این شعر را در زیر می خوانید .
"جای آن است که خون موج زند در دل لعل"
چون که شد کعبه ی دل باز پر از لات و هُبَل
قلعه ی خیبریان مرحب دیگر زاده¬است
وقتِ آن است که بازو بگشاید حیدر
کو علی تا شکند هر چه بت از کعبه ی دل؟
بار دیگر بنهد پا به دوش پیغمبر
نشنیدید ز رهبر سخن وحدتبخش؟
نگرفتید از این گنج حِکَم دُرّ و گهر؟
خائن است هر که کند زهر در این جام عسل
دشمن است هر که کند کام ولایت چو زهر
ذهن تاریخ پر است از بت و از بت شكنان
نَک بتان حاضر و ما نیز چونان پتک و تبر
بکشید پای از این ورطه برون تا زود است
مزنید دست در این رطل پر از خون جگر
ننمودند از این فتنه گری ها سودی
و شما نیز یقینا بنمایید ضرر
آسیابی که شما آب برآن می ریزید
شد بنا تا که کند خُرد از ایمان کمر
کو تعقل که کند گوش شما را شنوا؟
کو بصیرت که شما را بدهد نور بصر؟
به کجایید شتابان اَیا بی خردان؟
تهِ این راه به والله بود عمق سقر
کم ستانید ز ما اشک که خون شد دیده
کم زنید بر دل و بر جان ولایت شرر
عجبا! می شکنید کاسه ی هم بهر وفاق؟!
بهر نزدیکی دلها شکنید از هم سر؟!
نکند معنی وحدت شده است دیگرگون؟
پیش قاموس شما گشته به معنای دگر؟!
ننگتان باد که کردید همه را دشمن شاد
شرمتان باد که خوردید این اندازه شِکر!
چون که شد کعبه ی دل باز پر از لات و هُبَل
قلعه ی خیبریان مرحب دیگر زاده¬است
وقتِ آن است که بازو بگشاید حیدر
کو علی تا شکند هر چه بت از کعبه ی دل؟
بار دیگر بنهد پا به دوش پیغمبر
نشنیدید ز رهبر سخن وحدتبخش؟
نگرفتید از این گنج حِکَم دُرّ و گهر؟
خائن است هر که کند زهر در این جام عسل
دشمن است هر که کند کام ولایت چو زهر
ذهن تاریخ پر است از بت و از بت شكنان
نَک بتان حاضر و ما نیز چونان پتک و تبر
بکشید پای از این ورطه برون تا زود است
مزنید دست در این رطل پر از خون جگر
ننمودند از این فتنه گری ها سودی
و شما نیز یقینا بنمایید ضرر
آسیابی که شما آب برآن می ریزید
شد بنا تا که کند خُرد از ایمان کمر
کو تعقل که کند گوش شما را شنوا؟
کو بصیرت که شما را بدهد نور بصر؟
به کجایید شتابان اَیا بی خردان؟
تهِ این راه به والله بود عمق سقر
کم ستانید ز ما اشک که خون شد دیده
کم زنید بر دل و بر جان ولایت شرر
عجبا! می شکنید کاسه ی هم بهر وفاق؟!
بهر نزدیکی دلها شکنید از هم سر؟!
نکند معنی وحدت شده است دیگرگون؟
پیش قاموس شما گشته به معنای دگر؟!
ننگتان باد که کردید همه را دشمن شاد
شرمتان باد که خوردید این اندازه شِکر!
م منشی زاده "پورا"

