یادداشتیدربارهبیتقواییهنرمندان
کد خبر : ۱۱۹۱۳
به گزارش فارس وی در یادداشتی با عنوان «غلبه روزافزون نفسانیت در طیفی از جامعه هنری- ادبی» نوشت:
در گذشتههای نه چندان دور، پرهیز از ریا و خودنمایی، به نیت حفظ خلوص عمل و جلب هرچه بیشتر رضای پروردگار متعال، فضای هنری و ادبی جامعه را نیز به شمیم خود معطر ساخته بود. چه هنرمندان متدین و مخلصی، که چه بسیار آثار ارزشمند و مانای هنری را با نیت خالص و قصد قربت پدید میآوردند و به هیچ عنوان حاضر نمیشدند نام و امضایشان را پای آن آثار بگذارند. (به همین سبب نیز هست که پدیدآورندگان تعداد زیادی از آثار ارزشمند هنری متعلق به قرون و اعصار گذشته، بر مردم همروزگار و دورانهای بعد آن هنرمندان، پوشیده مانده است و خواهد ماند، تا ابدالآباد.)
امروزه اما - متاسفانه - با ضعیف شدن ایمانها، و در نتیجه اخلاق - ، نه تنها مطلقا بیننده وقوع چنین رویدادهایی نیستیم - که البته تا این جایش را شاید نتوان زیاد ایراد گرفت - که به عکس، شاهد ظهور و بروز معدود افرادی در عرصه فرهنگ و ادبیات و هنریم، که با استفاده از نجابت عدهای و بیخبری عدهای دیگر، در تلاش مصادره کارها و حاصل تلاشهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی دیگران به نام خود، یا نسبت دادن امور و فعالیتهای ناکرده به خویش، به قصد فراهم آوردن کارنامهای نداشته در این عرصه، برای خویشتناند و جالب اینکه، هنگامی هم که کسانی پیدا میشوند که - ولو محترمانه - به قصد آگاه سازی دیگران و جلوگیری از سوء استفادههای آتی آین قبیل افراد، از آنان برای مدعاهایشان طلب مدرک و دلیل میکنند ، به مصداق ضرب المثل مشهور «دست پیش را بگیر تا پس نیفتی» - و به قصد به فراموشی کشاندن کذب ادعایشان، به جوسازی و سم پراکنی علیه این افراد و زدن تهمت به آنان میپردازند.
از این نمونه است نویسندهای که اخیرا در سایتی ادعا کرده بوده که مثلا عمر و جوانیاش را بر سر فلان جایزه ادبی فلان تشکل گذاشته؛ در حالی که جز یک دوره دبیری آن با احترمات فائقه، هیچ کار خاصی برای آن نکرده بود؛ بلکه، به عکس، کسانی دیگر هم فکر و پیشنهاد آن جایزه را مطرح کرده و هم به فراهم آوردن مایحتاج و بودجه آن در دورههای متمادی پرداخته بودند؛ بیآنکه جایی به بیان این فعالیتهای خود پرداخته باشند. یا همو در جاهایی دیگر مدعی شده بود که ... و .... کارهاکرده است، در حالی که موضوع یا اصولا به آن شکل نبود و یا بسیار کوچکتر و کم اهمیتتر از آن بود که او جلوه داده بود.
خداوند عاقبت جامعهای را که مدعیان فرهنگ و ادب آن چنین افرادی هستند، ختم به خیر فرماید؛ و به آگاهان از پشت پرده مسائل، این جرئت و ازخودگذشتگی را بدهد که بی ترس از هتاکیها و بیاخلاقیهای چنین افرادی، به وظیفه روشنگری خود عمل کنند. نیز، به جامعه مخاطبان، این قدرت تجزیه و تحلیل و آگاهی را بدهد، که به سادگی و به صرف ادعا، فریب این قبیل القائات ناصواب را نخورند.
