صراط - اخيرا تحركاتي از جانب آيت الله هاشمي رفسنجاني آغاز شده كه بدون ترديد بايد آنها را در راستاي اقدامات نسنجيده ايشان طي سالهاي اخير ارزيابي كرد. آنچه كه اكنون گاه و بي گاه از جانب ايشان و يا نزديكان ايشان مطرح مي شود زمزمه استعفاء از سمتهاي حكومتي است. در اين رابطه گفتني هايي هست كه در ادامه بدانها مي پردازيم.
1- چند وقت پیش آيت الله هاشمي رفسنجاني در گفت وگو با یک ماهنامه اظهار داشتند که قصد استعفا از سمت های سیاسی کنونی را داشته که بنا به برخی ملاحظات آنرا به تأخیر انداخته اند. پس از آن هم یکی از وابستگان ايشان نوشت که استعفای آیت الله هاشمی جدی است. با اين حال برخی از نزدیکان و دفتر ایشان تلاش کردند اخبار مربوط به این موضوع را تکذیب کنند.
اما روز گذشته محسن رفیقدوست از دیدار خود با آیت الله هاشمی گفت و خبر جدیدی در این رابطه داد. رفیقدوست با بیان اینکه تنها اختلاف آقاي هاشمي با رهبري بر سر رياست جمهوري احمدينژاد است گفت: آقاي هاشمي مناعت طبع زيادي دارد. من اخيراً كه با ايشان ديدار كردم، آقاي هاشمي گفت اگر آقا واقعا اجازه دهند من به قم ميروم اما ايشان اجازه نميدهند. وي اين حرف آقاي هاشمي را به معناي قهر كردن ندانست و افزود: آقاي هاشمي البته فرمودند تا وقتي كه رهبري بخواهند من محكم ايستادهام اما به نظرم آقاي هاشمي احساس خستگي ميكنند. امروز آقاي هاشمي در هيچ موردي به جز رياست جمهوري آقاي احمدينژاد با رهبري نظر مخالف ندارند. به هر حال ايشان به عنوان يك انسان 76 ساله، معتقد است آقاي احمدينژاد براي رياست جمهوري مناسب نيستند. البته اين نظر را خيليهاي ديگر هم ميگويند اما آنها مهم نيستند. آقاي هاشمي مهم است.
2- به عقيده نگارنده بازي جديد آقاي هاشمي را بايد از چند زاويه ارزيابي كرد.
نخست بايد ديد آقاي هاشمي در چه شرايطي دست به چنين جوسازي تازه اي زده اند. شرايطي كه اكنون بر جناح ايشان و متعاقبا بر شخص ايشان مستولي است، شرايطي بسيار شكننده و آلوده به ياس است. به ياد آوريد يك سال و اندي پيش را؛ زماني كه كبك آقايان خروس ميخواند و پياده نظام كودتاي مخملي در خيابانها امنيت مردم را سلب كرده بود. و باز به ياد آوريد نامه سياهي را كه جناب آقاي هاشمي چند روز مانده به انتخابات بدون ذكر "سلام"، خطاب به كسي نوشتند كه اكنون عدم خروجشان از پستهاي حكومتي را موكول به نظر آن بزرگوار مي كنند. و به ياد آوريد كه در همان نامه آيت الله رفسنجاني خطاب به مولايمان چنين وعده كودتا دادند:
«بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.»
وباز به ياد آوريد صدور دستور رسمي كودتا از جانب همسر آقاي هاشمي در صبح 22 خرداد 88 را و به ياد آوريد بيش از يك ماه شارلاتان بازي يك مشت ضدانقلاب كودتاچي در كوچه و خيابان تهران را و به ياد آوريد رهبري كودتا توسط فرزند آيت الله هاشمي و متعاقبا فرار خفت بار او به لندن؛ اين پناهگاه تاريخي تمامي كودتاچيان عالم. و باز به ياد آوريد اشكهاي آيت الله هاشمي در نمازجمعه تهران را براي كودتاچيان بازداشت شده و باز به ياد آوريد حمله مشتي حرامي به ساحت امام المظلومين حسين ابن علي (ع) در روز عاشورا و آرزوي مرگ براي اصل ولايت فقيه و خيانت به مظلومين و درماندگان عالم در غزه و لبنان؛ آنسان كه وقيحانه گفتند: «نه غزه، نه لبنان» و در اين ميانه به يادآوريد سكوت معنادار آيت الله هاشمي رفسنجاني را در برابر اينهمه بي شرمي مشتي كودتاچي و نهايتا به يادآوريد حمايت صريح ايشان را از كساني كه به جمهوريت نظام اسلامي خيانت كردند و از سر هواي نفس وجود 5/24 ميليون انسان دگر انديش را منكر شدند!
نخست بايد ديد آقاي هاشمي در چه شرايطي دست به چنين جوسازي تازه اي زده اند. شرايطي كه اكنون بر جناح ايشان و متعاقبا بر شخص ايشان مستولي است، شرايطي بسيار شكننده و آلوده به ياس است. به ياد آوريد يك سال و اندي پيش را؛ زماني كه كبك آقايان خروس ميخواند و پياده نظام كودتاي مخملي در خيابانها امنيت مردم را سلب كرده بود. و باز به ياد آوريد نامه سياهي را كه جناب آقاي هاشمي چند روز مانده به انتخابات بدون ذكر "سلام"، خطاب به كسي نوشتند كه اكنون عدم خروجشان از پستهاي حكومتي را موكول به نظر آن بزرگوار مي كنند. و به ياد آوريد كه در همان نامه آيت الله رفسنجاني خطاب به مولايمان چنين وعده كودتا دادند:
«بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.»
وباز به ياد آوريد صدور دستور رسمي كودتا از جانب همسر آقاي هاشمي در صبح 22 خرداد 88 را و به ياد آوريد بيش از يك ماه شارلاتان بازي يك مشت ضدانقلاب كودتاچي در كوچه و خيابان تهران را و به ياد آوريد رهبري كودتا توسط فرزند آيت الله هاشمي و متعاقبا فرار خفت بار او به لندن؛ اين پناهگاه تاريخي تمامي كودتاچيان عالم. و باز به ياد آوريد اشكهاي آيت الله هاشمي در نمازجمعه تهران را براي كودتاچيان بازداشت شده و باز به ياد آوريد حمله مشتي حرامي به ساحت امام المظلومين حسين ابن علي (ع) در روز عاشورا و آرزوي مرگ براي اصل ولايت فقيه و خيانت به مظلومين و درماندگان عالم در غزه و لبنان؛ آنسان كه وقيحانه گفتند: «نه غزه، نه لبنان» و در اين ميانه به يادآوريد سكوت معنادار آيت الله هاشمي رفسنجاني را در برابر اينهمه بي شرمي مشتي كودتاچي و نهايتا به يادآوريد حمايت صريح ايشان را از كساني كه به جمهوريت نظام اسلامي خيانت كردند و از سر هواي نفس وجود 5/24 ميليون انسان دگر انديش را منكر شدند!
چرا آن روزها آقاي هاشمي به فكر استعفاء نبودند؟ چه شده كه اكنون به اين فكر افتاده اند؟ آيا اين شرايط امروز نيست كه منجر به طراحي چنين بازي جديدي از جانب ايشان شده است؟ آيا تودهني هاي محكم و پياپي ملت رشيد ايران به كودتاچياني كه متاسفانه همواره مورد حمايت آقاي هاشمي بوده اند، در 9 دي و 22 بهمن و نهايتا به زباله دان تاريخ فرستادن كودتاي تابستان 88، در بازي ياس آلود و مظلوم نمايانه آقاي هاشمي بي تاثير بوده است؟ به راستي شرايط اكنون آقاي هاشمي را چگونه بايد ارزيابي كرد؟ براي نگارنده بسيار تلخ و ملال آور است كه عاقبتِ يكي از ياران ديرين امام راحل را اينگونه ارزيابي كند، اما از مخفي كاري چه سود كه اكنون ديگر چيزي بر ملت مخفي نمانده است! متاسفانه واقعيت هاي آشكار و مستند امروز حكايت از آن ميكنند كه جناب آقاي هاشمي به دلايلي كه بر مردم روشن است و اكنون مجال طرح آنها در اين مقال نيست، موقعيت رقت باري در افكار عمومي داشته و در ميان مردم جايگاه بسيار اندكي دارند.
مجموعه نظام اسلامي با سعه صدري مثال زدني بزرگترين كودتايي كه از صدر انقلاب تاكنون بر آن حادث شده بود (و (حداقل) بخشي از خاندان آيت الله هاشمي هدايت آن را بر عهده داشتند) را با سربلندي از سر گذراند. اما عقبه فتنه هنوز در حال دست و پا زدن است. صراط اسناد محكمي در اختيار دارد كه حكايت از ارتباطات گسترده عناصر كودتا با بيت آيت الله هاشمي دارد كه از آن جمله مي توان به ملاقاتهاي اخير مهدي هاشمي اشاره كرد. به هرحال آنچه به عنوان واقعيتي تلخ بايد بدان اعتراف كرد آنكه متاسفانه آيت الله هاشمي رفسنجاني از بدو فتنه تاكنون مامن و ماواي تمامي سران كودتا بوده و متاسفانه اكنون نيز هستند! از اين رو بازي جديد آقاي هاشمي را بايد آخرين حلقه از اقدامات نسنجيده ايشان كه قطعا منافع آن به جيب فتنه گران سرازير خواهد شد ارزيابي كرد. چه اينكه مظلوم نمايي جديد آقاي هاشمي در حالي كه اكنون هيچكس در اين مملكت كاري به كار ايشان ندارد، قطعا يك پوئن به نفع جريان فتنه گري خواهد بود كه تاكنون به خاطر بي تدبيري هاي ايشان بارها و بارها هاشمي را مورد سوءاستفاده قرار داده است. راستي آيا آقاي هاشمي صفحه نخست سايتهايي كه با بودجه مستقيم سازمان سيا اداره مي شوند را در روزهاي اخير ديده اند؟ مثلا آيا گويانيوز (مشهور به سيا نيوز - متعلق به عليرضانوري زاده) را در حالي كه با آب و تاب فراوان خبر فوق را پوشش داده است مشاهده كرده اند؟!
3- نكته مهم ديگري كه بايد به گونهاي ويژه بدان پرداخت سوءاستفاده تكراري و ملال آوري است كه آقاي هاشمي از شخصيت كريمانه رهبري انقلاب نموده اند. گويا براي جناب آقاي هاشمي عادت شده كه براي هر نخود و لوبيايي دامان رهبر معظم انقلاب را بيالايند! هنوز سوءاستفاده تبليغاتي ايشان از حضرت آقا در تبليغات انتخاباتي سال 84 يا مساله وقف دانشگاه آزاد و ديگر استفاده هاي ابزاري ايشان از معظم له (كه اكنون جاي شمارش تك تك آنها نيست) را كسي فراموش نكرده است. آقاي هاشمي مي گويند: «اگر آقا واقعا اجازه دهند من به قم ميروم اما ايشان اجازه نميدهند.» اين حرفها از دهان كسي خارج مي شود كه همگان در سال گذشته ديدند كه وي چگونه در مقابل دستورات موكد رهبري تمرّد كرد. البته ممكن است واقعا هم رهبر معظم انقلاب (به دلايلي كه قطعا حكايت از اشراف معظم له بر امور و اوضاع كشور مي كند) با استعفاي آقاي هاشمي در شرايط فعلي مخالف باشند. اما اينكه آقاي هاشمي براي اعلام تصميمات نسنجيده خود از حيثيت نايب امام عصر(ارواحنافداه) خرج نموده و به عبارتي شفاف تر بخواهند حضرت آقا را شريك در بازي هاي سياسي خود جلوه دهند مساله اي است كه هرچند به هيچوجه در باور ملت رسوخ نخواهد يافت، اما يكبار براي هميشه بايد ايشان را با تذكري جدي از ادامه دادن به اين عمل ناشايست بازداشت.
4– نكته بسيار حساس ديگر به يك تحريف آشكار در نظر مقام معظم رهبري درباب اختلاف با آقاي هاشمي باز مي گردد. در اظهاراتي كه از قول آيت الله هاشمي رفسنجاني در مورد ميزان اختلاف ايشان با مولايمان نقل شده چنين وانمود شده كه گويا دايره اختلاف آقاي هاشمي با ولي فقيه محدود به موضوع آقاي احمدي نژاد است. حال آنكه همگان مي دانند كه حضرت آقا چگونه در طول بيست سال گذشته در مقابل جريان انحرافي تكنوكراسي كه زير سايه حمايت صريح آقاي هاشمي و در قالب كارگزاران و بعدها مشاركت رشد كردند، ايستادند و صراحتا در مقابل اين جريان سكولار و ضدارزشهاي متعالي اسلام و انقلاب مخالفت ورزيدند. حال آقاي هاشمي طوري سخن ميگويند كه گويا با رئيس جمهور شدن آقاي احمدي نژاد به يكباره وجه اختلافي ميان ايشان و مولايمان حادث شده است.
هم ما مي دانيم و هم آقاي هاشمي مي دانند كه ايستادن ايشان در مقابل ولي فقيه به هيچ روي منحصر به ماجراي آقاي احمدي نژاد نبوده و دايره اي بسيار وسيع تر را در بر مي گيرد. بد نيست جناب آقاي هاشمي براي يك بار هم كه شده به اين جملات توجه كنند:
«من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر دارم. كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور هم از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.»
آنچه در بالا بدان اشاره شد بخش مهمي از بيانات راه گشاي آيت الله العظمي خامنه اي در نماز جمعه 29 خرداد 88 بود.با اين وصف، به نظر مي رسد اختلاف حضرت آقا با آقاي هاشمي در موارد متعدد، قطعي است و اينكه حوزه اين اختلافات مسائل خارجي و فرهنگي و مساله عدالت و ... را در برمي گيرد نيز كاملا مسلّم است. با اين حال سوال اينجاست كه چرا آقاي هاشمي سعي در لاپوشاني حقيقت اين اختلاف دارند؟
شايد پاسخ به سوال فوق را بتوان در بازخواني يكي از مهمترين تاكتيكهاي فتنه 88 جست. تاكتيكي كه در آن فتنه گران با تمام قوا تلاش كردند تا سطح درگيري عميق سال گذشته را به جاي آنكه درگيري با نظام جمهوري اسلامي نشان دهند درگيري با دولت و احمدي نژاد نمايش دهند! البته انشاءالله ساحت آقاي هاشمي بري از فتنه گران است اما چگونه مي توان اين شباهت آشكار را انكار كرد؟
به هرحال كشور در شرايط تعيين كننده اي قرار گرفته و قطعا شعله ور شدن دوباره اختلافات در اين شرايط خطير كه گرگهاي بيروني در كمين كيان اسلام نشسته اند به هيچ روي به مصلحت انقلاب نبوده و نيست. با اين وصف شايسته است كه جناب آقاي هاشمي حداقل به احترام تجربيات ارزنده اي كه از اين 31 سال انقلاب آموخته اند، در چنين شرايطي ملت را مجبور به كاري نكنند كه انتهاي آن سرخوردگي بيش از پيش ايشان باشد. چه اينكه تمام خيرخواهان اسلام و انقلاب مشفقانه در انتظار روزي هستند كه بار ديگر هاشمي را در قواره يار ديرين امام راحل (ره) ببينند. انشاءالله
سيد حسين علوي
آقای هاشمی فکر نکن مردم از کارهای خودت و خانوادت بی خبرند نه خیر قضیه همون کپکستا!
اين فتنه آقايان هم انشاءالله به لطف خدا و دعاي خير امام زمان و نايب ايشون و بصيرت مردم عزيز راه به جايي جز سياه رويي خودشون نميبره
تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
جناب اقاي هاشمي لطفا كمي صداقت داشته باش بچه كه گول نمي زني ؟؟؟؟
ما همه بسيجيان نه مثل جيره خواران و حاميان جنابعالي، مطيع و گوش به فرمان حضرت اقا هستيم . فقط يك اشارت حضرت اقا كافي است تا خود و خانواده امان را فداي يك تار موي ايشان كنيم. والسلام
اگر ميزان گذشته بود كه طلحه و زبير از اين آقا بهتر بودند
نکنید از این کارها
صراط: گويا اين خواننده محترم اراذل و اوباشي كه 23 بسيجي را به جرم دفاع از امنيت مردم به شهادت رساندند مساوي مردم مي دانند! بالاخره اين هم يك نظر است ديگر!
اندیشه کدام بوده که اونها دگراندیشند؟
این بنده خدا که همه زندگیش فدای اسلم بوده هرکی میگه نه مدرک بیاره
اصلن تازگیها کاشف به عمل اومده امام خمینی (ره) چهار دنگ انقلاب رو زده به نام هاشمی، یه دونگ هم زده به نام خاندانش ، یه دونگ هم زده به نام ملت البته به شرطی که هاشمی اجازه بده
خجالت بکشین حیا کنین وا اسلاما واقرانا وا نمیدونم چیا بالاخره اگز هاشمی نباشه چی هست ؟؟؟؟
(( دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اگر لازم بود بفرمایین شماره دانشجویی رو بدم که شهریه همین ترم ما روهم بیخیال شین برامون از سهم انقلاب بابامون بسه البته پسر همسایمون هم شهید شده اگر اززشی داره بگید از اون هم خرج کنیم ارادتمند بزرگ مرد ایران زمین هاشمی بزرگ))
اونجا که در مورد فتنه های آخر الزمان میگه.
کمی به عملکرد خودتون در این 5 ساله نگاه کنین اونوقت در مورد بقیه اظهار نظر کنین / اداره ی مملکت کفایت میخواد
حداقل به ياد ندارم كه رهبري با نامه اي از آقاي هاشمي خواسته باشند كه معاون اولشونو عوض كنند و ايشون در عوض نامه تقديرو تشكر به فرد مورد نظر بدن.
به كجا داريم ميريم؟
تمام سران نظام را باهمین اراجیف و تهمت ها بد نام و لکه دار نمودید و همه را خائن و دشمن می دانید جز چند نفر؟!.
اين قدر نمك نشناس نباشدي.
2.واقعا چه کسی از دامن زدن به اختلافات دو یار دیرینه(50 سال)آیت الله خامنه ای و آقای هاشمی سود می برد؟
3.شما یک نمونه از خدمات آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری ایشان را در روسای جمهور بعداز ایشان می بینید؟
4.دولت آقای هاشمی تنها دولتی در دوران انقلاب بود که اول یک دولت کاری بود و بعد سیاسی و این در فرمایشات مقام معظم رهبری هم در پایان این دولت مشهود بود.
هاشمي را خداوند تبارك براي اسلام و ايران حفظ فرموده تا مشت بدخواهان و كوته فكران را از ايران و اسلام كوتاه كند
درود بر حامیان راستین ولایت فقیه مخصوصا دکتر محمود احمدی نژاد.
حیف است که کسی را که برای به وجود آمدن انقلاب این همه زحمت کشید را له کرد.
آقای هاشمی گیرم دزد است ولی برای انقلاب ما زحمت کشید آیا کسی منکر این هست؟؟؟؟؟؟
حضرت ابراهیم هم پسر خلف داشت
موفق باشید
اللهم عجل لولیک الفرج