۳۰ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۷:۱۴

یادداشت های یک بسیجی+عکس

کد خبر : ۱۰۳۷۴
در این دستنوشته از یک بسیجی رزمنده آمده است:
خدایا امشب بچه ها در حال دعا می گفتندکه آقا، مولا، سید وسرورمان آقا امام زمان در خواب یکی از بچه ها اومده در حالی که چند پرونده را با تیر چسبانده بودند. وقتی سوال میکنند آقا اینها چیه، می فرمایند اینها پرونده های گناهان شماست. خدایا، پروردگارا، خدایا آن گناهی که باعث آزردگی خاطر آقا می شود، خدایا اگر از من صادر می شود یا از هر کدام از بچه ها خدایا تو را به عفت، تو را به عزتت، خدایا تو را به ذات اقدس حق سوگندت می دهم برما ببخش، خدایا عفمان کن، خدایا ...

خدایا امشب بچه ها در حال دعا می گفتندکه آقا،  مولا، سید وسرورمان آقا امام زمان در خواب یکی از بچه ها اومده در حالی که چند پرونده را با تیر چسبانده بودند. وقتی سوال میکنند آقا اینها چیه، می فرمایند اینها پرونده های گناهان شماست. خدایا، پروردگارا، خدایا آن گناهی که باعث آزردگی خاطر آقا می شود، خدایا اگر از من صادر می شود یا از هر کدام از بچه ها خدایا تو را به عفوت، تو را به عزتت، خدایا تو را به ذات اقدس حق سوگندت می دهم برما ببخش، خدایا عفومان کن، خدایا ...
نظرات بینندگان
ممم
|
-
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۳۱
آنان که جهاد کرده بودند و گردن یک مملکت حق داشتند با اون تفکر حالا کسانی دم از اینها میزنند که حتی تحمل شنیدن یک حرف حساب ندارند و شما چرا جاهای پیام ها رو جابجا میکنید تا نظراتی که به شما گفته میشه به دیگران نسبت دهید؟