۰۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۵۱

سریال ها و بازی ها به کمک آمریکا برای مبارزه با حزب الله می آیند

کد خبر : ۸۳۷۶
یک تصویر ماهواره ای باز دیده می شود، همزمان با تند تر شدن موسیقی کم کم بر روی بخشی ازاین عکس ماهواره ای زوم شده، تصاویر بزرگ و واضح و واضح تر می شوند، با واضح شدن تصویرها صدایی نیز در پس زمینه شنیده می شود، که با بالا رفتن کیفیتش، معلوم می شود مربوط به یک سخنران پرحرارت عرب باید باشد.
صدای دیگری بر روی تصویر می آید، آرام و پر حجم که شروع می کند به زبان انگلیسی درباره فردی به نام «الاسد» توضیحاتی را به صورت داستان وار گفتن. تصاویر پشت سر هم به نمایش در می آیند. محل اتفاقات جایی در شبه جزیره عربستان و منطقه ای در حدود یمن است اما خیابان ها شباهت زیادی به خیابان های جنوبی شهر بیروت دارند. فردی که دوربین از دید او تصاویر را نشان می دهددر حقیقت یک مامور آمریکایی است که در دست افراد «الاسد» که راوی انگلیسی زبان او را تروریست معرفی می کند، اسیر است.او را سوار بر اتومبیلی کرده و به سمت محلی نا معلوم حرکت می کنند.نحوه جابجایی و مامورانی که در گوشه و کنار سلاح های کلاشینکف شان را قراول رفته اند یادآور صحنه های انتقال قهرمان فیلم "سیریانا" در بیروت جنوبی-ضاحیه- است.
پس از چند خیابان بالاخره مسافر آمریکایی به مقصد رسیده و وی را به فردی تحویل می دهند که بسیار کریه المنظر و البته صدایی زشت و وهم انگیز دارد. بعد از بد و بیراه هایی که به مامور اسیر آمریکایی گفته می شود با یک گلوله خلاصش می کنند و بازی آغاز می شود.
Call of duty4 یا نسخه Modern warfare1 برخلاف نسخه های دیگر این بازی پر طرفدار آمریکایی به تاریخ و جنگ جهانی دوم نمی پردازد. موضوع این بازی مربوط به مبارزه با تروریسم است.جالب تر این که صدایی که از آن با عنوان سخنرانی پرحرارت عربی که مطالبی را رابطه با جنگ با غرب مطرح می کرد برای مخاطب خاورمیانه ای و حتی غربی بسیار آشناست. این صدا بسیار شبیه صدای سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان است.
درست چند ماه پیش از انتشار این نسخه از بازی، سریال معروف شبکه فاکس، یعنی 24 که معمولا به مسایل روز امنیتی می پردازد فصل ششم خود را در ژانویه 2007 آغاز کرد. در این فصل قهرمان ماجراهای 24 دوباره برای نجات آمریکا سر و کله اش پیدا می شود و به طرز معجزه آسایی با پا درمیانی رئیس جمهور از زندان چینی ها آزاد می شود.تهدید جدید از طرف عرب ها است. عرب هایی که در ابتدای ماجرا هنوز هویت شان معلوم نیست. اما رئیس جمهور آمریکا باور را تنها برای قربانی کردن نجات داده است که وی نیز با توجه با اینکه ابرقهرمان بودن، این سرنوشت را پذیرفته، باور قربانی می شود تا در یک معامله یک عرب جای عامل اصلی حمله های تروریستی به لس آنجلس آمریکا را لو بدهد و ارتش آمریکا با از بین بردن او غائله را ختم کند.
از سوی دیگر آن عرب که قرار است تا بر سر جک باور معامله کند کسی نیست جز برادر فردی که چند سال پیش یعنی آنچنان که در فیلم به آن اشاره می شود 1999، باور از برادرش بازجویی کرده و او در همین بازجویی کشته شده است. نام این عرب ابوفاید است. باور این بازجویی را در پی گیری یک حمله تروریستی انجام داده بود. حمله ای که در آن سال به سفارت آمریکا در بیروت صورت گرفته و باور مامور تحقیق این پرونده می شود. برادر ابوفاید عضو یک سازمان تروریستی است که حالا تلویحا گفته می شود که لبنانی نیز هست. تیپ شخصیت های ابوفاید و دوستانش و حتی فیزیک بدنی شان شباهت زیادی به نیروهای حزب الله لبنان دارد. ماجرا به همین جا ختم نمی شود. ابوفاید قرار است تا در ازای تحویل باور محل مسبب حملات که یکی از نفرات اصلی سازمان به نام "الاسد" است را لو بدهد. باور در طول شکنجه شدن توسط ابوفاید در می یابد که کل ماجرا انحرافی است و مسئول اصلی انفجار ها کسی نیست جز شخص ابوفاید.
در داخل سازمان تروریستی لبنانی اختلاف و انشعاب بروز کرده،که بر اساس آن گروهی که از طرفداران ابوفاید هستند معتقد به ادامه مشی نظامی و حفظ سلاح هستند و گروه دیگر به رهبری "الاسد" معتقدند که باید سازمان به طور کامل سیاسی شده و با غرب مذاکره کند، و حالا ابوفاید و دوستانش با این حرکت به دنبال حذف الاسد هستند. باور پس از فرار از چنگ ابوفاید خودش را به الاسد می رساند و با وجود اینکه وی قبلا تروریست بوده راه حل او را می پذیرد و به کمک او به دنبال تروریست اصلی که ابوفاید است می گردد.تاریخ ها و وقایع در این ماجرا ها نقش مهمی بازی می کنند. ریشه بخشی از پیشینه داستان به حمله به سفارت آمریکا در بیروت در سال 1999 باز می گردد. اما هیچ حمله ای به سفارت آمریکا در سال 1999 ثبت نشده است.
تنها حمله ای که به سفارت آمریکا ثبت شده است در سال 1983 بوده است. اما در سال 1999 اتفاق دیگری صورت گرفته، در این سال وزارت خارجه آمریکا حزب الله را به عنوان یک سازمان تروریستی در لیست سیاه تروریست ها قرار می دهد و درست یک سال بعد رژیم صهیونیستی مجبور می شود تا با قبول شکست جنوب لبنان را ترک کند.
همچنین فصل ششم سریال 24 در ژانویه 2007 پخش می شود و این یعنی تنها چند ماه پس از پایان جنگ 33 روزه، جنگی که قرار بود توسط اسرائیل و به حمایت آمریکا چهره منطقه را تغییر دهد. در روزهای اخیر و در سالگرد جنگ 33 روز یک مرکز تحقیقات استراتژیک در آمریکا که با عناصر صهیونیست در این کشور ارتباطات جدی دارد گزارشی را منتشر کرد که برخی حقایق را در این زمینه بهتر توضیح می دهد.
در این گزارش که بوسیله موسسه تحقیقاتی خاورنزدیک واشنگتن منتشر شده، به تغییر تاکتیک آمریکا در برخورد با حزب الله پس از جنگ 33 روزه اشاره کرده و سخن از زمزمه هایی به میان آورده که به دنبال مذاکره با این حزب و برخی عناصر آن بوده اند.
بر اساس این گزارش برخی از دولتمردان و عناصر وزارت خارجه آمریکا معتقد بودند که می توان با طیفی میانه رو در داخل حزب الله وارد گفت و گو شد و از این طریق شکافی را در این حزب ایجاد کرد و بر آن فشار آورد. طرح تروریست های لبنانی به عنوانن تهدیدی برای مردم آمریکا آن هم از طرق گوناگون،ترسیم گذشته ای مانند-1999 بیروت- و طرح اینکه شاید بشود با بخشی از این سازمان ها مذاکره کرد، مانند ماجرای اسد، تمام زمینه ها را برای طرح حزب الله در جامعه آمریکایی و در همه طیف های ارتباطی از دشمنی و جنگ تا مذاکره آماده می کند.
از سوی دیگر بازی call of duty 4 نیز در همان سال و چند ماه دیرتر یعنی در ماه نوامبر 2007 منتشر شد و در سطحی دیگر سناریو علیه حزب الله را تکمیل کرد. این بازی حتی سعی می کند تا گروههای مختلف را به هم متصل کند که اسد یکی از آنها است.
اما در نهایت گزارش منتشر شده توسط مرکز تحقیقات خاورنزدیک واشنگتن در پایان و نتیجه گیری هرگونه مذاکره با حزب الله را بی نتیجه می داند چرا که حزب الله حاضر نیست سلاح خود و ایدئولوژی اش را کنار بگذارد.برنامه ریزی رسانه ای آمریکا بر روی مسائل امنیتی مورد نظرش بلند مدت و به عنوان تاثیر گذارترین ابزار، روش های موثر و دارای ضریب نفوذ فرهنگی متمرکز می شود. با توجه به افزایش فشار بر حزب الله لبنان باید منتظر یک تحول جدی در حیطه رسانه و تولیدات رسانه ای فرهنگی و هنری بود.





منبع: سايت مشرق
نظرات بینندگان
یه یارو
|
-
|
۰۳:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
لطفان نام یک کشور اسلامی را ببرید که یک بازی بر علیه آمریکا ساخته باشد . به جای ناله نفرین شما هم بساز جوابشون رو بده . البته اگه از تکنو لوژی نمیترسی . دانش مساوی است با پیشرفت . ترسیدن از دانش مساوی است با تو خماقت ماندن و به جای انجام کار جدید نگران سیلی های دیگر بودن . نوش جونت