فاصله از جریان انقلاب
کد خبر : ۱۰۸۸۸
در واقع از همان زمان به بعد بود که او شناخته شد و نامش تا حدی روی زبانها افتاد.علت ورود وی به جریان سیزدهم آبان، رابطه دوستی او با حاج احمد آقا خمینی بود.
او به این واسطه وارد ماجرای لانه جاسوسی شد و در طول دوران نگهداشتن دیپلماتهای امریکایی توسط دانشجویان، بهعنوان کانون قدرتی در برابر دولت وقت و دولت بنیصدر ایستادگی کرد. زیرا علیرغم همه حمایت های حضرت امام(ره) و مردم از دولت، افرادی در دولت موقت در رأس امور قرار داشتند که با اوضاع انقلابی آن زمان همراه نبودند.
حتی بنیصدر نیز با اینکه تا پیش از اینکه مسئولیت کلانی در امور اجرایی بهعهده بگیرد، با دانشجویان در جریان تسخیر لانه همراهی داشت و با موسوی خوئینیها در این جریان همفکر بود، بعدها بهدلیل سیاستهایی که در مورد آزادی دیپلماتهای امریکایی اتخاذ کرد، از این مسیر فاصله گرفت و مورد انتقاد شدید خوئینیها واقع شد.
بعد از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، موسوی خوئینیها، درمیان دانشجویان فعالیت خود را ادامه داد. از این مبدأ به بعد بود که توانست در معادلات سیاسی جایگاه ویژهای پیدا کند. البته بعد از بحث لانه جاسوسی امریکا، خوئینیها مسئولیت دادستان کل انقلاب را بهعهده گرفت و از آنجایی که جزو جریان چپ اقتصادی بهشمار میرفت، با بحث صاحبان سرمایه بهنوعی در تقابل قرارگرفت، اما بعدها مواضع وی بازتابهایی را برانگیخت و او را به عقبنشینی وادار کرد.در سالهای 0631 تا 2631 بهدلیل مواضع ضدجنگ نهضت آزادی، بههمراه عطاءالله مهاجرانی و برخی همفکران دیگر بهصورت مشترک اطلاعیههایی منتشر کرد و ضمن آن علیه نهضت آزادی موضع گرفت و حتی از تصمیم مقامات قضایی پیرامون تعطیلی روزنامه نهضت آزادی «میزان» نیز استقبال کرد. اما درست پس از رحلت امام خمینی(ره)، مواضع واقعی خود را آشکار کرد که بیشباهت به موضع سران نهضت آزادی نبود و بشدت مورد انتقاد قرار گرفت.
او درست پس از رحلت امام(ره) اعلام کرد: «ما نسبت به برخی اندیشههای امام(ره) انتقاداتی داشتیم اما در حیات ایشان بهدلیل ریشسفیدی ایشان جرأت طرح آنها را نداشتیم.» این مواضع باعث شد تا پس از رحلت امام(ره) آرام آرام مخالفت وی با جریان انقلاب تقویت شود و از نظر فکری با سایرین فاصله بگیرد.