3عاملاصليمرگسينمايايران
کد خبر : ۱۰۱۰۹
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان،سه عامل اصلي که در دهه 50 مرگ سينماي ايران را رقم زدند در کنار اوضاع نابسامان اقتصادي سينماها، عبارت بود از سيل فيلمفارسيهايي که ديگر حتي جذابيتي براي مخاطب خود نيز نداشتند بعلاوه اختلافي که بين اهالي سينما وجود داشت.
اين روزها تاريخ بار ديگر تکرار شده و موقعيت سينماي ايران بسيار شبيه وضعيتي است که در بالا اشاره شد، فروش نااميدکننده فيلمها، اختلافهاي خانه سينما با معاونت سينمايي و افت فاحش کيفيت محتوايي فيلمها، چشماندازي مبهم و تار از آينده سينما در ذهنمان تداعي ميکند.
امسال اتفاق جالبي در سينماي ايران افتاده، هر فيلمي که اکران ميشود (به جز دو سه فيلم) تماشاگر را با اين پرسش به چالش ميکشد که «آيا فيلم ديگري بدتر از اين هم ميتوان ساخت؟»
نميتوان بيتفاوت از کنار اين مسئله و سوال عذابآور گذشت که سينماي ما چند سال بعد کجا ايستاده؟ چقدر مخاطب دارد؟ آيا ديگر جذابيتي خواهد داشت؟ آيا جشنوارهاي وجود دارد؟ اگر سينماها يک روز در سال بدون فروش بليت، به نمايش فيلمها پرداختند، آيا کسي رغبت تماشاي رايگان فيلمها را دارد؟
آيا در روزهاي سرد زمستان، بهجز آنهايي که از زور سرما، سرپناهي بهتر از سينما نمييابند، کسي را در سالن تاريک سينما ميتوان يافت؟ اصلا آيا ميتوان آيندهاي براي اين سينما متصور بود؟
مسئولان محترمي که اکران عيد فطر(که يکي از طلاييترين فصلهاي اکران است) را در اختيار «يهجيب پرپول» و امثالهم قرار دادهاند، آيا خود تاب تحمل چنين آثار «من درآوردي» و توهينآميزي را دارند (آثاري که کوچکترين اهميتي به مخاطب خود نميدهند و با جسارت تمام، شعور و فهم مخاطبشان را به سخره ميگيرند).
اصلا ممکن است کسي دغدغهاي ولو اندک درباره سينما داشته باشد، آن وقت اجازه دهد اين خزعبلات را که تنها تصاوير متحرکي هستند به اسم سينما به خورد تماشاگر داد و در عوض به تصوير کشيدن عميق ترين احساسات انساني (از عشق و محبت گرفته تا ترس و نفرت ) به نمايش سخيفترين حرکات رفتاري و گفتاري، بپردازد؟
اينکه سازندگان فيلم فارسي، روز به روز بيشتر غرق اين منجلاب ميشوند و از «شاخه گلي براي عروس» به «يك جيب پر پول» ميرسند واقعيت تلخي است که ادامه آن قطعا نابودي اين سينما را به ارمغان خواهد آورد، ديگر کار از لوده بازي و حرکات مبتذل و کليشهاي گذشته، گويي عدهاي دور هم جمع شوند و هرگونه حرکت مضحک و ادايي را در توان دارند، يکي پس از ديگري رو کنند و يک نفر هم دوربين بهدست اين لحظات مشمئزکننده را بهتصوير بکشد.
در زمانهاي که تکنيک و هنر فيلمسازي سينماي جهان در «آواتار» جهان را به تسخير خود درآورده وتفکر و انديشه آن سينما در فيلمي چون«اينسپشن» متبلور ميشود، دلمان را به چه چيز اين سينماي بيمار خوش کنيم؟
اگر قرار است چرخه سينماي ايران با آثاري اينگونه ادامه يابد، بهتر است که هر چه زودتر اين چرخه را متوقف کنيم. اين تصاوير متحرکي که تنها اسم فيلم روي خود دارند، گورستان خاطرات کودکي و نوجواني ما از اين سينماست، زماني بود نشريات تخصصي سينما، مردم را از تماشاي آثار تلويزيوني منع ميکردند مبادا سليقه و ذائقه آنها افت کند، اما امروز همه چيز عکس شده، همان بهتر که مردم پاي تلويزيون بنشينند و سريالهاي فتحي، عسگرپور، مقدم و حتي سهيليزاده را ببينند.
اميرعباس صباغ -تهرانامروز
معمولا ما با دوستان ترجیح میدیم بعضی فیلمهای درست حسابی هالیوود رو ببینیم(البته این جور فیلمها نقدهایی دارندولی ارزش نقد کردن هم دارند...! ) منظورم همون دی وی دی هایی(البته از دید آقایان غیر مجاز..! ) هست که کپی آنها فت وفراوان هست .
من با نظر آقای نویسنده موافقم ویک پیشنهاد هم داشتم ،
خداوکیلی ما که فیلم بلد نیستیم بسازیم ،حداقل فیلمهای خارجی رو که میتونیم تو سینما هامون پخش کنیم تا در سینما تخته نشه(البته با اجازه از محضر شریف وزارت فرهنگ وبهداشت اسلامی..!)