"صراط" - سرویس سیاسی/ 1- برداشت اوليه آن بود كه اين يادداشت نوشتني نيست و عبور از آن بايسته تر به نظر مي رسيد، اما رخدادهاي اين روزها نكته بااهميت ديگري را به موضوع يادداشت پيش روي اضافه كرد، نكته اي كه تاب مستوري نداشت و نمي توانست ناگفته باقي بماند و آن، «رنج مشترك» و آميخته به «خشم» دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نظير مدعيان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافي از بصيرت و هوشياري مردم است كه نگاه به امام و مقتداي خود دارند و با چرخش يا لغزش اين يا آن مسئول به لغزش و چرخش نمي آيند و راه خويش را در بستري كه راهبر الهي ترسيم كرده است مي پيمايند.
مردمي كه با مسئولان بالادستي، حتي بلندپايه ترين آنها دست اخوت به شرط پيروي از رهبر الهي و مقتداي خود داده اند و با هيچكس عهدي نبسته اند كه در صورت زاويه گرفتن آنها از بستر تعريف شده انقلاب نيز، دست نخورده بماند و اين برجسته ترين امتياز حزب الله است كه حق گراست و قبيله گرا نيست.
همان واقعيت شيريني كه چند ماه قبل، روزنامه آمريكايي «يو.اس.اي تودي» به نقل از مؤسسه آمريكن اينترپرايز، به تلخي از آن ياد كرده و آورده بود «بزرگترين مشكل آمريكا در ايران، حضور يك ابرحريف- SUPER OPPONENT- به نام [آيت الله] خامنه اي است كه نقشه راه ما را مي شناسد و مردم به او اعتماد آميخته به اعتقاد دارند».
2- اين روزها، در پي فاصله اي كه حلقه انحرافي و نفوذ كرده در دولت محترم با برخي از آموزه هاي شناخته شده خط امام و رهبري پديد آورده است، مجموعه مشتركي از دشمنان بيروني، مدعيان اصلاحات و اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 با استناد به حمايت گسترده و فراگير توده هاي مردمي و وفادار به نظام از دكتر احمدي نژاد كه به انتخاب ايشان با رأي بي نظير 25ميليوني انجاميد، زبان به ملامت حزب الله گشوده اند كه مثلا، فلان فاصله دولت كنوني با فلان معيار تعريف شده و پذيرفته شده انقلابي، نتيجه و حاصل حمايت گسترده اصولگرايان- به معني واقعي كلمه و نه فلان جبهه و فلان گروه- از رئيس جمهور محترم است و به زعم خود، طعنه مي زنند كه حزب الله در حمايت آن روز خود به خطا رفته است! و در همان حال به كنايه و تلويح مي كوشند بر وطن فروشي و خيانت آشكار خود در فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 و نقشي كه به عنوان ستون پنجم مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس برعهده داشته اند، سرپوش بگذارند.
آنچه اين جماعت و مديران بيروني فتنه با عنوان خطاي حزب الله از آن ياد مي كنند- آنگونه كه خواهد آمد- نه فقط خطا نبوده و نيست، بلكه يكي از افتخارآميزترين ويژگي حزب الله است و به وضوح نشان مي دهد، حزب الله فقط در بستر اسلام و انقلاب و خط امام و رهبري حركت مي كند.
هرجا از حق و اصول نشانه اي ديد به حمايت از آن برمي خيزد و چنانچه شخصيت و يا گروهي كه مورد حمايتش بود، پاي از بستر اصلي بيرون بگذارد و يا از برخي آموزه هاي انقلابي فاصله بگيرد، بدون كمترين ملاحظه و ترديد، حمايت قبلي خود را پس مي گيرد.
به بيان ديگر، حزب الله- بخوانيد توده هاي عظيم و حماسه آفرين مردم- برخلاف برخي از جريانات سياسي و از جمله مدعيان اصلاحات، «گروه گرا» و «قبيله گرا» نيست كه وابستگي ها و منافع شخصي و حزبي خود را بر حركت در بستر انقلاب و تامين منافع مردم ترجيح بدهد.
آيا، اين ويژگي حزب الله، افتخارآفرين و تحسين برانگيز نيست؟ از حضرت امير عليه السلام است كه افراد را با حق بسنجيد و نه حق را با افراد. و حزب الله از مولاي خود حضرت اميرالمومنين(ع) و علي زمان پيروي كرده و مي كند. آنچه امروزه به «درد مشترك» دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها تبديل شده، همين ويژگي حزب الله است كه گروه گرا و قبيله گرا نيست.
3- بدون آن كه قصد مقايسه اي در ميان باشد و تنها به عنوان يك مثال و نمونه درس آموز تاريخي بايد پرسيد؛ آيا طلحه و زبير، آن هنگام كه در ركاب رسول خدا(ص) و براي مقابله با دشمنان اسلام شمشير مي زدند و از جان خود مايه مي گذاشتند، قابل تقدير نبودند؟ و آيا مولاي بزرگوار ما حضرت اميرالمومنين عليه السلام از آنان حمايت نمي كرد؟ اما وقتي همين طلحه و زبير كه آن همه مورد حمايت و تقدير بودند پاي از صراط مستقيم بيرون نهادند و پيمان شكسته و به اصحاب شام پيوستند و در آوردگاه فريب جمل به تخاصم و كينه توزي لشگر آراستند، حضرت امير(ع) ابتدا به اندرز و نصيحت آنان پرداخت و عهدي را كه بسته و شكسته بودند يادآور شد اما هنگامي كه اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.
اكنون بايد به كساني كه داعيه اسلام و تشيع و پيروي از مولاي متقيان را دارند گفت؛ كدام اقدام حضرت امير عليه السلام را- نستجيربالله- «خطا»! مي دانيد؟! حمايتش از طلحه و زبير يا مقابله حضرت با آنان را؟!
حزب الله افتخار مي كند و اين افتخار را به حساب لطف خداوند تبارك و تعالي و پيروي از ولي امر خود كه در طول پيروي از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام است مي نويسد كه از آقاي هاشمي رفسنجاني در مقابل ملي گراها، سكولارها و شماري از مدعيان اصلاح طلبي دفاع جانانه كرد و افتخار مي كند در حالي كه از مواضع آقاي خاتمي نگراني هاي جدي داشت، از وي در مقابل هجوم افراطيوني كه در پوشش اصلاح طلبي به مقابله با او آمده و امروزه آشكارا به آمريكا و اروپا و اسرائيل پناه برده اند، حمايت كرد. حزب الله افتخار مي كند از آقاي احمدي نژاد قبل از آن كه متاسفانه حلقه انحرافي به درون كابينه نفوذ كند، در مقابل اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 دفاع كرد و با راي بي نظير 25 ميليوني او را به رياست دولت برگزيد.
و اما، حزب الله باز هم افتخار مي كند هر جا مشاهده كرده است، مواضع و عملكرد افراد و شخصيت هايي كه از آنها حمايت كرده بود با خط اصيل انقلاب زاويه گرفته، به همان اندازه و متناسب با آن زاويه به انتقاد از آنان پرداخته است.
حالا بايد از جرياناتي كه اين روزها به حزب الله طعنه مي زنند پرسيد؛ «قبيله گرايي» شما كه ناشي از پشت پا زدن به «درك و شعور» و ترجمان ديگري از جاهليت و ارتجاع قرون وسطايي است، شرم آور و قابل ملامت است يا «حق گرايي» و عدالت جويي حزب الله كه برخاسته از درك عميق و نگاه حق طلبانه آنهاست؟!
4- جرياناتي نظير مدعيان اصلاحات، اصحاب فتنه و حلقه انحرافي آرزو داشتند كه وقتي با بستر اصيل انقلاب -آگاهانه يا ناخودآگاه- فاصله مي گيرند، حاميان قبلي خود و يا حاميان شخصيتي را كه در او نفوذ كرده اند، نيز در پي خويش داشته باشند ولي اين آرزو با هوشياري و بصيرت مثال زدني مردم هرگز برآورده نشده است.
به عنوان مثال، دشمنان بيروني درجريان فتنه 88 تمام توان خود را به كارگرفتند و علاوه بر ايجاد ائتلاف ميان منافقين، بهايي ها، ماركسيست ها، نهضتي ها، سلطنت طلب ها و مدعيان اصلاحات، افرادي را كه به حق يا به ناحق داراي سابقه همراهي با نظام بودند، شكار كرده و به ميدان آوردند، اما، از اين ترفند همه جانبه با آن حمايت مالي و سياسي و تداركاتي گسترده، طرفي نبستند. چرا؟!
به يقين و بيش از همه و پيش از همه به اين علت كه نگاه مردم به رهبر و مقتدايشان بود و از اين روي با لغزش خواص آلوده و يا بعداً آلوده شده نمي لغزيدند. و اين، براي مديريت بيروني فتنه، آنگونه كه «ريچارد هاس» اعتراف مي كند، فاجعه اي دردناك بود.
و اما، از سوي ديگر و در داخل كشور مدعيان اصلاحات و جريانات گره خورده با آنها در حالي با استناد به مواضع برخاسته از حلقه انحرافي و نفوذ كرده در دولت، زبان به طعنه حزب الله گشوده اند كه مواضع برخاسته از تلاش حلقه انحرافي در بسياري از موارد، دقيقا و بي كم و كاست ادامه همان مواضع و عملكرد مدعيان اصلاحات و اصحاب فتنه است. و اين رشته سر دراز دارد.
حسين شريعتمداري
البته ایشان هم شایستگی خود را نشان داده اند و کاملا مشخص است که مستحق این محکومیت هستند
چون منتشر نمیکنید
سوزتان برایتان بس است که خوب میسوزید
بسوزید که دل خانواده شهدا را سوزاندید
بسوزید چون بر طرفداران محسن رضایی از یادگاران شهدا انگ سیاسی زدید
بسوزید که حقتان بیشتر از این است
بسوزید که چهار سال است که دلم از برخی نادانها بد جوری میسوزند
امان از دست دوستان نادان
ما اردبیلی ها در سال 84فقط 17000رای به احمدی نژاد دادیم- قالیباف با 315000رای اول بود
در سال 88 هم موسوی اول بود و احمدی نژاد دوم بود
ما به احمدی نژاد رای دادیم اما حالا که داره از اصول روی گردان می شه، به هیچ عنوان ازش حمایت نمی کنیم. اگه تا الان هم صدامون درنیومده به خاطر آقا و توصیه های ایشونه، و الا... ما با کسی عقد اخوت نبستیم. هر کی پاشو کج بذاره حالشو می گیریم!
2- حالا اینکه یه عده بیان بگن ما از اول نگفتیم که احمدینژاد اینجوره ؟ میگیم خب قبول شما گفتید منتها شما که اینطوری گفتید چکار کردین ؟ آیا پشت سر رهبری حرکت کردین؟ آیا گفتین احمدینژادو میکوبیم برای دفاع از رهبری ؟ یا رفتین با کسایی که پرچم مرگ بر اصل ولایت فقیه را در دست داشتن و این شعارو میدادن همراه شدین ؟ شماها که صد پله جلوتر از این فرد در تقابل با ولایت فقیه حرکت کردین !!
همه تکفیر شدند و آقایان سرمست از پیروزی شعار بصیرت سردادند.
محسن رضایی شمر شد- هاشمی خائن به مملکت معرفی شد- همه را ساکتین فتنه نامیدند تا کاسبین فتنه کشور را چپاول کنند!!
انتخابات اول که اح ...... بعنوان یه آدم بدون پیشینه اومد و فقط شعارهای اصیل انقلاب رو مطرح کرد ، این آقایان دلسوز از کجا می دونستن ماهیت این فرد رو قبل از اینکه بحث هاله نور و ظهور و امثالهم مطرح بشه ؟
من طرفدار محسن رضایی بود
همه دوستان بسیجی ام مرا از خود راندند
در این چهار سال فقط جگرم سوخت و دم بر نیاوردم
مگر محسن رضایی مطیع رهبری نبود؟
مگر آثار انحراف از سال دوم دولت نهم هویدا نبود
چرا اهالی کوفه و کثرت گرایان آنرا ندیدند؟؟؟؟
یادمان نرود که امام حسین روز عاشورا فقط 72رای داشت
فقط 72رای
امت حزب الله با صداقت و سادگي به افرادي مثل شريعتمداري با بصيرت اعتماد كردن و انتخاب كردن
این همه مردم شهید دادند که شما میراث ببرید و اینطور تو سر وکله هم بزنید و اینطور فساد ایجاد کنید
این گونه مطلب ها خلاف دین و مکتب است
حضرت علی (ع):
حکومت برای من به اندازه آب عطسه ارزش ندارد
حالا ببیند این افراد به ظاهر اصول گرا چه دست و پایی برای حکومت میزنند
واقعاً خجالت داره. با اين همه مصيبتي كه براي مردم درست كرده ايد ، بجاي عذر خواهي و اصلاح پندار هاي اشتباه ، اينگونه قلم فرسايي ميكنيد.
توبه توبه!!!اسمش هم صهیونیستیه!!!!!!!!!!!
حضرت امام فورا دست از حمایت خود از بنی صدر کشید.
امام از بنی صدر حمایت نکرد بلکه آرای مردم را تنفیذ کرد.
و در مقابل مجلس از بنی صدر حمایت نکرد.
لطفا به آرای منفی و مثبت این مطلب دقت فرمایید!!!!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
( قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ) سوره مبارکه بقره (249)
ترجمه آیه شریفه: (امّا) كسانى كه باور داشتند كه ديداركننده خدايند (مؤمنان به آخرت) گفتند: بسا گروه اندكى كه به توفيق خدا بر گروه بسيارى پيروز شدند، و خدا با صابران است.
آقا امام حسین «ع» روز عاشورا در قلّت بودند! پس حقّانیّت در قلّت و کثرت نیست!
یا اباعبدالله «ع» در عاشورایت تفسیر كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ، جلوه حقیقی به خود گرفت و یاد آور این نکته عظیم شد که همیشه حقیقت با کثرت نیست چه بسا جماعتی بی شُعور با شعار حق طلبی باشد! سلمٌ لمن سالمَکم یا حسین «ع»، حربٌ لمن حاربَکم یا حسین «ع»
نه کسی کسی که در قلّت است و جامعه به وی اقبال ندارد باطل است همانند مولا علی «ع» و امام حسین «ع» در روز عاشورا و نه کسی که اکثریّت با اوست مطلقاً بر حق است! مثل: لشگر یزید و کفر در روز عاشورا!
اصولاً قلّت و کثرت ترتیب اثری در بُطلان یا حقّانیّت فرد یا مشروع و غیر مشروع بودن عمل ندارد! و بایستی بین مقبولیّت و مشروعیّت فرد یا عمل تفاوت قائل بود! جمهوریّت و مقبولیّت امریست از جانب جامعه و اقبال مردم به شخص! ولی مشروعیّت امری است از جانب خدای متعال و اولیای وی! دوّمی موضوعی الهی و آسمانی است برخلاف اوّلی که مادّی و زمینی است! البته منظور از زمینی، حوزه اختیار و منشأ آن است! وگرنه اگر مبنای همین تصمیم گیری ها و اقبال ها به یک فرد در انتخابات و غیره بر اساس شاخص های الهی و ارزشی صورت بگیرد همان تصمیم فردی و زمینی تبدیل به کار الهی و سنّت حسنه می شود. پس ما نحن فیه موضوعی نسبی بوده و تشخیص و تمییز دادن بین حق و باطل نیز نیاز به بصیرت دارد و اشخاص را باید با حق سنجید نه حق را با اشخاص! بایستی نگاه به عمل و گفتار و رفتار شخص کرد نه خود شخص! اُنظُر الی ما قال و لا تَنظُر الی مَن قال/ السّلام علیکَ یا قتیل العبرات
بصیرت بصیرت
انشالله
يه.بار.ديگه.شعاراي.انتخاباتيش.رو.بخون.وببين.كه.چقدر.استادانه.تو.اقتصاد.فدراليش.استتار.شده.بود...
احمدي.دلاور....بهترين.گزينه.بود....والان.هم.هنوز.هست...
يه.بار.ديگه.وعده.هاي.انتخاباتي.رضايي.رو.بذار.كنار.طرح.خاورميانه.ي.بزرگ.آمريكا.و.ببين.چقدر.شبيهن
و.درواقع.كپي.هم/هستن...كمي.تعصب.رو.كنار.بذار.وبعد.مقايسه.كن
گوگولي.
مثلث جهالت هم بايد به خود بيايد و پشت سر رهبري قرارگيرد.
برادر...شما.پشت.هر.اسم.يا.نقابي.كه.قايم.بشيد....دو.كلمه.كه.حرف.بزنيد.تا.ته.ماجرا.ميزنه.بيرون
بیانات آقا در نماز جمعه بعد از انتخابات 88:
"فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند...اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.
اين چهار نفرى كه وارد عرصهى اين انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند...اينها عناصر نظامند؛ اينها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرىهاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد...انتخاب به عهدهى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف... آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندىاش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند."
"راجع به رأى اين حقير هم حرف و گپ وجود دارد. اول از آن سوى مرزها حرفهايى گفته مىشود، اينجا هم يك عده همانها را تكرار مىكنند. رأى من را جز خدا هيچ كس نمىداند. رأى هفتهى گذشتهى من را هيچ كس، حتى نزديكان من بالاخره ندانستند كه من به كى رأى دادم. امروز هم همينطور خواهد بود. وظيفهى اين حقير اين است كه با مردم راجع به معيارها و اصل انتخابات صحبت كنم."
" اين را هم در باب انتخابات به شما عزيزان و همهى ملت عزيزمان عرض بكنم؛ دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانهزنى و شايعه و اينها همیشه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بىانصافى است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفهاى است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نيست. بنده از هر حركت خوبى، از هر اقدام خوبى، از هر پيشرفتى، از هر خدمتى به مردم، از هر دلجوئىاى از محرومين، از هر ايستادگىاى در مقابل ظلم و استكبار استقبال ميكنم و از آن كسى كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزارى ميكنم؛ هر دولتى باشد، هر شخصى باشد؛ اين وظيفهى من است."
به واژه های "هستند" در جملات نماز جمعه بعد از انتخابات دقت کنید لطفا!
(ولايتي.هاي.بي.دين)...فرموده.ي.ملي.فقيه.كبير
همین یارو را میگم که خودش و بچه هاش 30سال با نام انقلاب میخوردن و میبردن هیچ کسی هم بهشون نمیگفت بالا چشمتون ابرو ..
با حرفاش اون یارو بچه هاش را آتیش زدو به جلز و ولز انداخت و آواره شون کرد آب خنک به خردشون داد (و ثابت کرد تو هتل نه اوین آب خنک میخورن ) بازم دلم خنک شد..
افتخار میکنم بهش رای دادم .بازم بهش رای میدم ..
فتنه گران ۸۸ ،، سه رییس جمهور ،،،، ده هانماینده ،، وزیر ،، استاندار ،، فرماندار ،،، بخشدار ،،و ،،،،،،،،،،،،،،، و ،،،،،،،،،،،،،، و ،،،،،،،،،،،،، با پشتیبانی آمریکا و انگلیس و اسراییل و نوکران منطقه بودنند ،،
آیا به نظرتان بعد از شکست توبه کردنند و در خط انقلاب قرار گرفتنند و همکاری کردنند
باید شکر کنید که احمدی نژاد زا انخاب نمودید که توانست تا کنون با فتنه گران و مولودشان منخرفین تا کنون مقاومت کند
خامنه ای- هاشمی - خاتمی؟؟؟
یه سوالم از بردران ....... دارم بالاخره در انتخابات 88 بصیرت کدوم گروه بالاتر بود؟
حیف!!!!!!!!!
امیدوارم ایندفعه بزرگان سیاسی جهت دهی بهتری داشته باشن
اگر در انتخابات 1384قالیباف را بایکوت نمیکردن وضع جور دیگری میشد.
معلومه كه خوب نكرد وبد كرد كه اولا"دودش به چشه خودش مي ره كه رفت!
لذا انقلاب وحفظ آن به دلداگي به ولايت عجينه كه هر كي از قطار انقلاب پايين بافته رفتنيه ببينيد كه اين رييس ودولتش در كجاي كاره.
خدا وند و حزب الله خواهد بود .
به محض خروج و گرفتن زاویه و حرکات انحرافی مورد غضب خدا و مردم است.تمام
وبه جرم توهین به امام زمام مجادات می شدی ،،،
الآن دولت با این همه خدمات از بچه ی مهد کودکی تا پیرمردهای باضافه 90 ساله مسیول و غیر مسیول هر چه سر زبانشان بیاید به منتخب مردم بی پروا می گویند ،،،،،
من که خوشحالم رای به حاج محمود دادم ،،
زیرا متاسفانه سبزها با شیاطین بی دین همدست شده اند
غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند!! وکسانی که جلو رفته اند برگردند!!
پیام غدیر یعنی (با ولایت حرکت کردن از غدیر خم تا قیام قائم"عج")
اما به هرحال ما"انسان" هستیم و"ضعیف النفس".قدرت ممکن است هرکسی را تحت تاثیر قرارداده وبه راه ناصواب بکشاند.همینطور اعتماد بیش ازحد به اطرافیان وتحت تاثیر القائات انان قرارگرفتن.طرح موضوعاتی مثل ان ماجرای"هاله نور" وبحث های مربوط به"ظهور" وحمایت از یاوه سرائی های برخی اطرافیان باعث شده است که مردم کم کم به خیلی چیزها شک کنند!.نکند بعضی ازماراه گم کرده ومنحرف شده باشیم؟؟!!
البته شما رو که جزء حزب الله نمیشه به حساب آورد... اینهمه تهمت و دروغ...
انتخابتان اشتباه بود
جایی که اصله بود شما احمدی نژاد را انتخاب کردید
آیا محسن رضایی بهتر از او نبود؟؟؟؟