۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۶
دستانی که سال‌ها برای مدافعان وطن گرما آفرید؛

ننه عصمت آسمانی شد

ننه عصمت
فاطمه فلکیان، معروف به «ننه عصمت»، بانوی یزدی‌ای بود که سال‌ها با دستان مهربانش برای رزمندگان دوران دفاع مقدس و پس از آن برای مرزبانان وطن دستکش می‌بافت
کد خبر : ۷۵۱۴۸۶

به گزارش صراط به نقل از فارس، او با لبیک به فرمان امام خمینی (ره) و با شنیدن خبر سرمای طاقت‌فرسای مناطق جنگی، بافتن دستکش برای رزمندگان را آغاز کرد و حتی پس از پایان جنگ نیز با وجود کهولت سن و بیماری، دست از این کار نکشید.️دستکش‌های ننه عصمت در سال‌های اخیر به نمادی از ایثار، مقاومت و جهاد مردمی تبدیل شد؛ یادگاری ماندگار از بانویی که سال‌ها با دستان خسته‌اش، گرمای محبت را به حافظان وطن هدیه کرد.

ننه عصمت؛ بافندهٔ امید در دل نبردها

دست‌هایش 46 سال میل بافتنی را رها نکرد؛ از روزهایی که زمستان جبهه‌های حق علیه باطل دستان رزمنده‌ها را به اسلحه می‌چسباند، تا سال‌هایی که مرزبانان و مدافعان حرم چشم‌به‌راه گرمای دستکش‌هایش بودند. «ننه عصمت»، که با هر گره کاموا، ذکری می‌گفت و عهدی را ادا می‌کرد، امروز برای همیشه میل بافتنی‌اش را زمین گذاشت.
در تاریخ مقاومت مردم ایران، نام‌ها و چهره‌های بسیاری ثبت شده که هر یک به سهم خود، تکه‌ای از پازل ایستادگی این سرزمین را کامل کرده‌اند. در میان این چهره‌ها، زنانی بودند که دور از خط مقدم، اما با دستان پرتوان و قلبی سرشار از عشق و ایمان، گرمای حضور خود را به جبهه‌ها می‌رساندند. یکی از این چهره‌های ماندگار، فاطمه فلکیان، مشهور به «ننه عصمت»، بانوی یزدی تباری است که با بافتن دستکش و شال‌گردن، سال‌ها همراه رزمندگان، مرزبانان و مدافعان حرم بود. او که در شهریور ۱۳۱۹ در شهر یزد متولد شد، با ساده‌ترین ابزار ممکن، اثری عمیق و ماندگار از خود به‌جای گذاشت.
او که در محدوده باغ فیض تهران سکونت داشت امروز و برای همیشه میل‌های بافتی‌اش را زمین گذاشت و دعوت حق را لبیک گفت.

پسری نداشتم که به جبهه بفرستم اما ...

در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله، ننه عصمت با شنیدن خبر سرمای طاقت‌فرسای جبهه‌ها تصمیم گرفت به شکلی متفاوت در پشتیبانی از رزمندگان سهیم شود. می‌گفت: «پسری نداشتم که به جبهه بفرستم. به دلم افتاد حداقل با هنر بافتنی برای رزمنده‌ها شال و دستکش ببافم. شنیده بودم در جبهه هوا آن‌قدر سرد بوده که دستانشان به اسلحه می‌چسبیده. دلم برایشان سوخت و از همان موقع عهد کردم تا زنده‌ام شال‌گردن و دستکش ببافم و از این کار خسته نمی‌شوم.»او در ادامه درباره فضای آن روزها می‌گفت: «آن موقع برای کمک به جبهه، عده‌ای مربا می‌پختند، ‌برخی از خانم‌های خیاط‌خانه داشتند و عده‌ای چون من نیز شال‌وکلاه می‌بافتند. خیلی‌ها هم پول و طلا برای جبهه می‌فرستادند.
 من هم به همین شکل می‌خواستم دین خودم را به رزمنده‌ها ادا کنم.»دختر ننه عصمت: مادرم تا آخرین نفس برای رزمندگان مادری کردو حال تنها فرزند ننه عصمت می‌گوید: سال 51 ازدواج کرده و از یزد به تهران آمدم، ‌مادرم اوایل جنگ می‌گفت هر که کاری در توان دارد برای رزمندگان انجام می‌دهد و من هم باید برایشان مادری کنم، به کارخانه می‌رفتند و کاموا می‌خریدند و از همان آغاز جنگ تا به قول خودشان لحظه‌ای که نفس داشتند دست از این کار نکشیدند.بیشتر به بافت دشت‌کش در رنگ‌های سورمه‌ای، سبز و بنفش علاقه داشتند و در سال‌هایی که به تهران آمده بودند پسرم برای مادربزرگ از بازار کاموا تهیه می‌کرد و مادر نیز همان رسالت زمان جنگ را ادامه می‌داد.
 داماد ننه عصمت نیز او را برکت زندگی و خانه‌اش می‌داند و امروز در خداحافظی آخر این مادر نه یک خانواده بلکه رزمندگان و هنرمندان انقلابی زیادی سوگوار مادر مجاهد ایران زمین هستند.
ننه عصمت آسمانی شد

بافته‌های ننه عصمت تا فلسطین و غزه سفر کرد

برای ننه عصمت، پایان جنگ و هشت سال دفاع مقدس به معنای پایان این همراهی نبود. او پس از آن دوران هم دست از کار نکشید و دستکش می‌بافت و به مرزبانان وطن هدیه می‌داد. کهولت سن و ضعف جسمی هم مانع ادامه این راه نشد. او هنگام بافتن، هر دانه را با ذکر می‌بافت و می‌گفت: «یکی زیر، یکی رو، با هر گره‌ای که می‌زنم یک ذکر می‌گویم.» مقصد دستکش‌هایش در سال‌های بعد به مدافعان حرم، جبهه مقاومت و مردم فلسطین و غزه نیز گسترش یافت. او با حسرت می‌گفت: «خدا لعنتشان کند که مردم غزه را آواره کردند. دلم برایشان می‌سوزد.
 امیدوارم امسال دستکش‌هایم به دست همین مردم برسد. ای‌کاش می‌توانستم بیشتر کار کنم. اگر نزدیک بودم، از هیچ کمکی دریغ نمی‌کردم.»

دستکش‌هایی که نماد مقاومت شد

دستکش‌های ننه عصمت در سال‌های اخیر به نمادی برای مقاومت و جهاد مردمی تبدیل شد. جشنواره مردمی فیلم عمار جایزه‌ای ویژه با عنوان «دستکش ننه عصمت» را به برگزیدگان اهدا کرد. دریافت‌کنندگان این جایزه شامل چهره‌هایی نظیر مسعود ده‌نمکی، محمدباقر مفیدی‌کیا، محسن اردستانی رستمی، مهدی نقویان، سید مسعود شجاعی طباطبایی، زهرا چخماقی، میلاد گودرزی، حمیدرضا یحیی‌زاده، میکائیل براتی، محمدجواد طاهری و گروه سرود ماح لنگرود بوده‌اند.در شانزدهمین دوره این جشنواره، جایزه ویژه «دستکش ننه عصمت» و جایزه ویژه مسجد جامع ابوذر که از شیشه‌های خردشده این مسجد در اغتشاشات ساخته شده بود، به بهروز افخمی اهدا شد اما ننه عصمت خود آرزو داشت دستکشی که برای رهبر شهید انقلاب بافته بود، به دست ایشان برسد و همیشه می‌گفت: «امیدوارم دستکشی که بافته‌ام به دست رهبر برسد.»

درس امام خمینی (ره) در مکتب ایثار و مقاومت

روایت ننه عصمت نشان می‌دهد که پشتیبانی مردمی، بخش جدایی‌ناپذیر مقاومت است؛ همان حقیقتی که امام راحل (ره) بر آن تأکید داشتند و فرمودند: «الآن که شما در جبهه‌های جنگ هستید و ارتشی‌های ما که خداوند نصرتشان بدهد، در مراکز فعال هستند، الآن کی هست که دارد از آنها پشتیبانی می‌کند؟ آن زن‌هایی که برای شما نان می‌پزند و آن مردمی که برای شما پول می‌دهند و آن مردمی که برای شما ذخیره می‌دهند و آن‌قدر چیزها را می‌فرستند.» ننه عصمت نمونه‌ای از زنانی بود که دور از میدان نبرد، اما با ابزار ساده خود، سهمی اثربخش و ماندگار در دفاع ایفا کردند. او از دیدار رزمندگان با خود چنین می‌گفت:«خیلی از رزمنده‌ها به دیدنم می‌آمدند و از من تشکر می‌کردند. وقتی می‌دیدم هنوز دستکش‌هایم را نگه داشته‌اند، خوشحال می‌شدم.»

بسته‌ای همسایه شقایق‌ها

یکی رو، یکی زیر؛ با هر گرهی که با میل به نخ‌های رنگی می‌زند ذکری می‌خواند. دلش گرم بود به اینکه دسترنجش دستان رزمنده‌ها را گرم خواهد کرد. فرقی هم برایش نمی‌کرد؛ چه مثل آن سال‌ها رزمنده‌های دفاع مقدس باشند و چه مثل این روزها مدافعان حرم و مرزبانان وطن.متن تقدیم‌نامه ایمان کیخا، کارگردان مستند «ننه عصمت»: «تقدیم به حاج صادق آهنگران، مردی از جنس حضور... بدین‌وسیله اثر ناقابل خود را (نمای بسته‌ای از همسایه شقایق‌ها) که با روایت ایثارگری‌های سرکار خانم عصمت فلکیان (ننه عصمت عماری‌ها) ارزش پیدا کرد با خضوع، ادب و احترام خدمت شما تقدیم می‌نمایم.مستند «ننه عصمت» به کارگردانی ایمان کیخا نیز، روایتی از زندگی و فعالیت‌های این بانوی ایثارگر است که برای آشنایی بیشتر با او و مسیر پرفراز و نشیبش قابل تماشا است.
ننه عصمت، بانویی از دل جامعه، با هنری ساده اما نیتی بزرگ، الگویی از مسئولیت‌پذیری و ایثار را به نمایش گذاشت و ثابت کرد که حضور در جبهه مقاومت، تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود؛ گاهی یک جفت دستکش بافته‌شده با عشق، می‌تواند به اندازه یک سلاح، در روحیه رزمندگان اثر بگذارد. میراث او نه فقط در دستکش‌هایی که به دست مدافعان رسید، بلکه در فرهنگی است که پشتیبانی مردمی را ارج می‌نهد.
برچسب ها: ننه عصمت