۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۳:۰۴

كار فرهنگي براي ترويج حجاب و عفاف!

کد خبر : ۸۸۶۳

 
اگر به همین ترتیب ادامه پیدا کند، دور نیست آن زمانی که ایران هم بشود ترکیه ی شماره ی ۲! این هم نحوه ی پاسداری از خون شهدا و امیدهای بر باد رفته ی ما که برای فرار از سیاست های سکیولاریستی و لیبرالی فرهنگی امثال آقای خاتمی، از چاله در چاه افتادیم! حداقل آقای خاتمی، تحت نام حزب الله و عدالت خواهی، سیاست های غیر اسلامی اش را پیاده نمی کرد.

راستی ما که نفهمیدیم چرا ایرانیان خارج از کشور را که به ایران می آورند، این قدر تحویلشان می گیرند و در هتل استقلال اسکانشان می دهند [بهترین و قدیمی ترین هتل ۵ ستاره ی ایران که برای هر شب اقامت یک زوج در یک اتاق دو تخته ی آن، باید ۲۱۳۰۰۰ تومان برای برج غربی و ۲۸۰۰۰۰ تومان برای برج شرقی پرداخت شود و طبیعتاً این هزینه از جیب بیت المال هزینه می گردد. در اکثر قریب به اتفاق مواقع، مهمانان خارجی در برج شرقی اسکان می یابند.] ولی بازیکنان تیم ملی فوتبال مملکت را در کنار هتلی - شاید هم هتل آپارتمان بوده - خوش آب و هوا و در کنار احشام اسکانشان می دهند تا روزها با شنیدن صدای ما... ما... ی گاوها، بیشتر و بهتر بتوانند « ما » را صرف کنند و کار تیمی را فرا بگیرند و به اهمیت ما پی ببرند. بعد اگر هم این بازیکنان قهر کنند و تشریف ببرند خارج، با برگزاری یکی دو فقره از این همایش های پر شور و حرارت و اهدای مبالغی ناچیز (حداقل در حد فقط چند هزار دلار) به کشورشان برای خدمت (!) دوباره مشرف می شوند.
 


آقای احمدی نژاد در انتهای سخنانشان در دومین همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور، فرمودند (البته فکر می کنم که این بخش، فقط در پخش زنده به نمایش در آمد و در اخبار این قسمت پخش نشد): « بذارید این جملرم بگم دیگه... اون ته چیزی که اون ها رو می سوزونه چیه؟ بالأخره یه کم خودمونی، ایرانی با هم صحبت کنیم. عیب نداره ها! اجازه هستش؟ باز یک ضرب المثل ایرانی یا یک تعبیر ایرانی داریم، می گن بابا جون ... آبو بریز همون جایی که می سوزه!!! چرا جای دیگه می ریزی؟! »



گذشته از فوایدی و لزومی که افزایش تعاملات ایرانیان خارج از کشور با دولت و ملت ایران دارد، اما انتقاداتی هم به نحوه ی برخورد و تصمیم گیری های دولت در این رابطه وجود دارد که بخشی از نظرات شخصی ام را در این باره مختصراً عرض می کنم. پس بحث ما در نحوه ی عملیاتی کردن این قدم مبارک است نه در نفس عمل؛ چون یک شبه قرار نیست تمامی کم محلی ها و کم لطفی هایی که در حق ایرانیان خارج از کشور شده است، جبران شود.
 



یک پرسش و پاسخ خیلی مهم:

اصلاً چرا باید ایرانیان خارج از کشور را این قدر بیش از حد تحویل گرفت و از جیب ملت، به آنان بذل و بخشش کرد؟! برای تبلیغ؟! خدای خیرتان دهد، اگر به باج دادن است (که الآن اسمش را می گذراند تبلیغ)، می رفتید به همین فتنه گران خودمان باج می دادید که بلکه آن ها هم برایتان نه تنها سوت و کف، بلکه پشتک و بارو هم می زدند! این همه آبرو ریزی و آشوب هم به پا نمی شد.

آیا کسانی که حاضر نیستند در وطن خود زندگی کنند و اکثراً اصلاً نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را قبول ندارند، لیاقت این را دارند که از بیت المال ایرانیان مقیم داخل کشور خرجشان شود؟ مردم عزیزی که مالیات می پردازند، با بد و خوب کشور کنار می آیند، هر روز سختی های بیشتر تحریم ها را تحمل می کنند، باید از پول بی زبانشان، از طریق حساب هایی که کف آن دو میلیون تومان است (۲۰۰۰ دلار) برای بی نیازان خارج نشین مصرف شود. به حول و قوه ی رئیس جمهور، اولین سهام دار آن هم ملیکا خانوم (!) شد. ایرانیان خارج نشینی که فقط موقع سور و سات (همان بخور بخور) سر و کله شان پیدا می شود، عموماً یا به اندازه ی کافی مرفهند و یا اصلاً هیچ علقه ای به نظام ندارند. قابل توجه است که برخی از مهمانان این همایش، با هواپیماهای شخصی شان تشریف آورده بودند!
 


آقای احمدی نژاد، مهر امام رضا را بده به ملت دایمی ایران؛ نه کسانی که هر از چند گاهی، سالی یک بار، دوسالی یک بار تشریف می آورند برای دید و بازدید! کسی که کارت هویت ملی اش، علاوه بر کارت ملی جمهوری اسلامی، کارت ملی ایالات متحده است و بر اساس تعهداتی که داده، اگر جنگ رخ دهد باید بر اساس قانون اساسی ایالات متحده، در جبهه ی آمریکا علیه ایران بجنگد، ارزش این را دارد که این چنین به مورد بذل و بخشش قرار گیرد یا شاید بهتر است بگوییم به او باج داده شود؟! مگر کمبود محبت داریم که به این و آن پول بدهیم که به واسطه ی آن سرمایه، به ما مهر بورزند؟! اگر این پول ها، برای ادای وظیفه بود، ایرادی نداشت، ولی نه برای لطف! لطف از جیب ملت ایران و آن هم بدون اجازه؟! مگر اینان جنگ زدگان غزه و لبنانند که به پول احتیاج داشته باشند؟

احتمالاً از فردا طرفداران موج سبز، شعار می دهند: پول ما، چی می شه؟! خرج خارجی می شه!

واقعاً متأسفم برای کسانی که یا خودشان را زده اند به ساده لوحی و یا این قدر بی بصیرتند که نمی فهمند که چرا آن ایرانیان، این قدر برای رئیس جمهور کف می زدند. الحمدلله بنده برخی از همین افراد را دیده و می شناسم. حدود یک سال و نیم پیش، با یکی از کسانی که به عنوان استاد برجسته به همایشی که حدود ۲ سال پیش برگزار شد، (همان اولین همایش ایرانیان خارج از کشور) دعوت شده بود صحبت می کردم که خاطراتی تعریف کرد که متعجب شدم. ایشان به مدت ۴ سال، رئیس دانشکده ی مکانیک یکی از مهم ترین دانشگاه های ترکیه بودند و در حال حاضر نیز، معاون امور دانشجویان بین المللی آن دانشگاه هستند. ایشان می گفتند: « ما را به ایران دعوت کردند و ما هم رفتیم ببینیم چه خبر است. اول که می خواستیم بریم تو، هرچی موبایل و دم و دستگاه داشتیم ازمون گرفتن. دیدیم این (آقای) احمدی نژاد - ایشان حتی از گفتن آقا هم اکراه داشتند - باز شروع کرد به چرت و پرت گفتن. » من که آن زمان نسبت به آقای احمدی نژاد تعصب داشتم گفتم: مگه چی می گفتن؟ ایشان گفتند: « هیچی! از همین حرفایی که همیشه می زنه! می گفت ما داریم دنیا رو درست می کنیم. نقشه داریم که اقتصاد دنیارو آباد کنیم. از همین حرفا دیگه. بعد ما هم هی هر و هر می خندیدیم و دست می زدیم برا چرت و پرتاش. اینم خوشش می یومد. خلاصه کلی خندیدیم. ----- ایرانو نمی تونه درس کنه، داره برا دنیا نقشه می کشه! ... [قسمتی از حرف های ایشان را بنا به دلایل امنیتی حذف کردم.] »

مخلص کلام این که، آن کسانی که آن جا می روند و دست می زنند و هورا می کشند، این نه نشانه ی تأیید نظام است، نه نشانه ی اعتقاد به رئیس جمهور است و نه هیچ چیز دیگری؛ اکثرا اینان (البته نه همه)، به دلایل منافع شخصی آمده اند و نه به دلایل عقیدتی، خیر خواهانه و خدمت به ملت.

یاد نمی رود زمان انتخابات ریاست جمهوری، در آن حوزه ی انتخاباتی ما [ضمناً یکی از ناظران صندوف، از دوستانمان بود و آمار را او به ما گفت]، جز بنده و ۷، ۸ نفر دیگر، بیش از ۹۵٪ همین خارجی ها که در بین آنان از فرزند نماینده مجلس بگیرید تا فرزند سفیر و نخبه های لوح گرفته از دست رئیس جمهور حضور داشتند، به آقای موسوی رأی دادند. خیلی جالب بود که وقتی با بسیاری از اینان صحبت سیاسی می کردم، می گفتند: « ما اولاً به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه اعتقاد نداریم و نظام ایران نظام طالبانی است و ثانیاً تا به الآن رأی ندادیم و الآن هم به امید تغییراتی در نظام رأی می دهیم. »



--------------------------------------------------------------------------------
بعد التحریر:

متأسفانه قسمتی جذاب از سخنرانی آقای احمدی نژاد را ندیده بودم. در این قسمت پرطرفدار، آقای احمدی نژاد فرمودند: « اون ممه رو لو لو ب...رد. »
 
 
برگرفته از وبلاگ منتقد مستقل
نظرات بینندگان
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۰۸:۰۶ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۶
« بذارید این جملرم بگم دیگه... اون ته چیزی که اون ها رو می سوزونه چیه؟ بالأخره یه کم خودمونی، ایرانی با هم صحبت کنیم. عیب نداره ها! اجازه هستش؟ باز یک ضرب المثل ایرانی یا یک تعبیر ایرانی داریم، می گن بابا جون ... آبو بریز همون جایی که می سوزه!!! چرا جای دیگه می ریزی؟! » داداش محمود داشتیم این حرفارو اژتو بشنویم? منژورت ازاونا تو این حرف کیه? باند فتنه اکبر که نیشت ژیرا اونو ایران را اینطوره میخوان. پش منژورت ازاونا اشتکبار اکبرکه نیشت. حتما منژورت دوشتانی اشت که اژ این هژینه تراشی ها و مشخره باژی های اسفندیار شما دلشون پرخونه. حالا اگه میخوای به ما فحش بدی منژورت شی هشت که میگی آبو بریژ همون ژایی که می شوژه!!! داداش اگه اژ اول منژورت ما دوشتاتیم این آبو بریژ همون ژای خودت حتما اونژات میشوژه که داری ژیغ و داد میکنی . ما که به خاطر ریاشت تو مشل یه آدم شاکتیم فقط داریم گندکاری های اشفندیار تورو نگاه میکنیم. اما توداری با تایید این گندکاری ها تو دهن ما میژنی. راشتی نکنه وقتی میگیم انرژی هشته ای حق مشلم ماشت فکر کردی هرچی تو بگی حق مشلم تواشت. چیژی حق مشلم تو اشت که اژ حق قانونی خودت بیرون نری اگه قراره از حق قانونی خودت بیرون بری ما هم بلدیم بگیم مرگ بر اشفندیار که احمدی نژاد را منحرف کرد. در شانی برادر تو که ژن و بشه داری حیا نمیکنی این حرفای ژشت وشکشی را ژلوی یه مشت ژن بی حژاب آمریکایی ژده میژنی. برا اونا حرفهای تو یه شنار ارژش نداره چون اونا از ژمانی که اژ ایران رفتن و تنشان به فرنگی ها خورد حتی فیلم این حرفارو دیده اند اونوقت تو در شرژمین شهدا اژ این حرفای شکشی میژنی. حتم دارم اشفندیار داره بهت دارو میده که مشل آدمای مشته مشت داری حذیان میگی. میدونی با این حرفات ژلوی اون ژنای بی حژاب مشل بابا شمل شدی. یا علی مدد
مرتضی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۶
خدایا مکر دشمنان را به خودشان برگردان.
sepehr45@gmail.com
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۶
ایرانیهای خارج از کشور خونشون رنگینتره اونا خارج دیده ان
تنشون به تن خارجیها خورده
مثل ما نیستند که از بازار تهرون اونورتر هم نرفتیم پاسپورت هم نداریم

قیمت گوشت و مرغ و میوه رو نمیتونن کنترل کنن
شما چه میدونید شاید آوردن تا این مشکلات رو حل کنن
مهمون خارج رفته میآرن
خدا خیرشون بده
حسن قلي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
مردم شده اند مرده متحرك با اين قيمتهاي بالا وپول نداشتن براي رفتن به مسافرت جهت تفريح افسردگي گرفته اند خداوند هر جه زودتر به داد اين مردم برسد
داود
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۵ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
خودشون که به مملکت گند زدند رفت ، بی عرضهایی که امیدوارند فضله های خارجی کاری براشون بکنن
رحیمی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
واقعا" که ما اینا روبرای چی میخوائیم؟ متاسفانه خیلی ازانها کسانی هستند که زمانی که کشوربه اونها نیاز داشت ازایران گذاشتند ورفتندوکلی پول مملکت رابردند باخودشون. حالا هم که دیگه اونجا پست وسمتی دارند برای چی اونا رامی آریم؟ ! اینها فقط جز اسراف چیز دیگری برای کشورعزیزمان درپی نخواهدداشت .
ایرانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۹ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
من خیلی وقت پیش یکبار اومدم تو سایت صراط حالم بهم خورد!!!ولی مثل اینکه تازگیها اومدن طرف مردم...ایول داره والا...همینطوری به خوردن نون بازوانتون ادامه بدهید موفق باشید
ali
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
ina kheili hashoon irani kharej az keshvar naboodand. yeki az doostaie man 2 sale ghabl 9 mah rafte bood england ke bachash oon ja be donia biad. hala ham bishtar az yek sale ke irane in doostemoon chon doctor bood davat shode bood va ba khoonevade chand roozi ro moft raftand hotel va tafrih az in mavared ziad boodand
بماند
|
Switzerland
|
۱۶:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
آقای باهوشی‌ که این متن به اصطلاح تحلیلی را نوشته است،

من هم در این همایش شرکت داشتم، به عنوان یک نخبه و متخصص دعوت شده بودم،

پولی‌ هم به ما ندادند، منظورم از این نفری چند هزار دلار‌ها هست که شما درست می‌کنید...

برایم جالب است بدانم، چطور شما از بحث‌های تخصصی که انجام شده چیزی ننوشتین...

از سرمایه گذار‌هایی‌ که چند میلیارد دلار در آمریکا سرمایه گذاری کرده بودند و حالا به این همایش دعوت شده بودن و می‌خواستند در ایران سرمایه گذاری کنند...

که اگر ۱ درصد پولی‌ را که در آمریکا سرمایه گذاری کرده بودند، در ایران میکردند ۱۰۰۰۰۰۰ تا هزینه این همایش در میامد...

یا اساتیدی که تمایل به مشارکت و همکاری با دانشگاه‌های داخل داشتند...

یا پزشکانی که قبلا به دلیل تایید مدرکشان انقدر آنها را چرخنده بودن که آنها رفته بودن ترکیه و ...،

و حالا به آنها که خیلی‌‌هایشان دوست داشتند برگردند، میگفتند که مشکل تایید مدرک حل شده است...

بله، آقای محترم، شما یک نفر را دیده اید، من آنجا بودم و خیلی‌‌ها را، خیلی‌‌ها که قلبشان برای وطنشان می‌تپید...

متاسفانه در مملکت ما، تحلیل گرانی از نوع شما کم نداریم و این مشکل بزرگ مملکت ما هست...
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۲۰:۳۵ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۷
شلام. آقای با معرفتی کامنت خودشو با آقای با هوش شروع کرد خوب منهم خودمو با هوش میدونم فکر کنم شاید منهم در لیشت ایشان باشم. برا اینکه منهم مشل میراحمدی بتونم اشم ورشم داشته باشم خودمو معرفی میکنم من مش اشمال هشتم. شغلم شبژی فروشی بود اما اژ وقتی که باند فتنه اکبر عنوان شبژ برا خودشون انتخاب کردن من این شغل رو کنار گذاشتم و رفتم شعداباد اونژا دارم اب ژرشک میفروشم. آخه اونژا مصرف آبغوره ژیاده هروقت دولت احمدی نژاد یک امتیاژ میگیره اونژایی ها آبغوره میگیرن و منهم فریاد میژن شعدابادی ها ژرشک. خلاشه آقای با معرفت شما میگید که در اون همایش بودید و در کمیشیون های تخششی هم بودین. اما خدا شاهده من فقط یه عکش از یکی اژ اون کمیشیون ها دیدم که یک خانم خیلی شکشی هواشه من شبژی فروش شابق را برد تاچه برشه به شما برادران حژب اللهی که از خژالت دیدن اون خانم حتما در طول مدت کمیشیون یا مشل ژورو نقاب ژده بودین یا فقط به کفشاتون نگاه میکردین شون نگاه به ژن افشونگر آدم را افشون و اژدین بدر میکنه. حالا شمارا به خدا راشتشو بگین شما با حژور این خانم شطوری کار تخششی میکردین. مشلا این خانم دلارا شند میلیارد دلار داره که شما عفت عمومی را فدای دلارا ی اومیکنین . آیا مگه کشب دلار اژ هر راهی برا دولت اسلامی مژاژه. مگه میشه عفت عمومی را با دلار معامله کرد. بابا ژان ببخشید ها خیلی عژر میخوام ها اینهایی که شما دعوت کردین از کره اورانوش یا نپتون نیومدن که. اینها وقتی من و بقیه مردم با رژیم شاه مبارژه میکردیم اژ این مملکت رفتن ژمان ژنگ هم نبودن. من شطور میتونم اونارو دوشت خودم بدونم. شما مثل اینکه دلارای اینارو میخواین نه دلبشتگی اینا به این شرژمین. اگه دلار اینطوری میخواشتید پش آقا مهدی را مشل مشایی معاون کنید اونقد دلار بیاره که دشتتون از شمردن اونا خشته بشه.تا علی مدد
سلمان
|
Australia
|
۰۱:۰۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
خجالت بکشید. مثلا شم اسمتونو گذاشتید سایت حرفه ای؟؟؟؟؟
یه کامنت به لهجه معتاد ....بعد دوباره تکرار میشه؟/!!
بعد یه سری کامنت غرغر میذارید...
....این بود رسالتتون دیگه ؟؟؟؟ نه؟؟
هرچه بگندد نمکش میزنند/وای به روزی که بگندد نمک
مسلم
|
Turkiye
|
۰۱:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
جناب نخبه و متخصص شاید شما جزو اقلیت مراسم بودی مگه نشنیدی احمدی نژاد میگف اولین حسابو برای ملیکا خانوم باز میکنیم؟برا شما هم حتما بعدا باز میکنن عجله نکن شب درازه.ا چه خوب بحث تخصصی هم کردین؟به ما خبر ندادن چی میگفتین؟یعنی رئیس حمهور داش توضیح میداد که دقیقا آبو کجا بریزن و چجوری بریزن که چقدر بسوزه آره؟خب خوبه؟این نویسنده حتما یادش رفته از قلم انداخته.بش بگو که اونا رو هم بنویسه حتما باحال میشه.شایدم گفته ممرو لولو چجوری برده و چجوری ممرو خورده.
Brn
|
Norway
|
۰۱:۵۸ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
Azadi yeni haminke ensan anchenan ke dost dare lebas tanesh konad. midanam ke in ra sansoe mikonid.
یه یارو
|
-
|
۰۳:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
مرگ بر ساندیس خور .
بهروز عشقی
|
Germany
|
۱۵:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
با سلام . مطلبت مشکوکه قصد لا پوشونی داری رفیق . چون احمدی نژاد پشت تریبون یه سوتی بزرگ داد که اهل سیاست میفهمن. به اونایی که نشسته بودن گفت : محفل خودمونیه ((حالا اونو نمیدونم که از نظر دینی یا مکتبی باشون خودمونی بود یا شاید مثل بعضی خارجیا ( که مثلا شیعه شدن) اومدن تو نمازجمعه شرکت کنن)) اونایی هم که نشسته بودن قبولش داشتن و واقعا واسش دست میزدن. حالا برا اینکه کسی شک نکنه تو برا ملت این متنو نوشتی که اونا مسخرش کردن اونا هم برا خبرنگارا برا اینکه به گوش سیاسیون برسه شروع به مسخره کردنش کردن . برو عمو همه ام ساده نیستن. میفهمن. اونیکه این نظر رو میخونی تو هم در مورد خودمونی بودن اینا با احمدی نژاد فکر کن.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۰۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۹
خودمونیما مشاعی خوش سلیقه است خوشگلاشو انتخاب کرده ها
مستضفف
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۵
این ملت خیلی مونده تا بفهمند چه حماقت هایی که نکردند وای به اونهایی که از بی عدالتی حقه خوردند