"صراط ورزشی "- پيروزي برابر آلومينيوم، داستان عليكريمي را همانطور پيش برد كه بايد!
داستاني كه خط آخرش را هم مانوئل ژوزه نوشت؛ با همان لحني كه آن را آغاز
كرده بود: «اين نظر شماست كه فكر ميكنيد ما به كريمي احتياج داريم چون من
تصميمم را گرفتهام.
به عقب هم برنميگردم اما يك روز ميگويم كه چرا او را كنار گذاشتم.» و هيچ عجيب نبود كه همه گفتههايش بيچون و چرا، مهر تاييد مديرعامل را بر خود ديد. با حمايتي شفافتر از هميشه و اينگونه كه: «من قطعا از موضع سرمربي حمايت ميكنم.»
البته به همين اندازه، رويانيان از عليكريمي هم حمايت كرد اما با منظوري ديگر و با تكيه به آنچه اين بازيكن به زبان رانده بود: «هفته دوم اتفاقهايي افتاد كه به خاطر دربي روي آنها سرپوش گذاشتيم و تنها تذكر داديم اما هفته پنجم اين مسائل تشديد شد.
ژوزه هم برخوردهايي ديده بود كه تصميم گرفت شخصا برخورد كند. دليلهايش براي اين تصميم هم واقعا تكاندهنده بود. كريمي را ژوزه اخراج كرده و خودش هم درباره بازگشت او تصميم ميگيرد. كريمي فرزند پرسپوليس است و كمفروشي نكرده. نميگذارم با شخصيت او بازي كنند اما بودنش در پرسپوليس هم الزامي ندارد.
شخصيت ارزشمندي مثل عليكريمي بايد بيشتر مراقب رفتارهايش باشد. اتفاقا خودم از كريمي پرسيدم اگر بين سرمربي و يك بازيكن اختلافي به وجود آمد و آن دو نفر نتوانستند با هم كار كنند مديرعامل بايد چه كند كه گفت بايد بازيكن را كنار بگذاريد اما اگر مربي مقصر بود به او تذكر بدهيد.» بازي فعلا دست مديرعامل است اما مرد پرتغالي دست او را خوانده. به همين خاطر هم بود كه در واكنش به پادرمياني بازيكنان پرسپوليس براي بازگشت كريمي شرط گذاشت. تنها يك شرط و آن اينكه «عذرخواهي كند و برگردد.»
باشگاه اما اصلا راضي به رسانهاي شدن موافقت مشروط سرمربي نبود؛ به دو دليل. نخست اينكه رويانيان هفتهها در جستوجوي راهي بود براي كنار گذاشتن كريمي و مهمتر از آن، اينكه اگر قرار بر بازگشت كريمي شد باز همه كاسه كوزهها بر سر ژوزه بشكند و مديرعامل نقش قهرماني را به خود بگيرد كه بازيكن محبوب هواداران را به آنها و تيمشان بازگردانده.
امروز هم همان اتفاقي افتاده كه پيشبينياش كرده بوديم. پرسپوليس بازي با آلومينيوم را برده و ديگر كسي دنبال بازگرداندن عليكريمي نيست.
داستان البته هنوز به آخر نرسيده و ادامهاش را بعد از بازي پيشرو با سايپا و به تكرار همين روزها خواهيم خواند چرا كه باشگاه همهچيز را سپرده به نتيجه آن بازي تا در صورت ناكامي دوباره راهي داشته باشد براي فرار از انتقادها و بحث برگشتن يا برنگشتن كريمي حواسها را پرت كند از آنچه كه بايد. همتيميهاي عليكريمي اما بازگشت او را پيش از اين بازي ميخواهند؛ هر چند به خاطر خودشان. حمايتهايي هم كه بعد از اين پيروزي تازه از جادوگر داشتند براي نشنيدن همان انتقادهايي است كه باشگاه را از خود گريزان كرده.
خوشحالي سرخها از سهامتياز بازي با آلومينيوم تمامي نداشت و محمدرويانيان هم به رختكن رفته بود تا از شادي اين پيروزي بينصيب نماند. پيشنهاد بازگرداندن عليكريمي را هم همانجا از بازيكنان شنيد. وقتي كه سرمربي در سالن كنفرانس رو در روي خبرنگاران نشسته بود و ميگفت از تصميمش بازنخواهد گشت، سيدجلال حسيني فرصت را غنيمت شمرد و خواست كه به پاس اين پيروزي شيرين و بهعنوان عيدي، كريمي بخشيده و به پرسپوليس بازگردانده شود.
آن ماجرا هم البته كمي تفاوت داشت با شنيدههايمان. نه تنها سيدجلال، كه همه پرسپوليسيها دستكم براي يكبار بازگشت كريمي را از مديرعامل خواستند و دليلي هم در ذهنشان نبود جز هراس از آنچه كه در بازي بعدي قرار است برايشان رخ بدهد.
حرف آنها اين بود كه اگر كريمي نباشد، در بازي با سايپا و هنوز به نيمه نرسيده، هواداران نام او را فرياد خواهند كرد و ديگر تمركزي برايشان نميماند كه بازي را پيش ببرند و اين يعني تكرار دوباره روزهاي سياه پرسپوليس. آنها در واقع حضور كريمي را ميخواهند براي پنهان شدن پشت سرش و در مقابل، باشگاه شايد آرزو ميكند كه اي كاش عليكريمي هم همچون مجيدي از فوتبال خداحافظي ميكرد تا ديگر نه مجبور به تحملش باشند و نه هواداران را از دست بدهند. با اين همه تا خط آخر داستان، مجالي ديگر هست كه بايد تا بعد از بازي با سايپا بنشينيم به انتظارش.
به عقب هم برنميگردم اما يك روز ميگويم كه چرا او را كنار گذاشتم.» و هيچ عجيب نبود كه همه گفتههايش بيچون و چرا، مهر تاييد مديرعامل را بر خود ديد. با حمايتي شفافتر از هميشه و اينگونه كه: «من قطعا از موضع سرمربي حمايت ميكنم.»
البته به همين اندازه، رويانيان از عليكريمي هم حمايت كرد اما با منظوري ديگر و با تكيه به آنچه اين بازيكن به زبان رانده بود: «هفته دوم اتفاقهايي افتاد كه به خاطر دربي روي آنها سرپوش گذاشتيم و تنها تذكر داديم اما هفته پنجم اين مسائل تشديد شد.
ژوزه هم برخوردهايي ديده بود كه تصميم گرفت شخصا برخورد كند. دليلهايش براي اين تصميم هم واقعا تكاندهنده بود. كريمي را ژوزه اخراج كرده و خودش هم درباره بازگشت او تصميم ميگيرد. كريمي فرزند پرسپوليس است و كمفروشي نكرده. نميگذارم با شخصيت او بازي كنند اما بودنش در پرسپوليس هم الزامي ندارد.
شخصيت ارزشمندي مثل عليكريمي بايد بيشتر مراقب رفتارهايش باشد. اتفاقا خودم از كريمي پرسيدم اگر بين سرمربي و يك بازيكن اختلافي به وجود آمد و آن دو نفر نتوانستند با هم كار كنند مديرعامل بايد چه كند كه گفت بايد بازيكن را كنار بگذاريد اما اگر مربي مقصر بود به او تذكر بدهيد.» بازي فعلا دست مديرعامل است اما مرد پرتغالي دست او را خوانده. به همين خاطر هم بود كه در واكنش به پادرمياني بازيكنان پرسپوليس براي بازگشت كريمي شرط گذاشت. تنها يك شرط و آن اينكه «عذرخواهي كند و برگردد.»
باشگاه اما اصلا راضي به رسانهاي شدن موافقت مشروط سرمربي نبود؛ به دو دليل. نخست اينكه رويانيان هفتهها در جستوجوي راهي بود براي كنار گذاشتن كريمي و مهمتر از آن، اينكه اگر قرار بر بازگشت كريمي شد باز همه كاسه كوزهها بر سر ژوزه بشكند و مديرعامل نقش قهرماني را به خود بگيرد كه بازيكن محبوب هواداران را به آنها و تيمشان بازگردانده.
امروز هم همان اتفاقي افتاده كه پيشبينياش كرده بوديم. پرسپوليس بازي با آلومينيوم را برده و ديگر كسي دنبال بازگرداندن عليكريمي نيست.
داستان البته هنوز به آخر نرسيده و ادامهاش را بعد از بازي پيشرو با سايپا و به تكرار همين روزها خواهيم خواند چرا كه باشگاه همهچيز را سپرده به نتيجه آن بازي تا در صورت ناكامي دوباره راهي داشته باشد براي فرار از انتقادها و بحث برگشتن يا برنگشتن كريمي حواسها را پرت كند از آنچه كه بايد. همتيميهاي عليكريمي اما بازگشت او را پيش از اين بازي ميخواهند؛ هر چند به خاطر خودشان. حمايتهايي هم كه بعد از اين پيروزي تازه از جادوگر داشتند براي نشنيدن همان انتقادهايي است كه باشگاه را از خود گريزان كرده.
خوشحالي سرخها از سهامتياز بازي با آلومينيوم تمامي نداشت و محمدرويانيان هم به رختكن رفته بود تا از شادي اين پيروزي بينصيب نماند. پيشنهاد بازگرداندن عليكريمي را هم همانجا از بازيكنان شنيد. وقتي كه سرمربي در سالن كنفرانس رو در روي خبرنگاران نشسته بود و ميگفت از تصميمش بازنخواهد گشت، سيدجلال حسيني فرصت را غنيمت شمرد و خواست كه به پاس اين پيروزي شيرين و بهعنوان عيدي، كريمي بخشيده و به پرسپوليس بازگردانده شود.
آن ماجرا هم البته كمي تفاوت داشت با شنيدههايمان. نه تنها سيدجلال، كه همه پرسپوليسيها دستكم براي يكبار بازگشت كريمي را از مديرعامل خواستند و دليلي هم در ذهنشان نبود جز هراس از آنچه كه در بازي بعدي قرار است برايشان رخ بدهد.
حرف آنها اين بود كه اگر كريمي نباشد، در بازي با سايپا و هنوز به نيمه نرسيده، هواداران نام او را فرياد خواهند كرد و ديگر تمركزي برايشان نميماند كه بازي را پيش ببرند و اين يعني تكرار دوباره روزهاي سياه پرسپوليس. آنها در واقع حضور كريمي را ميخواهند براي پنهان شدن پشت سرش و در مقابل، باشگاه شايد آرزو ميكند كه اي كاش عليكريمي هم همچون مجيدي از فوتبال خداحافظي ميكرد تا ديگر نه مجبور به تحملش باشند و نه هواداران را از دست بدهند. با اين همه تا خط آخر داستان، مجالي ديگر هست كه بايد تا بعد از بازي با سايپا بنشينيم به انتظارش.

