۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷

فقط اعتراض کروبی تأثیرداشت

کد خبر : ۱۲۳۷۸
تقی دژاکام که به عنوان یکی از مسئولان غرفه روزنامه کیهان در نمایشگاه مطبوعات حضور دارد، در جدیدترین مطلب وبلاگ "آب و آتش" نوشت:
توی همان یک روزی که در غرفه کیهان بودم ، تعداد زیادی از جوانان پر شور و پر انرژی درباره مسئول دفتر رئیس جمهور سؤال می کردند. خیلیهایشان درباره نظری? « مکتب ایرانی » او می پرسیدند و اینکه اشکالش چیست .
یک بار که این پرسش را سه چهار نفر با هم مطرح کردند گفتم : من نظر خودم را می گویم و کاری به نظر کیهان ندارم و اصولاً در کیهان الزاماً همه یک دیدگاه ندارند و ممکن است در موضوعات مختلف ، دیدگاههای گوناگون وجود داشته باشد .
گفتم : من اشکال مهمی در نظریه مکتب ایرانی نمی بینم و اصولاً راستش را بخواهید اشکال مهمی در «اظهارات» مسئول دفتر رئیس جمهور سراغ ندارم و همیشه یک حمل به صحت ِ بزرگ و توجیه نسبتاً موجهّی در «صحبت»های او دارم ( البته بجز دوستی با مردم اسرائیل که با هیچ حمل به صحت و توجیهی ، درست بشو نیست و دیدیم که آقا هم درباره آن با چه صراحتی سخن گفتند ).
گفتم : به گمان من ، مکتب ایرانی اگر به این معنی باشد که الان ایران ، بزرگترین حامی و مبلغ اسلام ناب و اصیلترین نوع آن است ،حرف کاملاً درستی است . اگر به این معنی باشد که کارشناسانه ترین دیدگاههای اسلامی در ایران امروز مطرح و تبلیغ می شود باز هم حرف کاملاً درستی است و اضافه کردم بسیاری از این تعابیر در کتاب گرانسنگ « خدمات متقابل اسلام و ایران » ِ استاد شهید مرتضی مطهری مطرح و تأیید شده است و من در این باره و اصولاً در سخنان او مشکلی نمی بینم . اما ... اما اشکال در این سخنان نیست و فکر می کنم علما و روحانیانی که در این باره موضع گرفتند ، دقت نکردند که مشکل از ترویج و اشاعه لیبرالیسم فرهنگی منحط و پوپولیسم شدیدی است که از سوی آقای مشّایی تبلیغ و ترویج می شود ؛ لیبرالیسمی که به هیچ وجه با آرمانگرایی دینی و تعالیم مکتبی امام خمینی و رهبر انقلاب همخوانی ندارد و حتی با آن متضاد است .
بعد به مسئله ای اشاره کردم که برای آن جوانان کاملاً تازگی داشت و شاید بسیاری از مردم از آن خبر نداشته باشند و آن ماجرای فیلم «مارمولک» بود . پرسیدم : حرف آخر فیلم مارمولک چه بود ؟ همه با هم جواب دادند : ضدیت یا تحقیر روحانیت . گفتم : نه ! این اشتباهی است که علما و بزرگان حوزه ما هم کردند و همان موقع با شتابزدگی در برابر آن موضع گرفتند . در حالی که اتفاقاً کارگردان فیلم ، خیلی با دقت و وسواس ،حساب روحانی واقعی را از کسی که در لباس روحانیت رفته بود سوا کرده بودند . در اول فیلم یک روحانی ِ ملکوتی و خوب و درست و حسابی تعریف شده و سپس یک آدم خلافکار سابقه دار آمده ، در لباس او رفته و آن ماجراها را آفریده است . در حقیقت تا اینجای فیلم ،همان تعبیری است که از مرحوم آیت الله بروجردی نقل شده بود که وقتی به او گفتند یک روحانی دزدی کرده است ، گفت : نگویید یک روحانی دزدی کرده است بگویید دزدی در لباس روحانیت رفته است . و این فیلم این تعبیر را به بهترین و مؤثرترین وجهی تصویر کرده بود و چون پیش از آن ، روحانی خوب فیلم نیز تصویر شده بود این اتهام که فیلم علیه روحانیت است اتهامی نچسب و از سر بی دقتی است . اما ... اما مشکل فیلم که خیلیها به آن دقت نکردند در ترویج تفکر نسبیتی است که بشدت مخرب است . نسبیتی که تخم لق آن را عبدالکریم سروش در ذهنها انداخت و باعث شد محسن مخملبافی که توبه نصوح و استعاذه و دو چشم بی سو را می ساخت ، کارش به آنجا برسد که فیلم « سکس و فلسفه » را بسازد . بر اساس همین اندیشه نسبیت بود که در این فیلم ، تبلیغ می شد که تو هر غلطی می خواهی بکن اما بدان از همین راه هم می توانی به خدا برسی . یعنی تحریف معنوی حدیثی که می فرماید : الطُرُق الی الله بعدد نفوس الخلایق . یعنی از هر کسی یا از هر دلی راهی به سوی خداست و هر کس خدا را به گونه ای می شناسد . اما این حدیث به این معنی نیست که تو از هر راه غلطی می توانی به خدا برسی ! مگر می شود از نقطه الف که یک خط مستقیم به نقطه ب است ، شما با انحراف 45 درجه حرکت کنی و دقیقاً هم به نقطه ب برسی ؟!
بعد ، آن نکته ای را گفتم که هیچ کدامشان نشنیده بودند . گفتم می دانید چرا این فیلم در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در اوج فروش بیسابقه اش از اکران سینماها برداشته شد ؟ گفتند : لابد به خاطر اعتراضات مردم و علما . خندیدم و گفتم : اصلاً . مردم و علما اتفاقاً با همان تصور غلط ِ علیه ِ روحانیت بودن ِ فیلم با آن مخالفتها کرده بودند و سخنرانیها و خطبه ها داشتند . مراجع بزرگ علیه آن موضع گرفتند ؛ مواضعی که اگر آقای خاتمی و وزیر وقت فرهنگ و ارشاد کمی دلسوزی داشتند باید بر اساس آن اقدامی می کردند ، اما پس از هفته ها از اکران فیلم و گسترش اعتراضات ، تنها وقتی که «مهدی کروبی» این فیلم را دید و او هم با سادگی تصور کرد علیه روحانیت است و به تریج لباس روحانیش بر خورد و اعتراض شدید کرده بود و این اعتراض را صریحاً به خاتمی انتقال داد و حتی او را تهدید کرد ، خاتمی به وزیر وقت فرهنگ دستور داد که فیلم از اکران خارج شود . یعنی آنهمه اعتراضات علما و مراجع کوچکترین تأثیری در این موضوع نداشت اما فقط اعتراض کروبی موجب حذف این فیلم شد و البته آنها بدشان نیامد که گناه حذف این فیلم پر فروش را به گردن روحانیت و مراجع بگذارند تا واقعاً این تصور غلط جا بیفتد که فیلم علیه قشر روحانی بوده است!
هر سه چهار نفرشان بدون اینکه سؤال دیگری بکنند آبی نوشیدند و غرفه را ترک کردند؛ فکر می کنم قانع شده بودند.