صراط: زخم ملتهب مصر تنها با صبر و ایجاد امنیت و آرامش در این کشور رو به بهود خواهد رفت این در حالی است که جدا از مشکلات داخلی مصر سردی روابط با کشورهای همسایه و دوست و تهدیدهایی که منطقه را بیثبات میکند همگی التیام این زخم را به تاخیر انداخته و آنرا کهنه میکند.
بهرام امیراحمدیان کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه مردم مصر به خوبی میدانند که برقراری صلح و امنیت در کشور به معنای بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی بوده و به طور کلی چه بازگشت مرسی به قدرت و چه شکست جریان حاکم هیچ کدام به نفع مصر و جهان اسلام نخواهد بود.
وی افزود: برخی از جریانهایی که از مرسی حمایت میکردند مانند احزاب سیاسی درحال حاضر به نوعی علاقه خود را به دولت موقت مصر اعلام کردهاند تا از این طریق بتوانند در تدوین قانون اساسی کشور سهیم باشند و این به آن معناست که قانون اساسی پیشین دارای ایرادهایی است که بعضی از احزاب هم به آن واقف هستند.
ائتلاف ملی حمایت از مشروعیت، متشکل از گروههای اسلامگرا و حامیان اخوان المسلمین همچنان فراخوان شرکت در تظاهرات به منظور حمایت از محمد مرسی را صادر میکنند. این در حالی است که برخی از مسوولان دولت موقت مصر خواستار انحلال کامل اخوان المسلمین شدند .البته حازم ببلامی نخست وزیر مصر در پاسخ به این درخواست چنین اقدامی راه حل مناسبی برای کشور ندانسته است.
امیراحمدیان با اشاره به اینکه برخی از مخالفین اخوانالمسلمین گفتهاند که اخوانالمسلمین باید منحل شود، گفت: اخوانالمسلمین جریان سیاسی ثبت شده نبوده است که با غیرقانونی اعلام شدن آن دست از کار بکشد چرا که آنها یک جریان بوده و به عنوان یک حزب ثبت نشدهاند. بنابراین مخالفان چه چیزی را میخواهند منحل بکنند. آنها که تشکیلات رسمی ندارند و بیشتر به صورت غیررسمی فعالیت میکردند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: نخستوزیر موقت مصر اعلام کرده است که قصد منحل کردن اخوانالمسلمین را نداشته و آن را به دستگاه قضایی واگذار میکنند زیرا میخواهند اخوانالمسلمین را به نوعی به عنوان یک طرف بازی داشته باشند و اگر برخی از سران آن را دستگیر و محاکمه میکنند به این دلیل است که به نوعی از اخوانیها امتیاز بگیرند تا اگر قصد مخالفت با جریان موجود را داشته باشند سران آنها را بازداشت کرده و در روند این جریان خلل ایجاد میکنند.
وی در رابطه با وضعیت اخوانالمسلمین مصر، خاطرنشان کرد: اینکه ما فکر کنیم یک جریان سیاسی با کشته شدن یک فرد و یا بازداشت تعدادی سران از هم گسسته شود درست نیست. چرا که اخوانیها حدود هشتاد سال سابقه فعالیت داشته و شعبههای بسیاری در سایر کشورهای منطقه دارد بنابراین در صورت از بین رفتن راس هرم هم این جریان باز به کار خود ادامه خواهد داد.
وضعیت مصر و سایر کشورهای منطقه به قدری حساس شده است که گفته می شود هر تحولی در این بخش روی وضعیت آنها نیز تاثیر می گذارد در چنین شرایطی تهدید آمریکا برای حمله به سوریه هم به تنش های منطقه و بویژه مصر بیش از پیش افزوده است.
همچنین در صورت عملی شدن تهدیدهای اوباما،امکان کشیده شدن دامنه این حملات و افزایش خشونت ها در کشورهای همسایه از جمله مصر قابل پیش بینی است.
احمد بخشی در مورد اثرات حملات آمریکا به سوریه در منطقه و به ویژه در مصر عنوان کرد: هر تحولی در خاورمیانه در کل منطقه تاثیرگذار خواهد بود و با توجه به نزدیکی بین مصر و سوریه میتوان انتظار تاثیرات بسیاری روی مصر داشت.
وی افزود: به عقیده برخی از کارشناسان اینکه اوباما در حمله به سوریه تعلل میکند به دلیل این است که خاورمیانه در حال حاضر ثبات چندانی ندارد برای مثال مصر هنوز شاهد تثبیت حکومتی مقتدر نیست.
بخشی با بیان اینکه تهدید آمریکا برای حمله به سوریه نه تنها در منطقه بلکه در وضعیت داخلی مصر هم تاثیرگذار است، گفت: هر نوع تحولی در مورد روشن شدن وضعیت مبارک یا مرسی ممکن است باعث تنش در وضعیت سیاسی و اجتماعی مصر شود. در نتیجه این وضعیت برزخی که در مصر ایجاد شده ممکن است تداوم یابد و همین شرایط فضا را برای ارتش مناسبتر میکند.
همچنین سیگنالهایی که از سوی ارتش مصر فرستاده میشود نشان میدهد که چندان موافق حمله به سوریه نیستند و از طرف دیگر میتوانند فضای پس از کودتا یا برکناری مرسی را به نحوی تبیین و توجیه بکنند ولی در کل مصر بخشی از دغدغه اوباما است.
کوشکی نیز در رابطه با تهدید آمریکا برای حمله به سوریه تاکید کرد: احتمال اینکه جنگ تمام عیاری با سوریه بشود کم است زیرا کشورهای اروپایی و آمریکا باید انگیزه قوی برای این کار داشته باشند و این انگیزه قوی در لیبی وجود داشت اما در سوریه نیست به همین دلیل این تهدیدها یک جنگ روانی محسوب میشود یا جنگی محدود، صورت گرفتن جنگی تمام عیار از سوی غربیها در سوریه دور از ذهن است.
به عقیده برخی از صاحبنظران پس از تحولات اخیر در خاورمیانه و آغاز بیداری اسلامی، موجی شکل گرفت که حکومت ترکیه را الگوی مناسبی برای حکومت اسلامی میدانست ولی این امر مورد قبول برخی از اسلامگراها به ویژه در مصر نیست البته عکس این در ترکیه و برخی از کشور های عربی هم صادق بوده و آنها هم از گسترش اسلامگرایی به سبک اخوان المسلمین در کشورهایشان واهمه دارند.
همین نگرانی ها باعث کشمکش ها بین دو کشور هم شد و اخیرا هم اهانت اردوغان به شیخ الازهر خشم و نفرت بسیاری از اسلامگراها را در مصر به دنبال داشت تا جایی که مردم و بسیاری از مسوولان این کشور خواستار قطع رابطه با ترکیه شدند.
صادق کوشکی کارشناس مسائل بینالملل در مورد کاهش سطح روابط قاهره و آنکارا عنوان کرد: روابط مصر و ترکیه در دوران مرسی حتی خارج از ظرفیت عادی گسترش یافته بود و دو طرف تمایل داشتند این روابط به حداکثر خود برسد.
وی افزود: این در حالی است که دو کشور ظرفیت گسترش چنین روابطی را نداشتند و سقوط مرسی هم باعث شد تعاملات دو کشور به حداقل خود برسد. البته اگر روابط دو کشور استراتژیک و عمیق بود هیچ دولتی نمیتوانست سطح این روابط را کاهش بدهد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه کاهش سطح روابط قاهره و آنکارا نشان میدهد که این روابط پایدار و عمیق نبوده است، گفت: این تعاملات بیشتر به تمایلات شخصی مرسی و اخوانالمسلمین مصر مربوط میشده؛ چرا که اگر این روابط عمیق بود تا این حد متزلزل نبود و کاهش نمییافت.
به عقیده برخی تحلیلگران به دنبال بازداشت های سران اخوان المسلمین از جمله مرسی و محمد بدیع و کناره گیری افرادی مانند البرادعی که به اعتدال شناخته می شود مصر جدا از بحران اقتصادی و سیاسی با بحران نداشتن رهبر و ایدئولوژی روبروست. از سوی دیگر برخی معتقد هستند در اثر داشتن رسانه دیگر لزومی ندارد یک فرد یا گروه هدایت جنبش و تحولات را به عهده بگیرند و از طریق همین رسانه ها می توان حرکت ها را به نتیجه رساند.
بخشی با بیان اینکه تحولات مصر و جهان عرب جمعی را دور هم گرد آورد ولی این گروه فاقد ایدئولوژی و رهبری بودند و باید در نظر داشته باشند که حرکاتی که در دانشگاهها صورت میگیرد اگر یک مرامنامه یا مانیفستی شامل خواستهها و اهداف آنها داشته باشد و یا گروه یا اشخاصی را برای رهبری خود انتخاب کنند میتوانند به نتیجه برسند، در غیر این صورت فضای دانشگاهی مصر هم مانند داخل جامعه شاهد قشون کشی سیاسی و درگیری خواهد بود و در تنشها مداخله کرده و دانشگاهها نیز پادگانی خواهند شد.
کوشکی نیز در رابطه با وضعیت فعلی مصر خاطرنشان کرد: نیروهای ارتش و نیروهای امنیتی مصر کنترل واقعی را در کشور در دست گرفتهاند. اما نیروهای سیاسی این کشور هیچ کدام جامعیت لازم برای رهبری تحولات مصر را ندارند.
وی با اشاره به اینکه مسیر تحولات مصر در حال حاضر به دست ارتش و نیروهای نظامی این کشور است، گفت: ارتش و نیروهای امنیتی مصر هم تابعی از مداخلات خارجی هستند و جهتدهی آنها به این تحولات هم بر اساس منافع آمریکا و کشورهای اقماری آمریکا در منطقه است و این طور نیست که تحولات مصر بدون جهت باشد.
وی ادامه داد: رهبران و نیروهای سیاسی مصر در حدی نیستند که بخواهند در وقایع مصر نقشی داشته یا اثرگذار باشند. زیرا آنها جامعیت لازم را ندارند.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه فعالان سیاسی مصر در فضاهای متفاوت و متنوعی عمل میکنند، گفت: هیچ چهرهای در میان این فعالان سیاسی آنقدر فراگیر نیست که بتواند اکثریت مردم مصر را با خود همراه سازد.
این سوالها که نسخه تجویز شده برای سایر کشورها در کشوری مانند مصر که آبستن حوادث بوده و هر لحظهاش با لحظه دیگر متفاوت است هم درست عمل میکند؟ آیا اسلامگراها حاضر هستند دروازه های این کشور را بر روی ترویست ها بگشایند؟ آیا ارتش و نیرو های نظامی می توانند آرامش را برقرار کرده و انتخابات در این کشور برگزار کند؟ همچنان بیجواب ماندهاند.
بهرام امیراحمدیان کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه مردم مصر به خوبی میدانند که برقراری صلح و امنیت در کشور به معنای بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی بوده و به طور کلی چه بازگشت مرسی به قدرت و چه شکست جریان حاکم هیچ کدام به نفع مصر و جهان اسلام نخواهد بود.
وی افزود: برخی از جریانهایی که از مرسی حمایت میکردند مانند احزاب سیاسی درحال حاضر به نوعی علاقه خود را به دولت موقت مصر اعلام کردهاند تا از این طریق بتوانند در تدوین قانون اساسی کشور سهیم باشند و این به آن معناست که قانون اساسی پیشین دارای ایرادهایی است که بعضی از احزاب هم به آن واقف هستند.
ائتلاف ملی حمایت از مشروعیت، متشکل از گروههای اسلامگرا و حامیان اخوان المسلمین همچنان فراخوان شرکت در تظاهرات به منظور حمایت از محمد مرسی را صادر میکنند. این در حالی است که برخی از مسوولان دولت موقت مصر خواستار انحلال کامل اخوان المسلمین شدند .البته حازم ببلامی نخست وزیر مصر در پاسخ به این درخواست چنین اقدامی راه حل مناسبی برای کشور ندانسته است.
امیراحمدیان با اشاره به اینکه برخی از مخالفین اخوانالمسلمین گفتهاند که اخوانالمسلمین باید منحل شود، گفت: اخوانالمسلمین جریان سیاسی ثبت شده نبوده است که با غیرقانونی اعلام شدن آن دست از کار بکشد چرا که آنها یک جریان بوده و به عنوان یک حزب ثبت نشدهاند. بنابراین مخالفان چه چیزی را میخواهند منحل بکنند. آنها که تشکیلات رسمی ندارند و بیشتر به صورت غیررسمی فعالیت میکردند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: نخستوزیر موقت مصر اعلام کرده است که قصد منحل کردن اخوانالمسلمین را نداشته و آن را به دستگاه قضایی واگذار میکنند زیرا میخواهند اخوانالمسلمین را به نوعی به عنوان یک طرف بازی داشته باشند و اگر برخی از سران آن را دستگیر و محاکمه میکنند به این دلیل است که به نوعی از اخوانیها امتیاز بگیرند تا اگر قصد مخالفت با جریان موجود را داشته باشند سران آنها را بازداشت کرده و در روند این جریان خلل ایجاد میکنند.
وی در رابطه با وضعیت اخوانالمسلمین مصر، خاطرنشان کرد: اینکه ما فکر کنیم یک جریان سیاسی با کشته شدن یک فرد و یا بازداشت تعدادی سران از هم گسسته شود درست نیست. چرا که اخوانیها حدود هشتاد سال سابقه فعالیت داشته و شعبههای بسیاری در سایر کشورهای منطقه دارد بنابراین در صورت از بین رفتن راس هرم هم این جریان باز به کار خود ادامه خواهد داد.
وضعیت مصر و سایر کشورهای منطقه به قدری حساس شده است که گفته می شود هر تحولی در این بخش روی وضعیت آنها نیز تاثیر می گذارد در چنین شرایطی تهدید آمریکا برای حمله به سوریه هم به تنش های منطقه و بویژه مصر بیش از پیش افزوده است.
همچنین در صورت عملی شدن تهدیدهای اوباما،امکان کشیده شدن دامنه این حملات و افزایش خشونت ها در کشورهای همسایه از جمله مصر قابل پیش بینی است.
احمد بخشی در مورد اثرات حملات آمریکا به سوریه در منطقه و به ویژه در مصر عنوان کرد: هر تحولی در خاورمیانه در کل منطقه تاثیرگذار خواهد بود و با توجه به نزدیکی بین مصر و سوریه میتوان انتظار تاثیرات بسیاری روی مصر داشت.
وی افزود: به عقیده برخی از کارشناسان اینکه اوباما در حمله به سوریه تعلل میکند به دلیل این است که خاورمیانه در حال حاضر ثبات چندانی ندارد برای مثال مصر هنوز شاهد تثبیت حکومتی مقتدر نیست.
بخشی با بیان اینکه تهدید آمریکا برای حمله به سوریه نه تنها در منطقه بلکه در وضعیت داخلی مصر هم تاثیرگذار است، گفت: هر نوع تحولی در مورد روشن شدن وضعیت مبارک یا مرسی ممکن است باعث تنش در وضعیت سیاسی و اجتماعی مصر شود. در نتیجه این وضعیت برزخی که در مصر ایجاد شده ممکن است تداوم یابد و همین شرایط فضا را برای ارتش مناسبتر میکند.
همچنین سیگنالهایی که از سوی ارتش مصر فرستاده میشود نشان میدهد که چندان موافق حمله به سوریه نیستند و از طرف دیگر میتوانند فضای پس از کودتا یا برکناری مرسی را به نحوی تبیین و توجیه بکنند ولی در کل مصر بخشی از دغدغه اوباما است.
کوشکی نیز در رابطه با تهدید آمریکا برای حمله به سوریه تاکید کرد: احتمال اینکه جنگ تمام عیاری با سوریه بشود کم است زیرا کشورهای اروپایی و آمریکا باید انگیزه قوی برای این کار داشته باشند و این انگیزه قوی در لیبی وجود داشت اما در سوریه نیست به همین دلیل این تهدیدها یک جنگ روانی محسوب میشود یا جنگی محدود، صورت گرفتن جنگی تمام عیار از سوی غربیها در سوریه دور از ذهن است.
به عقیده برخی از صاحبنظران پس از تحولات اخیر در خاورمیانه و آغاز بیداری اسلامی، موجی شکل گرفت که حکومت ترکیه را الگوی مناسبی برای حکومت اسلامی میدانست ولی این امر مورد قبول برخی از اسلامگراها به ویژه در مصر نیست البته عکس این در ترکیه و برخی از کشور های عربی هم صادق بوده و آنها هم از گسترش اسلامگرایی به سبک اخوان المسلمین در کشورهایشان واهمه دارند.
همین نگرانی ها باعث کشمکش ها بین دو کشور هم شد و اخیرا هم اهانت اردوغان به شیخ الازهر خشم و نفرت بسیاری از اسلامگراها را در مصر به دنبال داشت تا جایی که مردم و بسیاری از مسوولان این کشور خواستار قطع رابطه با ترکیه شدند.
صادق کوشکی کارشناس مسائل بینالملل در مورد کاهش سطح روابط قاهره و آنکارا عنوان کرد: روابط مصر و ترکیه در دوران مرسی حتی خارج از ظرفیت عادی گسترش یافته بود و دو طرف تمایل داشتند این روابط به حداکثر خود برسد.
وی افزود: این در حالی است که دو کشور ظرفیت گسترش چنین روابطی را نداشتند و سقوط مرسی هم باعث شد تعاملات دو کشور به حداقل خود برسد. البته اگر روابط دو کشور استراتژیک و عمیق بود هیچ دولتی نمیتوانست سطح این روابط را کاهش بدهد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه کاهش سطح روابط قاهره و آنکارا نشان میدهد که این روابط پایدار و عمیق نبوده است، گفت: این تعاملات بیشتر به تمایلات شخصی مرسی و اخوانالمسلمین مصر مربوط میشده؛ چرا که اگر این روابط عمیق بود تا این حد متزلزل نبود و کاهش نمییافت.
به عقیده برخی تحلیلگران به دنبال بازداشت های سران اخوان المسلمین از جمله مرسی و محمد بدیع و کناره گیری افرادی مانند البرادعی که به اعتدال شناخته می شود مصر جدا از بحران اقتصادی و سیاسی با بحران نداشتن رهبر و ایدئولوژی روبروست. از سوی دیگر برخی معتقد هستند در اثر داشتن رسانه دیگر لزومی ندارد یک فرد یا گروه هدایت جنبش و تحولات را به عهده بگیرند و از طریق همین رسانه ها می توان حرکت ها را به نتیجه رساند.
بخشی با بیان اینکه تحولات مصر و جهان عرب جمعی را دور هم گرد آورد ولی این گروه فاقد ایدئولوژی و رهبری بودند و باید در نظر داشته باشند که حرکاتی که در دانشگاهها صورت میگیرد اگر یک مرامنامه یا مانیفستی شامل خواستهها و اهداف آنها داشته باشد و یا گروه یا اشخاصی را برای رهبری خود انتخاب کنند میتوانند به نتیجه برسند، در غیر این صورت فضای دانشگاهی مصر هم مانند داخل جامعه شاهد قشون کشی سیاسی و درگیری خواهد بود و در تنشها مداخله کرده و دانشگاهها نیز پادگانی خواهند شد.
کوشکی نیز در رابطه با وضعیت فعلی مصر خاطرنشان کرد: نیروهای ارتش و نیروهای امنیتی مصر کنترل واقعی را در کشور در دست گرفتهاند. اما نیروهای سیاسی این کشور هیچ کدام جامعیت لازم برای رهبری تحولات مصر را ندارند.
وی با اشاره به اینکه مسیر تحولات مصر در حال حاضر به دست ارتش و نیروهای نظامی این کشور است، گفت: ارتش و نیروهای امنیتی مصر هم تابعی از مداخلات خارجی هستند و جهتدهی آنها به این تحولات هم بر اساس منافع آمریکا و کشورهای اقماری آمریکا در منطقه است و این طور نیست که تحولات مصر بدون جهت باشد.
وی ادامه داد: رهبران و نیروهای سیاسی مصر در حدی نیستند که بخواهند در وقایع مصر نقشی داشته یا اثرگذار باشند. زیرا آنها جامعیت لازم را ندارند.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه فعالان سیاسی مصر در فضاهای متفاوت و متنوعی عمل میکنند، گفت: هیچ چهرهای در میان این فعالان سیاسی آنقدر فراگیر نیست که بتواند اکثریت مردم مصر را با خود همراه سازد.
این سوالها که نسخه تجویز شده برای سایر کشورها در کشوری مانند مصر که آبستن حوادث بوده و هر لحظهاش با لحظه دیگر متفاوت است هم درست عمل میکند؟ آیا اسلامگراها حاضر هستند دروازه های این کشور را بر روی ترویست ها بگشایند؟ آیا ارتش و نیرو های نظامی می توانند آرامش را برقرار کرده و انتخابات در این کشور برگزار کند؟ همچنان بیجواب ماندهاند.