جدیدترین اقدام غیرحرفه ایBBC
کد خبر : ۱۰۰۱۴
کاشانی که از مصاحبهاش با بی بی سی بیاطلاع بود و از اقدام غیر حرفهای و غیر اخلاقی این شبکه ماهوارهای که مدعی حرفهای گری در امور رسانهاست، ابراز تاسف کرد و گفت که با مصاحبه پخش شده در بیبیسی از سوی مازیار بهاری (از متهمان فتنه اخیر) داشته است در حالی که وی خود را خبرنگار رسانهای داخلی معرفی کرده بود.
این استاد دانشگاه در خصوص شبکه دولتی بیبیسی متنی را در اختیار خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس قرار داد که در زیر میخوانید:
سیمای جمهوری اسلامی ایران در سالروز 28 مرداد از برگزاری میزگرد سیاسی و انجام بحث های تاریخی در زمینه رویدادهای تیر و مرداد سال 1332 خودداری کرد. این در حالی است که مردم ایران علاقه فراوان دارند از شیوه مداخله بیگانگان در آن دوران که به ناکامی نهضت ملی ایران و از دست رفتن هدف های ارزشمند آن انجامید آگاهی به دست آورند. جای خالی این بحث ها در صدا و سیما را بخش فارسی تلویزیون بی.بی.سی پُر کرد. این شبکه در این روز در یک برنامه یک ساعته که حداقل پنج بار بازپخش شد توانست سناریوی خلاف واقع خود را در ذهن بینندگان این رسانه در ایران و سراسر جهان جای دهد. جوهر برنامه تدوین شده از سوی بی.بی.سی، اسطوره سازی از مصدق و پنهان کردن نقش بریتانیا در مداخله در امور داخلی کشور ما در براندازی نهضت ملی ایران بود. در همین جا یادآور می شوم سخنان محدودی که در این برنامه از من پخش شد در گفتگو با بیبیسی فارسی نبوده است.
* با مازیار بهاری که خود را خبرنگار رسانههای داخلی معرفی کرد، مصاحبه کردم نه با بیبیسی
آقای مازیار بهاری (از متهمان فتنه اخیر) که در تدوین این برنامه با بی بی سی همکاری داشته است روز 18 دی 1386 حدود یک سال پیش از آغاز به کار بخش فارسی بی بی سی گفتگویی در زمینه رویدادهای 30 تیر و 9 اسفند1331 و تیر و مرداد 1332 با من انجام داد ولی نکات اصلی و کلیدی آن گفتگو در این برنامه بازتاب نداشت. در این نوشته کوتاه فرصت ارائه تحلیل های تاریخی کاملی از برنامه پخش شده از سوی بی بی سی وجود ندارد و تنها به چند نمونه از موارد خلاف واقع آن بسنده میکنم.
1- بی بی سی در این برنامه مصدق را پیشگام اندیشه ملی کردن نفت در ایران معرفی می کند و مدعی شد مصدق پس از رسیدن به نخست وزیری نفت را ملی کرد. این در حالی است که قانون ملی کردن نفت در 24 اسفند سال1329 در مجلس شورای ملی و در 29 اسفند همان سال در سنا به تصویب رسید و مصدق روز 11 اردیبهشت 1330 با رأی تمایل مجلس و فرمان شاه نخست وزیر شد. از سوی دیگر در مبارزاتی که برای استیفای حقوق ایران از منابع نفت جنوب آغاز گردید مصدق کمترین نقشی نداشت . در تیر ماه سال 1328 که دولت ساعد زمینه چینی گسترده ای برای تصویب لایحه الحاقی در مجلس میکرد و شرکت نفت انگلیس می خواست با افزودن ارقام اندکی بردرآمدهای نفتی ایران قرارداد سال 1312 را تا پایان دوره آن تثبیت کند با ایستادگی سرسختانه آیت الله کاشانی و نمایندگان اقلیت در مجلس روبرو بود. مصدق در نامه ای که در 30 تیر1328 به مجلس نوشت به نمایندگان اندرز داد با دستکاری کوچکی در این لایحه، اصل آن را بپذیرند ولی نمایندگان اقلیت مانع از آن شدند این لایحه به رأی گذارده شود و اندرز مصدق به نمایندگان دوره 15 مجلس سودی برای شرکت نفت انگلیس نداشت.
در سال 1329 نیز که تلاش گسترده ای برای ملی کردن نفت از سوی آیتالله کاشانی و گروه نمایندگان پیشگام نهضت ملی ایران آغاز شد مصدق همچنان طرفدار لایحه الحاقی بود و حتی حاضر نشد طرح ملی کردن نفت را که آیت الله کاشانی و یاران او در 15آبان1329 امضاء کردند، امضاء کند. مصدق تنها در آذر 1329 که لایحه الحاقی درمجلس مردود اعلام شد برای آنکه از کاروان ملی کردن نفت عقب نماند طرح ملی کردن نفت در ایران را امضاء کرد. البته از بی بی سی که در مقام ستایش از مصدق است نباید انتظار داشت این واقعیتهای تاریخی را بیان کند ولی اظهارات خلاف واقع هم در شأن رسانه ای که مدعی رعایت ضوابط حرفه ای اطلاع رسانی است نمی باشد
* روشن نیست وطن پرستی مصدق از دیدگاه مامور اطلاعاتی انگلیس چه معنی و مفهومی دارد
2- آقای "سام فال " که در سال های 30 و 31 مأمور اطلاعاتی انگلستان در ایران بوده است در این برنامه، مصدق را یک وطن پرست ایرانی معرفی می کند. روشن نیست وطن پرستی مصدق از دیدگاه آقای سام فال چه معنی و مفهومی دارد. نخست وزیری که بیشترین قانون شکنی ها را درکارنامه 29 ماهه نخست وزیری خود به ثبت رسانده و به حزب غیر قانونی و منحله توده اجازه داده است دست به فعالیت های سیاسی بزند چگونه می تواند وطن پرست باشد. آقای سام فال برای اینکه این تضاد را برطرف کند می افزاید : " مصدق حزب توده و فعالیت آن را نادیده میگرفت ". این در حالی بود که این حزب وابسته به شوروی بود و پارهای از سران آن نیز با انگلستان ارتباط داشتند. مصدق با وجود اعتراضات شدید پیشگامان نهضت ملی ایران وارد یک ائتلاف پنهانی با حزب توده گردید و راه را برای فعالیت های ویرانگر این حزب باز کرد. سرانجام این حزب به صورت نیرومند ترین گروه سازمان یافته در صحنه سیاسی کشور ظاهر شد و توانست به گونه گسترده در نیروهای مسلح کشور که زیر کنترل مصدق بودند نفوذ کند. در همین حال مصدق شدیدترین فشارها را روی احزاب و گروههای مذهبی و ملی که پایگاه اصلی نهضت ملی ایران و پشتوانه اصلی قانون ملی کردن نفت در ایران بودند وارد می کرد. انگلستان از این راه توانست مردم ایران را از به قدرت رسیدن حزب توده به وحشت اندازد و زمینه براندازی نهضت ملی ایران را فراهم کند واز سوی دیگر دولتمردان آمریکایی را که تا مدتی با نهضت ملی ایران همسویی نشان می دادند به دلیل نگرانی از به قدرت رسیدن حزب توده در ایران و گسترش سلطة شوروی براین بخش از خارمیانه به رویارویی با نهضت ملی ایران بکشاند. ولی این واقعیتهای تاریخی که مستندات فراوانی برای آن ها وجود دارد در بی.بی.سی با پنهان کاری همراه بود.
3- آقای " مَلکُم بِرن " مدیر مرکز ملی آرشیو امنیتی آمریکا در این برنامه در زمینه مقالاتی که علیه مصدق منتشر می شد و از انتقادهایی که نسبت به قانون شکنی های او انجام میگردید با نام "سیاه نمایی " یاد کردند. در آن دوران روزنامه نگاران شجاعی چون ابوالحسن عمیدی نوری حقوقدان برجسته و مدیر روزنامه "داد " و دانش نوبخت مدیر روزنامه "سیاست ما " و پاره ای دیگر از روزنامه نگاران که با فشارهایی از سوی دولت مصدق روبرو بودند و به زندان نیز انداخته شدند از اقدامات خلاف قانون اساسی مصدق انتقاد می کردند. برای من روشن نیست آقای مَلکُم بِرن که با اینگونه نقدهای سیاسی در کشور خود آشنا می باشند چگونه به انتقادهای روزنامه نگاران ایرانی از اقدامات خلاف مصالح ملی مصدق بر چسب سیاه نمایی می زند . البته اعتراضات به اعمال مصدق به این روزنامه نگاران محدود نبود.
نمایندگان شجاع مجلس هفدهم نیز در برابر انحراف های مصدق شدیدترین اعتراضات را کرده و جان خود را به خطر انداختند ولی اعتراضات مشروع آنان که برگ های درخشانی از کارنامه نمایندگان مجلس هفدهم در ایستادگی در برابر مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران بوده است نیز در برنامه بی.بی.سی به سکوت برگزار شد.
* بیبیسی مدعی میشود که ایرانی ها صبح روز بعد از کودتا، از آن با خبرشدند
4- بی بی سی ابلاغ فرمان برکناری مصدق از سوی سرهنگ نصیری در ساعت 11 شب 24مرداد سال 1332 را یک کودتا برمی شمرد و می افزاید "کودتای مرداد شکست خورد و ایرانی ها صبح روز بعد، از کودتا با خبرشدند " . ادعای وقوع کودتا که در اعلامیه دولت مصدق بدون ذکر نام او یا وزیر کشور در ساعت 7 صبح روز 25 مرداد از رادیو پخش شد ساخته و پرداخته شخص مصدق بوده است. این برچسب دروغین در خلال 57 سال گذشته دائماً از سوی هواداران وی تبلیغ شده است . این در حالی بوده است که در24 یا25 مرداد سال 1332هیچ عملیات نظامی و یا حتی اندیشه کودتا علیه مصدق وجود نداشته است. مصدق وزیر دفاع بود و رئیس ستاد ارتش هم تا آخرین ساعت در کنار او بود و هیچ یک از واحدهای ارتش هم کوچک ترین حرکتی علیه مصدق انجام ندادند که بتوان آن را کودتای نظامی نامید. مصدق فرمان برکناری خود را به دلایلی که فرصت پرداختن به آن ها نیست پنهان کرد و آن را به آگاهی مردم و حتی هیات وزیران خود هم نرساند. ولی در محاکمه نمایشی که برای او برگزار گردید فرمان برکناری او و رسیدآن افشا شد و مصدق ناگزیر گردید در مورد دریافت این فرمان لب به سخن بگشاید وبا پس گرفتن ادعای وقوع کودتا در شب هنگام 25 مرداد در باره چگونگی ابلاغ این فرمان از سوی سرهنگ نصیری چنین گفت: " ... من یک درب آهنی خیلی محکم جلوی خانهام گذاشته بودم که باز کردنش لااقل یک ساعت طول می کشید ولی آن شب خودم دستور دادم درب را بازکردند و آن جناب افسر رئیس گارد شاهنشاهی با احترام به منزل من آمد. فرمان را که دیدم تصور جعل کردم ... " (مصدق در محکمه نظامی ، برگ 92).
البته ادعای تصور جعلی بودن این فرمان نیز با دادن رسید و اینکه آن را دستخط مبارک نامید ناسازگار است. اگر بسیاری از مردم در ایران و جهان به دلیل سانسور اسناد و مدارک تاریخی در 50 سال گذشته هنوز رسید فرمان شاه را که مصدق به خط خود نوشت و به سرهنگ نصیری داد ندیده باشند ولی قطعاً بی بی سی آن را در آرشیو خود در اختیار دارد. در این رسید که خوشبختانه پس از یی سال تصویر آن را مورّخ گرانمایه آقای ابراهیم صفایی در کتاب زندگینامه سپهبد زاهدی منتشر کرد چنین نوشته شده است: " ساعت یک بعد از نصف شب 25 مرداد 1332 دستخط مبارک به اینجانب رسید. دکتر محمد مصدق ".
بنابراین بی بی سی تنها با سانسور متن و تصویر این رسید که شخص مصدق به دریافت آن اعتراف کرده می توانسته است برای جا انداختن فکر موهوم "کودتا علیه مصدق " تبلیغ کند.
سرپوش گذاردن بر روبدادهای تیر و مرداد سال 1332 در آمریکا هم دنبال می شود. در همایشی که از سوی آقایان مَلکُم بِرن و گازیورسکی در کالج سنت آنتونی در دانشگاه آکسفورد در سال 2002درباره رویدادهای مرداد سال 1332 برگزار شد مقاله ای را در این زمینه ارائه کردم که متن آن به انگلیسی و فارسی توزیع شد. برگزار کنندگان این همایش از انتشار مقاله من در مجموعه مقالات آن همایش که در سال 2004 در آمریکا به چاپ رسید نیز خودداری کردند. این از شگفتی هاست که در کشوری چون آمریکا که در آن آزادی اطلاعات و آزادی بیان رعایت می شود یک مقاله پژوهشی و مستند را سانسور میکنند. از بخش فارسی بی بی سی که برنامة تولید شده آن به گونه عمده برای ایرانیان ساخته می شود سرپوش گذاردن بر چنین سند مهم تاریخی چندان دور از انتظار نیست. دلیل آن هم روشن است. اگر بینندگان این برنامه، تصویر این رسید را به خط محمد مصدق میدیدند و متوجه می شدند او فرمان برکناری خود را که از سوی شاه در چارچوب قوانین کشورصادر شده دریافت کرده و آن را دستخط مبارک نامیده و عنوان نخست وزیر را هم که همیشه در کنار امضای خود می گزارده حذف کرده است چگونه بی بی سی باز هم میتوانست فکر موهوم کودتا را به آنان القاء کنده این واقعیت را هم نباید از نظر دور داشت که شاه، تنها در پی رفراندوم انحلال مجلس که کارگردانی آن را مصدق انجام داد میتوانست فرمان های عزل و نصب را صادر کند.
* تهمتهای بیبیسی به آیتالله کاشانی
بی بی سی که به گمان خود توانسته است مداخله بریتانیا در امور داخلی ایران و ایستادگی سرسختانه آیت الله کاشانی و نمایندگان هوادار نهضت ملی ایران در برابر آن را از ذهن بینندگان این برنامه دور ساخته واندیشه انحرافی و ادعای کودتا را جا بیندازد در پایان این برنامه دست به ترور شخصیت آیت الله کاشانی زده و چند تهمت خلاف واقع دیگر را در بارة وی مطرح کرده است: نخست آنکه ادعا کرده است "مأموران سیا سعی کردند 10 هزار دلار به کاشانی برسانند ولی کسی نمیداند برسر آن پول چه آمد " و چون از نسبت دادن چنین اتهامی به آیتالله کاشانی نگران است با عباراتی چون " سعی کردند " ویا " کسی نمی داند برسرآن پول چه آمد " کوشش در نشان دادن بیطرفی خود در نقل این افترا میکند. بی بی سی از منبع این افترا بهخوبی آگاه است ولی اشاره ای به آن نمی کند. اگر چه منزلت آیت الله کاشانی که در زندگی خود پنجه در پنجه سیاستهای سلطه جویانه بیگانگان انداخت و بارها از سوی عوامل داخلی بیگانگان دچار حبس و تبعید شد بالاتر از آن است که اینگونه افتراها نیاز به پاسخگویی داشته باشند ولی از آنجا که بی بی سی این برنامه را پنج بار بازپخش کرد ناگزیر به منبع این شایعه سازی اشاره میکنم. مارک . گازیورسگی که یک آمریکایی لهستانی الاصل و از مسائل تاریخ معاصر ایران بی اطلاع است در راستای تبلیغ سیاست های بریتانیا در نوشته ای زیر عنوان "کودتای 28 مرداد " این ادعای بی دلیل را مطرح کرد. سرمایه این شخص از رویدادهای پیچیدة تیر و مرداد سال 1332 در ایران همین نوشته است که در آن انبوهی از غلط های تاریخی به چشم می خورد. او به زبان فارسی آشنا نیست و هنگامی که من در دیداری با او که به درخواست وی در سال 1380 انجام شد پارهای از غلط های تاریخی آشکار نوشته او را یاد آور شدم پاسخ او این بود که اگر من این اشتباهات تاریخی را در نوشته خود آوردهام تقصیر شماست که تاریخ نهضت ملی ایران را ننوشتهاید و من دچار این اشتباهات شده ام ! این هم استدلال این آقای مورخ بی بی سی در نگارش پیچیده ترین رویداد تاریخ معاصر کشورماست. شرم حضور مانع از این بود که به او بگویم شما که زبان فارسی و تاریخ ایران را نمی دانید چگونه به خود اجازه دادهاید اینگونه گستاخانه دربارة رویدادهای نهضت ملی ایران قلم فرسایی کنید.
در کنفرانسی که سال بعد در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برگزار شد این جناب مورّخ باردیگر کوتاه شدهای از مندرجات همان مقاله خود را تکرار کرد البته به خود اجازه نداد چنین افترایی را علیه آیت الله کاشانی تکرار کند. ولی آقای دکتر مجید تفرشی که در این کنفرانس حضور داشت شرم حضور را کنار گذارد و پس از پایان سخنان گازیورسکی دربارة شایعه سازی وی در باره آیت الله کاشانی پرسشی را مطرح کرد. آقای دکتر تفرشی این پرسش و پاسخ را در ضمن مقاله ای در روزنامه شرق 25 اردیبهشت 1384منتشر کردند که بخشی از آن را عیناً نقل می کنم: "در تابستان سال 81 - 2002 همایشی با همت آقای گازیورسکی در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برگزارشد که من نیز به عنوان مستمع در آن حضور داشتم. مقالة ارائه شده توسط آقای گازیورسکی در این همایش نسخة کم و بیش مشابهی از همان مقاله قدیمی او بود. در آن نشست عمومی من سئوال بسیار ساده و مدرسهای را به طور علنی و در حضور همه از منظر آکادمیک و به عنوان یک کنجکاوی تاریخی از آقای گازیورسکی پرسیدم. سئوال من که هنوز یادداشت مکتوب آن را دارم دقیقاً این بود: مطالب امروز شما تقریباً مشابه مقاله ای بود که 15 سال پیش منتشر کردهاید. فرض کنید یک دانشجوی شما تحقیق سادهای را به عنوان تکلیف درسی بشما ارائه کند و طی آن افراد مختلفی را به ارتکاب اعمال منفی گوناگونی متهم سازد و ضمناً بگوید که این اتهامات براساس منابع مهمی است ولی این منابع قابل شناسایی و پیگیری نبوده و او نمی تواند رفرانس های مقالهاش را بشما نشان دهد و شما مجبورید این ادعاها را بدون ارائه اسناد و مدارک بپذیرید. آیا ممکن است شما این مقاله را پذیرفته و نه نمره عالی بلکه حتی نمرة حداقلِ قبولی بدهید؟.
* چنین دروغهایی فقط در بیبیسی قابل پخش بود
آقای گازیورسکی، ادعای مالی و سیاسی که شما در مورد برخی از چهره های سیاسی ایران مطرح کردهاید اگر در مورد هموطنان آمریکایی شما بود تا کنون موجب افتتاح دهها پرونده قضایی علیه شما و منابع ناشناخته شما می شد واحتمالاً به حیات حرفهای شما خاتمه می داد. شما 15 سال است که این ادعاها را بدون ارائه مدرک دقیق مطرح می کنید فکر نمی کنید که اکنون وقت آن رسیده یا ادعاهای خود را پس بگیرید ویا منابع سری شفاهی یا مکتوب خود را افشاء کنید؟.
آقای گازیورسکی از این سئوال به خصوص از جانب یک دوست، شدیداً ناراحت شدند ولی در نهایت بدون هر گونه پاسخگویی صریح و حتی غیر مستقیم، تنها به من فرمودند: بله حرف شما از نظر حرفه ای و متدلوژیک درست است و این از مشکلات و نقاط ضعف تاریخ نویسی براساس اسناد و منابع امنیتی است. اینگونه منابع قابل افشاء نیستند و البته کاری هم نمی شود کرد ".
آقای گازیورسکی با اعتراف به اینکه کار او خطاست برای موجّه جلوه دادن اقدام مجرمانه خود ، آن را "تاریخ نویسی براساس اسناد و منابع امنیتی " بر میشمرد. این به معنی آن است که اشخاص بتوانند هر گونه تهمت و افترا را به دیگران نسبت دهند و در دفاع از خود بگویند کارمن تاریخ نویسی امنیتی است ! از چنین اشخاص بیمایهای که از اخلاق انسانی وارزشهای والای تاریخ نگاری بهرهای نبردهاند انتظار پای بندی به اخلاق و رعایت احترام قلم بیهوده است. ولی بی بی سی که یک رسانة دولتی است چگونه به خود اجازه انتشار و پخش این دروغپردازی ها را داده است؟
و اما در بخش پایان این برنامه با نشان دادن خانه مصدق که به دلیل حملات مردم آسیب دیده بود با عبور از واقعیتهای هجوم مردم به خانه مصدق، دست به جعل تاریخ زده و با نشان دادن خانه آسیب دیده وی میافزاید "فردای روز کودتا آیت الله کاشانی از خانه تخریب شدة مصدق دیدن کرد ". این هم دروغ تاریخی دیگری است که نویسنده سناریوی بی بی سی برای جا انداختن آن فیلمی را که در آن آیت الله کاشانی و آقای دکتر مظفّر بقایی و آقای شمس الدین قنات آبادی در کنارایشان ایستاده اند با یک دریچه کاملاً محدود و بسته نشان داد. اولاً روشن نیست این فیلم مربوط به خانه مصدق است یا ساختمان دیگری و ثانیا اگر خانه مصدق باشد به احتمال قوی مربوط به دیدار آیت الله کاشانی و همراهان وی در سال 1330 از مصدق باشد و در هر حال، همین فیلم هم دروغ بودن این ادعا را به روشنی نشان می دهد. زیرا آن بخش از این ساختمان که آیت الله کاشانی و همراهان وی درکنارآن ایستادهاندکاملاً سالم وعاری از هرگونه آسیبی است و از همین رو بی بی سی این منظره را با دریچه کاملاً بسته نشان داد تا واقعیت آشکار نشود.
*بیبیسی مسائل اصلی نهضت ملی ایران را سانسور کرد
نوشته خود را کوتاه می کنم و به دیگر بخش های خلاف واقع این برنامه نمی پردازم. ولی به این واقعیت تاکید می کنم که در این برنامه مسائل اصلی دوران نهضت ملی ایران سانسور شده اند. در این برنامه از تصویب نامه دولت مصدق در اردیبهشت 1331 که با مداخله در روند انتخابات از برگزاری آن در33 حوزه جلوگیری کرد و در همان هنگام از سوی شادروان عمیدی نوری در بارة آن اعلام جرم شد هیچ سخنی به میان نیامد. از تجاوز مصدق به اصل تفکیک قوا که جوهر مشروطیت است و گرفتن اختیارات قانونگزاری به مدت یک سال و نیم از دوره دو ساله مجلس هفدهم هیچ سخنی به میان نیامد. و سرانجام بی بی سی اقدام خلاف قانون اساسی مصدق را در منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم را که با یک رفراندوم نمایشی و با توسل به زور و کشتن بی گناهان انجام شد و زمینه ساز سقوط نهضت ملی ایران گردید در این برنامه با سکوت کامل برگزار کرد. ذینفع مستقیم اقدامات و قانون شکنیهای مصدق انگلستان و آمریکا بودهاند که توانستند با منحل کردن مجلس و فروپاشی نهضت ملی ایران قرارداد کنسرسیوم نفت را در مهر ماه 1333 به کشور ما تحمیل کنند. اسناد منتشر شدة شورای روابط خارجی آمریکا مربوط به سال های 1329 تا 1333 نیز به روشنی گویای دخالت مستقیم این دو کشور در منحل کردن مجلس هفدهم هستند. دلیل این سانسور و پرده پوشی هم روشن است اگر این واقعیت های تاریخی بیان شوند دیگر چگونه می توانند از مصدق اسطوره بسازند و ادعای کودتای موهوم علیه او را جا بیندازند. بریتانیا باید به اسطوره سازی از مصدق پایان بخشد و مداخله خود در امور داخلی ایران را که به بهای ناکام ساختن نهضت ملی ایران و محروم ساختن ملت ایران از دستیابی به هدفهای ارزشمند آن تمام شد بپذیرد.