رهبر معظم انقلاب در سفر اخيرشان به خراسان شمالي و در ديدار با فعالان عرصه ي فكر و علم -استادان و معلمان- در باب پيشرفت هاي علمي كشور به نكاتي پرداختند كه گوياي زوايايي از مديريت علمي و نوآوري كشور بود.
ايشان نسبت به پيشرفت هاي علمي و نظامي ما گفتند: «آنچه كه اتفاق افتاده است، به خاطر وجود استعداد، به خاطر وجود شوق از سوي گروههاي گوناگون بوده است؛ خيلي هايش به شكل گلخانه اي به وجود آمده، نه اينكه حالا همه ي كشور متمركز شوند تا ما مثلاً فرض كنيد سلولهاي بنيادي را به دست بياوريم؛ نه، چند نفر جوان بااستعداد علاقه مند قضيه ي سلولهاي بنيادي را دنبال كردند، از يك گوشه اي هم يك مختصر حمايتي از اينها شد؛ ناگهان ملاحظه كرديد كه در دنيا جزو برجسته ها شدند».
اين بيانات متضمن مدلي از پيشرفت علمي است كه به بيان رهبر معظم انقلاب در الگوي گلخانه اي شكل گرفته است. «پيشرفت گلخانه اي» «استعاره اي است كه قبلاً نيز در فرمايش ها و در منظومه ي فكري ايشان وجود داشته و ايشان در ديدار خود با مردم بجنورد مجدداً به آن اشاره كردند. لذا براي فهم كلام ايشان، به تعريف اين استعاره مي پردازيم. در اين نوشته مي كوشيم تا ضمن توجه به معاني مختلف استعاره ي گلخانه در فضاي عمومي و تخصصي كشور، دلالت هاي كاربردي اين راهبرد را در مديريت علم و فناوري و نوآوري كشور معرفي كنيم .
كاربرد زبان استعاري در انتقال معاني، يكي از ابزارهاي رايج زباني انسان ها در رفع نيازهاي ارتباطاتي است. مردم عادي در زندگي روزمره و متخصصان و نخبگان دانشگاهي و حوزوي در نيازمندي هاي حرفه اي و تخصصي خود از زبان تشبيه و تمثيل و مجاز و استعاره استفاده مي كنند. در برقراري ارتباط و انتقال معاني ميان انسان ها، گريزي از اين ابزارهاي اعتباري نيست، اما آن چه اهميت دارد، اين است كه اشتراك لفظي و ظاهري اين فنون ادبي، منجر به اشتباه و التباس و نقض غرض نشود .
جمهوري اسلامي ايران به ويژه رهبران اين نظام در چهار دهه ي پيشين شبكه اي غني از واژگان و اصطلاحات ديني، علمي و انقلابي را به كار گرفته يا خلق كرده اند. به كمك همين شبكه ي واژگاني بوده كه گفتمان انقلاب و منويات رهبرانش در عرصه ي عمومي و سياست گذاري سريان پيدا كرده است. واژه ي « گلخانه» نيز يكي از هزاران اصطلاح رايج امروزين انقلاب اسلامي در فضاي عمومي و به ويژه نسل جوان آن است؛ نسلي كه با هدايت رهبر خود كمر همت بر توليد علم، جنبش نرم افزاري و توليد ثروت از علم و ساختن اقتصادي دانش بنيان و الگويي پيشرو بسته است. اما وقتي كاربرد اين اصطلاح رهبر انقلاب، در برخي مخاطبان جوان سؤال ايجاد كند، لازم است كه رويكرد مديريتي كشور در باب نوآوري و علم و فناوري را بيشتر در بين آحاد جوانان دانشمندمان به بحث بگذاريم. به نظر مي رسد بي توجهي به اين استعاره، بخشي از تاريخ پيشرفت علمي كشور و راهبرد تداوم آن را مغفول مي گذارد .
گلخانه در اصطلاح رايج عموم مردم متضمن معنايي غير از اصطلاح سياستگذاران و مديران كلان حوزه ي دانش و فناوري و نوآوري است.
معمولاً گلخانه استعاره اي است كه گوياي شرايط ذيل است :
¤شرايط كنترل شده، مديريت شده، حمايتي و تحت نظر
¤ايزوله، مصنوعي، آزمايشگاهي و بريده از فضاي واقعي
¤آسيب پذير، ولذا لزوماً دور از نوسانات، شوك ها و تغييرات نامطلوب بيروني
¤در مقياس كوچك، غير قابل تعميم و تكثير و انتشار (حداقل در كوتاه مدت)
¤غير قابل تداوم (مگر مشروط به تداوم شرايط گلخانه اي)
¤بدون رقابت پذيري با موارد مشابه
¤به مثابه راهبردي موقتي، كوتاه مدت و البته تدافعي
¤پرورشگاهي و انكوباتوري براي موجودي نارس و ناقص
¤شرايط كنترل شده، مديريت شده، حمايتي و تحت نظر
¤ايزوله، مصنوعي، آزمايشگاهي و بريده از فضاي واقعي
¤آسيب پذير، ولذا لزوماً دور از نوسانات، شوك ها و تغييرات نامطلوب بيروني
¤در مقياس كوچك، غير قابل تعميم و تكثير و انتشار (حداقل در كوتاه مدت)
¤غير قابل تداوم (مگر مشروط به تداوم شرايط گلخانه اي)
¤بدون رقابت پذيري با موارد مشابه
¤به مثابه راهبردي موقتي، كوتاه مدت و البته تدافعي
¤پرورشگاهي و انكوباتوري براي موجودي نارس و ناقص
اما همين استعاره ي گلخانه در فضاي سياستگذاري علم، فناوري و نوآوري و به ويژه مديريت توليد علم، ضمن تداعي برخي از معاني فوق (البته صرفاً براي كوتاه مدت) متضمن معاني ديگري هم هست كه لوازم خاصي را در مديريت علمي كشور ايجاب مي كند :
1 . اقتصاد توليد علم و فناوري (به عنوان يكي از گرايش هاي كاربردي دانش اقتصاد) اقتضا مي كند كه به دليل ماهيت مسأله ي علم و فناوري، لزوم پذيرش فرايند خطا و آزمون و ريسك پذيري هزينه هاي متفاوت، مقياس توليد در مراحل اوليه ي چرخه ي علم و فناوري، كوچك باشد. بسياري از كارآفرينان، فعاليت خود را ابتدا در يك فضاي كوچك شروع كرده و سپس آن را توسعه داده اند. معمولاً اين گونه نيست كه يك كارآفرين شروع فعاليت خود را در يك كارخانه ي بسيار بزرگ چندين ده هكتاري قرار بدهد. در تاريخ نوآوري و علم نيز هميشه كارها را از آزمايشگاه هاي كوچك و به تدريج آغاز كرده اند و سپس آنها را توسعه داده اند. به نظر مي رسد كاربرد واژه ي گلخانه در بيانات رهبر معظم انقلاب ناظر بر اين بوده كه چنين فعاليت هايي امروز در ابعادي كوچك است و به تدريج بزرگ مي شود و اين توسعه كاملاً درونزا است .
2 . ذاتاً و ماهيتاً توليد علم، فناوري و بروز نوآوري، فرايندي درونزا است و از پايين به بالا و غير دولتي .
3 . صيانت از اطلاعات (داده هاي به دست آمده و فرآوري شده) به عنوان مهم ترين ثروت و گنج در چرخه ي نوآوري، ايجاب مي كند كه تا سپري شدن چرخه ي تثبيت، (اثبات موفقيت، كارآيي و نيل به هدف، ثبت حقوقي و دريافت حق مالكيت فكري، و ...) تا تبديل به فناوري و پشت سر گذاشتن مرحله ي اوج سودآوري، مقياس كار كوچك و سربسته باشد .
4 . براي ملت هايي همچون ايران كه مورد بغض و غضب دشمنان مستكبر هستند، شكستن دور باطل عقب نگاه داشتگي علمي و شكستن تحريم علمي و فناوري ممكن نيست، مگر با حركت هايي خودجوش و درونزا با خاستگاه هاي مردمي و متكي بر توانايي هاي بالفعل داخلي .
5 . براي ملت هايي همچون ايران كه ساليان دراز متأثر از غفلت، سرسپردگي، بي لياقتي و نزاع هاي دروني، سستي و تنبلي، منفعت جويي شخصي و ويژه خواري حاكمان طاغوتي و برخي از نخبگان خودي (دشمن داخلي) بوده اند، شكستن دور باطل عقب ماندگي علمي پيمودن مسيري متفاوت را مي طلبد. بروكراسي غلط اداري، فرماليسم و مقررات ظاهري كشنده استعدادها و خلاقيت ها است؛ زنگارهايي كه از توقف بيش از حد ساختارهاي كشور طي سده هاي گذشته ناشي شده و هزينه هاي تعاملاتي ما را به شدت افزايش داده است .
لذا گلخانه در علم و نوآوري يعني حركتي از پايين به بالا؛ حركتي كه متوقف به برنامه ريزي كلان و منتظر نقشه ي جامع و حمايت هاي سازماني و مالي كلان و از بالا نمي شود. اين جوشش نه تنها از سطوح بالا نشأت نمي گيرد، كه از پايين مي جوشد و سرريز مي شود و سطوح بالا و كلان كشور را نيز متأثر مي سازد و اگر جز اين بود، امكان شكستن ساختارهاي غلط و رسوب كرده از شيوه هاي غير انقلابي حكمراني و سياستگذاري گذشته را فراهم نمي كرد .
اين كه منتظر مي شديم تا پيشرفت ها در يك فضاي از بالا به پايين شكل بگيرند، يعني سياست هاي كلاني در قالب نقشه هاي جامع از پيش طراحي شده در يك تصميم گيري كلان از بالا به پايين ابلاغ مي شوند و به مورد اجرا گذاشته شوند، هر چند براي كشوري كه راه هايي را طي كرده مطلوب باشد، اما براي ايران در حال جهش و مشمول دشمني و تنگدستي هاي مختلف تاريخي نه .
لذا تأكيد حضرت آقا بر اين است كه پيشرفت هاي ما در عرصه ي علمي كشور، ابلاغ شده از بالا و تعيين شده از پيش نبوده و سياست هاي كلاني ناظر بر حمايت از آنها وجود نداشته است. ضمن اين كه مؤلفه ي درونزايي و مردمي بودن موجب مي شود تا بگوييم از آن جا كه پيشرفت هاي ما اساساً ساختگي نيست و از دل مردم بيرون آمده، به راحتي قابل تعميم به ديگر فضاهاي كشور نيز هست. حتي اگر فضاي كلان سياست گذاري نتواند حمايت مورد انتظار را انجام دهد، باز هم اين پيشرفت قابل تداوم است؛ درست برعكس آن فهم قبلي از اصطلاح گلخانه اي كه بدون حمايت قابل تداوم نيست .
«گلخانه» استعاره اي است از رشد و پيشرفت در شرايط كمبود، تحريم، حركتي جهادي در شرايطي كه تمامي عوامل و نيروهاي غير الهي بر ضد جريان مطلوب و معارض آن است .
گلخانه اشاره اي است به نيروي جوان، مؤمن و سرشار از انگيزه هاي دروني، بدون چشم داشت مادي و فارغ از انگيزه هاي بيروني، گلخانه اي به وسعت انقلاب، با فضايي آكنده از انگيزه ها، ايمان ها، اعتقادها و خواسته هاي برآمده از اعتماد به نفسي كه انقلاب اسلامي به جوانان ايراني داده است .
گلخانه استعاره اي است از بروز حس اعتماد به نفس و نشان دادن امكان تحقق مطلوب در فضايي كه سال ها شوره زار و كوير جلوه داده شده ولذا جز وابستگي و انقياد و نااميدي بر جاي نگذاشته است. گلخانه يعني نقض تمامي معادلات و قواعد به ظاهر عام، با اثبات يك مورد نقض و استثناء. گلخانه يعني راه هايي غير از راه هاي اثبات شده ي معمول براي رسيدن به پيشرفت؛ يعني ميانبر .
گلخانه به ويژه وقتي نتايجش بزرگ و قابل رقابت با سيستم هاي بزرگ باشد، استعاره اي است نشان دهنده ي استعداد و ظرفيت هاي بالقوه ي بي نهايت. نمادي است از كانون هاي اميدبخش و انگيزه بخش براي انجام كارهاي بزرگ و آغاز پروژه هاي كلان .
گلخانه محملي است براي آفرينش با بالاترين توان توليد و بهره وري؛ جايي كه ايمان و شور و استعداد با كمترين حمايت، نتايجي بزرگ بر جاي مي گذارد، با كمترين هزينه و بيشترين كارآيي و اثربخشي .
مقاله اي منتشرنشده از شومپيتر -اقتصاددان بزرگ- در سال 2005 چاپ شد. او بيش از پيش تأكيد كرد كه ابداع، خلاقيت و نوآوري به مثابه مهم ترين عنصر شكست دورهاي باطل، خرق روندهاي قديمي و ترسيم روندهاي جديد، تغيير در سرعت و شتاب به سوي مطلوب و متوقف نماندن در قالب هاي تنگ و ساختارهاي محدودكننده، با برنامه و نقشه ي از پيش تعيين شده و هدف گذاري پيشيني محقق نمي شوند! نوآوري بديع و بي سابقه (Novelty) ماهيتاً نيازمند درخشش تك عناصر مؤمن به هدف، تلاشگر و باانگيزه در گلخانه هايي است كه ذاتاً غير متعيّن، غير قابل برنامه ريزي، غير قابل پيش بيني و غير متأثر از محيط هستند. به نظر شومپيتر چنين ابداعي تنها شرط لازم براي پيشرفت و توسعه است. گلخانه يعني عدم تكرار و كپي، پويايي و نگنجيدن در قاعده هاي مقبول عموم .
نقشه ي جامع علمي در پي خلاقيت ها شكل مي گيرد و اساساً نوآوري بايد ابتدا در مقياس كوچك و فضاي گلخانه اي صورت بگيرد. يعني يك فرآيند و چرخه ي كامل پيشرفت، به هر دوي اين روش ها احتياج دارد و هيچ كدام را نفي نمي كند. رشد گلخانه اي درونزا و سياست هاي حمايتي از بالا به پايين با هم هم افزايي دارند .
گلخانه استعاره اي است براي اقتصاددانان تكاملي كه پس از تحقق و موفقيت عملي، ما را از تعادل نازل قديمي خارج مي كند و به تعادل عالي و بهتر جديد رهنمون مي شود. خرق عادت و نرم هاي قديمي است و تجربه كردن مطلوب جديد .
پس استعاره ي گلخانه در مدل ايراني جنبش نرم افزاري، توليد علم، فناوري و نوآوري را چنين خلاصه مي كنيم :
¤لزوم كوچك بودن مقياس در مراحل اوليه ي چرخه ي نوآوري و فناوري
¤فضايي صيانتي و مورد نياز براي چرخه ي نوآوري
¤فضاي خرق اجماع غلط قبلي، تجربه كردن ناممكن ها و پيمودن راه هاي جديد
¤دنيايي غير قابل برنامه ريزي، پيش بيني و هدفگذاري و سرشار از عدم تعيّن
¤فضايي غير متأثر از محيط بيروني و غير متوقف به انگيزه ها و حمايت هاي بيروني
¤محملي براي كمترين هزينه و بيشترين بهره وري
¤كانون بروزدهنده ي استعدادهاي مغفول و ظرفيت هاي بي منتها
¤ميانبري به سمت تعالي و پيشرفت، ابزاري براي فرار از بروكراسي و فرماليسم غلط، هزينه هاي مبادلاتي و عوامل تاريخي دشمن داخلي
¤ مدلي درونزا و مردمي از رشد و اتكا به عوامل داخلي و متأثر نبودن از عوامل مخلّ خارجي
¤ظرفي براي نيل به ناممكن ها بر اساس انگيزه هاي دروني، ايمان، اميد و نيروي جواني
اما سؤال پاياني: آيا مدل گلخانه اي نافي سياستگذاري و مديريت كلان چرخه ي علم و فناوري است؟ آيا تأكيد بر اين مدل تعريضي بر دستگاه هاي رسمي دانش است؟
اولاً گلخانه هاي علمي كشور، اغلب در دانشگاه و با نيروهاي برآمده از دانشگاه ها تشكيل شده و تغذيه شده اند. گلخانه هاي علمي مراكز رشد، انكباتورها و كانون تحول و پويايي دانشگاه ها هستند؛ جزئي از آنها و نه مقابل آنها .
ثانياً دانشگاه ها و مراكز سياستگذاري علم و فناوري، رابطه اي عمودي با مدل هاي گلخانه اي برقرار كرده و امر تثبيت، تكثير و حمايت و لجستيك آنها را بر عهده دارند .
ثالثاً گلخانه ها براي پويايي بيشتر و تجربه كردن مرزهاي نوين ديگر، پله ها و مدارج قبلي خود را پس از تثبيت به دانشگاه ها و مراكز علمي صنعتي واگذار كرده و خود به خط شكني جديد مي پردازند. اين تقسيم كاري عقلاني و جزء لاينفك مراكز علمي است .
شكي نيست كه مدل كلان مديريت و سياستگذاري علم، فناوري و نوآوري كشور محدود به مدل هاي گلخانه اي نبوده و نيست. مقام معظم رهبري طي سال هاي گذشته هوشمندانه با مطالبه ي اسناد بالادستي تحول و نوآوري آموزشي، سند چشم انداز، نقشه ي جامع علمي، سند نخبگاني جمهوري اسلامي ايران، تهيه ي اسناد در خصوص برخي علوم منتخب راهبردي مانند علوم شناختي، هوافضا و ... و تعبيه ي نهادهايي همچون صندوق حمايت از نخبگان، صندوق شركت هاي دانش بنيان، تخصيص درصدي از توليد ناخالص ملي، بنياد ملي نخبگان و ... نظام كلان علم، فناوري و نوآوري كشور را طراحي و راهبري كرده اند. ايشان توقف در مدل گلخانه اي را صحيح نمي دانند و توجه اكيد خود به اين مسأله را چنين بيان كرده اند :
يكي از برادران مثال گلخانه را زدند كه مثال درستي نيست. فضاي عمومي كشور بايستي فضاي ترويج، توليد، گسترش و تحقيق علم و پرورش عال م و محقّق باشد . وقتي فضاي عمومي اين طور شد، معنايش اين نيست كه لزوماً در همه خانه ها يا در هر نقطه اي از جامعه بايستي علم به وجود آيد؛ نه، بلكه علم لازم است در نقطه مناسب خودش به وجود آيد. فضا، فضاي علمي خواهد بود؛ فضاي تحقيقي خواهد بود؛ منتها بديهي است كه وقتي فضاي علمي در كشور به وجود آيد، اين علم و تحقيق در نقطه مناسب و متناسب رشد خواهد كرد؛ مثلاً در دانشگاهها، پژوهشگاهها و از اين قبيل مراكز. بنابراين بحث گلخانه سازي و فضاي گلخانه اي درست كردن اصلاً وجود ندارد. گلخانه به درد اين مي خورد كه يك چيز زينتي درست كنند كه وقتي گلي بيرون آمد، چند ساعتي - بيست وچهار يا چهل وهشت ساعت - روي ميزي بماند؛ والّا آن گل ديگر به درد نمي خورد. فضا بايد فضايي باشد كه بشود اين محصول را حفظ كرد و از آن بهره برد . ( بيانات در ديدار با جمعي از نخبگان، 21/11/1382 )
قطعاً پيشرفت هاي معمولي كه از سياست هاي كلان دولتي شكل مي گيرد، ناقض اين فرمايش ايشان نيست. يعني سابقه ي سخنان ايشان نشان مي دهد كه ايشان قائل به وجود نقشه هاي جامع براي پيشرفت علمي از طريق سياست هاي كلان حمايتي دولتي نيز هستند.
ايشان به اين مسأله واقفند، اما مي خواهند تأكيد كنند كه اين حد از پيشرفت ها بدون چنين حمايت هاي كلاني شكل گرفته و آغاز شده است. ايشان مي خواهند تأكيد كنند كه اعتماد به نفس درونزايي كه از جوانان مي جوشد، اين پيشرفت را شكل داده است، اما براي تعميم آن به فضاهاي بزرگ تري نياز است كه مستلزم فرآيند شدن و حمايت هاي دولتي و سياست هاي كلان است .
نمونه ي ديگر، توجه و تأكيد رهبري انقلاب به مسأله ي نوآوري است. بروز اين نوآوري ها روي نقشه ي جامع علمي كشور انجام نمي گيرد، بلكه احتياج به خلاقيت درونزا دارد. اصلاً نقشه ي جامع علمي در پي اين خلاقيت ها شكل مي گيرد و اساساً نوآوري بايد ابتدا در مقياس كوچك و فضاي گلخانه اي صورت بگيرد. يعني يك فرآيند و چرخه ي كامل پيشرفت، به هر دوي اين روش ها احتياج دارد و هيچ كدام را نفي نمي كند.
رشد گلخانه اي درونزا و سياست هاي حمايتي از بالا به پايين با هم هم افزايي دارند .