صراط - راقم اين سطور به خوبي در ياد دارد كه جناب آقاي دکتر احمدي نژاد، سه سال پيش در پاسخ به اعتراضاتي كه عليه آقاي مشايي شده بود وي را يك اسلام شناس خبره خوانده بودند! حالا آقاي رئيس جمهور تحويل بگيرند اين اسلام شناس خبره را! هرچند تخصص
جناب رئيس جمهور عزیز و محبوب و ولایی، مديريت ترافيك و مهندسی آسفالت نرم
است و شایسته آن بود که امور تخصصی را به متخصصانش وامیگذاشتند.
شايد جملات فوق، خاطر عزيز جناب آقاي احمدي نژاد را مكدّر ساخته باشد اما بد نيست اين جملات را با دقت بخوانند:«انسان در دوران جدید نسبت به انسانهای عصر قدیم از قدرت آفریدگاری بیشتری برخوردار است و آفرینش انسان در دنیای معاصر بسیار افزایش یافته است. کمال انسان هم معنای ارتقای آفریدگاری بشر است... این سیر کمالی که انسان را در جایگاه خلیفهاللهی قرار میدهد باید طی و وی به این منظور توانمند شود. هرچه زمان میگذرد توان انسانها از نظر کمی، کیفی و ماهوی برای خلق رویدادها بیشتر میشود ... امروزه اثرگذاری انسانها نیز نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته است این امر یکی از شاخصهای رشد، توسعه و پیشرفت کمال بشر است. در گذشته انسانهایی میزیستند که اثرگذاریشان بسیار محدود بود، اما در طول زمان هم از جهت دامنه و هم از جهت بعد، این اثرگذاری افزایش یافته است... ماموریت انسان این است که جانشین خداوند باشد، تصمیم بگیرد و اراده کند؛ بنابراین حوزه انسانها خداوند است و انسان به جای خدا نشسته است. بر این اساس ماموریت انسان یک ماموریت لایتناهی است و ابعاد محدودی ندارد. خداوند ظرفیت خدا شدن را در بشر قرار داده است...»
آنچه در بالا ملاحظه فرموديد بخشهايي از جديدترين افاضات رئيس دفتر رئيس جمهور در مراسم تجلیل از خبرنگاران برتر حوزه زنان و خانواده است كه با لبريز كردن كاسه صبر متدينين از اينهمه بي شرمي و وقاحت كه متاسفانه به نام رئيس جمهور محترم ثبت مي شود، مجالي ساخته تا نكات چندي به استحضار خوانندگان محترم برسانيم.
1- قبل از آنكه به بررسي عمق جهل اين رئيس دفتر خبرساز بپردازيم شايسته است سوالي مطرح شود و آن اينكه؛ چرا در مراسمي كه در شان رئيس جمهور بوده ، يك آدم اداري نهاد رياست جمهوري به جاي رئيس جمهور شركت كرده است؟ آيا رئيس دفتر رئيس جمهور همان كاري را مي كند كه معاون اول رئيس جمهور بايد بكند؟! اصلا معاون اول رئيس جمهور چه كاره است؟ چرا هيچ خبري از او نيست؟ چرا او به جاي رئيس جمهور در چنين جمعهايي حاضر نشده و سخنراني نمي كند؟ آيا مشايي عملا پست معاون اولي رئيس جمهور را در تصاحب خود دارد؟ و آيا مي توان اين دستور حكومتي مقام معظم رهبري را فراموش كرد كه ؛
انتصاب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد. (سيدعلی حسيني خامنهای - 27 /4/ 88)
اگر دستور روشن فوق فراموش ناشدني است، آقاي رئيس جمهور با چه دليلي عامل سرخوردگي دولت و اختلاف ميان علاقمندان دولت اسلامي را پشت سر هم به عنوان جانشين خود در مَواقف متعدد به سخنرانی می فرستند؟
2- اما در مورد حرفهاي اين عنصر كم دان و پرمدعا ابتدا يادآوري اين نكته ضروري است كه؛ اگر نبود جايگاه هاي حساسي كه رئيس جمهور مردمی و محبوبمان به وي سپرده اند حرفهاي بي سر و ته مشايي به اندازه پر كاهي ارزش بازخواني و نقد را نداشت. اما چه مي توان كرد كه متاسفانه چنین شخصی نورچشمي رئيس جمهور شده و قصه پر غصه سرخوردگي آقاي احمدي نژاد در حال تكوين است.
الف) مشايي در ابتداي صحبتهايش چنين ميگويد:
انسان در دوران جدید نسبت به انسانهای عصر قدیم از قدرت آفریدگاری بیشتری برخوردار است و آفرینش انسان در دنیای معاصر بسیار افزایش یافته است. کمال انسان هم معنای ارتقای آفریدگاری بشر است...
اين انسان جديد كيست؟ آيا او همان انسان مدرن است؟ رئيس دفتر بي سواد آقاي احمدي نژاد كه متاسفانه ليسانس وي نيز هيچ ارتباطي به علوم ديني و انساني ندارد، چه تخصصي در حوزه انسان شناسي دارد؟! آيا اين فرد كه در حوزه علوم ديني و انساني در حد زيرديپلم سير مي كند، معناي حرفهايي كه در اجلاس فوق الذكر بر زبان آورده را مي داند؟ مثلا آيا مي داند كه برتر انگاشتن انسان مدرن (نسبت به انسان ماقبل مدرن) و نزديكتر معرفي كردن آدم عصيانگر جديد به مقوله «كمال»، حرف چه كساني است و ريشه در كدام جهان بيني دارد؟!
نگارنده اميدوار است كه ماجراي حرفهاي خطرناك آقاي مشايي به جهل او متوقف گردد كه اگر وي با علم به حقيقت اعتقادات مدرن چنين حرفهايي بر زبان آورده باشد مشروعيت وي بر باد خواهد رفت.
آنان كه كمال وجودي بشر را مترادف ساخته هاي بشر جديد مي انگاشتند همانهايي بودند كه رودرروي انقلاب اسلامي پنجه در چهره اسلام كشيدند. همانهايي كه برازنده ترين نام بر ايشان «ضدانقلاب» بود. نگارنده این سطور درپیِ به زبالهدان افکندن محصولات صنعتی تکنولوژیک نبوده و به شرط «خودآگاهی» نسبت به ماهیت این مصنوعات، استفاده صحیح از آنها را رد نمی کند. اما نباید فراموش کرد که ساخته هاي بشر جديد كه در چهره «تكنولوژي» پا به عرصه مدرنيته نهادهاند، بتهاي این ظلمتكده مدرنند. جلوات تكنولوژيك مدرن دقيقا همان حجابهايي هستند كه جلوي كمال حقيقي بشر را گرفته اند. چه كسي است كه تاكنون نديده باشد كه اتفاقا انسان مدرن با اتكاء به همین ستون توخالي تكنولوژي رودرروي حقايق وحياني و ما بعدالطبيعي و الهيات و دين و خدا و پيغمبر ايستاده است؟
آيا آفرينشهاي بشري مدرن كه در صورت تكنولوژيك سر بر آورده اند همان جلوه خليفه اللهي انسان اند؟ بياييد ببينيم اصلا اين تكنولوژي (يا به قول مشايي قدرت آفريدگاري بشر مدرن) چيست؟ تكنولوژي ابزار ارضاي نيازهاي مادي انسان ، در قواره توسعه سيري ناپذير تمايلات مادي بشر است. محصولات تكنولوژيك صرفا نظر به غايات مادي دارند و بس! با اين وصف حوزه تكنولوژي حوزه ماده است و حوزه ماده، حوزه حيوانيت آدمي است. لذا تكنولوژي صرفا معطوف به فربه سازي بُعد حيواني وجود آدمي است. اما آيا حقيقت آدمي همين حيوانيت تكنولوژيك است؟! آيا كمال آدمي همان توسعه تكنولوژيك بُعد حيواني اوست؟ پس كجا رفت آنهمه عرض حال شيعيان بر خداي تبارك و تعالي، در مناجات شعبانيه كه؛ الهي هب لي كمال الانقطاع اليك؟! آيا كمال انقطاع الي الله، همان دامپروري مدرن تكنولوژيك است؟ آيا مي توان در بند تكنولوژي بود و مدعي كمال انقطاع الي الله گشت؟
ب) مشايي مي گويد:
کمال انسان هم معنای ارتقای آفریدگاری بشر است. این سیر کمالی که انسان را در جایگاه خلیفهاللهی قرار میدهد باید طی شده و وی به این منظور توانمند شود. هرچه زمان میگذرد توان انسانها از نظر کمی، کیفی و ماهوی برای خلق رویدادها بیشتر میشود ...
آيا به واقع انسان مدرن موجود توانمندي است؟ اگر چنين است پس چگونه پيرمردي با دست خالي، به حسب اتكاء به توان بي پايان ذات ذوالجلال، يك تنه پوزه تمامي اين به اصطلاح «توانمندان» را به خاك ماليد؟ آيا بشر مدرن مصداق خليفه الله است؟ مظهر بشر مدرن چه كساني هستند؟ بوش؟ ميلي بند؟ اوباما؟ كلينتون؟ خلبان هواپيمايي كه بمب اتمي را بر سر مردم هيروشيما انداخت؟ ارتش اسرائيل با بمبهاي سوپرتكنولوژيك فسفري؟
به راستي اين به قول آقاي مشايي؛ «آفريده هاي روز افزون دنياي مدرن» چه گرهي از كار «بندگي و عبوديت» بشر گشوده اند؟ اصلا مگر در جهان بینی قرآن كريم هدف از خلقت ابناء بشر توسعه تكنولوژيك بود؟ چرا كساني كه قرآن نخوانده اند را مجال داده ايم تا در باب كمال و خليفه اللهي بشر گزافه بگويند؟ گويا اين انسان جاهل در قرآن كريم نخوانده است كه؛ «وما خلقت الجنّ والانسَ الّا ليعبدون»! ... ما تمامي جن و انس را نيافريديم جز براي عبادت خداوند سبحان... حاليا به ما بگويند كه اين بشر مفتون تكنيك چگونه به مقام عبوديت در برابر پروردگار نايل آمده است؟! فرهنگي كه از پس تكنولوژي زائيده شده، فرهنگ طغيان در برابر خداوند است نه عبادت! فرهنگ سكس و خشونت و ربا و ماشينيسم و ميليتاريسم و نيهيليسم و ليبراليسم و در يك كلمه اومانيسم است، نه سجده به پاي خالق جلّ و علي. كجا اين حيوانات خليفه اللهند؟! اينان كالانعام اند بل هم اضل سبيلا!
از این شخص بي سواد و پر گو باید پرسید: خودت را به خواب زده اي يا بيداري اسلامي را خواب فرض كرده اي؟! مناديان توسعه را خليفه الله خوانده اي؟! البته با قرائتي خاص مي توان اين حيوانات جديد را خليفه الله خواند. چه اينكه توسعه مادي؛ خداي ايشان است و اكنون به مدد تكنولوژي، جانشين اين خداي دروغين گشته اند! اما زهي خيال باطل كه خداي رحمن و رحيم چنان كوچك و حقير باشد.
خليفه الله ، خميني كبير بود. خليفه الله شهداء و زجر كشيدگان بودند. نه حيوانات مدرن! چه توهيني از اين بزرگتر ميشد نثار اولياءالله كرد كه اكنون مقام خليفه اللهي ايشان را در خور حيوانات غير متمدني چون ارباب تكنيك نموده اند؟!
ج) مشايي مي گويد:
امروزه اثرگذاری انسانها نیز نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته است این امر یکی از شاخصهای رشد، توسعه و پیشرفت کمال بشر است. در گذشته انسانهایی میزیستند که اثرگذاریشان بسیار محدود بود، اما در طول زمان هم از جهت دامنه و هم از جهت بعد، این اثرگذاری افزایش یافته است...
تو گويي در گذشته نوح (ع) و ابراهيمي (ع) در كار نبود. توگويي در گذشته موسي (ع) و عيسي (ع) و محمدابن عبدالله (صلي الله و عليه و آله وسلّم) و علي (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) و آنهمه امام معصوم وجود نداشتند! اگر هم بودند (نستجير بالله) كاري به بزرگي حيوانات مدرن نكرده اند! گويي در طول 1400 سال پس از نزول قرآن آنهمه عالم رباني و عارف صمداني در كار نبودند و اگر هم بودند كاري به بزرگي ارباب تكنيك نكرده اند!... تا بزرگ چه باشد و كار بزرگ كدام باشد! مَثل اين كلام موهن مَثل گويندهاي است كه كار ابليس را با كار حضرت ربّ الارباب قياس كند و آنگاه جاهلانه چنين نتيجه بگيرد كه كاركرد دستگاه شيطاني، بسي بزرگتر از دستگاه رباني است! آقاي بي سواد و چندين پُسته را دعوت مي كنيم كه كمي در باب بزرگي اولياءالله تامل كند. شايد رستگار شود... بزرگي بدان نبوَد كه بني آدم را دعوت به دنيا كنند و غافل از آخرت. بزرگي بدان نبود كه انسان را دعوت به خودپرستي كنند و غافل از خداپرستي. بزرگي بدان نبود كه آدمي را برده اهواء نفسانيه گردانند و غافل از مقام عبادت حق. بزرگي بدان نبود كه دنيا را در چشم بني آدم به سان چراگاهي بزرگ بنمايانند و حيوانيت او را تحريض و تحريك كنند. كار بزرگ را آن كساني كردند كه حجابهاي ظلماني دنيا را از مقابل ديدگان غفلت آلود دنيازدگان كنار زدند تا چشم بصيرتشان به جمال عالم آراي حضرت دوست روشن گردد. همانهايي كه در جهاني ماقبل اين جهان مدرن مي زيستند... و فرزندان معنوی ايشان هم اينك در ميان ما هستند. همانهايي كه هنرشان پرورش جوانان حزب اللهي بود كه مولايمان فرمود؛ پرورش جوانان حزب اللهي فتح الفتوح امام بود... و اگر قرار بود خميني نيز به سان ارباب تكنيك، مردمان را به طغيان در برابر خداوند بخواند هرگز چنان لاله هاي خونيني بر دامان اسلام نمي روئيد...
د) رییس دفتر و سرپرست نهاد رياست جمهوري، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئيس كارگروه زيارت و فرهنگ رضوی، جانشین رییس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، رییس مرکز مطالعات جهانی شدن، رئيس شوراي اطلاع رساني دولت ايران، نماینده رییس جمهور در شورای نظارت بر سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و عضو کميسيونهاي اقتصاد وفرهنگي دولت در ادامه مي گويد:
ماموریت انسان این است که جانشین خداوند باشد، تصمیم بگیرد و اراده کند؛ بنابراین حوزه انسانها خداوند است و انسان به جای خدا نشسته است. بر این اساس ماموریت انسان یک ماموریت لایتناهی است و ابعاد محدودی ندارد. خداوند ظرفیت خدا شدن را در بشر قرار داده است...
اين صداي خود ابليس است. اينها همان القائاتي است كه ابليس بر ذهن آدم ابوالبشر افكند و او را از جنّت اعلي به فرش سفلي كشاند! خداوند لعنت كند شيطان رانده شده را كه اكنون نيز از زبان اومانيستهايي چون مشايي ظرفيت خدا شدن را در وجود انسان آدرس مي دهد! يكي نيست بگويد آخر بي سواد! اگر خداوند موجودي مي آفريد كه هم ارض خودش بود كه بايد قاعدتا شريك خويشتن را خلق كرده باشد! اگر انساني توانست ظرفيتش را به كمال رسانده و خدا شود آنوقت بايد چه كسي را بپرستد؟ خودش را يا شريكش را؟! شايد هم قرار است وقتي آدم متكبر به خيالش خدا گشت (!) ديگر كسي را پرستش نكند تا روياهاي ابليس محقق گردند!
انسان مدرن هم اينك خويشتن را محور كائنات و حقيقت وجود و جايگزين خداوند رحمن انگاشته و از همين روست كه خودبسندگي انسان از اختصاصات دنياي جديد است. اين تمام آن چيزي است كه دو هزار سال است كه در غرب به نام اومانيته عرضه گشته است و حرفهاي گزاف اسفنديار رحيم مشايي كه در لفافه عبارات مقدس تنيده شده را بايد واگويه اومانيسم تلقي كرد.
3- و اما جناب آقاي احمدي نژاد! تا دير نشده فكري به حال آبروي دولت محبوب ملت و ولایت كنيد. مردم به شما راي ندادند كه اومانيستي به اسم مشايي را نفر دوم (وشايد هم نفر اول) دولت جمهوري اسلامي ببينند. نگارنده به ياد دارد كه جنابعالي در پاسخ به اعتراضاتي كه عليه این فرد شده بود، وي را يك اسلام شناس خبره خوانده بوديد! حالا تحويل بگيريد اين اسلام شناس خبره را! به هر
حال تخصص جناب رئيس جمهور عزیز و محبوب و ولایی، مديريت ترافيك و مهندسی آسفالت نرم است و شایسته آن است که امور تخصصی را به متخصصانش واگذارند.
جناب آقاي رئيس جمهور! هرچند روحاني نماياني دركارند تا با حمايت از فتنه گران رودرروي دولت شما بايستند. اما قاطبه علماي اسلام اكنون به واسطه ادعاهای خطرناکی كه نفر دوم دولت دهم بر زبان رانده از جنابعالی مكدرند. اينان نه تنها دشمن شما نيستند بلكه همانهايي هستند كه در روزگار فتنه رودرروي فتنهگران ايستادند. آنها را دريابيد كه حسن عاقبت در اين است. تا دير نشده به دامان روحانيت اصيل و ولايي شيعه بازگرديد كه اسلام شناسان همانهايي هستند كه با سالها مجاهدت علمي در عرصه شناخت حقايق اسلام استخوان خورد كرده اند.
سيد حسين علوي
بابا دلون داره نسبت بهت چرکین میشه بجنب
خدماتت زیر سوال رفت دلیل این لجاجت چیه
دوستت داریم نمیخایم محبوبیتت کم بشه
اين عدم ذکر نام ائمه در کلام ايشان چه محملي مي تواند داشته باشد؟؟
اگرایران نبود الان اسمی از اسلام تو دنیا بود؟!!!
زنده باد ایران زنده باد اسلام
نویسنده :یک اصولگرای رای داده به احمدی نژاد
خوب است اعلام بفرمائيد كه مدرك خودتان چيست و آيا با خبرنگاري و سايت خبري زدن و يا اسلام شناس بودنتان مرتبط است؟
اين نوشته من در پي تائيد مشايي نيست اما نوشته شما آنچنان كه از ابتداي آن بر مي آيد نشانه هاي دندان هاي از روي بغض به هم فشده شما نسبت به احمدي نژاد است.
اگه کاندید بشه حتما رای میاره
عدم حضور پدر = عدم تمكين
و چون عندالمطالبه بوده پس بايستي اجراءگردد.
خواهشا اين نظر رو به عنوان جوك سال بنويسيد... من مطمئنم 2 تا راي مياره يكي خودش يكي هم دكتر جون....
يك سئوال؟ آيا اسلام مجوز داده كه در برابر ظلم ساكت بما نيد؟ چرا در برابر اين گستاخي ها عكس العملي نشان نمي دهيد؟
چرا فقط يادگرفتيد فحش بديد و با ادبيات نامحترمانه حرف ميزنيد، ايشون نظرشونو گفتن منطقي جواب بديد.
چرا فحش ميديد
تحويل بگير اعتماد به نفسش تو دانايي از مشايي هم بالاتره
دوست داری این نظر و بذار دوست نداری نذار
امااگه مشایی ابلیسه شما پدر ابلیس هستین حیف صراط که رو اسم سایتتونه
شما بر چه اساس به یک فرد خدوم وانقلابی تهمت ابلیس می زنید؟ واقعاچه کسی مانند دکتر و تیم نزدیکش در خط مقدم ولایت است؟احمدی نژاد به کوری چشم راست سنتی روز به روز داره محبوبیتش افزایش پیدا می کنه. شما چرا از رهبری جلوتر می افتید؟ مگه رهبری گفت ایشون مناسب رئیس دفتری نیست؟ جملات ایشون هیچ شباهتی با خواسته های شما ندارد. ایشان فرمودند به مصلحت شما نیست نه به مصلحت انقلاب- گفتند معاون اول نباشه و بس ولی شما دارید پستهای دیگر را نیز از ایشون سلب صلاحیت می کنید.از رهبر جلوتر زده اید. چرا رهبی هیچ اشاره ای به مشکلات ایشون نمی کند؟ در ضمن از لحاظ حقوقی میان صلاحیت و مصلحت خیلی تفاوت وجود دارد. لطفا درج شود. یا علی
در زير كدامين آسمان،
روي كدامين كوه؟
كجا بايد صدا سر داد؟
فضا خاموش و درگاه قضا دور است
زمين كر، آسمان كوراست
شما فقط نقد کنین نه توهین
ما ملت 2500 ساله هستیم بس کو فرهنگ مون برادرای گلم .
زنده با اسلام و زنده باد نقادان
یا حق
پدر بیامرز آخه این چه جورشه دیگه با رنگ قلم مشکی در رنگ صفحه تیره افاضات میکنی؟؟؟؟؟ کور شدو نتونستم بخونم اهههههههههههههههههههه
من می خواستم یه چیزی بگم
ما کلا با وجود مشایی مخالفیم به هر صورت ...
همه علما هم هم پای رهبر معظم انقلاب با مشایی مخالفت کردند. از همون اولم مشخص بود که مشایی چه جوریه ... و حمایت احمدی نژاد هم از همون اول همین طوری بود مثل اون دفعه که گفته بود که خدا به خودش بدهکار بود انسانو آفرید می خواست یکی بپرستتش ...
ماهم با مشایی مخالفیم و حرف رهبر قبول داریم . البته اگه احمدی نژاد برای حرف رهبر ارزش قائل بشه و این کافر رو بیرون کنه از حکومت اسلامی
ذوب شدگان در اسفندیار مشائی2:
http://kosareeshgh.blogfa.com/post-487.aspx
ذوب شدگان در اسفندیار مشائی3:http://irnanews.blogfa.com/post-222.aspx
2- با حمله به مشایی هیچی بدست نمیارین جز اینکه نگاه واپسگرا رو زودتر دفن میکنین
3- اگه احمدی نژاد رو هم از دست بدین اونوقت دیگه باید خود مقام عظما رسما عهده دار همه امور کشور بشن چون هیچکسی به غیر خودشون نمیتونه که منویاتش رو اجرا کنه! که از قضا ملت ایران هم همینو میخوان
مشایی روی دیگر همان سکه ای است که طرف دیگرش احمدی نژاد است
چقدر این مردم بیچاره باید هزینه بپردازند تا از این خواب برخیزید؟؟؟؟؟