خشم روزنامه نزديك به محسن رضايي از رسانه هايي كه پشت پرده آن را افشا كردند
حمله «ملتما» به كيهان
طبيعي است كه دلبستگان راستين انقلاب اسلامي و نظام در دوره به بن بست رسيدن غوغاسالاري از هر دو سوي به اصطلاح چپ و راست، ارائه طريق و پيشنهاد براي رفع بن بست ها را وجهه همت خويش بگمارند.
کد خبر : ۱۱۲۶۷
روزنامه كيهان، يكشنبه گذشته با اشاره به حضور برخي عناصر همراه فتنه گران و همكار نشريات زنجيره اي در روزنامه ملت ما، نسبت به فرصت طلبي و سوء استفاده افراطيون از روزنامه نزديك به محسن رضايي هشدار داده و نوشته بود؛ اين روزنامه مدعي موج سوم است اما گارد اصلي خود را تخطئه دولت قرار داده و اين در حالي است كه كوچك ترين مرزبندي با افراطيون مدعي اصلاح طلبي كه پاي فتنه و آشوب سال گذشته بودند، از خود بروز نداده است. اين چه جريان سومي است كه هيچ موضعي عليه افراطيون ندارد و از افراطيون براي تخطئه يكجانبه دولت اصولگرا بهره مي گيرد؟
روزنامه ملت ما در واكنش به اين خبر مي نويسد: طبيعي است كه دلبستگان راستين انقلاب اسلامي و نظام در دوره به بن بست رسيدن غوغاسالاري از هر دو سوي به اصطلاح چپ و راست، ارائه طريق و پيشنهاد براي رفع بن بست ها را وجهه همت خويش بگمارند.
اين روزنامه با اشاره به خبر چندي پيش سايت جرس- درباره اخراج برخي روزنامه نگاران اصلاح طلب از روزنامه ملت ما- مي نويسد: جرس كه در انتهاي طيف موسوم به سبز و در ضديت با نظام و انقلاب قرار دارد به فضاسازي عليه «ملت ما» مي پردازد. البته طبيعي است كه قائلان به آن قرائت از آزادي، نبايد پيشنهاد و راهكارهاي اصولي از داخل خانواده نظام و انقلاب آن هم از نوع انقلابي و جبهه و جنگ ديده آن را برتابند. از سوي ديگر و در داخل متأسفانه از ميان طيف گسترده اصولگرايان، بعضي افراطيون تحت پوشش اصولگرايي هم نگران شده اند؛ نگران خارج شدن اصولگرايي از دايره و حيطه قرائت انحصاري آنها. پاسخ به اين سؤال كه چرا جرس و كيهان در آغازين روزهاي تولد ملت ما به اين رسانه نوپا مي كوبند چندان دشوار نيست. دو سر طيف و قطب هاي به ظاهر متضاد، هر دو در نگراني مورد اشاره فصل مشترك پيدا كرده اند. ما از هياهو و سر و صدا نمي هراسيم و به راه برگزيده و عهدي كه با نظام و انقلاب بسته ايم متعهد بوده و در مدار اسلام، انقلاب، فرامين مقام معظم رهبري و قانون اساسي به راه خود ادامه خواهيم داد اما از بابت نگراني و فضاسازي منفي برخي برادران خود در اردوگاه اصولگرايي دلتنگيم كه حكايت آنها مشابه همان كلوخي است كه شبلي به طرف دوست خويش پرتاب كرد.
«ملت ما» همچنين نوشت: «ما نه مدعي موج سوم هستيم، نه جهت گيري اصلي خود را تخطئه و تخريب دولت قرار داده ايم بلكه نقد دولت را لازم و بهترين حمايت از او مي دانيم. تخطئه جزو مرام ما نيست. مرزبندي با افراطيون مدعي اصلاح طلبي هم عيان است نه آن گونه كه كيهان مي خواهد و مي پسندد».
درباره اين توضيح آميخته به توجيه و مغالطه چند نكته قابل ذكر است:
1- اينكه گفته شود روزنامه ملت ما مدعي موج سوم نيست، يا كشيدن خط بطلان بر اولين شماره اين روزنامه (10 مهر 89) است يا حاكي از ضعف و بي خبري مديريت در آن. دوستان كافي است اولين شماره روزنامه خود را ورق زده و تيتر اول صفحه 2 را ببينند كه با حروف درشت و در توجيه جريان سياسي متبوع روزنامه ملت نوشته است: «نسيم جريان سوم بر بام سياست ايران». يعني اين نسيم به سرعت آمد و در كمتر از 10 روز گذشت و رفت؟
2- چطور مي شود به واقعيت «افراطيون مدعي اصلاح طلبي» و «طيف سبز ضد نظام و انقلاب» اذعان داشت و در عين حال هنوز مدعي وجود تقسيم بندي انحرافي و گمراه كننده «چپ و راست» بود يا خود را جايي ميان «غوغاسالاري چپ و راست» جا زد؟! يا اذعان داريد كه جنگ واقعي و بزرگي ميان جبهه انقلاب و ضد انقلاب و حلول كرده در پشت نقاب اصلاح طلبي در جريان است و يا اينكه ماجرا را «غوغاسالاري چپ و راست» و شأن خود را اجل از ورود در اين ماجرا مي دانيد. هر دو ادعا را كه يكجا نمي شود جمع كرد، مي شود؟! اين همان تناقض بزرگي بود كه متأسفانه در گفتار و رفتار آقاي محسن رضايي هم در بحبوحه فتنه سال گذشته پديدار شد اگر چه او چند ماه بعد از آن جريان اعلام برائت و جدايي كرد.
«مرزبندي با افراطيون مدعي اصلاح طلبي» مگر قرائت و پسند «كيهاني/ غيركيهاني» دارد كه بخواهيد با توسل به تعدد قرائت ها و تفسيرها و سليقه ها، از مسئوليت شانه خالي كنيد؟ اما اگر به لزوم «مرزبندي با افراطيون مدعي اصلاح طلبي» اذعان داريد، پرسش كيهان جاي خود باقي است؛ همكاران نشريات زنجيره اي و برخي عناصر همسو و همراه با افراطيون و فتنه گران- كه بعضاً با همان همكاران جرس و روزنت و گويانيوز و... بيانيه هاي مشترك در حمايت از فتنه گران امضا كرده اند و كيهان به نام برخي از آنها در خبر خود اشاره كرده- در روزنامه شما آن هم با امضا چه مي كنند؟ يعني عليرضا- خ، سجاد- س، فروزان- الف- محمد-ب و... را در روزنامه محبوس كرده ايد كه ديگر نتوانند به افراطيون سرويس بدهند؟
برخي دوستان و همكاران فراري و پناهنده همين حضرات هستند كه هم اينك سايت جرس و نظاير آن را تغذيه مي كنند. مگر مي شود يك سر جريان افراطي گري و فتنه در جرس (لندن) باشد و سر ديگر آن در روزنامه شما و آن گاه بازهم بتوان از جريان سوم سخن گفت؟! البته طي دو روز گذشته برخي از امضاهاي مذكور از روزنامه ملت ما حذف شده اند كه ان شاء الله از سر اصلاح رويه بوده باشد و نه خداي نكرده به اندروني بردن آنها. اما درباره فضاسازي جرس عليه روزنامه ملت ما بايد يادآور شد كه اين سايت از اينكه چرا برخي از دوستانش پس از مدتي حضور در روزنامه ياد شده، كنار گذاشته شده اند، ناراحت بوده و نه از اينكه چرا برخي ديگر از دوستان و هم طيفانش هنوز در «ملت ما» هستند.
3- اصولگرايي آنجا كه به مرز فتنه گران و جريان براندازي مي رسد يك قرائت ندارد و آن جبهه بندي و تقابل با جريان هاي ضدانقلاب است. در اين ميان خيلي سخت نيست بررسي اينكه ميان فتنه گران و كيهان، «فصل مشترك» پيش آمده يا ميان شبه جريان و روزنامه آقاي رضايي با فتنه گران. آيا حكايت كلوخ اندازي شبلي به منصور حلاج، با كيهان قابل انطباق است يا برخي برادران غافل انقلاب كه در بحبوحه فتنه تا ماه ها خود را درجبهه نامحرمان فتنه گر تعريف كرده بودند!
از «ملت ما» توقع نيست «كيهان2» باشد اما حتماً از «برادران» انتظار است كه دست رد به سينه نامحرمان بزنند و در رقابت هاي سياسي، از جماعتي كه جزو بخش رسانه اي فتنه بودند يار نگيرند. اين آيه شريفه هم شعار و سرلوحه اميرمؤمنان(ع) بود و هم سرلوحه عمل امام حسين(ع) كه فرمودند: «ما كنت متخذ المضلين عضداً». اين آيه را اميرمؤمنان(ع) در مواجهه با كساني نظير وليدبن عقبه خواند كه براي بيعت و ائتلاف آمده بودند. «من گمراهان و مضلين را به ياري نمي گيرم» و البته هزينه اصولگرايي اميرمؤمنان، تقابل امويان با امام در جمل و صفين شد.
و نهايتاً اينكه براي برادران خود در روزنامه ملت، توفيق حركت بر «مدار اسلام، انقلاب، فرامين رهبر معظم انقلاب و قانون اساسي» را مسئلت مي كنيم.


