۳۰ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۴

تنها 3 دقیقه در کنار کوروش

کد خبر : ۱۰۳۴۶
مانند بسیاری از جاها که چیز ارزشمندی در آن نگهداری می شود، مقررات خاصی برا ی ورود به موزه ملی وجود دارد و ورود چیزهایی مانند کیف موبایل، دوربین عکاسی و ... به داخل ممنوع است. برای دیدن از این مکان پول زیادی نباید خرج کرد؛ برای هر نفر 1000 تومان و دانشجوها هم 500 تومان.

گیت و تشکیلات را که رد می کنیم، از نگهبان درباره مکان کتیبه سوال می کنیم. می گوید:" ابتدا طبقه اول و دوم را نگاه کنید و بعد کتیبه؛ چون بعد از دیدن کتیبه، دوباره نمی توانید به داخل سالن برگردید." ما هم همین کار را می کنیم.

شاید بسیاری از کسانی که برای دیدن کتیبه آمده اند، مثل من باستان شناسی یا رشته تاریخ نخوانده باشند، ولی همان اشتیاق را برای دیدنش دارند. کمی در ابتدای درب می ایستیم تا عکس العمل مردم را ببینیم. تقریبا اولین حرفی که مردم در هنگام عبور از در موزه می گویند این است:" کتیبه کجاست؟"

ابتدای ورودی موزه، ظروف سفالی بزرگی مربوط به هزاره های قبل از میلاد هستند که در زیر یکی از آنها نوشته شده:" مربوط به هزاره ششم تا اوایل هفتم پیش از میلاد (دوره انتقال مس و سنگ) تهران – پردیس"

وسایل و ظروف و اشیا مختلفی از شهرهای مختلف مثل شوش، نهاوند، اسماعیل آباد تهران، سمنان، گیلان، قم و ... وجود دارد که هر کدام حداقل مال چند هزار سال قبل از میلاد است.

در ویترین که نگاه می کنیم کاسه بشقاب و سنگ های کوچی است که در زیر ذره بین قرار داده اند و بعضی از مجسمه های بزرگی که در زیر آن نوشته شده، متاسفانه سراین مجسمه شکسته و مفقود شده است... در قسمتی قطعاتی از بناها و آثار مربوط به تخت جمشید قرار دارند و آقایی که احتمالا راهنمای سالن است، از روی خطوط میخی بالای کتیبه ها ان را ترجمه می کند، که یک دفعه صدایی می آید.سرمان را بالا می بریم، کبوتری بر روی کنگره موزه نشسته است. به مامور که اطلاع می دهیم، جواب می دهد:" می دانم، اما به اشیا آسیب نمی رساند! دستمان به آن نمی رسد، ولی جان ندارد، زیاد کاری نمی کند.

مرد نمکی

یکی از قسمت پر طرفدار طبقه اول، مرد نمکی است. مردی از دوره اشکانی که از آن زمان، اسکلت، صورت، مو و ریشش هم باقی مانده و کارگری در معدنی در زنجان، آن را پیدا کرده است، در کنار آن یک چکمه به همراه پایش در آن باقی مانده، این مرد نمکی دارای گروه خونی B+است، از نظر اجتماعی دارای مقام عالی رتبه ای بوده و در گوش چپش گوشواره طلایی داشته است.

طبقه دوم

اشیای این طبقه به دور خود حصار نمی بینند و وقتی هم که به آن نزدیک می شویم، کسی حرفی به ما نمی زند. کتیبه هایی از تخت جمشید، شیرهای سنگی، سرباز هخامنشی و ...به خود جرات می دهیم و به آن دست می زنیم، باز کسی چیزی نمی گویند. این ها ماکت هایی هستند که برای رونمایی از کتیبه کورش در طبقه دوم موزه ملی فراهم شده و با نورپردازی های خاص جلوه زیبایی پیدا کرده اند.

با سازنده آنها صحبت می کنیم. می گوید:"جنسشان از چوب، کچ و .. است که قبل از رونمایی پنج، شش روز برای ساخت آن زمان گذاشته ایم. چند لایه بر روی آن رنگ زده اند تا اینکه طبیعی تر به نظر برسند.

بالاخره به سمت محل کتیبه که آخرین قسمت است می رویم می گویند کمی صبر کنید تا بازدید کنندگان قبلی خارج شوند که در این فرصت می توان کلیپ ساخته شده ای را تماشا کرد که اطلاعاتی درباره کتیبه و مراحل ساخت و آماده سازی سالن را نشان می دهد که به وسیله پروژکتور بر روی پرده نشان داده می شود، از باند ها صدای خوش آمدی ای پیک باستان... می آید.

بعد از کمی گشت و گذار در سالن و خواندن اطلاعاتی درباره کتیبه و کوروش و فرد کاشف آن، اجازه ورود به ما داده می شود، داخل که می شویم در وسط سالن استوانه ای با خطوط میخی می بینیم. "منشور کوروش" که ترک هایی تاریخی بر رویش خودنمایی می کند. در متن ترجمه شده اش هم جای ترک ها را خالی گذاشته اند.

مشغول کندوکاو در منشوریم که صدایی در سالن پخش می شود:"به دلیل احترام گذاشتن به حقوق دیگران و دیگران هم بتوانند آن را تماشا کنند، لطفا سالن را ترک کنید! ساعت خود را نگاه می کنیم دقیقا بازدیدمان سه دقیقه طول کشیده است!"

در موقع برگشت پسر جوانی را می بینیم که از دیدن کتیبه سه دقیقه ای هنوز سیر نشده بود و با اجازه ماموران دوباره برای دیدن آن برگشته می گوید:" من از شهرستان آمده ام قبلا عکس و متن آن را در کتاب خوانده بودم، ولی نتوانستم دیدن از نزدیک آن را از دست بدهم."

در دفترچه نظرات مردم که در کنار در ورودی گذاشته شده نوشته شده:" کاش می شد که این میراث برای همیشه در ایران باقی می ماند. خوشحالم از اینکه هم اکنون در ایران قرار دارد.

و فرد دیگری نوشته:
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم بر زنده یک تن مباد
نظرات بینندگان
سپهرداد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۳۰
با اینکه کلاً باهاتون مشکل دارم ولی دمتون در این یک گزارش گرم!