهارات تامل برانگيز ملك عبدالله و جوابهاي تامل برانگيزتر هاشمي در برابر اوست.
ملك عبدالله دراين ديدار پس ازآنكه درباره حال و عملكرد احمدي نژاد جويا ميشود ، هاشمي اظهار ميكند كه هركس رئيس جمهور شود بايد در چارچوب برنامه هاي پنج ساله و سند چشم انداز عمل كند و در واقع القا ميكند كه اتفاق خاصي نيافتاده است و احمدي نژاد هم به بيان عاميانه نميتواند كار منحصر به فرد و مستقل از سياستگذاري هايي كه او درآنها دخالت موثر داشته ، به انجام برساند.
بخش ديگري از اظهارات جسورانه ملك عبدالله درحوزه مداخله جويي است به اين عبارت كه چرا اجازه ميدهيد هر كسي بيايد و رئيس جمهور شود.
هاشمي رفسنجاني بجاي برخورد قاطع براي بستن راه مداخله جويي اين شخص مطابق آنچه در كتاب نوشته شده است به استدلال اينكه او كه نميتواند كار بخصوصي انجام دهد روي مي آورد .
حال چگونه است كه پادشاه سعودي به خود اجازه طرح چنين موضوعي را آنهم با اين ادبيات در حضور هيئات ايراني ميدهد ، خود جاي توجه بسيار دارد.
سوالي كه به ذهن متبادر ميشود اين است كه آيا در همه ديدارها و اصولا در هر ديدار سياسي و ديپلماتيكي اينگونه ادبيات مرسوم است و يا اينكه حكايت از يك رابطه عميق و وسيع غير سياسي و عمدتا شخصي دارد كه فرد خارجي به خود اجازه تعيين تكليف درباره تصميم سازي هاي كلان سياسي درايران را بدهد.
آيا شايسته نبود آقاي هاشمي بعنوان يك شخصيت سياسي ايراني درسفري باصطلاح ديپلماتيك موضعي روشن اتخاذ كند تا به شرح آنچه دركتاب نوشته شده است لااقل همراهان وي تحقير و استهزا نشوند.
آنچنان كه مسيح مهاجري مينويسد پادشاه سعودي مثل يك لشگر شكست خورده با همراهان هاشمي رفتار كرد، كه مثلا فلاني تو هم هيچ كاره شدي و....
نكته ديگر قابل استفاده ازين كتاب براي تحليل رفتاري هاشمي و نحوه ارتباط وي با سعودي ها ، عبارت هاي صفحه 55 مي باشد كه درآن به تاثير پذيري هاشمي از اظهارات خصوصي پادشاه عربستان در ديدار خصوصي و خانوادگي با وي در موضوع انرژي هسته اي ايران ، ابراز شده است.
مهاجري مينويسد كه هاشمي بعد از ين ديدار خصوصي نگران شده بود.
مطالعه اين بخش از كتاب در ارزيابي دقيق تر به خوانندگان گرامي كمك ميكندتا پي به ماهيت مداخله جويي هاي پادشاه عربستان در امورات داخلي ايران و البته متاسفانه تاثير پذيري هاشمي رفسنجاني و برخورد منفعلانه با اين اظهار نظر ها پي ببرند: درهرحال اينها بخشي از اسناد دوگانگي در دپلماسي كشور و مداخله در امور سياست خارجي است كه آنهم بصورت نا متعارف توسط اشخاصي نظير هاشمي تعقيب ميشود.

