۱۹ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۷
*بابک رفعت

صدمه مغفول حقوق بشر به ملت ها

کد خبر : ۱۰۴۱۶۱
صراط: چندی پیش موسسه نظر سنجی " پیو" (pew) با انتشار آماری از میان مردم کشورهای مختلف نظر آنها را درباره ایران مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
مطابق این آمار کشور های غربی از بیشترین احساسات منفی نسبت به ایران برخوردار بودند که از این بین مردم آلمان با 91 درصد و پس از آن فرانسه و ایتالیا با بیشترین میزان نظر منفی در مورد ایران در رتبه اول تا سوم قرار داشتند.
این آمار به نوعی نشانگر میزان اعتباری است که ایرانیان در میان سایر ملل جهان برخوردارند و به بیان ساده تر وقتی یک ایرانی با مردمی با ملیت های متفاوت دست می دهد با طیف گسترده ای از برخورد مواجه می شود تا جاییکه مردم کشوری مانند پاکستان دست ما را به گرمی و با لبخند می فشارند اما ممکن است یک آلمانی حتی حاضر نشود که از همان مسیری که ما در حال گذر هستیم عبور کند.
اما سوالی که در این رابطه باید پرسیده شود این است که دلیل این احساسات کاملا متضاد میان ملل مختلف جهان نسبت به ایرانیان چیست؟چرا یک پاکستانی باید ما را دوست داشته باشد و در نقطه مقابل چرا مردم آلمان که تا همین چند سال پیش که درگیر دو جنگ جهانی اول و دوم بودند و غالب ملل دنیا احساسات منزجرانه ای نسبت انها داشتند اما در آن شرایط نیز همچنان مورد علاقه ما ایرانی ها باقی ماندند و به همین خاطر مردم ما تاوان این محبت خود را با دوبار اشغال خاک کشورشان از سوی دشمنان این ملت پرداخت کردند، امروز باید اینچنین مورد بی مهری آلمان ها قرار بگیرند؟
این بحث دارای ریشه های کلیدی و منحصر به فردی است که در به ذکر کلیات ملموس آن اشاره خواهد شد.
هر ایرانی اگر به درون خود رجوع کند به خوبی متوجه می شود که تقریبا هیچ حس تنفری را نسبت به مردم سایر ملل جهان ندارد(بحث اسرائیل جدا است و ما این رژیم را بعنوان یک ملت نمی شناسیم).
حتی نسبت به مردم کشورهایی چون روسیه،آمریکا یا حتی انگلیس که هر کدام به نوبه خود صدمات جبران ناپذری را بر پیکره تاریخ سیاست،جغرافیا و اجتماع ما وارد ساخته اند احساسات منزجزانه ای نداریم و این در نوع برخورد ما با افراد دارای تابعیت این کشورها کاملا مشهود است.
اعتراض هایی هم که ما نسبت به این کشورها داشته ایم همه نوعی گلایه از رفتار خصمانه طرف های مقابل بوده است و بزرگان نظام همیشه این جمله را که بواقع نوعی قاعده است را تکرار کرده اند که اگر آنها در رفتارشان نسبت به کشور ما اصل احترام را رعایت نمایند ما حاضر خواهیم بود تمام مشکلات خود با آنها را کنار بگذاریم و درد زخم های بسیاری که توسط آنان بر تاریخ کشور ما تحمیل شده است را با روحیه خواص ایرانیمان تحمل کنیم.
نگاه ما به جهان پیرامون خود همواره همین اینطور بوده است و تا امروز هیچ کشوری نتوانسته با دلایل متقن و سندهای موثق کشور ما را به آغاز یک جنگ یا تجاوز در طول تاریخ معاصر محکوم نماید یا هیچ یک از هزاران دعوی واهی انجام اقدامات تروریستی که علیه ایران مطرح شده را اثبات کند و همه چیز برای همیشه در حد یک گمانه تبلیغاتی یا اتهام جهت دار باقی مانده است بی آنکه هیچکدام از برچسب زنندگان تاوان این گونه رفتارهای غیر اخلاقی خود راپرداخت نمایند.
اما سیاست زدگی سکولار تاثیر خود را بر کشورهای غربی تا آن حد عمیق ساخته که هیچ حد و مرز اخلاقی مشخصی را برای دیپلوماسی شفاف و پنهان خود در قبال ملت های دیگر قائل نیستند و با وارد کردن استراتژی جنگ روانی بعنوان پشتوانه سیاست خارجی خود در مواجه با جهان خارج در حال پایه ریزی یکی از مخرب ترین روشهای دیپلوماسی در طول تاریخ هستند و آن چیزی نیست جز بازی با حیثیت و اعتبار ملت ها.
پس از جنگ جهانی دوم در حوزه بین الملل قوانین بسیار امید بخش و قابل تقدیری خلق شد که از جمله آنها قوانین منسوب به حقوق بشر بود که غالب کشورهای دنیا حتی بدون چون و چرا آن را پذیرفتند و به تحقق همه جانبه آن تمایل نشان دادند.
حقوق بشر رویای تاریخی انسان بود (فراغ از ضعف ها و کاستی ها) که به دست دول معاصر به دروازه های تمدن نوین وارد شد و استقبال جمهور ملت ها را موجب گردید و چشم انداز روشنی را برای جهان پس از عصر جنگ های سنتی و ماشینی پیش بینی نمود.
با این حال تنها پس از گذشت مدت زمان اندکی از الحاق کشورها به این اعلامیه جهانی حقوق بشر،بسیاری از جوامع متوجه فراهم نبودن زیرساخت های تحقق این مجموعه قوانین در کشورهای خود شدند تا آنجا که اگر این قوانین را رعایت می کردند به ناچار باید با چالش های دست و پا گیر دیگری که ممکن بود اجرای این قوانین برای جامعه ایجاد کند گریبانگیر شوند و در سوی دیگر عدم رعایت این قوانین نیز باعث ورود لطمات گسترده به حیثیت بین المللی و اجتماعی کشور سرباز زننده می گردید.
به همین خاطر هر کشور به فراخور وضعیت اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی خود و برای پرهیز از وارد شدن به یک بازی باخت- باخت تصمیم به اجرای بینابینی و کار راه انداز این مجموعه حقوق(بعضا تحت عنوان حق شرط) گرفت تا شاید مرور «زمان» بتواند بعنوان بستر ساز ایفای کامل تمام مواد این حقوق نقش خود را در صحنه جامعه رو به تکامل بازی نماید.
در این بین کشورهای در حال توسعه بیشترین مشکل را برای اجرای این اعلامیه پیش روی خود می دیدند و البته هرگز گمان نمی کردند که طراحان قوانین حقوق بشری با توجه به اشرافی که بر مشکلات این کشورها داشتند به جای کمک به فراهم شدن مناسب تر بستر اجرای حقوق بشر در سرزمین آنها همین قوانین رویایی را مبدل به ابزاری برای از بین بردن یکی از اساسی ترین قواعد حقوق بشری اما نانوشته در این مجموعه قوانین نمایند.
آنچه امروز خودشان آشکارا آمار آن را منتشر می کنند و نشان می دهند که با رفتارهای خود تحت لوای جنگ روانی(همان افکار عمومی غرب) مبتنی بر مسائل حقوق بشری،بشر دوستی را در سطح جهان در خصوص یک ملت 80 میلیونی تا چه حد تنزل داده اند.
بحث ما اینجا تاختن سیاسی به کشور مدعی یا متهم یا حتی غرب و شرق نیست بلکه می خواهیم توجه عموم را به یک نکته نهفته در پس مسائل حقوق بشری جلب نماییم تا متوجه این مفهوم شویم که چطور کسی که می تواند ادعای حمایت از حقوق افراد را نماید در سوی دیگر عامدانه یا ندانسته به حقی بالاتر اما مستور در پس این مواد صدمه وارد کند.
در واقع مدعیان حقوق بشر آنقدر علیه یک ملت با تمام ابزارهای خود تبلیغ کرده اند و اینقدر فضای جهانی را علیه ایران و ایرانی مسموم ساخته اند تا نتیجه امروز چنین شده که ملتی را که خود امضا کننده بی چون و چرای قواعد حقوق بشری بوده و با اینکار نشان داده که رسیدن به حد نهایی اجرای قوانین حقوق بشری برای او دارای اهمیت ویژه است اما برای تحقق آن احتیاج به زمان بیشتر و بستر سازی مناسب تر و حتی کمک رسانی معنوی و مادی سایر ملل دارد را این چنین نزد مردم برخی کشورها نامحبوب ساخته اند و در نهایت اسم آن را گردش آزاد اطلاعات و ضمانت اجرا توسط افکار عمومی نام نهاده اند.
غرب متاسفانه حاضر نیست به هیچ حقوقی فارغ از چشم انداز سیاست زدگی نگاه نماید و قادر به تشخیص مصالح آینده بلند مدت جهان بصورتی که بر محور صلح پایدار استوار باشد نیست و داشتن غول های رسانه ای او را چنان سر مست ساخته که ذوق زدگی کودکان از دیدن تفنگ های واقعی در دستشان را به یاد می آورد ،غافل از مخاطراتی که می تواند این عدم تعقل اخلاق گرایانه در آینده بلند مدت جهان(زمانی که آنها دست بالای قدرت امپریالیستی را از دست بدهند یا اینکه عمق شکاف بین ملت ها از حد مشکلات سیاسی فراتر رود) برای خود و همه به همراه اورد.
غرب بخاطر ساختار اجتماعی فردگرایانه خود با ادعاهای مبتنی بر حفظ حقوق فردی تحت عنوان رعایت حقوق بشر در حال آسیب رساندن و فدا کردن حقوق ملت ها است و آن چیزی نیست جز اینکه یک ملت احساس کند مدعیان حقوق فردی او در حال از بین بردن حقوق ملی او در مواجهه با مردم سایر جهان هستند.
از حق فردی او در کشورش دفاع می کنند اما آبرو و اعتبار وی که با نوع ملیتش رابطه تنگاتنگ دارد را بی مهابا عرضه تاخت و تاز قرار می دهند.
می توان این اقدام را اینگونه در قالب مثال گنجاند که شما با قصد دفاع از حقوق و آبروی فرزند یک خانواده آبروی پدر خانواده و نام خانوادگی وی را در جامعه به شدت مورد تهاجم قرار دهید.این دفاع چقدر می تواند متضمن سود برای فرد و خانواده او باشد؟
در اینجا سلاح افکار عمومی که یکی از ضمانت های اجرای قواعد حقوق بشری است کاربرد بهینه خود را از دست می دهد و بالعکس تبدیل به وسیله ای برای خدشه دار شدن حقوق بشریت می گردد.
بند نانوشته قواعد حقوق بشری دقیقا همینجا است که حفظ اعتبار،حیثیت و آبروی ملت ها با هیچ عنوانی نباید مورد هجمه رسانه ای و دیپلماتیک کشورها قرار بگیرد چرا که در غیر این صورت حفظ سایر این حقوق تحت شعاع از دست رفتن آن حق قرار خواهد گرفت.
حال باید مدعیان و فعالین حقوق بشری داخلی یا ایرانیان ساکن خارج که دائما گزارش های نقض چنین مواردی را (حق یا ناحق) به سایر کشورها مخابره می کنند و با تصور اینکه در حال دلسوزی برای هموطنان خویش هستند به مصاحبه با هر رسانه ای دست میازند، بنشینند و به عواقب تمام آنچه تا کنون مرتکب شده اند بیاندیشند.
کارشناسان حقوق بشر سایر کشورها نیز باید لزوم رعایت چنین اصلی در سیاست خارجی کشورهایی که واقعا حقوق بشر را از دریچه اخلاقی آن نگاه می کنند و همینطور رسانه های مستقل جهان توجیه نمایند.
و جمهوری اسلامی نیز با توجه به ریاست فعلی خود بر کشورهای عدم تعهد ، دیپلمات های ایرانی را به اتخاذ سیاستی فعال در زمینه هوشیار سازی کشورها جهت توجه جامعه جهانی به وجود چنین ضعفی در ساختار قواعد حقوق بشری و ضمانت های اجرای آن وادارد،چرا که حفظ حقوق ملت از مهمترین فصول قانون اساسی جمهوری اسلامی است که بار عملی ساختن آن بر دوش نظام است و چه حقی بالاتر از حفظ حیثیت و اعتبار هر ایرانی بعنوان یک ملت نزد جامعه جهانی.

*کارشناس ارشد حقوق بین الملل
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
۱
صراط چقدر طولانی؟!!
کی حال داره بخونه!
رامین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
۱
خوب بود
متشکر
ناشناس س س
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۳۱
طولانی ولی ارزنده و مفيد بود
سپاس