۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳

احساس خوب مجرد ماندن!

آمارهای رسمی و غیر رسمی، از افزایش بیش از یک‌ میلیون نفری دختران مجرد تا ده سال آینده سخن می‌گویند؛
کد خبر : ۷۷۴۲۷
تجرد یکی از عوامل مهم برای به وجود آمدن برخی از آسیب های فردی و اجتماعی در همه اجتماعات و خصوصا، کلان شهرهای بزرگ است. شهرهایی همچون تهران که با مشکلات و آسیبهای متعددی روبروست. اما آنچه مشخص است اینکه تجرد و شیوع این مسئله در میان دختران و پسران، پیامدهای مختلفی را به دنبال دارد.
 
به گزارش صراط، آمارهای رسمی و غیر رسمی، از افزایش بیش از یک‌ میلیون نفری دختران مجرد تا ده سال آینده سخن می‌گویند؛ نکته مهم این است که تا چه حد به این موضوع توجه می شود و برای حل آن، راهکار اندیشیده می شود.
تجرد

برای پرداختن به این موضوع لازم است که به بررسی عواملی که می توانند بر افزایش سن ازدواج و گرایش به تجرد، موثر باشند، توجه لازم صورت گیرد. هرچند برای این موضوع، تاکنون دلایل مختلف و متعددی ذکر شده است.

زمان ازدواج و تشکیل خانواده، از عوامل مختلفی تأثیر می‌پذیرد. توسعه و نوسازی در دنیای جدید با تغییر سریع و قابل توجه شرایط اقتصادی و اجتماعی افراد، تغییر در زمان ازدواج و تأخیر آن به زمان‌های دورتر را موجب شده است. فروپاشی نظام‌های خانوادگی گسترده، جایگزینی اقتصاد تجاری و صنعتی به‌جای اقتصاد کشاورزی سنتی، پیچیده‌ترشدن تقسیم کار اجتماعی، گسترش تحصیلات همگانی و مشارکت بیش‌تر زنان در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی خارج از خانه، عواملی هستند که در تأخیر ازدواج نقش دارند. (1)

اما به نظر می رسد نقش رسانه های جمعی و خصوصا تلویزیون دراین زمینه، نقشی مهم و غیرقابل انکار است. در واقع تلویزیون در جوامع امروز، نهادی موثر و هدایت بخش برای افراد است و بسیاری از مفاهیم و الگوهای تفکر و رفتار می تواند از این طریق به افراد منتقل شود. یعنی عوامل ذکر شده هر کدام به نوعی می توانند در تلویزیون بازنمایی شوند.

اشاعه تفکرات فمنیستی

همه ماجرا این طور شروع شد. «کسی زن به‌دنیا نمی‌آید!»

گوش‌سپردن به صحبت‌ها و پیام های نهفته در همین یک جمله‌ی «مونیک ویتینگ» که در قالب عنوان مقاله‌ای از وی منتشر شد، مخاطب را با ابتدایی ترین حرکات و جملاتی روبرو می سازد که به نوعی مشوّق تجرد می باشند و گمانه‌زنی درباره‌ی نحله‌ی فکری این اندیشه را به کاری آسان بدل می‌کند.

فمینیسم، جنبشی که در کلیت خود چندان هم یک‌پارچه و یکدست نیست و زمینه‌های فکری مختلفی را با محوریت زنان، زیر سایه خود نگه داشته و پرورش داده است، در یکی از شاخه‌های فکری خویش که در اصطلاح فمینیسم، «رادیکال» خوانده می‌شود، به‌عنوان اولین منادی جدایی زنان از مردان ظاهر شده است.

به این ترتیب با گروهی مواجه هستیم که وجود تفاوت‌های جنسیتی را تنها، عاملی اجتماعی می‌دانند و نه پدیده ا‌ی طبیعی و ذاتی. (2) بسیاری از فمنیستهای رادیکال، نه‌تنها به برتری صفات زنانه معتقدند، بلکه آرمان آنها آرمانی کاملا زنانه است. بر اساس این تفکر، دوجنسیتی بودن زن و مرد در جامعه، رد می‌شود و با تأکید بر برتری همه‌جانبه‌ی زنان نسبت به مردان، زنان را به دوری از مردان و زندگی جداگانه از آنان تشویق می‌کند.

در حقیقت، آنها تمام شرایط جامعه را نتیجه‌ی عملکرد مردان و سرکوب زنان، توسط آنها می‌دانستند و به انقلابی همه‌جانبه در تمامی امور (حتی علوم) معتقد بودند.

پُرواضح است که تأکید فمینیسم رادیکال بر جدایی از مردان، با خواسته‌ی تغییر اساسی در شکل و چهارچوب خانواده و تغییر در ساختار نقش مادری، همراه و هم ‌راستا بوده است؛ چه اینکه به زعم فمینیست‌ها، خانواده اولین و اصلی‌ترین نهادی است که زنان، تحت سلطه‌ی نظام پدرسالاری واقع می‌شوند. (2) و ادعای جالب‌تر ایشان، از اجتماعی بودن نقش مادری و عدم ارتباط این نقش با مسائل بیولوژیک و طبیعی حکایت می‌کند.

به این ترتیب خانواده‌ زدایی و مردستیزیِ به دو عنصر اصلی در عقاید فمینیست‌ها تبدیل می شود. هرچند با ظهور موج سوم فمنیست، بسیاری از این عقاید مردود اعلام شد و با آنها مخالفت شد اما به هر حال این عقاید تا حدودی بر فرهنگ و تفکر جوامع، تاثیرگذار بود.

تجرد

فمینیست‌های جدید به مخالفت با مبانی فکری رادیکال‌ها و مردستیزی و خانواده‌زدایی آنها پرداخته و به زندگی خانوادگی با تمام شئون و ارزش‌های آن اعتقاد داشتند و بر این باور بودند که فمینیست‌ها نمایندگان شایسته‌ای برای تمام زنان نیستند. (3) با چشم‌بستن بر غرب و معضلاتی که از جانب این اندیشه دامنگیرش شده است، می‌توان به طرح یک سۆال پرداخت «آیا پدیده‌ی تجرد در ایران ممکن است ناشی از اندیشه‌های فمینیسم باشد؟»

از آنجا که بسیاری از تفکرات با تاخیر وارد جامعه ما می شوند و به همین ترتیب بروز و ظهور آنها نیز با تفاوت و تاخیرهایی رخ می دهد. تفکر فمینیستی هم به این صورت بر جامعه ما اثرگذار بوده است. به طور مثال می توان با نگاهی گذرا به فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی به این موضوع پی برد که نقش مردان در قلب نقش همسر و پدر، دچار تغییراتی شده است. تغییراتی که در تبلیغات تلویزیونی هم وضوح بسیاری دارند. اگر پدران در گذشته دستور می دادند، هدایت می کردند و نقش موثری در خانواده داشتند، در خانواده امروز، اغلب اوقات این زنان هستند که نقش هدایت کننده و موثر و فعالانه ای ایفا می کنند. اقتدار پدر تقریبا از بین رفته است و پدران بیشتر شبیه به رباتی هستند که باید کار کند و تولید پول و ثروت برای خانواده داشته باشد. در عوض، زنان، شخصیتهایی هستند با اشتباهات و خطاهای کمتری نسبت به مردان که مهربانتر و عاقلتر هستند ونگرش مطلوبی نسبت به همه چیز دارند. البته این موضوع در تمام برنامه ها یکسان نیست و بعضا دیده می شود که زنان در چهره ای متفاوت از این تعابیر، نمایش داده می شوند. اما فضای غالب بر تلویزیون و سینما همین فضایی است که از تفکر فمنیستی توصیف شد. گرایش به تجرد، احساس مطلوب ناشی از عدم پذیرش مسئولیت خانواده، تعهد زن ومرد نسبت به یکدیگر،مشکلات و مسائل مالی و اقتصادی و تمایل به استقلال طلبی موجب شده است تا میزان تجرد در جامعه افزایش یابد. این موارد هر یک به نوعی در نمایش های تلویزیونی و سینمایی دیده می شوند که این تکرارها به طور قطعی می توانند بر نحوه نگرش جوانان به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، موثر باشند.

یک تفکر دارای شاخه ها و نشانه ها و پیام های متعدد است. هر یک از این پیام ها و نشانه ها ممکن است از طریق روش خاصی مطرح شوند. مسئله مهم این است که طرح یک تفکر در قالب پیام ها و نمادهای مستتر و غیر مستتر در یک برنامه تلویزیونی، قادر است به طور تدریجی بر نحوه نگرش و تفکر مخاطب اثر گذاشته و جهان بینی او را نسبت به یک مسئله دچار تغییر کند.

بنابراین می توان اینطور بیان کرد که در جامعه امروز، میزان گرایش به تجرد در میان جوانان، افزایش یافته است که در میان تمامی دلایل و عوامل موثر بر وقوع چنین چیزی، می توان نقش تلویزیون را به عنوان نهادی هنجارساز و جهت دهنده، بسیار مهم و موثر نامید

بنابراین می توان اینطور بیان کرد که در جامعه امروز، میزان گرایش به تجرد در میان جوانان، افزایش یافته است که در میان تمامی دلایل و عوامل موثر بر وقوع چنین چیزی، می توان نقش تلویزیون را به عنوان نهادی هنجارساز و جهت دهنده، بسیار مهم و موثر نامید. بنابراین سازندگان و تولیدکنندگان تلویزیون بایستی به طور جدی به این موضوع توجه داشته باشند و در رابطه با محتوای پیام های رسانه ای تجدید نظری داشته باشند.

پی نوشت:

1-محمودیان، حسین، 1383، سن ازدواج در حال افزایش: بررسی عوامل پشتیبان، نامه‌ی علوم اجتماعی، شماره‌ی 24؛

2-غزاله دولتی، هاله حسینی، حوریه حسینی، بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمنیسم، ص 51؛

3-همان.

فاطمه ناظم زاده

نظرات بینندگان
يك زن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۲
۶۰
۱۹
پانزده سال پيش ازدواج كردم. تنها شرطم وفاداري همسرم بود. ديوانه وار دوستش داشتم و مزه ي خيانتش را چشيدم. اگر به مجرد بودن غبطه بخورم فمينيست محسوب مي شوم؟ اگر روزي صد بار بگويم اشتباه كردم ازدواج كردم تبليغ غرب است؟ خودتان را گول نزنيد!
من
|
Iran (Islamic Republic of)
یه روز یه اقایی به من گفت:ما مردها خوک صفتیم...ظرفیت عشق یکباره یک زن رو نداریم..ماها رو باید تشنه نگه داشت و جرعه جرعه محبت کرد.

راست میگه...مردها توی نگهداری عشق جنبه ندارن...محبت بیش از حد خیانت به خوده...اینو فراموش نکن
نورا
|
Iran (Islamic Republic of)
من درست میگی.
میدونم که بی وفایی دیدی!
مردها بی جنبه ن!
باید ذره ذره بهشون محبت کرد و در ضمن مستقل بود و بهشون تکیه نکرد هرگز!
دختر گلم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۲
۶۷
۱۰۳
کی شوهر می خواد توی این دوره زمونه....اینم با این پسرای بی پول
افتاب گردون
|
Iran (Islamic Republic of)
دختر گل مگه همه چی پوله معیار برای ازدواج زیاده
دختر گلم
|
Iran (Islamic Republic of)
پ ن پ فکر کردی فقط عاشق چشم و ابروی اوناییم....پول نباشه عشق نیست....میگی نه امتحان کن
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
خب مردی که پول هم نداشته باشه دیگه به چه دردی می خوره ؟! مگه چیز جالب توجه دیگه ای هم در مردها وجود داره ؟! :)
reza
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۶
۲
۱۸
.به نظر من آدم مجرد ننگ ندارد وبی بند و بارترین موجود زنده است.مجرد گرایی چند درجه پست تر شدن از حیوان آن هم از نوع وحشی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
لابد خودت این طوری !
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
۷
من فوق لیسانس گرفتم
شاگرد ممتاز فوق لیسانس شدم
درس خوان بود و سرم به کار خودم بود
نه اهل مهمانی نه .....
یا دانشگاه بودم یا باشگاه ورزش
یا با دوسه دوست صمیمیم دوران دبستانم که همه یک دو کوچه با من فاصله داشتن در رفت و آمد بودم
نمی خواستم ازدواج کنم
از بس پدرم ، پسر یکی از همکارانش رو هفت سال تو سرم زد آخر سر با یکی دیگر که او هم خواستگاری بود ازدواج کردم
که غلط کردم
ده ساله با مردی معتاد به تریاک
که وادار به ترکش کرده ام
زندگی میکنم
(که باورم نمیشود سیستم بیوشیمی بدن معتاد به حالت نرمالی برگردد)
که از کشور س.....آمده
بی پول و پله درست و حسابی
با یک مادر و پدر وقیح و پر رو و خواهری مطلقه و دیوانه و یک بچه طلاق رو دستش........!!!!!!!!!!!!
از بس دیدم که زن های پول دار هم که طلاق
میگیرن
اطرافیان با هاشون چه میکنند ....
تازه از نوع روشنفکرشون.....
اگر به زبون هم نگن در عمل با اون زن مطلقه کامل قطع رابطه میکنند.....
نه یک مورد که چند ده مرود دیدم در اطرافم.....
موندم ساکت.....
و دم نمیزنم
اما همیشه به خودم میگویم
کاش
از ایران میرفتم و ادامه
تحصیل میدادم و
تن به ازدواج نمیدادم
هر کدام ازدوستانم هم که
دور و اطرافم
ازدواج کرده اند به نوعی با مسائل سختی روبرو هستند
تازه من از یک خانواده پولدار و تحصیل کرده هستم........
ای کاش هیچ وقت ازدواج نمیکردم
احسان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۷
۱
۲
اقایی محترم توهین نکنید
ناشناس
|
Mexico
|
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۲
۶
۳
من یه زن 32 ساله ام مجردم و عاشق زندگیم . اصلا هم از نبود شوهر احساس حسرت نمی کنم!برعکس وقتی زنهای هم سن خودم رو می بینم که از صبح تا شب تبدیل شدند به کلفت شوهر و بچه از تصمیمم به شدت احساس رضایت می کنم.من کلی کارها کردم و چه چیزها یاد گرفتم و بسیار سفر کردم در حالکیه بعضی دوستانم که در سن پایین ازدواج کردند از همه اش محروم بودند و همیشه با حسرت به من نگاه می کردند.بیچاره ها شوهرهاشون هم که به تازگی شروع کردند به کچل شدن و شکم در آوردن و البته خیانت کردن ! من هنوز احساس جوانی و سرزندگی دارم ولی دوستهای مزدوجم حس پیری و از دست رفتگی دارند . ازدواج در ایران برای زنان حماقت بزرگیه . این رو الان نمی گم از دوران نوجوانی بهش معتقد بودم .
raha
|
United States of America
|
۲۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۲
۵
۱
من تمام عمرم حسرت خواهم خورد به خاطر حماقتی که کردم کاش زمان دنده عقب داشت ومن ازدواج نمیکردم از مرد به جز بی وفایی چیزی نصیبم نشد حالا اگه یه خانم خیانت میکرد ببین چه به روزش میاوردن