۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴
نگاهی به مغالطه غربگراها در برابر دنیایی که امروز ایران را به ساخت بمب تشویق می کند؛

ظریف علیه بازدارندگی

ظریف
محمدجواد ظریف در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از کارنامه هشت‌ساله مردود دولت روحانی، بیش از آنکه از کارنامه خود پشیمان باشد، به استاد شبهه‌افکنی‌های پرهیاهو تبدیل شده است؛ شبهاتی که ریشه در خودشیفتگی و کمبود دانش و توان تحلیل دارد. تازه‌ترین مواضع او نیز نمونه‌ای روشن است؛ جایی که با ادعاهایی نادرست درباره ذخایر اورانیوم ایران و سپس مغالطه‌ای عجیب درباره بی‌فایدگی سلاح هسته‌ای، واقعیت‌های مسلم روابط بین‌الملل را وارونه می‌کند.
کد خبر : ۷۵۲۰۵۳

ظریف در بخشی از فایل جدیداً منتشر شده خود اظهار داشته است: «ما به اندازه کافی اورانیوم نداریم که بتوانیم سلاح بسازیم.... کسی که کماکان فکر می‌کند با سلاح هسته‌ای می‌توان بازدارندگی ایجاد کرد، فقط به اسرائیل نگاه کند.» سپس با اشاره به شوروی مدعی می‌شود بمب هسته‌ای نتوانست مانع فروپاشی آن شود. این سخنان، ترکیبی از دروغ و مغالطه‌ای حیرت‌آور است.

به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، دروغ نخست، ادعای نبود مواد کافی است. آخرین برآورد آژانس پیش از جنگ ۱۲روزه، مجموع ذخایر غنی‌شده ایران را ۹۸۷۴.۹ کیلوگرم اعلام کرد؛ شامل ۴۴۰.۹ کیلوگرم تا ۶۰ درصد، ۱۸۴.۱ کیلوگرم تا ۲۰ درصد، ۶۰۲۴.۴ کیلوگرم تا ۵ درصد و ۲۳۹۱.۱ کیلوگرم تا ۲ درصد.رسانه‌های غربی نیز ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد را در صورت غنی‌سازی بیشتر، برای تولید مواد لازم چندین کلاهک، حتی تا ۱۰ کلاهک اتمی، کافی دانسته‌اند.

این سخن ظریف در خصوص کمبود ذخایر اورانیوم ایران که بازهم ناشی از کم سوادی وی در خصوص مسائل هسته‌ای در عین پرمدعا بودن اوست، در حالی است که برجام دقیقا ذخایری که طی 8 سال دولت نهم و دهم با خون دل و به همت دانشمندان شهید هسته ای به دست آمد را نابود کرد. باراک اوباما در بهار امسال و در مصاحبه با CBS گفت: «ما موفق شدیم بدون شلیک حتی یک موشک ۹۷ درصد اورانیوم ایران را خارج کنیم.» حدود ۸.۵ تا ۱۲.۵ تن مواد غنی‌شده، عمدتاً ۳.۵ تا ۳.۶۷ و ۲۰ درصد، خارج، رقیق یا تبدیل شد و سانتریفیوژها از بیش از ۱۹ هزار به حدود ۵۰۶0 دستگاه کاهش یافت.

مغالطه دوم، انکار نقش بازدارندگی هسته‌ای است؛ آن هم در جهانی که از ترامپ تا زلنسکی، لاوروف و بسیاری از نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل بر اهمیت آن تأکید دارند. این تاکید بر بمب اتم به خصوص پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و روسیه به اوکراین حتی در ادبیات روابط بین الملل بیش از گذشته شد.شوروی با آزمایش نخستین بمب در ۱۹۴۹، نزدیک به ۴۲ سال یکی از دو قطب اصلی قدرت جهان ماند. استالین پس از هیروشیما به ایگور کورچاتوف دانشمند مشهور روس گفت: «تعادل [قدرت] به هم خورده! بمب را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار ما بگذارید.» وظیفه بمب اتم جلوگیری از سقوط کشور با حمله خارجی است که برای شوروی بسیار موفقیت آمیز عمل کرد. پوتین نیز در حالی که ظریف معتقد به بی اهمیتی سلاح های اتمی برای روسیه است، بارها از نقش سلاح هسته‌ای در حفظ موجودیت روسیه گفته است.

از سوی دیگر، زلنسکی در ۶ ژوئیه امسال صریح گفت: «بدون سلاح هسته‌ای، دیگر عضو باشگاهی نیستید که دیگران از حمله به آن هراس داشته باشند.» حتی ترامپ نیز گفته است: «اگر الان سلاح هسته‌ای داشتند، من به آنها به عنوان رهبر معظم خطاب می‌کردم» و به‌جای بمباران ، برای عرض احترام با رهبر ایران تماس می‌گرفت.

امروز به خصوص بعد از جنگ آمریکا بر علیه ایران و بعد از جنگ روسیه و اوکراین نظریه پردازان روابط بین الملل حتی در آمریکا بیشتر از اهمیت سلاح هسته ای می‌گویند.

ادعاهای دانشمندخودخوانده

ظریف در فایلی که انتشار آن در مقطع فعلی بیش از هر چیز حامل پالس برای آمریکاست، مدعی شده ایران اورانیوم کافی برای ساخت سلاح ندارد و بمب هسته‌ای اساساً بازدارندگی ایجاد نمی‌کند؛ حال آنکه حتی رسانه‌های غربی، ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصد ایران را در صورت غنی‌سازی بیشتر، بالقوه برای تولید مواد لازم چندین کلاهک کافی می‌دانند و تجربه شوروی، روسیه، چین و اوکراین خلاف ادعای او را ثابت می‌کند.