به گزارش سرویس وبلاگ صراط، نویسنده ی وبلاگ رزمنده مجازی درباره ی کلاه قرمزی و فروش بالایش در سینمای ایران نوشت:
نيز به ياد دارم كه زمان اکران «کلاه قرمزی و پسر خاله» در اواسط دههي هفتاد، تخصصی ترین و روشنفکریترین نشریهي سینمایی وقت، با بی انصافی تمام، فعالیت سرمایه گذاران فیلم یعنی «برادران مدرسی» -که برادر زنهای طهماسب هم هستند- در شغل واردات یدکی پراید در آن زمان را به تمسخر گرفته بودند و عوامزدگی فیلم را ناشی از آن دانسته بودند و طی این سالها، هیچ اقبال و روی خوشی به «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسی»ها و تولیدات «صحرافیلم» نشان ندادند و خالقان «کلاه قرمزی» هم هیچگاه نگفتند كه چرا کارهایشان و به خصوص عروسک هایشان خاصیت و ماهیت روشنفکرستیز دارند.

تردیدی نیست اگر خاصیت ناشناختهي این مجموعهي عروسکی در روشنفکرستیزی نبود، بسیار کسانی بودند که بساط قرائتهای فلسفی و ایدئولوژیک را از دیالوگها و جهانبینیهای این عروسکها برپا کنند و دکانهایی از تفکرات کاموایی این عروسکها به راه بیاندازند.
به خصوص اینکه همین اواخر دو خالق اصلی این چند صد گرم کاموا و ابر -یعنی طهماسب و جبلی- در اعترافاتی، مبداء استعلایی اين عروسكها را هم افشاء کردند که در آن اوایل به دلیل فقدان و نیستی بودجهي کافی برای تولید مجموعهای عروسکی به نام «صندوق پست»، با مکاشفاتی در حضیض آرشیو عروسکی سیما، کلاه قرمزی و پسرخاله را در شرایطی یافتند که مورچه و لاکپشتی در گذار اضمحلال بودند و اصالتی دوبل غیر بشری داشتند.
بی نیاز به دیالکتیک معرفتی برای فهم چیستی و چرایی و چگونگی مقام کبریائی حال دو سوژهي کلاه قرمزی و پسرخاله و یاران افزون شده در طی طریقشان در دو دهه را باید در وحی خواندهای به نام هنر -واقعیت گرفت، واقعیتی مخلوق از «طهماسب» و «جبلی» و یارانشان که خاستگاه بسیاری از ابر مولفان سینماییست.
فارغ از این شروع شوخ مانند، سبب اصلی موفقیت کمنوسان مجموعهي «کلاه قرمزی و دوستان» را باید در تشکیل و پایداری گروه تولیدی دانست که در تمامی این سالها رشد و تجربه و صیقل خوردگی آنها را به یکی از پدیدههای نادر فرهنگیمان بدل کرده است؛ گروهی که از همان آغاز با چهار ضلع قابی از مقبولیت و محبوبیت، تعریف و ساختار گرفت.
دو ضلع اصلی این قاب که کاملا شناخته شدهاند و از آنها بسیار سخن رفته، «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» هستند. ضلع سوم که به مانند اين دو نفر، همیشه ضلع و پای ثابت «كلاه قرمزي» بودهاند و در عين حال، کمتر مطرح شدهاند، برادران «مدرسی» هستند که در مقام تهیهکننده و مجری طرح نبض اقتصادی این پدیدهي فرهنگی را در دست داشتند و در قالب شرکت فیلمسازی «صحرا فیلم»، تمام نیازهای مربوط را برآورده کردهاند.
سه ضلعی که حوزه و سابقهي فعالیتشان در قالب «صحرافیلم» فقط به «کلاه قرمزی» محدود نشد و با آثار موفق و پرفروشي ديگري چون «عینک دودی»، «دختر ایرونی»، «زیر درخت هلو» و حتی اولین تجربهي «حميد جبلی» در مقام كارگرداني سینما - «خواب سفید»- تداوم يافت. از همين روست كه ميتوان گفت سازوکار و سیاستگذاری اقتصادی از دلایل اصلی حیات وتداوم این گروه بوده است. جالب آنكه آنها هم هیچگاه اهداف و اولویتهای بالای کسب سود اقتصادی از تولیدات خود را انکار و کتمان نکرده و همیشه برد گیشه را از اهداف تولید یک فیلم عنوان کردهاند، تا آنجا که با رجعت «ایرج طهماسب» از اقامت خارج از کشور و مشاهدهي فیلم هنري و خاص «خواب سفید» حمید جبلی، دلخوری و اختلافات زيادي بین آنها به وجود آمد.
ضلع چهارم اين مجموعهي موفق بر خلاف اضلاع قبلی، شامل مجموعهای از افراد است که با خالقان «كلاه قرمزي» معمولاً همکاری مقطعی داشتهاند. از «پروین شمشکی» تهیهکنندهي وقت سیما و «مرضیه محبوب» عروسکساز و «دنیا فنی زاده» عروسک گردان از ابتدا گرفته تا «معتمد آریا»ی بازیگر و «علیقلی» آهنگساز در میانهي راه و اضافه شدن جمع جدیدی از صداپیشگان مانند «محمدرضا هدایتی» و مشاورینی چون «حبیب رضایی» در اواخر، همه و همه تشکیل دهندهي این ضلع پر رفت و آمد بودند که طی این چندین و چند سال با هدایت و فراست «طهماسب» کارکرد به روز رسانی فرمی و محتوایی و مهمتر دوپینگ خلاقهای را بر عهده داشتند.
به وضوح ریشهي تصاعدهای چشمگیر در موفقیتهای مجموعههای «کلاه قرمزی» را باید از فعالین وقت این ضلع چهارم دانست و سادهترین راه برای فهمیدن عیار این ضلع، مقایسه موفقيت مجموعههای «کلاه قرمزی» با دیگر آثار تولیدی «صحرافیلم» می باشد که فقط از سه ضلع «طهماسب» - «جبلی» و «مدرسی»ها برخوردار بودهاند.
«کلاه قرمزی» و دوستانش طی این دو دهه با رسانهي تلویزیون به جذب بالای مخاطب رسیدند و تنها سه هجرت رسانهای از تلویزیون به سینما داشتند که در سینما با وجود جذب بالای مخاطب، نسبت به تلویزیون در جلب رضایتمندی مخاطبان و اخذ نظر خواص و منتقدان بسار کم فروغ بودند و شاید این هم از حیرتآوری این عروسک باشد که به مانند بزرگان تاریخ سینما در هجرتهای رسانهای و هنری دچار شکست و تراژدی شدند.
شیوهي تولید و خلاقهپردازی «کلاه قرمزی سازان» در تلویزیون که گروههاي ديگري از جمله آپارتمانی سازهاي نودشبي هم ابتلاء و ارتکاب به آن دارند، به این صورت است که شروع ضبط برای یک آیتم، سکانس و حتی یک اپیزود و قسمت با یک طرح و پیشنهاد از پیش تعیین شده کلید میخورد و در ادامه با بداههپردازی و تمرین که تحت نظارت و مدیریت مستقیم «طهماسب» و در پارهای اوقات «جبلی» است، این آیتم و اپیزود بخش تلویزیون به نضج و پختگی لازم میرسد، این که عوامل و صداپیشگان این مجموعه در مجموع این سالها هر کدام در مصاحبههایشان بارها اعلام کردند که تمرین و خطاهای هنگام ضبط بسیار کمیک و خندهدار است و یا در ابتدای کار آشنایی و آدرسی براي ايفاي نقش خود نداشتند، گویاترین نشانه این سبک و روند تولیدی است.

آنها در تولیدات تلویزیون در استودیو و پلاتو در شرایط تنظیم و بستهي آزمایشگاهی مانندی هستند که با استفاده از قابلیتهای کار با سیستم آنالوگ و سوئیچ همزمان چند دوربین بارها و بارها میتوانند شوخیها، کلامها، شخصیتها و موقعیتهای طنز را آزمون و خطا کنند و حتی در اضافهکاری به یک قوام و ساختار جدیدتر و جذاب دست پیدا کند. انعطاف و شرایط مهیای این روش تولید را هم بعد از نبوغ هنرمندانش، باید از دلایل اصلی و موفقیتآمیز زایش شخصیتهای محبوب در مجموعههای تلویزیونی «کلاه قرمزی» مانند «ببعی» و «فامیل دور» و «آقوی همساده» دانست.
البته این را هم باید اضافه کرد که نوزایی، طراوت و حلاوت این شیوهي کاری فقط در ید و قدرت و تجربهي امثال «طهماسب» و «جبلی» است که با استفاده از دو اصل انعطافپذیری سلیقهایی و فکری و اعتماد به نیروهای جدید جوان و خامی که هر چند دوره یک بار اضافه میکنند، نهایت بازدهی مطلوب را از آنها بیرون بکشند.
اما در سینما و کار با نگاتیو سلولویيدی و تک دوربین و... تقریباً هيچ كدام از آن شرایط بستهي آزمایشگاهی برای باروری فکری وجود ندارد و با توجه به استودیویی و پلاتویی نبودن شرایط تولید، حداقل تمرکز لازم حتی برای رسیدن به کیفیتی استاندارد مهیا نمیشود و اگر هم با ضیق وقت مواجه باشند و فیلمنامهي کامل و مبسوط در کنار نباشد، ماحصل کار دو سینمایی آخر «کلاه قرمزی» میشود که کپی و بازتکراری از مجموعههای تلویزیوني اين عروسك محبوب است و گیشههای سینماهای اکران کننده، تنها صندوقهایشان را از اعتبار فروشی «کلاه قرمزی» و دوستانش در تلویزیون پر میکنند.
در كنار اينها، وجود فیلمنامه و متنی کامل همیشه رکنی اساسی از مدیوم سینما بوده که توفیق نسبی سینمایی اول «کلاه قرمزی» وحتي دو کار بعدی اثبات کنندهي همین اصل است و ریشهي اصلی ضعفها و نقصانهای این سه فیلم را در کمال حیرت، بايد در عدم توجه سازندگان و خالقان «كلاهقرمزي» به اصول و قواعد اصل رسانهي سینما جستجو كرد؛ آنجايي كه مخاطب در سینما نشسته است، اما مهر و یاد مجموعههای تلویزیونی را در سر دارد.
در حاشیه باید اضافه کرد كه اکثر مطروحات اين متن، در مورد غولهای تلویزیونی دیگری مانند مهران مدیری صدق می کند و این نکته که اصول و قواعد سینما در هیچ شرایطی مسامحه پذیر و سهل انگارانه نیست.
حال حکایت «کلاه قرمزی و بچه ننه» -که این روزها با فروش میلیاردی از بچه مایهدارهای به نام تهران شدهاند- طبق آسیبشناسی و روندشناسی که از تولیدات «کلاه قرمزی» و دوستانش عرضه شد، قابل پيشبيني است. در حقيقت باید مواردی چون حضور دوبلورهای «ببعی» و «فامیل دور»، بچهي گربه یتیم، مرغی که برای خراب نشدن هیکلش تخم نمیگذارد؛ «نینی» فرز و پررو، «گل قرمزي» بیوهي بیمسئولیت، جنبیدن سر و گوش کلاه قرمزی، دادگاه و دفاعیههای گالیله مانند، به لجن کشیدن اصول و قوانین نظامی در پادگان و بسیاری موارد دیگر را از همان طرح و ایدههای از پیش تعیین شدهي خاص باید دانست که چهار ضلعی سازندهي «کلاه قرمزی و بچه ننه» با آنها سر ضبط رفتهاند، اما در زمان و فضای تولید نتوانستهاند آنها را رشد و پرورش دهند و از صدقه سر تجربهي سه ضلع اول است که کار به اتمام رسیده است.
همچنين شخصیتهای محبوب فرعي، که از بزرگترین محسنات مجموعههای اخیر کلاه قرمزی و از علل توفيق آنها به شمار ميرفت، ظاهراً به دليل نبود فیلمنامهي کامل و وقت کافی برای تولید در «کلاه قرمزی و بچه ننه» حضور ندارند. به ویژه آنکه گفته شده بلافاصله پس از اتمام ضبط «کلاه قرمزی و بچه ننه»، گروه سازنده به سرعت به سراغ ضبط مجموعهي «کلاه قرمزی 91» رفتند و حتی تولید این مجموعه با پخش هم اختلاف زمانی 48 ساعته داشته و چه بسا که شخصیتهای «جیگر» و «آقوی همساده» هم ورود و حضورشان به جای مجموعه نوروزی در این فیلم سینمایی باید می بودهاست.
با همهي اين احوالات و با اينكه «کلاه قرمزی» و اقوامش، هيچ بعد آموزشي، ايدئولوژيك و يا فرهنگي خاصي در جهت گسترش فرهنگ ايراني و اسلامي ندارند، اما باید درودی بر شرف «طهماسب» و «جبلی» و «مدرسیها» و دیگر همکارانشان فرستاد که طی این سالها، هیچگاه مردمشان و محبت آنها را فراموش نکردند و آنها را به هیچ جریان و جشنوارهي و اجنبی نفروختند و هنوز هم سعی میکنند كه «گشنگی» را با شوخی و شادی تحملپذیر کنند.