۳۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۲

فیس بوک جزئي از استراتژي صهيونيست‌ها

کد خبر : ۹۲۸۱
به گزارش فارس، «رمزي بارود» روزنامه‌نگار فلسطيني ـ آمريكايي و سردبير نشريه PalestineChronicle، در يادداشتي كه در سايت شخصي خود درج كرده است، بي‌حرمتي شبكه‌هاي اجتماعي همچون «فيس‌بوك» به ارزش‌هاي اسلامي را جزئي از استراتژي كلان صهيونيست‌ها براي بدنام ساختن اسلام دانسته و معيارهاي دوگانه غربيان در مورد آزادي بيان، دموكراسي و حقوق و آزادي‌هاي انساني به همراه اشغال‌گري غرب را از جمله عوامل خشم و عصبانيت جوامع مسلمان از قدرت‌هاي غربي برمي‌شمارد.

وي در ابتداي يادداشت خود با اشاره به عبارت «مسلمانان هرگونه ترسيم چهره پيامبر خود را كفرآميز مي‌دانند»، مي‌نويسد: اين عبارت به‌طور كامل خشم مسلمانان در تمامي مناطق دنيا از تلاش تحريك‌آميز بعضي هنرمندان براي ابراز به‌اصطلاح آزادي بيان خود و ضددموكراتيك جلوه دادن مسلمانان را بيان مي‌كند؛ ولي اين عبارت تفسير بسيار ساده انگارانه‌اي از اين مسأله پيچيده به شمار مي‌آيد.
نيازي به انكار و همچنين احساس شرم از اين واقعيت وجود ندارد كه مسلمانان بيشترين احترام را نسبت به پيامبر خود قائل هستند.

علي‌رغم كاهش مستمر تعداد معتقدان در جوامع سكولار غربي، مسلمانان هر روز نسبت به آيين خود استوارتر مي‌شوند. با اين وجود در حالي‌كه خشم مسلمانان از گستاخي اخير تعدادي از كاربران فيس‌بوك ممكن است يك گزارش خبري ساده ـ يعني ارزش‌هاي غربي در برابر تنگ‌نظري مسلمانان ـ به نظر برسد ولي ريشه‌هاي واقعي اين خشم و انزجار ناديده گرفته مي‌شود.

توصيف ساده‌لوحانه رسانه‌هاي غربي، موجب مي‌شود تا حاميان آزادي بيان بار ديگر مسلمانان را بخاطر مردود شدن در آزمون دموكراسي تخطئه كنند.

ماجراي اخير فيس‌بوك نيز نمايانگر قصه كهني است. شماري از هنرمندان مغرض تحت لواي آزادي بيان، در عين آگاهي كامل از واكنش‌هاي احتمالي به اقدام خود، مأموريت مناقشه برانگيزي را برعهده گرفته‌اند. توده‌هاي مسلمان بطور پيش قابل پيش‌بيني با تظاهرات خشمگينانه، سوزاندن پرچم‌، تقبيح آمريكا، اسرائيل، صهيونيسم، فيس‌بوك، يوتيوب و ... به اين گستاخي‌ها واكنش نشان مي‌دهند. علاوه براين هر دولتي هم كه متحد ايالات متحده پنداشته شود، مورد آماج محكوميت به‌خاطر تحريكات كفرآلود قرار مي‌گيرد. از اين رو توده‌هاي مسلمان از هر سو مورد هجمه قرار مي‌گيرند؛ توسط رسانه‌ها، دشمنان اسلام، نيروهاي راستگرا در غرب و همچنين دولت‌هاي خود.

اين وضعيت، دستاويز بيشتري در اختيار اسلام‌هراسان قرار مي‌دهد كه همواره در راستاي توجيه ترسيم نژادپرستانه خود از مسلمانان به دنبال دامن‌زدن به اين مسائل هستند. افرادي همچون «دانيل پايپز»، «آلن دِرشوويتز»، و ديگر به اصطلاح كارشناسان به تلويزيون‌ها هجوم آورده و مسئوليت برانگيختن جهانيان برضد اسلام را برعهده مي‌گيرند. اين افراد از زباني حرفه‌اي كه سال‌ها با عنوان آكادميك از آن بهره گرفته‌اند، در اين گفتمان تقليل‌گرا و نژادپرستانه خود استفاده مي‌كنند.

چرا اين به اصطلاح دانشگاهيان و روشنفكران به دنبال بدنام ساختن اسلام هستند؟ و چرا مسلمانان همان نقشي كه اين‌ها مي‌خواهند را بازي مي‌كنند؟

بايد ذكر كرد اين حاميان آزادي بيان در دفاعيات خود گزينشي عمل مي‌كنند. يعني زماني كه مقدس‌ترين نمادهاي اسلام و پيامبر آن، مورد استهزاء قرار مي‌گيرد؛ آزادي بيان نيز اهميت پيدا مي‌كند. ولي موقعي كه نظراتي مغاير با برنامه‌هاي آنها ابراز مي‌شود؛ همين مدافعان آزادي بيان خشمگين شده و هرگونه ابراز نظر درباره اسرائيل و جنايات جنگي آن عليه فلسطينيان را برنمي‌تابند. بهتر است نحوه برخورد با قاضي «ريچارد گلدستون» كه خود يهودي است را به خاطر اشاره به جنايات سبعانه اسرائيل در غزه را به ياد آوريم.
علاوه براين، همين حاميان آزادي بيان به هنگام محروميت مسلمانان از حق آزادي ابراز ارزش‌هاي خود فراموشكار مي‌شوند. به عنوان نمونه، هنگامي كه تعصبات راستگرايانه غربي‌ها حق زنان مسلمان براي پوشاندن مو يا چهره خود را نقض مي‌كند، هواداران آزادي بيان كجايند؟

با اين حال بايد اشاره كرد كه بدنام ساختن اسلام و مسلمانان يك استراتژي تصادفي نيست. درواقع ايدئولوگ‌هاي راستگرا و صهيونيست، سال‌هاي متمادي به ويژه متعاقب جنگ در افغانستان و عراق برنامه‌هاي كلاني را براي افزايش احساسات ضداسلامي در كشورهاي غربي در پيش گرفته‌اند. هدف از اين توطئه‌ها نيز عبارتست از غير انساني جلوه دادن مسلمانان، نامتمدن نشان دادن آنها و كم ارزش كردن حقوق انساني آنها.

به عبارت ديگر نبايد با معيارهاي كه در مورد غربيان اعمال مي‌شود با مسلمانان برخورد كرد، چرا كه نتوانسته‌اند با ارزش‌هاي غربي كنار بيايند. به عنوان مثال، تظاهرات خشمگينانه در پاكستان دليلي بر اين مدعاست. اين نوع تظاهرات جنگ را آسان و تحريم‌ها بر ضد مسلمانان را توجيه‌پذيرتر مي‌سازد.

چرا مسلمانان نيز طبق اين سناريو عمل مي‌كنند؟ در واقع مسأله بدين گونه نيست. بسياري از ملت‌هاي مسلمان بين دو لايه بيدادگري و سركوب قرار گرفته‌اند: از بيرون ـ جنگ و اشغالگري ـ مداخله در امور داخلي‌شان به مثابه تحقير و استثمار ـ و فشارهاي داخلي ـ فساد، ظلم و محروميت از حقوق از جمله آزادي‌هاي گوناگون. در واقع كشورهايي كه متحد آمريكا قلمداد مي‌شوند اين حقوق مسلمانان را نقض مي‌كنند.

جوامع مسلمانان تحت اين فشارهاي داخلي و خارجي، هرچه محكم‌تر به نمادهاي اسلامي جاويدان خود چنگ مي‌زنند. از نظر بسياري از مسلمانان، اسلام چيزي بيشتر از يك سبك زندگي يا پاسخ به سوالات غيردنيوي به شمار مي‌آيد. اسلام موجب اميدواري مسلمانان نيز شده و همچنين به حفظ انسجام و همبستگي اجتماعي نيز ياري مي‌رساند. هر چه زندگي افراد دشوارتر شده و بيشتر تحت ستم، استثمار و محروميت قرار گيرند، اعتقادات‌شان راسخ‌تر مي‌شود.

با در نظر گرفتن تمامي جوانب، توهين به اسلام، بي‌احترامي به پيامبر اسلام و بي‌حرمتي به نمادها و ارزش‌هاي اسلامي، محروم ساختن توده‌هاي مسلمان از تنها منبع عزت و اميدواري‌شان است.
افرادي كه فكر مي‌كنند مسلمانان با آزادي بيان مخالفند، تنها بخش بسيار كوچكي از ماجرا را مي‌بينند. آگاهان از تاريخ به خوبي مي‌دانند كه پيشرفت‌هاي مسلمانان در علوم، هنر و ادبيات و ترجمه‌هاي تاثيرگذار از آثار عظيم اسلامي، اروپايي‌ها را قادر ساخت كه رنسانس خود را آغاز نمايند.

افزون بر اين، آناني كه مي‌خواهند از واقعيت ماجرا باخبر شوند، بايد بدانند زماني كه يك زن پاكستاني شعار «مرگ بر فيس بوك» را سرمي‌دهد، وي در واقع صرفاً به يك وب سايت شبكه اجتماعي اشاره نمي‌كند؛ چرا كه خود مسلمانان نيز براي به اشتراك گذاردن ديدگاه‌هاي خود با ديگر مردم جهان از اين نوع سايت‌ها بهره مي‌گيرند. در واقع اين زن سوء استفاده از آزادي بيان براي تحقير مردمان خود را سرزنش مي‌كند. وي در كنار جوامع اسلامي اروپا ايستاده كه آزادي‌ها و حقوق مدني‌شان مورد هجمه شديدي قرار گرفته است.

در واقع، وي از جنگ در افغانستان، بمباران مداوم بيگناهان در پاكستان، اشغال عراق، تجاوز به زنان و به نمايش گذاشتن زندانيان برهنه و محاصره غزه خشمگين است.

بايد دانست كه معيارهاي دوگانه غربيان راجع به دموكراسي، آزادي بيان و بيدادگري و مصائب ملتش وي را خشمگين ساخته است.