۱۶ دی ۱۳۸۸ - ۱۷:۳۳
ناشي گري افروغ پشت‌ پرده ‌پروژه "‌جام‌زهر2" را افشا كرد

عماد افروغ: نامه‌رضايي‌قبل‌ازبيانيه‌موسوي‌نوشته‌شده‌بود!

...در حالي كه پيش از اين اهل خبره مسائل سياسي گمانه زني مي كردند كه احتمالا نامه رضايي و بيانيه موسوي هردو از يك جا درآمده، عماد افروغ ضمن يك گاف بزرگ در حالي كه رضايي در نامه اش صراحتا به محتواي بيانيه موسوي اشاره كرده بود، خبر از پشت پرده نامه رضايي داد و زمان نگارش اين نامه را قبل از انتشار بيانيه موسوي عنوان كرد!
کد خبر : ۹۸۱
عماد افروغ كه اين روزها كاملا در طيف سياسيون جريان اصلاحات شناخته مي شود نيز به امداد محسن رضايي آمد تا پروژه كودتا گران زمين نماند!

به گزارش صراط عماد افروغ كه خود را به تجاهل زده بود با كتمان تفاوت انكار ناپذير نامه سرگشاده و مشورت دلسوزانه و خصوصي گفت:

اگر نامه نگاری بد بوده ، چرا آقای محسن رضایی در زمان امام به ایشان نامه می نوشته؟ و اگر اصل این عمل اشکال داشته چرا حضرت امام به محتوای آن نامه استناد می کنند(!)

افروغ كه از ناحيه همان كساني كه نامه رضايي را پروپاگاند مي كردند حمايت سياسي - رسانه اي مي شود در گفتگو با سايت اينترنتي تابناك (حامي اصلي محسن رضايي) اضافه كرد:
فضاي سنگين سياسي در شرايط کنوني به شدت نيازمند حضور و نقش آفريني دلسوزاني است که همواره با عقلانيت و انصاف به تحليل و ارزيابي مسائل مي‌پردازند.

سايت اصلاح طلب تابناك كه افروغ را با عناوين حمايت آميزي چون"منتقدي منصف، از جمله شخصيت‌هايي است که اين روزها برخلاف بسياري از نخبگان و سياسيون، زحمت و عواقب حضور منصفانه را به عافيت سکوت ترجيح داده‌ است." منتشر مي كرد افزود:

افروغ در تحليل اتفاقاتي که پس از انتخابات رخ داد گفت: آنچه که مي‌توانم به طور خلاصه و جمع‌بندي عرض کنم، اين است که قطع نظر از هر ريشه‌يابي و تحليل که در فرصت ديگري به آنها مي‌پردازم، آنچه که امروز نياز ضروري جامعه ماست و مهمترين معروف ما محسوب مي‌شود، وحدت است. ما مي‌توانيم از مفهومي عبرت بگيريم و بايد هم عبرت بگيريم. اما کساني هستند که بر طبل مخالفت و افتراق مي‌کوبند و با شبيه سازي‌هاي غير اصولي تاريخي در جهت تخريب ديگران گام بر مي‌داردند. مثلاً مي‌گويند تا نابودي معاويه فقط يک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبير مي‌شود؟

اين كانديداي شكست خورده مجلس هشتم كه تلاش مي كرد ميان دشمنان ولايت فقيه و توده ميليوني مردم "وحدت" ايجاد كند در ادامه در حالي كه تحليل تاريخي ملت هوشيار ايران در تطبيق دقيق وقايع جاري كشور با فتنه هاي صدر اسلام و نهايتا عبرت گيري و جلوگيري از تكرا آن فجايع، به نحو فاحشي او را برآشفته بود افزود:

اين شبيه سازي‌ها ما را به وحدت نمي‌رساند، بلکه به جنگي خصمانه وارد مي‌کند»،
افروغ كه دقيقا استدلالهاي دشمنان علي ابن ابي طالب (ع) مبني بر خود داري از جنگ با منافقين و استحاله شده ها را تكرار مي كرد در ادامه اعتراف كرد كه ملت توانايي نابودي خصم داخلي را دارد اما عاجزانه تمنا نمد تا به قول خودش تدبير كنند (بخوانيد بي خيال دست نشاندگان آمريكا شوند!) تا برنامه هاي اين جماعت محقق شود! ؛
"الان که برخي قدرت دارند، شايد بتوانند به اصطلاح خصم داخلي را از بين ببرند. کشور را بايد با تدبير و مشورت اداره کرد. ما نبايد دشمن تراشي کنيم و همه تلاشمان اين باشد که بر اساس يک سري محورهاي مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردي افراد به وحدت برسيم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سياسي نباشد، ما نمي‌توانيم تحقق بخش برنامه‌هايمان باشيم(!)"

وي در ادامه باز هم به استدلالي دست زد كه 1400 سال پيش دشمنان امير المومنين در دفاع از طلحه ها و زبيرها از آن استفاده كرده بودند؛
امروز آقاياني كه متاسفانه مورد تعرض غيرمنصفانه از سوي برخي افراد قرار گرفته‌اند که هم به گونه‌اي در قدرت هستند، سابقه مبارزاتي روشن دارند و مورد عنايت بوده‌اند و در بخشي از اين نظام انجام وظيفه کرده‌اند.

افروغ كه به خوبي مي داند در شرايطي كه كودتا شكست خورده است، "وحدت" به چه معناست در ادامه تكرار كرد:
هر کسي که گامي براي وحدت بر مي‌دارد، دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد.

اين فعال سياسي اصلاح طلب در ادامه براي چندمين بار تلاش كرد فشار رسانه اي بي شرمانه رضايي را در غالب مغالطلات تابلو، اينگونه ماله كشي نمايد:
من واقعاً اين را نمي‌فهمم، چرا يک کسي نتواند از باب دلسوزي و پيشنهاد به رهبر خود نامه بنويسد؟(!!)

افروغ كه بسياري از متخصصين علوم انساني او را يك جامعه شناس متاثر از سكولارهاي سرسلسله جامعه شناسي معرفي مي كنند در ادامه طي ادعاي جالبي خود را به عنوان فردي كه ولايت فقيه را شناخته معرفي كرد! و افزود:
من با شناختي که از ولايت فقيه و سيره نظري و عملي بزرگان دين دارم (!) و از شناختي که از نامه‌نگاري‌هاي مختلف زعما و امراي اسلامي (مثل محسن رضايي!) دارم، اشکالي در اين نامه‌نگاري‌ها نمي‌بينم.

اما نكته جالب تر آنجايي بود كه وي پس از آنكه تلاش كرد آگاهي و بصيرت مردمي در باب پروژه ناكام" جام زهر2" را بدون هيچ استنادي انكار نمايد به انكار نقش كليدي كساني پرداخت كه با دادن اطلاعات دروغ به حضرت امام نخستين جام زهر را به آن بزرگوار دادند؛

البته بعضي آقايان که از اين نامه هم به عنوان جام زهر ياد مي‌کنند، بايد متوجه باشند که، جام زهر به اين نامه برنمي‌گردد. جام زهر به اين برمي‌گردد که چه مي‌شود و چه عواملي دست به دست هم مي‌دهد تا ما مجبور شويم از يک تصميم حقيقي که نابودي رژيم صدام است، عدول کنيم و تصميمي مصلحتي بگيريم، بايد روي عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به اين موضوع نمي‌پردازند که چرا قطعنامه پذيرفته شد؟ و امروز فرافکني مي‌کنند و فقط يک فرد يا افرادي را مقصر مي‌کنند؟ بياييد بحث کنيد و دليل بياوريد تا ما هم قانع شويم، ما هم مي‌خواهيم روشن شود و ما هم مي‌گوييم که جام زهر بوده، شهد شيرين عسل نبوده، ولي نبايد در اين بازي‌هاي سياسي گريبان کسي را بگيريم و بگوييم مي‌خواهد دوباره جام زهر بنوشاند.

افروغ با تكرار دروغهاي بيست سال پيش رضايي و هاشمي كه نهايتا هجوم رعدآساي ملت در عمليات مرصاد كاشف اين دروغها شد افزود:
مگر فقط اين نامه مبناي پذيرش قطعنامه بوده است؟ مبناي پذيرش قطعنامه محتواي نامه و شواهد و واقعيت‌هايي است که اين نامه گواهي دهنده آنهاست. اگر غلط است، يعني اگر اين نامه معرف خوبي براي پذيرش قطعنامه نبوده است، بررسي شود و ما هم بدانيم و متوجه شويم(!)

اما كليدي ترين بخش اظهارات ناشيانه افروغ مربوط به لو دادن پشت پرده نامه محسن رضايي بود. در حالي كه پيش از اين اهل خبره مسائل سياسي گمانه زني مي كردند كه احتمالا نامه رضايي و بيانيه موسوي هردو از يك جا درآمده، عماد افروغ ضمن يك گاف بزرگ در حالي كه رضايي در نامه اش صراحتا به محتواي بيانيه موسوي اشاره كرده بود، خبر از پشت پرده نامه رضايي داد و زمان نگارش اين نامه را قبل از انتشار بيانيه موسوي عنوان كرد!

"بنابراين در نهايت کسي نامه نوشته و ايشان مي‌پذيرد يا اينکه نمي‌پذيرد، يا جواب مي‌دهد يا نمي‌دهد. اين نامه هم از قرار معلوم قبل از بيانيه آقاي موسوي آماده بوده.

با اين حساب ماجراي نامه مشكوك رضايي وارد فاز پيچيده تري مي شود. اكنون مشخص شده كه نويسنده نامه محسن رضايي از محتواي بيانيه موسوي قبل از انتشار آن باخبر بوده و اين يعني يك پروژه از پيش هماهنگ شده ميان ژنرالهاي كودتا.
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۶
نفرین بر آن کسی که با آن نامه نگاری تفرقه افکنانه ی خود در پیش از انتخابات، زمینه ساز جریان فتنه و آشوب در کشور شد. و هنوز هم دست از حمایت از فتنه گران بر نداشته است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۰۶ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۶
محسن رضايي كه در جريان اغتشاشها نقش چتر نجات اغتشاشگران را بازي مي كرد اين بار خودش را لو داد وچترش باز نشد
ناشناس
|
Cambodia
|
۰۰:۲۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷
ازقدیم گفتن دروغ گو کم حافظه هم میشه . لابد رضائی علم غیب هم دارد!!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۳۳ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷
تعجب از آقای افروغ که بعد از نطریه پردازی های افرادی خود در مدت کنار کشیدن از نمایندگی به نطر میرسید ایشان آنقدرخودرا باطرح میداند که کسی در این کشوار به بسط فکری ایشان نمیرسد که از قضا دیدیم حضرت ایشان به توجیهات نامهای بپردازد که هر بچه ایرانی با ادب میداند قصد وهدف کاتب آن چیزی جز نفسانیت نیست به هرحال آیا آقای افروغ در این راه میماند یا خیر ؟آینده جواب میدهد.
ناشناس
|
Germany
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷
اگر این اتفاقها رخ نمی داد هیچگاه رضایی اینقدر رسوا نمی شد.
برای همیشه خداحافظ ژنرال هاشمی صفت!!!!
ناشناس
|
-
|
۰۱:۱۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۸
جناب افروغ . 1- آنچه شما آن را شبيه سازي ميناميد ، تاريخ ماست ، و خوب ميدانيد كه علم تاريخ بهترين معلم در كسب تجربه است ، لذا اين علم غير قابل تغيير ، شيوه برخورد با دوست و دشمن را مياموزد نه وحدت با هر كس و ناكس را 2- افاضه فرموده ايد ؛ هر کسي که گامي براي وحدت بر مي‌دارد، دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد. آيا با كساني كه از هر كوششي در رسيدن به اهداف خود ( منجمله پروژه ولايت ) دريغ نكردند ،بايد وحدت داشت ،جالب اين بود كه همگان با ادعاي نام امام (ره) آمدند ؟ 3- آيا تو واقعأ نميفهمي كه چرا يك نفر نميتواند به رهبر خود نامه بنويسد ؟؟؟؟ بدان كه اولأ آن نفري كه رهبري از او خواسته بود در سپاه بماند ، اما او بيشرمانه استعفا داد !!!! ثانيأ نامه به رهبري را چرا سر گشاده داده و در رسانه ها منتشر شده ؟؟؟ بنظر ميايد كه اين نفهميدن شما تعمدي باشد !!!!4- گفته ايد كه : جام زهر به اين نامه برنميگردد ؛ بله درست است چرا كه اين نامه يكي از عواملي است كه منجر به آن خواهد شد .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۸
زنده باد هرچي پخمه است...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۰
هيچ كسي مثل دكتر نمي تونه اين همه هرج و مرج رو ساماندهي كنه
نه شرقي ، نه غربي ، جمهوري اسلامي
نه احمدي ، نه موسوي ، ولايت سيد علي
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۴ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۰
پس بایدمرگ بر .... راهم اضافی کنیم تااون بیچاره هم بی نصیب نماند مرگ برهرچی خائن وطن فروشه