۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶
ظریف مرعشی و کرباسچی از ضرورت عقب‌نشینی در برابر آمریکا می‌گویند؛

آقایان اصلاح‌طلب! امتیازدهی به ترامپ با کدام تضمین امنیتی؟

اصلاح طلبان
ایده‌ی نهایی پدرخوانده‌های اصلاح‌طلب همانند ظریف، مرعشی و کرباسچی این است که باید امتیازی داد تا «راه خروجی» برای ترامپ ایجاد بشود اما هیچ‌کدام توانایی آن را ندارند تا تضمین بدهند پس از امتیاز دادن به ایران حمله‌ای نخواهد شد!
کد خبر : ۷۵۱۹۶۴

به گزارش صراط به نقل از دانشجو، به موازات روز‌هایی که تهدیدات علیه ایران افزایش پیدا می‌کند، پدرخوانده‌های جریانی که همواره تنها ایده‌شان در طول یک دهه‌ی اخیر سازش و امتیاز دادن به ایالات متحده بوده، به خط شده و تلاش می‌کنند تسلیم در برابر آمریکا را تئوریزه کنند.

اظهارات اخیر مرعشی، بیانات کرباسچی در برنامه‌ی «به وقت ایران»، انتشار سخنان ظریف پس از بیش از یک سال و سخنان جدید وی پیرامون ترکمانچای، نه فراز‌هایی مجزا از هم بلکه می‌بایست آنها را تکه‌هایی از یک پازل دید که همان ایده‌ی همیشگی را در موقعیت حساس کنونی دگرباره بازتولید می‌کنند؛ «بدهیم برود»!

همان همیشگی!

روز‌های اخیر، فضای سیاسی ایران شاهد فعال شدن «خط تسلیم» بوده است. خطی که تلاش می‌کند سازش و تسلیم در برابر آمریکا را تئوریزه کند با این پیش‌فرض که امتیاز دادن مانع از جنگ خواهد شد. حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی همین ایده را با مفهوم «عقب‌نشینی تاکتیکی» بازتاب داده است.

وی گفته: «برای جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مسئولان مطلقا حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد باید انجام شود تا ایران حفظ شود. ایران مهم‌تر از غنی‌سازی و حفظ دستاورد‌های هسته‌ای است.»

این در صورتی است که در ادبیات استراتژیک، «عقب‌نشینی تاکتیکی» بدین معناست که یک بازیگر عقب‌نشینی می‌کند تا باری دیگر بر دشمن خود یورش ببرد و نه آنکه امتیاز بدهد بلکه جنگ پایان پیدا کند! در واقع آنچه که مرعشی خواستار آن است، اما زیرکانه به‌شکلی دیگر عنوان کرده «عقب‌نشینی غیرتاکتیکی» است، اما او آن را عمدا «عقب‌نشینی تاکتیکی» بیان می‌کند.

دلیل این موضوع همان چیزی است که رهبر شهید انقلاب فرموده بودند و تحولات دو سال اخیر صدق آن را عیان کرد: «عقب‌نشینی غیرتاکتیکی غضب الهی را به دنبال دارد.»

از سوی دیگر، کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز با حضور خود در برنامه‌ی «به وقت ایران» تلاش داشته روایتی را بازتاب بدهد که گویی ایران هیچ امکانی برای مقاومت در برابر آمریکا نداشته و از همین رو وی اظهار کرد: «ما نمی‌توانیم پدر آمریکا را در بیاوریم.» گویی که در جنگ رمضان این ایران بود که دربه‌در به دنبال آتش‌بس بوده و نه آنکه ترامپ تقاضای آتش‌بس می‌کرده است!

از این گذشته، شاخص‌ترین شخص در زمینه‌ی سازش در برابر آمریکا یعنی محمدجواد ظریف نیز باری دیگر با حواشی جدید ظاهر شده است. ظریف که حضورش همواره ملتهب‌ساز فضای سیاسی ایران بوده در جدیدترین بیاناتش گفته: «چرا عهدنامه ترکمانچای امضا شد؟ چون [روسیه]آمده پشت قزوین و دارد می‌آید تا تهران را بگیرد.

موجودیت کشور در خطر است. می‌رود یک توافقی می‌کند که بقا را حفظ کند.» در واقع ظریف وضعیت فعلی را مقارن «موقعیت ترکمانچای» دانسته و تلاش می‌کند اینگونه بازنمایی کند که «باید بدهیم برود داد تا بقا حفظ بشود». با این وجود مسئله‌ای همچنان باقی است؛ تا کی و کجا باید امتیاز داد و اگر خود امتیاز دادن مقدمه‌ای برای سلب بقا بشود چه باید کرد؟ پرسشی که برای آن با توجه به زیاده‌طلبی آمریکایی‌ها پاسخی نمی‌توان یافت.

تجربه و برسازی «ایران ضعیف»

ایده‌ی نهایی پدرخوانده‌های اصلاح‌طلب این است که باید امتیازی داد تا «راه خروجی» برای ترامپ ایجاد بشود، اما هیچ‌کدام توانایی آن را ندارند تا تضمین بدهند پس از امتیاز دادن به ایران حمله‌ای نخواهد شد. در واقع، تجربه مذاکرات پیشاجنگ ۱۲ روزه و رمضان که ایران حاضر به دادن امتیازاتی به آمریکا بود، اما باز به کشور حمله شد، نشان داد که قرار گرفتن در موضع امتیازدهی تنها تصور آمریکایی‌ها از «ایران ضعیف» را تقویت می‌کند.

از همین رو بود که در سفر اخیر پزشکیان به آمریکا، ترامپ بدان شکل تهدیداتی علیه ایران مطرح و روند تهدیدات هم شدت پیدا کرد.

به تعبیر دیگر، امتیاز دادن به آمریکای ترامپ به عکس عهدنامه ترکمانچای که «پایان جنگ» را رقم زد نه منجر به این موضوع بلکه به حملات گسترده‌تر منتج خواهد شد. از این رو، ایده «راه خروج» پدرخوانده‌های اصلاح‌طلب بیش از آنکه به ترکمانچای مشابهت داشته باشد به «معاهده مونیخ» در سال ۱۹۳۸ شباهت دارد که در آن چمبرلن، نخست‌وزیر بریتانیا تلاش کرد با دادن امتیازی به هیتلر جنگ را به تعویق بیندازد. با این وجود باز هم جنگ دوم بین‌الملل رقم خورد و سازش چمبرلن به عبرتی در تاریخ بین‌الملل تبدیل شده است.

پرهیز از مذاکره زیر تهدید

همانطور که مایکل هندل در کتاب «جنگ، راهبرد، اطلاعات» نوشته: «در بیشتر جنگ‌های فرسایشی طولانی به محض آنکه یک طرف به طور مستقیم یا از طریق میانجی اعلام می‌کند که علاقمند به گفت‌و‌گو برای خاتمه‌ی جنگ است، طرف مقابل این اعلام را به منزله‌ی تصمیم از موضع ضعف قلمداد می‌کند و بار دیگر امیدوار می‌شود که پیروزی دست‌یافتنی است. از این رو، تلاش برای مذاکره در خصوص خاتمه‌ی جنگ گاهی ممکن است نوعی خودانکاری باشد در حالی که امتناع به‌ظاهر لجاجت‌آمیز از مذاکره ممکن است به عنوان نشانه‌ی قدرت تصور شود و در نتیجه عملا فرایند چانه‌زنی را تقویت کند.»

با اقتباس از تقریرات هندل می‌توان گفت اظهاراتی که بازتاب‌دهنده‌ی ضعف باشند و یا همان چیزی که پدرخوانده‌های اصلاح‌طلب «راه خروج» می‌پندارند آن هم به موازات تشدید تهدید‌ها علیه کشور، نه مانع از جنگ بلکه منجر به بی‌محاباتی هرچه بیشتر ترامپ و شکل‌گیری تصور «امکان دستیابی به پیروزی» توسط وی خواهد شد. امری که در صورت عدم پرهیز از آن، شدت و گستره جنگ احتمالی علیه ایران را افزایش نیز خواهد داد.