مأمورانسانسوربانردبانواردچاپخانهشدند!
کد خبر : ۱۰۴۷۵
او در بخشی از این مصاحبه مفصل با بیان اینکه شادروان حسين توفيق، مؤسس مجله توفيق، در زمان پادشاهي احمدشاه يعني در سال 1301 امتياز يك نشريه فكاهي به نام «توفيق» را گرفت، گفت: تا پيش از قدرت گرفتن رضاشاه، روزنامه فكاهي توفيق انتقادات ملايمي را از دستگاه حاكم صورت ميداد اما به تدريج كه رضاشاه قدرت گرفت، فضاي اجتماعي و سياسي به تدريج بسته شد و كار براي اكثر نشريات، از جمله توفيق بسيار سخت شد.
تا سال 1317 توفيق مشي انتقادي نداشت و بيشتر با محتواي شعر، نثر و آگهي به چاپ ميرسيد.او ادامه داد: مرحوم توفيق را بيخود و بيجهت دو بار به زندان انداختند. چون از روزنامه انتقادي او استقبال خوبي شده بود و طبعاً خيليها روش او را نميپسنديدند و نميخواستند اين انتقادها وجود داشته باشد.
دفعه دومي كه وي به زندان افتاده بود، براي اينكه وي را به قتل برسانند، پزشك احمدي را سراغش ميفرستند، اما پزشك احمدي پس از معاينه توفيق به آنها ميگويد اين شخص به بيماري سينهپهلو مبتلا شده و تا يكي دو هفته ديگر خودش خواهد مرد. همان زمان حسين توفيق آزاد شد و پيشبيني احمدي درست از آب در آمد و پس از دو هفته وي فوت كرد. وی با بیان اینکه امتياز توفيق پس از مرگ حسین توفیق به محمدعليخان توفيق، فرزند او و پس از او به حسن توفیق رسید، در باره شرایط مطبوعات پس از روي كار آمدن مصدق توضیح داد: طبق قانون مطبوعات، دولت اجازه دخالت در مطبوعات را نداشت لذا مصدق هم كه نخستوزير شد، چون انسان قانونمندي بود، هميشه و در همه حال خود را ملزم به اجراي قانون ميدانست. براي مثال در زمان تصديگري مصدق، مخالفان وي يعني باند انگليسيها يك روزنامه فكاهي به اسم«كي به كيه» در ميآوردند و در آن ركيكترين فحشهاي ناموسي را به مصدق ميدادند.
يك بار كه به بدترين نحو ممكن مادر مصدق را مورد هتاكي قرار داده بودند، دادستان تهران پيش مصدق رفته بود و پرسيده بود: «حالا دستور ميفرماييد چه كار كنيم؟» مصدق جواب گفته بود: «من چه كاره هستم؟ هر چه كه قانون مقرر داشته است، انجام دهيد».
ايشان به هيچ عنوان مسائل شخصي را در اجراي قانون دخالت نميداد. سردبیر نشریه توفیق در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به اینکه سانسور مطبوعات در دوران پهلوی هميشه وجود داشته است، اظهار داشت: شدت و ضعف سانسور مطبوعاتی در دورههاي مختلف فرق ميكرد.
در زمان نخستوزيري «اسدالله علم» نميتوانستيم كاريكاتور نخستوزير را بكشيم اما در همان زمان هم مثلاً در ماه محرم كاريكاتوري داشتيم و در آن به جاي شخص علم «به صورت نمادين» يك علم عزاداري را كشيده بوديم و روي آن نوشته بوديم «علم». در كنار آن يك كتل هم كشيده بوديم و روي آن نوشته بوديم «كتل». كمي آن طرفتر يك دسته مشغول سينهزني بودند و «كاكا توفيق» -شخصیت نمادین نشریه توفیق- روي چهارپايه رفته بود و نوحه ميخواند:«گفتي كه نان ارزان كنم، كو نان ارزانت... عمهات به قربانت، عمهات به قربانتگفتي كه مجلس وا كنم، كو باغ و بستانت... عمهات به قربانت، عمهات به قربانت»وی اضافه کرد: در زمان نخستوزيري «حسنعلي منصور» سانسور شدت بيشتري گرفت.
در آن زمان در ملاقاتي با «امير عباس هويدا» كه فكر ميكنم وزير يا معاون نخستوزير بود، گفتم كه توفيق را خيلي سانسور ميكنند و حتي تحمل انتقاد فكاهي را هم ندارند كه هويدا گفت: «خب، كاريكاتور من را بكشيد»! از اتفاق پس از منصور، هويدا نخستوزير شد. او در اوايل كار، هر هفته به توفيق تلفن ميكرد و از چاپ كاريكاتورهايش تشكر ميكرد. حدود دو سال كه گذشت، هويدا هم به انتقادات حساس شد و سانسور توفيق را تشديد كرد. مثلاً وقتي هويدا به هندوستان ميرفت، در فرودگاه گفت كه به قصد خدمت به مردم ايران، به هندوستان ميرود. ما كاريكاتوري كشيديم و نوشتيم: «بزرگترين خدمت به مردم ايران اين است كه بشوي نخستوزير هندوستان!»
وی افزود: هر هفته هنگام چاپ توفيق، ساعت سه - چهار صبح مأمورين سانسور با نردبان وارد چاپخانه ميشدند و صفحات توفيق زير چاپ را ميديدند و سانسور ميكردند و این فضا بر مطبوعات حاکم بود.
حسین توفیق در پاسخ به این سؤال که بهجز سانسور چه روش ديگري براي كنترل مطبوعات وجود داشت، گفت: در زمان هويدا به جز سانسور روش ديگري هم باب شده بود و دولت به برخي نشريات پول ميداد و با صاحب آن نشريه شريك ميشد و پس از شراكت، سردبير و خطي مشي آن را مستقيم و بيواسطه تعيين ميكرد. در سالهاي ششم و هفتم صدارت هويدا، فشارها بسيار زياد شد و به ما هم ميگفتند يا بايد شراكت با دولت را بپذيريد يا اينكه تعطيل كنيد.
حتي در مقاطعي با فشار از ما ميخواستند كه عضو حزب رستاخيز هم بشويم.وی ادامه داد: ما به شدت تحت فشار بوديم و ميگفتند بايد عضو حزب ما شويد. از طرف ديگر هم ميگفتند كه چرا عكس اعليحضرت را در توفيق چاپ نميكنيد و مانند ساير نشريات سفارشي، براي دولت تبليغات نميكنيد.
ما ابتكاري به ذهنمان رسيد كه توفيق را «ارگان رسمي حزب خران» معرفي كنيم و دو صفحه از وسط مجله را به نشر اخبار خركي حزب خران اختصاص دهيم. سردبیر نشریه توفیق در پاسخ به این سؤال که چرا قالب طنز را براي گفتن حرفهاي مردم انتخاب كرده بوديد؟، گفت: در حكومتهاي ديكتاتوري، با لطيفه و گوشه و كنايه و طنز و فكاهه بهتر ميشود انتقاد كرد.
به قول مرحوم حسين توفيق: «چو حق تلخ است، با شيرين زباني/ حكايت سركنم، آنسان كه داني». اين شعار هميشگي توفيق بود.