۲۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۵

کِشتی جامعه و انتخابات سال 92

"در فعالیت سیاسی ،انسانها بر دریایی بیکران و بسیار ژرف می رانند.نه مبدائی است ونه مقصدی غرض شناور ماندن و حفظ تعادل است"(بخوانید حفظ تعادل کشتی جامعه)
کد خبر : ۷۹۳۶۸

در ادبیات سیاسی کشور ما واژه محافظه کار بار ارزشی منفی را به همراه دارد.شاید این تنها مختص به جامعه ما نباشد که در آن کاربرد واژه محافظه کاری همراه با قضاوت ارزشی نامطلوبی نسبت به آن است. سیطره تفکرات و اندیشه های سیاسی رادیکال همچون مارکسیسم در سده بیستم بر اذهان کنشگران و فعالان سیاسی این واژه را تبدیل به یک صفت نامطلوب کرد.در چارچوب این تعبیر، محافظه کار یعنی کسی که با دفاع از وضع موجود با دگرگونی و تغییر در جامعه برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب به مخالفت بر می خیزد.روزگاری تحقیر محافظه کاری بدان پایه رسیده بود که می گفتند محافظه کاران عقل ندارند و ادموند برک فیلسوف محافظه کار انگلیسی مغز آنان است.اما پس از آشکار شدن تبعات ویرانگر دخل و تصرف رادیکال بر پایه اندیشه های انتزاعی در جامعه و سیاست که در دو انقلاب بزرگ روزگار مدرن یعنی انقلاب فرانسه و روسیه خود را نشان داد امروز ارزش بسیاری از گفته ها و اندیشه های محافظه کاران ونقدهایی که به رادیکالیسم داشتند بیش از پیش مشخص می شود.

بر خلاف نظرات منفی نسبت به محافظه کاری ،محافظه کاری فلسفه سیاسی خاصی است که دیدگاه های ویژه خود در خصوص جامعه و سیاست را دارا می باشد.به طورکلی محافظه کاران در مقابل رادیکالها از عقل تاریخی در مقابل عقل انتزاعی دفاع می کنند و هر شکل از رادیکالیسم در عرصه سیاست و هر گونه دگرگونی بنیادین در جامعه را برپایه آرمانها و نقشه های اجتماعی ، انتزاعی و از پیش ساخته مصیبت بار می دانند.ادموند برک در مقابل انقلابیون فرانسه چنین می گفت که جامعه گل کوزه گری نیست که هر طور خواستیم آن را شکل دهیم ، جامعه پیوندی میان گذشتگان ، امروزیان و آیندگان است او معتقد بود هر گونه تغییر اگر بخواهد صورت گیرد باید تدریجی باشد.

مایکل اوکشات فیلسوف محافظه کار انگلیسی در سده بیستم نیز محافظه کاری را ترجیح امر معلوم بر نامعلوم و برتری آزموده بر نیازموده می دانست.او بر پایه تفکیک دو نوع شناخت در عرصه سیاست از محافظه کاری دفاع می کرد . او شناخت را به دونوع تقسیم می نمود شناخت تکنیکی و شناخت عملی.شناخت تکنیکی در عرصه سیاسی همان تفکر انتزاعی ایدئولوژیک است که می خواهد جامعه را برپایه نقشه های ساخته عقل بشر بازسازی کند. اما شناخت عملی از طریق کار آموزی در نزد فرد متخصص و استاد در جریان عمل بدست می آید و هرگز کامل نمی شود. دفاع اوکشات از محافظه کاری بر پایه دفاع از این نوع شناخت بود.اوکشات توصیفی از محافظه کاری ارائه می نماید که یکی از بهترین توصیفات از محافظه کاری در طول تاریخ این فلسفه است .

"در فعالیت سیاسی ،انسانها بر دریایی بیکران و بسیار ژرف می رانند.نه مبدائی است ونه مقصدی غرض شناور ماندن و حفظ تعادل است"(بخوانید حفظ تعادل کشتی جامعه)

نباید تردید داشت که ویژگی مشترک در دو دولت آقای خاتمی و احمدی نژاد رادیکالیسمی بود که در این شانزده ساله عرصه سیاست کشور را دستخوش تلاطم خود نمود. در طول دوران 8ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی دیدیم که چگونه ای عده ای با بهره گیری از شعار اصلاحات و توسعه سیاسی که ایشان مطرح نموده بودند به جایی رسیدند که با شعار عبور از خاتمی در واقع عبور از نظام و رادیکالیسم سیاسی را تبلیغ نمودند تا به زعم خویش جامعه کمال مطلوب خود را بر پایه "مانیفست جمهوری خواهی " آرمان گرایانه خود شکل دهند.تفکری که وقتی زمام امور قوه مجریه را بدست گرفت به تصفیه حسابهای سیاسی پرداخت و بخش مهمی از تجربه انباشته شده در طول تاریخ نظام تا آن روز را با کنار نهادن نیروهایی که با تفکر سیاسی آنان قرابتی نداشت به دور ریخت. این رادیکالیسم سیاسی بعدها هم در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بر اساس تفکرات همانانی که دیروز مانیفست جمهوری خواهی را نوشته بودند در آن روز به شعار "جمهوری ایرانی "رسید تا این بار نیز به سان همه تفکرات رادیکال سیاسی که خواهان دخل و تصرف رادیکال در نظام سیاسی موجود هستند جامعه مطلوب خود را بر پایه آرمان انتزاعی جمهوری ایرانی بسازد.

لبه دیگر این رادیکالیسم سیاسی نیز همانی بود که با شعار عدالت محوری و دفاع از محرومین و مبارزه با ساختار مافیایی حاکم بر اقتصاد و سیاست کشور در تیر 84 بر کرسی قدرت نشست.این بار به جای شعار توسعه سیاسی که به جمهوری ایرانی رسید و جامعه را دچار تلاطم وآشوب نمود ،این شعار عدالت خواهی بود که بهانه ای برای رادیکالیسم سیاسی شد و پایه ای گشت برای تصفیه حسابهای سیاسی و زیر سئوال بردن نظام .هنوز به یاد داریم آن مناظره معروف را که چه گونه در آن عدالت خواهی بهانه ای شد تا تاریخ و دستاوردهای سی و اندی ساله نظام زیر سئوال برود.گویی که همه آنها یی که در طول این چند ساله بر مسند مدیریت اجرایی کشور نشسته اند یا جاسوس بیگانه اند یا جز ثروت اندوزی کار دیگری برای کشور نکرده اند.

باری آنچه که اهمیت انتخابات ریاست جمهوری سال 92 در ایران را برجسته می کند آن است که این انتخابات باید از این منظر مورد توجه قرار گیرد که آغازی باشد بر پایان رادیکالیسمی که در سیماهای گوناگون در این دوره شانزده ساله جامعه ما را دستخوش تلاطم نموده است.از سوی دیگر می توان گفت انتخابات سال 92 می تواند فرصتی شود برای اعاده حیثیت از واژه محافظه کاری در ادبیات سیاسی ما .البته این جامحافظه کاری را نه در معنای منفی آن بل در معنای واقعی آن مطرح می کنیم.این جا محافظه کاری یعنی تجلیل از دستاوردهای گذشتگان و عقل انباشته شده تاریخی در مقابل عقل آرمان گرایانه و انتزاعی یعنی ترجیح آزموده بر نیازموده یعنی ترجیح شناختی که از فعالیت سیاسی حاصل شده بر نسخه های انتزاعی که در این شانزده ساله بر پایه شعارهایی همچون توسعه سیاسی و عدالت خواهی برای کشور پیچیدند.در این معنا محافظه کاری لزوم تغییر را رد نمی کند (کمتر عقل سلیمی می پذیرید که به لحاظ سیاسی و یا اقتصادی اوضاع آنطوری است که باید باشد.)بل تغییرات را تدریجی و بدون زیر سوال بردن نظام سیاسی و متلاطم کردن جامعه می خواهد.

اگر از توصیف اوکشات بهره بگیریم باید بگوییم که طوفان اصلاحات و طوفان عدالت ورزی کشتی جامعه ایران را دچار تلاطم نموده پس ما نیاز به گفتمانی داریم که با حاکم شدنش بتواند غرض اصلی که همان حفظ کشتی جامعه در دریای سیاست هست را امکان پذیر کند. . نباید تردید داشت این کار تنها از تفکری محافظه کارانه و رئیس جمهوری محافظه کار (در معنایی که در این مقال تئوضیح دادیم) بر خواهد آمد . باشد که انتخابات سال 92 پایانی بر این طوفان شانزده ساله باشد و کشتی جامعه ایران را به تعادل مطلوب باز گرداند.

منبع: الف