درباره سرودن اشعاری که در هنگام مدیحهسرایی از آن استفاده میکند و انتشار آنها توضیح داد: خیلی در پی آن نبودم که به عنوان شاعر مطرح شوم، در سال 1387 آقایان موسوی گرمارودی، علی معلم، باقری، اکرامیفر، امیری اسفندقه فعالان حوزه شعر بودند و چون از قبل مرا میشناختند اعلام کردند که بنده هم جزء شاعران کشور هستم.
حدادیان با اشاره به این که از کودکی شعر میگفتم، ابراز داشت: پس از آن که وارد عرصه مداحی شدم با آن کخه خودم ذاکر اهلبیت بودم اما برای بزرگان عرصه مداحی نیز شعر میسرودم، برخی از اشعار نوحههای حاج منصور ارضی را بنده در نوجوانی گفتهام، من برای دستگاه اهل بیت شعر میسرودم اما اشعاری هم برای تلویزیون در زمینه کودک و نوجوان سرودهام.
این مداح اهلبیت علیهمالسلام در ادامه خاطرنشان کرد: مشکل این بود که فکر نمیکردیم در جنگ زنده بمانیم، پس از جنگ هم فکر نمیکردیم بعد از امام زیاد زنده بمانیم، اما میبینیم زنده هستیم، طی سه یا چهار سال اخیر فعالان دفتر دانشگاه تهران اشعار و سرودههای این چند سال را گردآوردهاند، اما هنوز برای انتشار آنها به نتیجه نرسیدم.
به گفته وی، اگر احساس کنم انتشار سرودههایم به اندازه یک سر سوزن کمک به ادبیات کشور است آنها را منتشر میکنم، اما چیزی ندارم که بخواهم با ارائه شعرم به ادبیات این مملکت کمکی کرده باشم.
حدادیان ضمن اشاره به اینکه نوحه و مرثیههای فراوانی گفتهام، تصریح کرد: چند روز پیش برای حضرت رسول (ص) مثنوی گفتم و خواندم این شعار و نیاز امروز جامعهمان بود، از این دست اشعار مکرر میسرایم اما نمیتوان به آن به عنوان اثر هنری نگاه کرد.
آنجا که میرساند پیغامهای ما را
گوشی که هیچ نشنید فریاد پادشاهان
خواهد کجا شنیدن داد دل گدا را
در پیش ماهرویان سر خط بندگی ده
کاین جا کسی نخواندهست فرمان پادشا را
تا ترک جان نگفتم، آسوده دل نخفتم
تا سیر خود نکردم نشناختم خدا را
بالای خوشخرامی آمد به قصد جانم
یا رب که برمگردان از جانم این بلا را
ساقی سبو کشان را می خرمی نیفزود
برجام می بیفزا لعل طرب فزا را
دست فلک ز کارم وقتی گره گشاید
کز یکدیگر گشایی زلف گره گشا را
در قیمت دهانت نقد روان سپردم
یعنی به هیچ دادم جان گرانبها را
تا دامن قیامت، از سرو ناله خیزد
گر در چمن چمانی آن قامت رسا را
خورشید اگر ندیدی در زیر چتر مشکین
بر عارضت نظر کن گیسوی مشکسا را
جایی نشاندی آخر بیگانه را به مجلس
کز بهر آشنایان خالی نساخت جا را
گر وصف شه نبودی مقصود من، فروغی
ایزد به من ندادی طبع غزلسرا را
شاه سریر تمکین شایسته ناصرالدین
کز فر پادشاهی فرمان دهد قضا را
شاها بسوی خصمت تیر دعا فکندم
از کردگار خواهم تاثیر این دعا را