اصحاب فتنه در ملک سلیمان
کد خبر : ۱۱۶۷۹
محمد مهدی اسلامی در جدیدترین مطلب وبلاگ "تکنوشته های یک روزنامه نگار" درباره فیلم سینمایی ملک سلیمان نوشت: مدتی معتقد بودم اگر کسی میخواهد در هر عرصهای کار فرهنگی بکند، باید دیگر عرصههای فرهنگ را نیز رصد کند، و از آن جمله سینما را. از این رو اگرچه تخصصی در سینما ندارم، اما اغلب در هر سری اکران فیلمهای سینمایی، یکی دو تا را از میان نقدها شکار میکردم و به تماشایشان مینشستم.
حقیقت امر آنقدر فیلمهای بیمحتوا و با مضامین تکراری اکران میگردید، که انگیزهام را به صورت کامل از دست داده بود و این روند رصد سینما سیری نزولی را طی مینمود.
ملک سلیمان اما در میان تواتر اکران مثلثهای عشقی حکایت دیگری داشت. کارگردانش را از مریم مقدس خوب به خاطر داشتم. کارگردانی قوی که فارغ از نقدهایی که به فیلم و سریال “مریم مقدس” وارد کردند، توانست در بسیاری از مقولهها رکوردشکنی کند و یکی از آنها کشاندن مخاطب به سینما با ادبیات دینی بود.
اخیرا خواندم که تهیهکننده فیلم گفته است مقام معظم رهبری در زمینه سیاسی، اقتصادی و نظامی افراد کاردان و کارآزمودهای دارند ولی در زمینه فرهنگ تنهایند. گویا شهریار بحرانی و دیگر همکارانش، تلاش نمودهاند لشگر بسیج در عرصه فرهنگ و افسرانی مورد اعتماد برای رهبری باشند.
از همان ابتدا به نظر میرسید که تقی دژاکام درست فهمیده است که بحرانی تعمد داشته است تا به مفاهیم و مضامین مهم اعتقادی و حتی سیاسی هم در فیلم بپردازد، تا موضوع داستان فراگیرتر و بهره گیری و عبرت از آن که یک دستور مؤکد قرآنی است، ملموستر شود. مفاهیمی چون عدالت، سرمایه داری و تلاش علمای یهود و ظلم آنان به بنی اسرائیل، نقش رهبری در مهار فتنه و پررنگ کردن آن در کنار تقوا به عنوان دو عنصر اساسی در ایجاد وحشت بین حزب شیطان و اعتقاد به مهدویت مضامینی است که با هوشمندی به آنها پرداخته شده است.
در صحنههای مختلف فیلم شاهد آن هستیم که کاهنان طعنه جوان بودن به سلیمان میزنند و او را به خاطر اداره کشور بدون مشورت گرفتن از خویش که “صاحبان کتاب موسی” بودند، شماتت میکردند. او را به کشاندن کشور به سوی جنگ به خاطر “توهم” محکوم میکردند و آماده ساختن افکار عمومی در برابر توطئه شیطان و ایادیش را مضحکه کرده و زمینهساز آشوب میخواندند؛ این در حالی است که خود در پس پرده فتنهای را تدارک میدیدند. اصحاب فتنه همانها بودند که حاضر به پیروی از تعالیم موسی (البته به قرائت خویش) بودند اما تعالیم نبی زمان را برنمیتابیدند.
با نام وارث موسی بودن با یاران شیطان محفل شبانه برقرار میکردند و کشتن نزدیکان جانشین موسی را طراحی مینمودند، آنگاه در روز با چهرهای مشفقانه به نزد او میرفتند که اگر از ما مشورت گرفته بودی چنین نمیشد، تا کی قصد قربانی کردن نزدیکانت به خاطر طمع خویش به قدرت را داری و …
فیلم به تصویر میکشد که چگونه با توجیهاتی بر خلاف فرامین موسی علیه السلام کاهنان به مال اندوزی از راه حرام مشغول بودند و با توزیع لقمه حرام در جامعه، مردم را مهیای تسلط شیطان نمودند.
در این فیلم تضرع شبانه و اقتدار روز سلیمان به زیبایی ترسیم شده بود، اما زیباتر آنکه این اقتدار در لایهای از مهر و عطوفت بود، عطوفت حتی در برابر آنکس که به وسوسه یاران شیطان بر او شمشیر کشیده و تیغ آخته خود را در برابر چهره بیدفاع او بالا آورده بود…
تمسک بزرگ منافق فیلم به طلسم و جادوگری و … برای از میدان به در بردن سلیمان نیز حتی شاید برای برخی تداعیکننده شرایط روز باشد.
منتقد سینمایی نیستم، تخصصی در بسیاری از فنون به کار رفته در این فیلم ندارم؛ اینکه نخستین فیلم دیجیتال است، اینکه آیا جلوههای ویژهاش استانداردهای لازم را دارد یا نه و … اما به نظرم میرسد این فیلم که در حد توان بر اساس تحقیقات قرآنی و روایی ساخته شده است و بخشی از مستندات خود را بر روی پایگاه رسمیش نهاده، به خوبی تصویرگر وحدت رویه جنود شیطان در اعصار تاریخ است. و چه ضروری است در نبرد نرمی که دشمن سینما را یکی از اصلیترین تجهیزات خویش برای فرهنگسازی باطل خود نموده است، ما نیز دغدغه فرهنگسازی اندیشههای ناب اسلامی را داشته باشیم.