همان ایام در خانه یکی از دوستان رفتیم، پسری داشت دوازده سیزده ساله که مدرسه راهنمایی درس می خواند به نام رضا. چند دقیقه ای با آقا رضا هم کلام شدم و سوال کلیشه ای نوجوانانه را از او پرسیدم که: خب آقا رضا بزرگ بشی میخای چیکاره شی؟
آقا رضا در جوابم گفت که: بین دو تا شغل موندم نمی دونم کودومشو انتخاب کنم؟
گفتم: یکیشو که می دونم، خلبانی، درسته؟ حالا اون یکیش چی؟
گفت: آره اما فعلا دو دل موندم که خلبان بشم یا... دانشمند هسته ای؟
پیش خودم گفتم آن ظالمی که این گونه نامردانه دانشمندان ما را ترور می کند هدفش این است که از ترس مرگ این ملت به سمت هسته ای و این مسایل نروند اما انگار فرهنگی که در مردم ایران است با تفکرات بی مغز آن ها فاصله ها دارد. نه تنها مردم ایران نترسیدند که حتی شهادت، نوجوان دوازده سیزده ساله ما را هم به آن سمت ترغیب می کند.
فرهنگ شهادت طلبی با این مردم چه کرده؟ اما هر چه هست بمب هسته ای این نوجوانان و این فرهنگ ناب شهادت طلبی است که هیچ گاه نمی گذارد آسیبی به ایران مسلمان برسد.
و چه قشنگ فرمود امام خوبان: بکشید ما را.... ملت ما بیدارتر می شوند.