"صراط ورزشی "- بررسي دلايل ناكامي استقلال طي 3 فصل گذشته ليگ برتر نشان ميدهد اين تيم
بيش از آنكه در حوزه فني يعني كادرمربيان يا بازيكنان دچارنقص و كمبود باشد
و اين عوامل سدي برابر قهرماني آبيها شود آنچه سبب ناكاميها شده بيشتر
از ناحيه ديگر نشات ميگيرد. طي 3 فصل گذشته و قبل از اينكه بارديگر امير
قلعه نويي روي نيمكت استقلال بنشيند حاشيههايي كه از جانب خود استقلاليها
برمربيان استقلال وارد شده البته با كمك اهرم فشار يعني تماشاگران دليل
اصلي ناكامي آبيها در تصاحب جام قهرماني به حساب آمده است. در 3 فصلي كه
پشت سرگذاشتيم همواره تماشاگران استقلال با فرياد زدن نام آلترناتيوهاي
گوناگون آرامش را از مربيان وقت گرفتهاند و مربيان طردشده استقلال نيز كه
جايگاه خود را از دست رفته ميديدند عليه همتايان خود موضع گيريهاي تندي
داشتهاند كه رفتار آنها طي 3 فصل گذشته اين موضوع را ثابت ميكند. جايگاهي
كه استقلال طي 3فصل گذشته داشته است نشان ميدهد كه اگر اين حواشي وجود
نداشت آبيها ميتوانستند بر بام ليگ بنشينند. استقلال فصل نهم با مربيگري
مرفاوي در رتبه سوم قرارگرفت. فصل دهم با مظلومي دوم شد و فصل قبل بارديگر
با مربيگري پرويز در رتبه سوم قرارگرفت. آبيها طي فصول گذشته همواره مدعي
قهرماني بودند و بيگمان اگر اين حاشيهها وجود نداشت ميتوانستند همه
افتخارات سپاهان را طي فصول گذشته تحت الشعاع قراردهند چرا كه همگان
معتقدند تنها عاملي كه باعث شده سپاهان 3 فصل پياپي قهرمان ليگ بشود آرامش
است و نه چيز ديگري.
درگيري واعظ و قلعهنويي سرآغاز حاشيهها
اما چه فعل وانفعالاتي اين بلايا را سراستقلال درآورد؟! سرمنشا همه حاشيهها از كجا نشات ميگيرد؟! چرا هركسي رفت عليه ديگري جوسازي كرد؟ موضوع به فصل هشتم برميگردد. جايي كه امير قلعهنويي توانست استقلال را پس از 2 فصل ناكامي دوباره قهرمان ليگ برتركند. اميرفصل هشتم و درزمان مديريت فتحا... زاده به استقلال آمد. در فصل هفتم استقلال سيزدهم شده بوده و روزهاي اسفباري را با فيروز كريمي پشت سرگذاشت. به همين دليل مديران وقت (فتحا...زاده) بار ديگر دست روي اميرقلعهنويي گذاشتند. اوضاع در آن فصل به اندازهاي ناراحت كننده بود كه خيليها آرزو ميكردند اي كاش مرفاوي روي نيمكت آبيها مينشست تا لااقل استقلال سيزدهم نميشد اما امير كه آمد همه چيز دگرگون شد و استقلال در نهايت در فصل هشتم بربام ليگ ايستاد. قهرماني استقلال با امير قلعهنويي درحالي اتفاق افتاد كه فتح ا... زاده رفته بود و جايش را به واعظ آشتياني داده بود اما همين جابجايي بعدها به يك درگيري بزرگ تبديل شد و امير قلعهنويي پس از فصل هشتم كه استقلال را قهرمان كرد توسط واعظ بركنار شد. براي خيليها سوال بود كه چرا واعظ سرمربي تيم قهرمان را از كار بركنار ميكند اما هرگز پاسخ اين سوال داده نشد و امير با اينكه پس از بازگشت يك قهرماني در ليگ و يك قهرماني در جام حذفي را براي آبيها به ارمغان آورده بود بركنار شد. از آن روز كه امير رفته سروصداها شروع شد و هر بار كه مرفاوي روي نيمكت مينشست صداي قلعهنويي نيز شنيده ميشد. سناريويي كه براي ديگر مربيان استقلال نيز تكرارشد.
فصل نهم: امير عليه صمد
درفصل نهم به واسطه همين تغييرات غير منتظره امير قلعهنويي هرگز دوست نداشت كسي غير از خودش را روي نيمكت استقلال ببيند. او حق هم داشت. چرا مربي تيم قهرمان بايد ميرفت و مرفاوي جايش را ميگرفت. اگرچه صمد نيز از جمله مردان محجوب باشگاه استقلال بود اما نحوه انتخاب او باعث شد تا مدتها روي سكوها فرياد امير قلعهنويي اميرقلعهنويي شنيده بشود. اگر امير قلعهنويي فصل نهم هم روي نيمكت استقلال مينشست كه به واقع حق او بود استقلال با آن همه حاشيهها روبرو نميشد و امير هربار به بهانهاي درباره استقلال مصاحبه نميكرد. آنچه در فصل نهم مانع از قهرماني استقلال شد بدون شك همين حاشيهها بود البته حسن روشن نيز هرازگاهي با مصاحبههاي آنچناني سعي ميكرد خودي نشان دهد تا او نيز در ناكامي استقلال وافزايش حاشيههاي اين تيم تاثير مستقيم ايفا كند. نتايج خوبي كه قلعهنويي در سپاهان ميگرفت نيز آن فصل فشار را عليه مرفاوي و در نهايت استقلال بيشتر كرد و حتي برتري مرفاوي در ايستگاه اول ليگ نهم مقابل امير نيز با قهرماني سپاهان از ياد رفت و كسي كه بيشتر از اين اختلافها لطمه خورد نه واعظ آشتياني بود و نه امير و صمد بلكه استقلال از تكرار قهرماني خود محروم ماند. به راستي چرا واعظ آشتياني امير را بركنار كرد تا اين حاشيهها كليد بخورد؟!
فصل دهم: صمد عليه پرويز!
فصل دهم استقلال به شكل ديگري كار خود را آغاز كرد. در اين فصل استقلال مهرههاي زيادي را از دست داده بود اما
فتحا... زاده و اميدوار رضايي توانستند با جذب بازيكناني همچون ميداودي و مبعلي كه آن روزها از همه آمادهتر بودند استقلال را زنده نگه دارند. پرويز مظلومي هم پس از سالها حكم گرفت. شايد در قدمهاي اول اينطور به نظر ميآمد كه او انتخاب خوبي نيست اما تحليلگران اشتباه ميكردند چرا كه پرويز آرام آرام توانست خود را با شرايط مربيگري در استقلال وفق دهد و به موفقيتهايي نيز دست يابد. پرويز كه جاي مرفاوي را گرفت اين بار مصاحبههاي تند مرفاوي عليه مربي استقلال آغاز شد. مرفاوي بارها و بارها عليه مظلومي كه جايش را گرفته بود حرف زد اما استقلال نتايج بدي در آن فصل نگرفته بود و به همين دليل انتقادهاي صمد تا حدودي فرونشست، ضمن اينكه خود مرفاوي هم در كرمان مربيگري ميكرد و حواسش چندان به اين سمت نبود اما در اين ميان امير كه بابت آن بركناري هنوز هم ناراحت بود هرگز استقلال را رها نميكرد و او نيز بعضي وقتها با انجام مصاحبههاي آنچناني مظلومي را تحت فشار قرار ميداد. سكوها نيز در اواخر فصل به ضرر مظلومي شده بود و عامه تماشاگران نوع تفكرات پرويز را برنميتابيدند اما به واقع استقلال آن فصل تيم خوبي بود چراكه بسياري از بازيكنان خوب آن فصل به دليل مديريت ضعيف مديران وقت از تيم رفته بودند و استقلال فرصتي نداشت تا بازيكنان بهتري بگيرند.
فصل يازدهم: سكوها عليه مظلومي
با آغاز فصل يازدهم سكوها به شكل عجيبي عليه مظلومي شد. دليل اين تغييرات كاملا هم روشن بود. عدهاي همچنان معتقد بودند كه اين نيمكت براي قلعهنويي است و دليلي نداشته كه فصل نهم او از سوي واعظ بركنار بشود و عدهاي هم نوع تفكرات مظلومي را برنميتابيدند. امير گاهي هم مصاحبه ميكرد اما مصاحبههاي امير آنچنان حاد نبود كه سكوها براي رفتن مظلومي بيتابي ميكردند. گفته ميشد مسبب همه اين حاشيهها دوستان امير قلعهنويي هستند يعني كاسههاي داغتر از آش! و آنها هستند كه نميخواهند مظلومي نتيجه بگيرد. استقلال هرگاه نتيجه هم نميگرفت گروهي از مربيان و بازيكنان سابق مظلومي را تحت فشار قرار ميدادند. روشن، فكري و... از جمله اين افراد بودند. اين بار هم استقلال به نتيجهاي كه مدنظرش بود نرسيد. البته مصدوميت بازيكنان بزرگ هم بود اما به واقع اين حاشيهها نقش بسيار پررنگي در ناكامي دوباره مظلومي داشت. پرويز اين بار نتوانست استقلال را دوم هم كند. او در ليگ با استقلال به رتبه سوم يعني پايينتر از امير قلعهنويي رسيد و با اينكه جام حذفي را هم صاحب شده بود اما مديران حكم به بازگشت امير قلعهنويي دادند. شايد اگر در فصل دهم يا نهم امير به استقلال ميآمد كسي خرده نميگرفت اما حالا كه مظلومي نتايج خوبي هم گرفته بود در شرايطي كه مجيدي هم به يكباره از استقلال جدا شد نتايج بدي در كارنامه او ديده نميشد اما امير آمد تا بيش از هر چيز حاشيهسازيها دوباره ادامه يابد!
فصل دوازدهم: مجيدي، مظلومي و خانواده حجازي عليه امير
اوج حاشيهها را در فصل دوازدهم ميتوان به خوبي لمس كرد. بيشتر از فصل يازدهم و بيشتر از فصول قبل تر. لااقل در فصول گذشته يك جبهه عليه جبههاي ديگر حاشيهسازي ميكرد تا سپاهان با خيال آسوده قهرمان ليگ بشود! فصل دوازدهم به هفته يازدهم رسيده كه استقلال پي در پي حاشيههاي زياد را در خود ميبيند. انتخاب امير قلعهنويي بهانهاي شده براي اقدامهاي تلافيجويانه. مجيدي، مظلومي و خانواده مرحوم حجازي مربيگري امير قلعهنويي را در استقلال نميپذيرند. فعل و انفعالاتي كه طي فصول گذشته رخ داد در واقع مسبب حال و روزي است كه طي هفتههاي گذشته ديدهايم. فرهاد مجيدي پيش از آنكه با فوتبال خداحافظي كند نيز به دفعات با مصاحبههايش امير قلعهنويي را كوبيد. مظلومي هم يكي دو بار با مصاحبههاي فني خود سعي كرد امير را تحت فشار قرار دهد. استقلال به لحاظ فني عملكرد مطلوبي نداشته و اين بهانهاي است تا منتقدان راحتتر به سوي امير يورش ببرند اما دايره مخالفان تنها به اين دو جبهه ختم نميشود. خانواده ناصر حجازي را هم بايد عامل بازدارنده در جهت موفقيت امير قلعهنويي دانست. آنها نيز هر وقت فرصت پيدا ميكنند عليه امير موضع ميگيرند تا او به موفقيت دست نيابد. شايد به همين دليل است كه قلعهنويي ميرود سرخاك ناصر حجازي. نميدانيم اما هر چه هست فصل دوازدهم اوضاع بسي بدتر از فصول ديگر به نظر ميرسد. شايد اين بار استقلال حتي نتواند به واسطه اين حاشيهها يكي از سكوهاي سه گانه را هم به دست آورد؟!
نتيجه: از 3 فصل حاشيهسازي چه كسي ضرر كرد؟
از اين 3 فصل حاشيهسازي چه كسي ضرر كرد؟ اساسا چه كسي مقصر كليد خوردن اين حاشيهها بود؟ بدون شك اگر امير قلعهنويي بي دليل توسط واعظ و به خاطر آن اختلافهاي شخصي بركنار نميشد و قدري مصلحت استقلال در نظر گرفته ميشد تا مصلحت افراد امروز شاهد اين وضعيت نبوديم. از اين 3 فصل حاشيهسازي بيش از همه استقلال و هوادارانش لطمه خوردهاند. استقلال و هواداراني كه قرباني بازيهاي پشت پرده شدهاند. هر كس آمد گروهي عليهاش شورانده شدند. يك تصميم غلط استقلال را به اين روز انداخته است. يعني هر كسي ميآيد ديگري عليهاش جبهه ميگيرد. استقلال روزگاري تيم آرامي بود اما حالا كه آرامش ندارد، حالا كه خودش بر پيكر خودش خنجر ميزند تيمي مثل سپاهان فرصت مييابد 3 فصل پي در پي قهرمان ليگ بشود . بعد بعضيها دنبال دلايل قهرمانيهاي پي در پي سپاهان هم ميگردند در حالي كه مسبب همه ناكاميهاي استقلال خودشان هستند. فصل دوازدهم نيز بوي قهرماني سپاهان ميآيد! چون آبيها آنقدر توي سرهم ميكوبند و مشغول جنگ داخلي هستند كه سپاهان دوباره زيركانه از آنها سبقت خواهد گرفت. ميگوييد نه اگر حاشيهها تمام نشد به ليگ نگاه كنيد تا دوباره ناكامي استقلال را ببينيد! آيا آبيها نميخواهند يك بار كه شده با هم متحد بشوند و دندان لق خودزني را بكشند؟! تصميم دشواري است اما تنها راهي كه استقلال را دوباره بر بام فوتبال ايران مينشاند همين است: «اتحاد».
درگيري واعظ و قلعهنويي سرآغاز حاشيهها
اما چه فعل وانفعالاتي اين بلايا را سراستقلال درآورد؟! سرمنشا همه حاشيهها از كجا نشات ميگيرد؟! چرا هركسي رفت عليه ديگري جوسازي كرد؟ موضوع به فصل هشتم برميگردد. جايي كه امير قلعهنويي توانست استقلال را پس از 2 فصل ناكامي دوباره قهرمان ليگ برتركند. اميرفصل هشتم و درزمان مديريت فتحا... زاده به استقلال آمد. در فصل هفتم استقلال سيزدهم شده بوده و روزهاي اسفباري را با فيروز كريمي پشت سرگذاشت. به همين دليل مديران وقت (فتحا...زاده) بار ديگر دست روي اميرقلعهنويي گذاشتند. اوضاع در آن فصل به اندازهاي ناراحت كننده بود كه خيليها آرزو ميكردند اي كاش مرفاوي روي نيمكت آبيها مينشست تا لااقل استقلال سيزدهم نميشد اما امير كه آمد همه چيز دگرگون شد و استقلال در نهايت در فصل هشتم بربام ليگ ايستاد. قهرماني استقلال با امير قلعهنويي درحالي اتفاق افتاد كه فتح ا... زاده رفته بود و جايش را به واعظ آشتياني داده بود اما همين جابجايي بعدها به يك درگيري بزرگ تبديل شد و امير قلعهنويي پس از فصل هشتم كه استقلال را قهرمان كرد توسط واعظ بركنار شد. براي خيليها سوال بود كه چرا واعظ سرمربي تيم قهرمان را از كار بركنار ميكند اما هرگز پاسخ اين سوال داده نشد و امير با اينكه پس از بازگشت يك قهرماني در ليگ و يك قهرماني در جام حذفي را براي آبيها به ارمغان آورده بود بركنار شد. از آن روز كه امير رفته سروصداها شروع شد و هر بار كه مرفاوي روي نيمكت مينشست صداي قلعهنويي نيز شنيده ميشد. سناريويي كه براي ديگر مربيان استقلال نيز تكرارشد.
فصل نهم: امير عليه صمد
درفصل نهم به واسطه همين تغييرات غير منتظره امير قلعهنويي هرگز دوست نداشت كسي غير از خودش را روي نيمكت استقلال ببيند. او حق هم داشت. چرا مربي تيم قهرمان بايد ميرفت و مرفاوي جايش را ميگرفت. اگرچه صمد نيز از جمله مردان محجوب باشگاه استقلال بود اما نحوه انتخاب او باعث شد تا مدتها روي سكوها فرياد امير قلعهنويي اميرقلعهنويي شنيده بشود. اگر امير قلعهنويي فصل نهم هم روي نيمكت استقلال مينشست كه به واقع حق او بود استقلال با آن همه حاشيهها روبرو نميشد و امير هربار به بهانهاي درباره استقلال مصاحبه نميكرد. آنچه در فصل نهم مانع از قهرماني استقلال شد بدون شك همين حاشيهها بود البته حسن روشن نيز هرازگاهي با مصاحبههاي آنچناني سعي ميكرد خودي نشان دهد تا او نيز در ناكامي استقلال وافزايش حاشيههاي اين تيم تاثير مستقيم ايفا كند. نتايج خوبي كه قلعهنويي در سپاهان ميگرفت نيز آن فصل فشار را عليه مرفاوي و در نهايت استقلال بيشتر كرد و حتي برتري مرفاوي در ايستگاه اول ليگ نهم مقابل امير نيز با قهرماني سپاهان از ياد رفت و كسي كه بيشتر از اين اختلافها لطمه خورد نه واعظ آشتياني بود و نه امير و صمد بلكه استقلال از تكرار قهرماني خود محروم ماند. به راستي چرا واعظ آشتياني امير را بركنار كرد تا اين حاشيهها كليد بخورد؟!
فصل دهم: صمد عليه پرويز!
فصل دهم استقلال به شكل ديگري كار خود را آغاز كرد. در اين فصل استقلال مهرههاي زيادي را از دست داده بود اما
فتحا... زاده و اميدوار رضايي توانستند با جذب بازيكناني همچون ميداودي و مبعلي كه آن روزها از همه آمادهتر بودند استقلال را زنده نگه دارند. پرويز مظلومي هم پس از سالها حكم گرفت. شايد در قدمهاي اول اينطور به نظر ميآمد كه او انتخاب خوبي نيست اما تحليلگران اشتباه ميكردند چرا كه پرويز آرام آرام توانست خود را با شرايط مربيگري در استقلال وفق دهد و به موفقيتهايي نيز دست يابد. پرويز كه جاي مرفاوي را گرفت اين بار مصاحبههاي تند مرفاوي عليه مربي استقلال آغاز شد. مرفاوي بارها و بارها عليه مظلومي كه جايش را گرفته بود حرف زد اما استقلال نتايج بدي در آن فصل نگرفته بود و به همين دليل انتقادهاي صمد تا حدودي فرونشست، ضمن اينكه خود مرفاوي هم در كرمان مربيگري ميكرد و حواسش چندان به اين سمت نبود اما در اين ميان امير كه بابت آن بركناري هنوز هم ناراحت بود هرگز استقلال را رها نميكرد و او نيز بعضي وقتها با انجام مصاحبههاي آنچناني مظلومي را تحت فشار قرار ميداد. سكوها نيز در اواخر فصل به ضرر مظلومي شده بود و عامه تماشاگران نوع تفكرات پرويز را برنميتابيدند اما به واقع استقلال آن فصل تيم خوبي بود چراكه بسياري از بازيكنان خوب آن فصل به دليل مديريت ضعيف مديران وقت از تيم رفته بودند و استقلال فرصتي نداشت تا بازيكنان بهتري بگيرند.
فصل يازدهم: سكوها عليه مظلومي
با آغاز فصل يازدهم سكوها به شكل عجيبي عليه مظلومي شد. دليل اين تغييرات كاملا هم روشن بود. عدهاي همچنان معتقد بودند كه اين نيمكت براي قلعهنويي است و دليلي نداشته كه فصل نهم او از سوي واعظ بركنار بشود و عدهاي هم نوع تفكرات مظلومي را برنميتابيدند. امير گاهي هم مصاحبه ميكرد اما مصاحبههاي امير آنچنان حاد نبود كه سكوها براي رفتن مظلومي بيتابي ميكردند. گفته ميشد مسبب همه اين حاشيهها دوستان امير قلعهنويي هستند يعني كاسههاي داغتر از آش! و آنها هستند كه نميخواهند مظلومي نتيجه بگيرد. استقلال هرگاه نتيجه هم نميگرفت گروهي از مربيان و بازيكنان سابق مظلومي را تحت فشار قرار ميدادند. روشن، فكري و... از جمله اين افراد بودند. اين بار هم استقلال به نتيجهاي كه مدنظرش بود نرسيد. البته مصدوميت بازيكنان بزرگ هم بود اما به واقع اين حاشيهها نقش بسيار پررنگي در ناكامي دوباره مظلومي داشت. پرويز اين بار نتوانست استقلال را دوم هم كند. او در ليگ با استقلال به رتبه سوم يعني پايينتر از امير قلعهنويي رسيد و با اينكه جام حذفي را هم صاحب شده بود اما مديران حكم به بازگشت امير قلعهنويي دادند. شايد اگر در فصل دهم يا نهم امير به استقلال ميآمد كسي خرده نميگرفت اما حالا كه مظلومي نتايج خوبي هم گرفته بود در شرايطي كه مجيدي هم به يكباره از استقلال جدا شد نتايج بدي در كارنامه او ديده نميشد اما امير آمد تا بيش از هر چيز حاشيهسازيها دوباره ادامه يابد!
فصل دوازدهم: مجيدي، مظلومي و خانواده حجازي عليه امير
اوج حاشيهها را در فصل دوازدهم ميتوان به خوبي لمس كرد. بيشتر از فصل يازدهم و بيشتر از فصول قبل تر. لااقل در فصول گذشته يك جبهه عليه جبههاي ديگر حاشيهسازي ميكرد تا سپاهان با خيال آسوده قهرمان ليگ بشود! فصل دوازدهم به هفته يازدهم رسيده كه استقلال پي در پي حاشيههاي زياد را در خود ميبيند. انتخاب امير قلعهنويي بهانهاي شده براي اقدامهاي تلافيجويانه. مجيدي، مظلومي و خانواده مرحوم حجازي مربيگري امير قلعهنويي را در استقلال نميپذيرند. فعل و انفعالاتي كه طي فصول گذشته رخ داد در واقع مسبب حال و روزي است كه طي هفتههاي گذشته ديدهايم. فرهاد مجيدي پيش از آنكه با فوتبال خداحافظي كند نيز به دفعات با مصاحبههايش امير قلعهنويي را كوبيد. مظلومي هم يكي دو بار با مصاحبههاي فني خود سعي كرد امير را تحت فشار قرار دهد. استقلال به لحاظ فني عملكرد مطلوبي نداشته و اين بهانهاي است تا منتقدان راحتتر به سوي امير يورش ببرند اما دايره مخالفان تنها به اين دو جبهه ختم نميشود. خانواده ناصر حجازي را هم بايد عامل بازدارنده در جهت موفقيت امير قلعهنويي دانست. آنها نيز هر وقت فرصت پيدا ميكنند عليه امير موضع ميگيرند تا او به موفقيت دست نيابد. شايد به همين دليل است كه قلعهنويي ميرود سرخاك ناصر حجازي. نميدانيم اما هر چه هست فصل دوازدهم اوضاع بسي بدتر از فصول ديگر به نظر ميرسد. شايد اين بار استقلال حتي نتواند به واسطه اين حاشيهها يكي از سكوهاي سه گانه را هم به دست آورد؟!
نتيجه: از 3 فصل حاشيهسازي چه كسي ضرر كرد؟
از اين 3 فصل حاشيهسازي چه كسي ضرر كرد؟ اساسا چه كسي مقصر كليد خوردن اين حاشيهها بود؟ بدون شك اگر امير قلعهنويي بي دليل توسط واعظ و به خاطر آن اختلافهاي شخصي بركنار نميشد و قدري مصلحت استقلال در نظر گرفته ميشد تا مصلحت افراد امروز شاهد اين وضعيت نبوديم. از اين 3 فصل حاشيهسازي بيش از همه استقلال و هوادارانش لطمه خوردهاند. استقلال و هواداراني كه قرباني بازيهاي پشت پرده شدهاند. هر كس آمد گروهي عليهاش شورانده شدند. يك تصميم غلط استقلال را به اين روز انداخته است. يعني هر كسي ميآيد ديگري عليهاش جبهه ميگيرد. استقلال روزگاري تيم آرامي بود اما حالا كه آرامش ندارد، حالا كه خودش بر پيكر خودش خنجر ميزند تيمي مثل سپاهان فرصت مييابد 3 فصل پي در پي قهرمان ليگ بشود . بعد بعضيها دنبال دلايل قهرمانيهاي پي در پي سپاهان هم ميگردند در حالي كه مسبب همه ناكاميهاي استقلال خودشان هستند. فصل دوازدهم نيز بوي قهرماني سپاهان ميآيد! چون آبيها آنقدر توي سرهم ميكوبند و مشغول جنگ داخلي هستند كه سپاهان دوباره زيركانه از آنها سبقت خواهد گرفت. ميگوييد نه اگر حاشيهها تمام نشد به ليگ نگاه كنيد تا دوباره ناكامي استقلال را ببينيد! آيا آبيها نميخواهند يك بار كه شده با هم متحد بشوند و دندان لق خودزني را بكشند؟! تصميم دشواري است اما تنها راهي كه استقلال را دوباره بر بام فوتبال ايران مينشاند همين است: «اتحاد».