۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۳
سيد حسين علوي

بازی در زمین منافقین

کد خبر : ۱۲۰۴
سيدحسين علوي
 شايد بتوان يكي از اصلي ترين محورهاي عمليات رواني دشمنان داخلي و خارجي را در جريان فتنه هاي پس از انتخابات «ادعاي نقض قانون اساسي در راستاي جلوگيري از اعطاي مجوز براي برگزاري تجمعات مردمي» قلمداد كرد. ادعايي كه طي هفت ماهه اخير، بارها در حاشيه و متن روزنامه ها و سايتهاي اينترنتي منتسب به عوامل فتنه منتشر شده است. و در اين باره اشاره به نكاتي ضروري به نظر مي رسد؛

«اگر نظام مطابق قانون اساسي، اجازه تظاهرات قانوني به ما مي داد به هيچ وجه كار به فتنه هاي اين هفت ماهه نمي كشيد» اين تمام شبهه است. با اين وصف چه پاسخي به شبهه افكنان بايد داد؟
الف)
تمام هياهوي اين عده به يكي از اصول قانون اساسي بازمي گردد. اصل 27 قانون اساسي كه مبين تجويز تجمعات و راهپيمايي ها است. مطابق اين اصل «تشكيل اجتماعات و راهپيمايي ها بدون حمل سلاح، به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.»
جرياني كه با توسل به دروغهاي شاخ دار در طول هفت ماهه اخير هوادارانش را براي آشوب راهي خيابانها كرده، اكنون با دستمايه قرار دادن اين اصل از قانون اساسي مي كوشد تا جرم جنايات خود را به گردن نظام اندازد. بهانه آنها چنين است؛ «اگر نظام مطابق قانون اساسي، اجازه تظاهرات قانوني به ما مي داد به هيچ وجه كار به فتنه هاي اين هفت ماهه نمي كشيد» اين تمام شبهه است. با اين وصف چه پاسخي به شبهه افكنان بايد داد؟ آيا به واقع نظام اسلامي حقي قانوني را از فتنه انگيزان دريغ كرده است؟

ب) با نگاهي دوباره به اصل 27 قانون اساسي اين واقعيت را مي توان آشكارا ملاحظه كرد كه اصل مذكور «شرط اساسي» برگزاري تجمعات را «عدم اخلال در مباني اسلام» عنوان كرده است. با اين توضيح بايد يكبار ديگر به ايام ملتهب هفت ماهه اخير بازگرديم تا حقيقت ماجرا روشن شود.

كساني كه تلاش مي كردند تا با آويختن به دروغ بزرگ تقلب، نظام جمهوري اسلامي را در چشم جهانيان ديكتاتور و دروغگو معرفي كنند، در پي چه هدفي بودند؟ هدف جريان فتنه، اعتراض قانوني به نحوه شمارش آراء و برگزاري انتخابات نبوده است. كساني كه خواهان «اردوكشي هاي خياباني» بودند از يك سو به دنبال وارد كردن فشار توده اي براي به كرسي نشاندن مطالبه نامشروع و ديكتاتورمآبانه ابطال انتخابات بودند و از سوي ديگر گرگهاي كمين كرده بي بي سي و صداي آمريكا و... را فراخوانده بودند تا زمينه فشار رسانه اي جهاني را بر اين نظام مظلوم فراهم نمايند.
ج)
يكي از مباني قرآني حكومت اسلامي قاعده اي است تحت عنوان «قاعده نفي سبيل». اين اصل خدشه ناپذير كه از آيه 141سوره مباركه نساء اخذ شده حكايت از مخالفت اصولي با هرگونه سيطره كفار بر مؤمنان دارد...؛ «ولن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا».
بر مبناي اصل قرآني فوق هرگونه تلاشي كه منتهي به استيلاي كفار بر مؤمنان گردد «مخل به مباني اسلام» است. اينك بايد از سردمداران فتنه سؤال كرد كه هدف آنها از برپايي تجمعات خياباني چه بوده است؟ كساني كه تلاش مي كردند تا با آويختن به دروغ بزرگ تقلب، نظام جمهوري اسلامي را در چشم جهانيان ديكتاتور و دروغگو معرفي كنند، در پي چه هدفي بودند؟ هدف جريان فتنه، اعتراض قانوني به نحوه شمارش آراء و برگزاري انتخابات نبوده است. كساني كه خواهان «اردوكشي هاي خياباني» بودند از يك سو به دنبال وارد كردن فشار توده اي براي به كرسي نشاندن مطالبه نامشروع و ديكتاتورمآبانه ابطال انتخابات بودند و از سوي ديگر گرگهاي كمين كرده بي بي سي و صداي آمريكا و... را فراخوانده بودند تا زمينه فشار رسانه اي جهاني را بر اين نظام مظلوم فراهم نمايند. كه در هر دو مقصود با مقاومت جانانه ملت روبرو شده و ناكام ماندند.
از اين رو بدون ذره اي ترديد بايد اذعان كرد كه چنين تجمعاتي عليه قوانين جمهوري اسلامي، مصداق بارز كمك به سيطره كفار بر مؤمنين و مطابق قاعده اسلامي «نفي سبيل»، مخل به مباني اسلام بوده است.

د) نكته ديگر در باب اخلال چنين تجمعاتي در مباني اسلام، به مقابله آشكار آنها با يكي از اركان جمهوري اسلامي بازمي گردد. در واقع اگر دو ركن اساسي اين نظام را «اسلاميت» و «جمهوريت» بدانيم، علي القاعده كساني كه تمام ادعايشان «بزرگتر بودن 13 از 24» است! را بايد نفي كنندگان ركن «جمهوريت» نظام اسلامي قلمداد نماييم. آيا نبايد آنها و مطالباتشان را در راستاي نفي جمهوريت نظام قلمداد كرد؟ آيا نفي جمهوريت به عنوان ركن نظام اسلامي، كه به فرموده امام حفظ آن از اوجب واجبات است نمي باشد و «مخل به مباني اسلام» نيست؟

ه) يكي ديگر از مباني قرآني اسلام «منع تعاون در اثم» است. بدين معني كه همكاري در اجراي معاصي صراحتا در قرآن كريم منع شده است. آنگونه كه خداوند متعال در آيه شريفه دوم از سوره مباركه مائده مي فرمايد: «ولاتعاونوا علي الاثم والعدوان»!
آيا تجمع براي اشاعه و دفاع از يك «دروغ» مصداق اتم و اكمل «اثم» و معصيت نيست؟! آيا آن عده اي كه يا از سر فريب خوردگي و يا از سر كين خواهي و عناد در اين تجمعات شركت مي كنند، مصداق «معاونين در اثم» نيستند؟ و بالاخره آيا آن وزارت كشوري كه بخواهد به عاملين و معاونين در اثم مجوز تجمع دهد خودش مبدل به معاون در اثم نشده است؟! مساله خيلي روشن است. وزارت كشور موظف بوده، بدان جهت كه تشكيل چنان تجمعي به دليل «تعاون در اثم» قطعا مخل به مباني اسلام خواهد بود، مطابق قانون اساسي از تشكيل آن جلوگيري كند.

سران فتنه كه مي دانستند دستشان از ادله قانوني مبني بر اثبات وقوع تقلب كوتاه است، به رغم دوباره تمديد مهلت از جانب شوراي نگهبان براي ثبت شكايت، هرگز به سراغ اعتراض قانوني نرفتند. هرچند رفتارهاي منافقانه اين عده بي شك در صفحات تاريخ ثبت خواهد شد، اما سؤال اساسي آنجاست كه در اين ميانه رفتار نظام اسلامي با اين گروه قانون شكن چگونه بايد مي بود؟
و)
مساله بعدي به تقابل صريح اين جماعت با قانون بازمي گردد. تمام ادعاي آنها مربوط به وقوع تقلب در انتخابات، دقيقا راهكار قانوني داشت. سران فتنه كه مي دانستند دستشان از ادله قانوني مبني بر اثبات وقوع تقلب كوتاه است، به رغم دو بار تمديد مهلت از جانب شوراي نگهبان براي ثبت شكايت، هرگز به سراغ اعتراض قانوني نرفتند. هرچند رفتارهاي منافقانه اين عده بي شك در صفحات تاريخ ثبت خواهد شد، اما سؤال اساسي آنجاست كه در اين ميانه رفتار نظام اسلامي با اين گروه قانون شكن چگونه بايد مي بود؟ آيا بايد با كساني كه مزورانه در فرم ثبت كانديداتوري اعلام التزام به قانون اساسي و قانون انتخابات را نمودند و نهايتا چهره حقيقي خود را با دهن كجي به اركان قانون اساسي و قانون انتخابات براي تاريخ به يادگار گذاشتند، همچون مؤمنان و ملتزمان به اسلام و نظام اسلامي برخورد مي كرد؟! آيا صدور مجوز تجمع خياباني براي جريان منحرفي كه شيمون پرز و اوباما و ميليبند و هيلاري كلينتون و نتانياهو و... در آن ايام برايشان بال بال مي زدند، مخل به مباني اسلام نيست؟ اگر اعطاي مجوز ستيز با حقيقت مخل به مباني اسلام نيست پس اخلال در مباني اسلام چيست؟!

نامه موسوي به شيخ حسينعلي منتظري و درخواست رهنمود از وي براي رهبري معنوي جنبش به اصطلاح سبز(!) لكه ننگيني است كه دامان او را هرگز رها نخواهد كرد. سردسته كساني كه مي خواست قانوني(!) اغتشاش كند همدست كسي بود كه بيست سال پيش از اين امام خميني(ره) خطر او را در رديف منافقين شمرده بودند!
ز)
يادآوري اين نكته حياتي نيز ضروري است كه؛ سران فتنه به تنهايي در معركه پس از انتخابات به كارزار نظام نيامده بودند. آنها از سالها پيش هم پياله كساني گشته بودند كه در دشمني آنها با عمود خيمه اسلام، گوي سبقت را از يكديگر ربوده بودند. نامه موسوي به شيخ حسينعلي منتظري و درخواست رهنمود از وي براي رهبري معنوي جنبش به اصطلاح سبز(!) لكه ننگيني است كه دامان او را هرگز رها نخواهد كرد. سردسته كساني كه مي خواست قانوني(!) اغتشاش كند همدست كسي بود كه بيست سال پيش از اين امام خميني(ره) خطر او را در رديف منافقين شمرده بودند! كار به اينجا تمام نشد. او سالها با سران نهضت آزادي (جاسوسان كددار سيا برابر اسناد لانه جاسوسي) محشور و هم پياله بود. نفر دوم ستاد انتخاباتيش (زهرا رهنورد) بارها به طور رسمي و علني از سردسته دشمنان اسلام در عرصه فمينيسم (شيرين عبادي) به عنوان شريك عقيدتي خود ياد كرده بود. 127نماينده مجلس ششم كه هويت آنچناني خود را در نامه توصيه نوشيدن جام زهر به رهبري نمايان كردند، همگي از سينه چاكان وي بودند و مهم تر آنكه همين خط نفاق جديد بود كه كنترل تمامي ستادهاي انتخاباتي او را برعهده داشت. با اين وصف آيا نبايد كنترل هرگونه تجمعي كه مجوز آن به موسوي اعطا مي شد را در دستان عناصر دشمن مي ديديم؟! آيا اعطاي مجوز به موسوي به معناي اعطاي مجوز به منافقين نبود؟ و آيا همين منافقين نبودند كه وقتي از مماشات دستگاههاي قانوني مايوس شدند با استناد به بيانيه هاي صهيونيست پسند كانديداي ناكامشان به خيابان ريختند و شكستند و آتش زدند و كشتند و غارت كردند؟!! همانهايي كه وقتي به جرم محاربه بازداشت شدند، موسوي در بيانيه شماره 10 خود آنها را «برادرانش» لقب داد!

راستي مگر قانون اساسي فقط در اصل 27 آن خلاصه مي شود؟ حضرات مدعيان حقوق قانوني- كه تا اينجا ثابت شد مطابق همان اصل 27 هم هيچ حقي نداشته اند- آيا يكبار قانون اساسي را تا آخر خوانده اند؟! آيا اصل 57 و 110 را نديده اند كه اركان حاكميت جمهوري اسلامي را در كف ولايت مطلقه فقيه نهاده است؟
ح)
راستي مگر قانون اساسي فقط در اصل 27 آن خلاصه مي شود؟ حضرات مدعيان حقوق قانوني- كه تا اينجا ثابت شد مطابق همان اصل 27 هم هيچ حقي نداشته اند- آيا يكبار قانون اساسي را تا آخر خوانده اند؟! آيا اصل 57 و 110 را نديده اند كه اركان حاكميت جمهوري اسلامي را در كف ولايت مطلقه فقيه نهاده است؟ همان كسي كه صراحتا فتنه گران را از «اردوكشي هاي خياباني» منع فرمود. آيا خبر ندارند، قانون اساسي اصل 99 هم دارد؟ آيا نمي دانند يا خود را به تجاهل زده اند كه مطابق اصل 99؛ «شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه پرسي را برعهده دارد»؟! آيا فتنه گران درصدد نبودند تا با برپايي تجمعات مخالف صريح اصل 27، اصل 99 همين قانون را لگدمال كنند؟ و آيا تجمع عليه قانون اساسي به نفع اهداف مستكبران، «مخل به مباني اسلام» نيست؟
به هرحال سردمداران فتنه اي كه طي آن ولايت فقيه و جمهوريت و شوراي نگهبان و قانون اساسي و ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)... را به عنوان اركان اساسي نظام اسلامي مورد تعدي قرار داده اند، به خوبي مي دانند كه قانون نيز متقابلا آنها را از مزاياي خود منع خواهد كرد. به گمان نگارنده اين بيشتر شبيه يك لطيفه است كه تصور شود سران فتنه علت برخورد قاطع قانون اساسي با خود را درك نكرده اند. واقعيت آن است كه فتنه گران پس از خروش چند ده ميليوني ملت عاشورايي در نهم دي ماه دچار چنان استيصال استراتژيكي شده اند كه به هذيان گويي پناه آورده اند.
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۳۵ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
۱
دراين چند روز گذشته سران پشت پرده فتنه سبز ومحركان اصلي جريان آشوب طلب با ارسال نامه هايي به مسئولان نظام ضمن اعلام برائت از افراطيون ورويكرد ضدانقلابي فرقه سبز، نسبت به برخي رويدادها ابراز پشيماني كرده ودست به نوشتن توبه نامه زده اند اما دريغ كه توبه گرگ مرگ است!
مگر اينكه مردم هوشيار ايران به خواب زمستاني باشند كه پشت پرده اين توبه نامه ها را نبينند وعكس العمل نشان ندهند...
مگرما قبل از انتخابات را فراموش مي كنيم كه چه كساني كميته صيانت از ارا تشكيل مي دادند؟!چه كساني ادعاي تقلب در انتخابات را طرح مي كردند وبراي آن سند هم جور مي كردند؟چه كساني در برابر اغتشاشات 25 خرداد،13 آبان،16آذر ودردناك ترازهمه غائله روز عاشورا ساکت بودند و باسكوت رضايت آميز خود مهر تاييدي بر اعمال ننگين اين فرقه ضاله شدند؟
چه شده است آقايان به اصطلاح ، اصلاح طلبي كه به مير حسين وكروبي، رهبران اين فرقه خط مي دادند واين دو را تحريك وتشجيع مي كردند حالا كه وجهه سياسي خودرابر باد رفته مي بينند به فكر توبه نامه واعلام برائت افتاده اند؟
چه جوابي در قبال اين همه خوني كه بر زمين ريخته شده، درقبال اين همه افكار كه اينان منحرف كردند واين همه بدعت هايي كه دردين وانقلاب گذاشتند دريوم الحساب به پيشگاه حي لايزال دارند بدهند ؟
از قديم الايام گفته اند سلام گرگ بي طمع نيست!!!
آري درست گفته اند ؛ اينها اگر توبه نامه مي نويسند واظهار پشيماني مي كنند منافع سياسي وجايگاه خودرادر خطر مي بينند والا تفكر سكولار وهمزمان ليبرالي بر ذهنشان مستولي شده كه اجازه بازگشت به اصول انقلاب به انها نمي دهد، اینها تفکر سکولار چنان درمغزشان رسوخ ورسوب کرده که این تفکرات از وجودشان پاک نمی شود مگر به مرگشان؛ خيلي سفيه هستيم اگر باور كنيم توبه كرده اند وپشيمان شده اند!
بيچاره مردم فلسطين كه چه كساني مدافع حقوق آنها شده اند اگر اينان مدافعشانند همان بهترکه در يوغ رژيم صهيونيستي بمانند!!!
حال اگر ما خيلي خوش بين باشيم وپشيماني آنهاراهم باور كنيم وتوبه آنهاراهم بپذيريم آيا آنها درقبال اعمال انجام شده مسئوليتی را هم برگردن خواهند گرفت؟آيا دربرابر رفتارهاي خود پاسخگوهستند؟ وآيا حاظرند رسما ودر مقابل ملت عذرخواهي كنند؟....
اينها سوالاتي است كه مردان قانون بايد پاسخش را از ايشان بگيرند والا حق الناس است!و این دینی است که تاالی الابد برگردن این آقایان وهم مجریان قانون خواهد بود...
الغرض از گذشته نيك گفته اند كه :


توبه گرگ مرگ است...


http://www.hamase22kh.blogfa.com
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۳ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
۱
مرگ بر میرحسین موسوی منافق
ناشناس
|
United States of America
|
۰۹:۱۵ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
۱
درود خدا وانبیا واوصیا بر مهندس انقلابی وخط امامی وصادق وشجاع وخارچشم دشمنان مهندس میرحسین موسوی.
مهندس خدا خواسته که عزیز باشی گرچه یک عده کوردل مانع تراشی کنند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۱۶ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
بسیار عالی بود!
دوستان با خواندن نصف اصل 27 و استناد به عدم انجام آن 60 اصل را زیر سوال بردند بیانیه به نظرم شماره 6 ! که رهبر، قضاییه، نگهبان منتفی اعلام شد.
یه سری هم به اصل 40 بزنند که خوب به 27 مربوطه!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
بیانیه شماره 10 بود که دولت، قوه قضاییه، وزارت کشور، شورای نگهبان و... بی اعتبار جلوه داده شدند!
اگه اینها رو هم بشه نصف قانون اساسی ... به آن نیم بند در بشه!!


من امدم جلوی این بی قانونی ها را بگیرم(خطاب به احمدی نژاد) من هر کاری بخواهم بکنم اول میرم قانونش را میگیرم بعد...!!!!(متن مناظره تلویزیونی موسوی و احمدی نژاد)
ناشناس
|
Cambodia
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰
۱
مرگ بر صراط !!!!!!!!!!! اخه چرا اینقدر دروغ تحویل مردم می میدین؟درود بر میر حسین
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۳
مرگ بر شما سبزهای ضدانقلاب کثیف پررو اگرحکومت دست شمابود به هیچ مخالفی رحم نمیکردید
مهندس انقلابی تون هم که اسراییلیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۶ - ۱۳۸۸/۱۱/۰۷
مبنای محاسبات ابتدایی شما غلط است آنوقت یک حسابداری برای خودتان باز کرده اید عزیز من کدام زمین؟ مساله این است که نه شما و نه منافقین زمینی ندارید چطور میر حسین و بسیاری از مردانی که در صف اسلامند (به زعم شما بودند!) جزو متغیر ها هستند که ممکن است با مخالفت شما تبدیل به منافق شوند اما شما معدود کسان غیر ممکن است اشتباه کنید؟!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۵ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
بجاي مير حسين همه بايدبگويند ميرمنافق