این صدای گنجی نیست! - وبسایت خبری میرحسین موسوی:
هواداران تئوری تقلب در انتخابات دیوانه اند!
هيچ شخصي نمي تواند وقوع تقلب را قاطعانه اعلام كند و در صورت وجود چنين شخصي بايد در سلامت عقلي او شك كرد!! قضاوتي كه در اين باب شده و مي شود از روي شواهد و مدارك متقن يا تحليلي!! است...
کد خبر : ۱۲۸۹۲
اين عبارت نه از اكبر گنجي كه اخيرا ادعاي تقلب را به چالش كشيد، بلكه تحليل سايت جرس وابسته به میرحسین موسوی (کودتاچی ناکام) است. جرس ضمن اشاره به پيروزي نامزد مورد حمايت لولا داسيلوا (ديلما روسف) در دور دوم انتخابات رياست جمهوري برزيل، مدعي شده كه در ايران هم بايد انتخابات به دور دوم مي كشيد و اين نشانه اي است از اين كه «احتمال» تقلب وجود دارد! جرس در عين حال اشتباها ديك چني (و نه مك كين) را رقيب اوباما در انتخابات 2 سال پيش رياست جمهوري آمريكا معرفي مي كند و مي نويسد: در آن انتخابات هم مانند نمونه برزيل، با وجود غلبه گسترده شعار تغيير، فاصله آراي اوباما و ديك چني ]؟![ مشابه با وضعيت برزيل بود.
نويسنده جرس با اذعان به اينكه به تدريج واژه تقلب از بيانيه ها و سخنراني هاي كساني چون موسوي حذف شد و «مهندسي انتخابات» جاي آن نشست، اضافه مي كند: زير سؤال رفتن بحث تقلب يا تشكيك در ابعاد و مختصات آن، به ماهيت وجودي و ايجابي جنبش سبز لطمه اي وارد نمي كند. كساني كه عامل تقلب را مردود مي دانند بايد توضيح دهند چه عاملي سبب برانگيختن 10ميليون راي دهنده جديد شده كه 7 ميليون آن طريق فعلي را برگزيده اند؟
جرس همچنين نوشت: هيچ شخصي نمي تواند وقوع تقلب را قاطعانه اعلام كند و در صورت وجود چنين شخصي بايد در سلامت عقلي او شك كرد.!! قضاوتي كه در اين باب شده و مي شود از روي شواهد و مدارك متقن يا تحليلي !! است كه بسياري از آن به شيوه برخورد حاكميت با معترضين بازمي گردد.
تحليل اخير ارگان حلقه لندن (اتاق فكر فتنه سبز در خارج) در حالي است كه سازمان دهندگان فتنه در داخل و خارج، قطعيت وقوع تقلب را مبناي ايجاد آشوب و اردوكشي خياباني قرار داده بودند و با ضرس قاطع از تقلب 11ميليوني!! سخن مي گفتند كه بنابر حكم اخير جرسي ها، بايد قبل از هر بحث ديگري در سلامت عقلي آنها شك كرد (همچنان كه چندي پيش تاج زاده تصريح كرد من به عنوان كسي كه در برگزاري انتخابات سابقه دارد مي گويم ما انتخابات را باخته ايم و 11ميليون تقلب امكان ندارد).
از سوي ديگر بايد پرسيد چه كسي گفته امر واقع و حقيقت راي مردم را بايد با تحليل هاي قالبي و توهم آميز ذهني محك زد و مثلا نتيجه انتخابات ايران بايد عين نتيجه انتخابات برزيل را تداعي كند؟! آيا مثلا انتخابات برزيل كه به دور دوم رفت، با انتخابات آمريكا كه در همان مرحله اول پايان يافت عينا يكسان بود؟! و اگر قرار باشد نتايج انتخابات يك خط مستقيم از پيش طراحي شده باشد- آن گونه كه جرسي ها ادعا مي كنند- ديگر چه نيازي به انتخابات است؛ طبق همان فرمول مي شود منتخب جديد را «منصوب» كرد! همچنين بايد گفت «شواهد تحليلي» چه صيغه اي است كه با آن مي توان جلوي راي اكثريت 25ميليوني ايستاد و استبداد راي و آشوب و قانون شكني را توجيه كرد؟!
اما درباره افزايش مشاركت عمومي و نيز افزايش راي رئيس جمهور منتخب به نسبت آراي دوره قبل، سند روشن، خدمتگزاري و عدالت خواهي و آميختگي دولت و رئيس جمهور با مردم است كه طبيعتا باعث اميد و اطمينان و اعتماد عمومي- هم نسبت به اثرگذاري انتخابات و هم نسبت به عملكرد دولت و رئيس جمهور- شد. چطور وقتي راي آقاي خاتمي از 20 ميليون به حدود 22 ميليون رسيد كسي از همين حضرات فتنه گر نگفت تقلب شده اما حالا كه همان جريان، خيانت خود را بعد از يك دهه علنا آشكار كرده و شكست خورده اند، بايد گفت تقلب شده؟ چه كسي اين منطق يك بام و دو هوا را باور مي كند؟
اصل سخن همان است كه جرسي ها - با وجود هو شدن اكبر گنجي- به آن اشاره كرده اند «بايد در سلامت عقلي كسي كه قاطعانه مي گويد تقلب شده شك كرد». اما اگر احتمال تقلب جاي قطعيت تقلب نشانده شد بايد پرسيد چگونه مي توان با طرح يك احتمال بي پايه 8 ماه تنش و اغتشاش و آشوب را به يك كشور و ملت تحميل كرد و درباره مستند آن مثلا گفت كه معني ندارد وقتي شوهر من فرزند آذربايجان و داماد لرستان است، مردم اين مناطق به كس ديگري راي داده باشند!
از طرفی دیگر یکی از شعارهای تبلیغاتی ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد این بوده که " ریشه را باید ساخت . "
سوال مهم این است که ریشه در سازمانهای دولتی چیست تا ساخته شود ؟ آیا مدیران ارشد در سازمانهای دولتی ریشه های آن سازمانها محسوب میشوند یا خیر؟ بدیهی است وقتی افرادی با گرایشات دوم خرداد و از حامیان فتنه کودتای سبز به پستهای کلیدی و مدیریتی ارتقاء پیدا میکنند متعاقباٌ بی عدالتی ها , باندبازی ها و رانت خواری ها بطور هدفمند افزایش پیدا میکند . متاسفانه بایستی اذعان نمود در حال حاضر افراد با گرایشات دوم خرداد و از حامی فتنه کودتای سبز با هدف گسترش بی عدالتی ها , باندبازی ها و رانت خواریها در سازمانهای دولتی به پستهای کلیدی در سطوح ارشد منصوب شده و میشوند که مبین وجود آلودگی شدید در سطوح بالای آن وزارتخانه است .
بدون تردید نفوذ افراد با گرایشات دوم خرداد و از حامیان فتنه کودتای سبز به بخش های کلیدی و حساس در سازمانهای دولتی باهدف گسترش تبعیض و بی عدالتی در دولت عدالت محور جناب آقای احمدی نژاد و بمنظور ایجاد بدبینی و دلسرد نمودن آحاد ملت شریف ایران اسلامی و با هدف ایجاد بستر برای آغاز فاز دوم فتنه کودتای سبز در حال انجام است . باتوجه به شرایط موجود تکلیف چیست ؟ چگونه بایستی مستندات را منعکس نمود تا جلوی بی عدالتی ها گرفته شود؟
لذا باتوجه به گسترش هدفمند مفاسد در سازمانهای دولتی لازم است ریاست محترم جمهور یک بخش ویژه و مستقل در دولت محترم جهت بررسی مفاسد برنامه ریزی شده در سازمانهای دولتی در خارج از سازمانهای موجود ایجاد نماید تا مستندات جهت رسیدگی به آن مرکز ارسال شود.
متاسفانه مراجعه دوستان دلسوز نزد مدیرعامل سازمان ( ر.. آ... ) بدلیل برخورد نامناسب آن مدیر عامل با موضوع و باتوجه به نفوذ حامیان فتنه کودتای سبز به پستهای کلیدی در حراست و بازرسی در آن سازمان تاکنون این پیگیریها جهت رفع بی عدالتی ها و تبعیض ها نتیجه نداده است . لذا درصورت وجود مرکزی در دولت عدالت محور بطوریکه در خارج از وازرتخانه و سازمانهای آلوده وجود دارد اعلام فرمائید تا مستندات جهت ریشه کن شدن مافیای قدرت و ثروت در سازمانها به آن مرکز ارائه گردد.
همچنین خواهشمند است به ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد اطلاع رسانی نمائید .
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا