دعواي نبوي و گنجي حكايت آفريد!
کد خبر : ۱۲۸۶۳
طنزنويس اجير در توجيه اقدام خود مطلبي كه مجددا آميخته با توهين و تحقير است در «جرس» خطاب به افشاري نوشت، او مي نويسد: اگر مي خواستم گنجي را ترور شخصيت كنم كه در همان روزهايي كه حتي همسر گنجي هم توافق كرده بود كه او اعتصاب غذا را تا مرگ ادامه بدهد، نامه نمي نوشتم كه باباجان، بي خودي اين آدم را شير نكنيد، يك دفعه ديديد جدي گرفت و مرد. اگر مي خواستم ترور شخصيت كنم همان زمان مي كردم كه همه شرايط ترور هم آماده بود.
وي همچنين با بيان اينكه «شما طنز را نمي فهميد و اصطلاح سم بر زمين كوبيدن براي طنز و اصرار به كار رفته» مي افزايد: گنجي مي گفت آدم در مي ماند در اين حرفهاي اپوزيسيون. مي گويند ما سبز هستيم، بعد مي گويند موسوي را قبول نداريم كه در كشتار 67 نقش داشته، رنگ سبز هم سيدي است و قبول نداريم، زنداني هاي سبزها هم همه شان قبلا حزب اللهي بودند، در انتخابات هم شركت نكرديم و اصلا راي نداديم. خب، شما كه هيچ چيزتان سبز نيست، براي چي از رنگ سبز استفاده مي كنيد1؟ مگر رنگ ديگري در دنيا نيست، بگوييد ما قرمزيم. اين جمله هاي آقاي گنجي است. علي جان! شما كه معتقدي كه سبزها تحمل نظر مخالف ندارند، دموكرات هم نيستند، حامي حقوق بشر هم نيستند و دروغ مي گويند، حالا چه اصراري داري كه آنها حتي مصالح جنبشي كه شما سر تا پايش را دروغ مي داني و آنها به آن افتخار مي كنند، حق نداشته باشند تعيين كنند؟
آقاي گنجي روزي كه زنداني شد، نوشت كه اصلاحات تنها راه نجات كشور ماست و حاضريم جانمان را برايش بدهيم و سالها زندان برويم. بعد از پنج سال گفت، من از اول با اصلاحات مخالف بودم و به خاطر اينكه مي گفتم [آيت الله]خامنه اي بايد برود، زنداني شدم. حالا اگر من بگويم اين برادر ما آلزايمر دارد، تروريست هستم؟ آقاي گنجي يك سال قبل به منتقدان جنبش سبز مي گفت شما كه نه رنگ سبز را نه موسوي و خاتمي و كروبي را، نه انتخابات و شعار راي من كجاست را قبول داريد، چرا مي گوييد ما سبزيم، حالا همين آقاي گنجي عليه موسوي و خاتمي و زندانيان جنبش و شعار جنبش و همه چيز مخالفت مي كند! من نمي فهمم كجاش سبز است؟
شايان ذكر است سپردن مميزي جنبش سبز كذايي به طنزنويس اجير حلقه لندن (جرس) و اخراج گنجي از جنبش سبز توسط نامبرده در حالي است كه گنجي تا چندي پيش از سوي حلقه جرس با القاب نچسبي چون «يكي از 5 عضو اتاق فكر جنبش سبز در خارج» و «ابوذر» معرفي مي شد و معلوم نيست چطور در عرض چند ماه مي توان يكي از رهبران (؟!) جنبش سبز را تا حد كسي كه اصلا سبز نيست و سم بر زمين مي كوبد پايين آورد؟ البته وقتي يك طنزنويس در به در و مفلوك، بشود استراتژيست جنبش كذايي و خروجي اش بشود پيشنهاد افتضاح «درازگوش تروا»، لابد به همان دليل هم مي شود اكبر پونز را يكي از 5 سركرده جنبش معرفي نمود و بعد هم او را در زمره «كالانعام بل هم اضل» به حساب آورد!
اين تسويه حساب شديد با اكبر گنجي در حالي است كه نامبرده اخيرا تصريح كرد جنبش سبز دچار «استبداد سبز» شده است.