۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۳

۳۱.۵ میلیون جان‌فدا برای حل مشکلات کشور وارد میدان می‌شوند

ساسان زارع، سخنگوی پویش جان‌فدا، از برنامه‌ریزی برای استفاده از ظرفیت ثبت‌نام‌کنندگان این پویش در راستای حل مشکلات کشور خبر داد. وی با اشاره به ثبت‌نام ۳۱.۵ میلیون نفر، درباره نحوه به‌کارگیری این ظرفیت توضیحاتی ارائه کرد.
کد خبر : ۷۵۱۳۷۶
گروه قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس: پویش جانفدا در ایام جنگ رمضان کار خود را آغاز کرد و طی آن مقرر شد کسانی که داوطلب دفاع از وطن و حضور در میدان جنگ هستند، نام‌نویسی کنند. استقبال از این پویش بیش از انتظارها بود و نهایتاً 31 میلیون 500 هزار نفر در این پویش نام‌نویسی کردند.ساسان زارع سخنگوی پویش جانفدا درباره جوانب مختلف آن و همچنین جزئیات پویش نکاتی را با خبرنگار فارس مطرح کرد که در ادامه می‌خوانید.
 
به گزارش صراط به نقل از فارس،ایده راه‌اندازی پویش جانفدا از کجا شکل گرفت و چگونه این ایده عملیاتی شد؟ایده شکل‌گیری پویش «جان‌فدا برای ایران» حاصل تصمیم یا ابتکار یک فرد خاص نبود، بلکه از دل تجربه‌های اجتماعی و رسانه‌ای سال‌های گذشته و رصد فضای جامعه شکل گرفت. ما در این سال‌ها تجربه‌های مختلفی در زمینه پویش‌های اجتماعی و رسانه‌ای داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که پویش‌هایی موفق‌ترند که پیش از ورود به رسانه، در میدان اجتماعی شکل گرفته باشند و مورد اقبال مردم قرار بگیرند.گاهی می‌خواهیم مفهومی را در جامعه ترویج کنیم و برای این کار از رسانه شروع می‌کنیم، اما در مواردی دیگر، ابتدا میدان را رصد می‌کنیم تا ببینیم جامعه چه حرفی برای گفتن دارد و از چه موضوعی حمایت می‌کند. تجربه نشان داده است پویش‌هایی که از دل خواست و احساسات مردم شکل می‌گیرند، ظرفیت بیشتری برای فراگیر شدن دارند.
 
اگر به سال‌های ابتدایی انقلاب هم نگاه کنیم، می‌بینیم که بسیاری از حرکت‌های مردمی و جریان‌های خدمت‌رسانی که بعدها در قالب نهادهای انقلابی سازمان‌دهی شدند، پیش از صدور فرمان امام شکل گرفته بودند. جهاد سازندگی ابتدا در میدان به وجود آمد و سپس امام به آن ضریب داد. بسیج عمومی نیز ابتدا در بستر جامعه شکل گرفت و بعد با حمایت امام و همراهی رسانه‌ها گسترش پیدا کرد.
 
کلیدواژه «جان‌فدا» از ادبیات مردم استخراج شد
 
با همین نگاه، در رصدهایی که از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی داشتیم، متوجه شدیم که تمایل مردم برای اعلام آمادگی و قرار گرفتن در کنار نیروهای مسلح با هدف دفاع از کشور، بسیار گسترده است. مردم با عبارت‌ها و کلیدواژه‌های مختلفی این احساس را بیان می‌کردند، اما در میان آن‌ها، کلیدواژه «جان‌فدا» با استقبال و واکنش مثبت بیشتری روبه‌رو شد.فدا کردن جان در راه دین و میهن، ریشه‌ای عمیق در فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی و شیعی ما دارد و همواره مورد ستایش و احترام مردم بوده است. از طرف دیگر، این کلیدواژه پیش از جنگ اخیر نیز سابقه استفاده داشت. حدود سه سال پیش، در سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، عبارت «جان‌فدا» با الهام از بخشی از وصیت‌نامه او مورد توجه قرار گرفته بود؛ آنجا که خطاب به مردم ایران گفته بود: «مردم عزیز ایران، جان من و هزاران تن امثال من هزاران بار فدای شما باد.»در کنار این موضوع، کلیدواژه «ایران» نیز در رصدهای اجتماعی ما اهمیت ویژه‌ای داشت. به نظر می‌رسید ظرفیت این مفهوم، آن‌طور که باید، در سال‌های گذشته مورد توجه قرار نگرفته است؛ در حالی که ایران، به‌عنوان مام میهن، نقطه اشتراک و پیوند همه ایرانیان است.
 
«جان‌فدا برای ایران» با الهام از تعبیر حاج قاسم درباره ایران انتخاب شد
 
بر همین اساس، پس از بررسی‌های مختلف، عنوان «جان‌فدا برای ایران» برای این پویش انتخاب شد، ترکیبی از دو مفهوم مهم، یعنی آمادگی برای فداکاری در بالاترین سطح و تعلق به سرزمینی که همه ایرانیان آن را خانه مشترک خود می‌دانند. این مفهوم با تعبیر حاج قاسم سلیمانی درباره ایران و جمهوری اسلامی نیز پیوند داشت، همان‌جا که از ایران به‌عنوان حرم یاد می‌کرد.در آغاز، تصور ما این بود که شاید حدود ۱۵ میلیون نفر با این پویش همراه شوند. حتی با خودمان می‌گفتیم اگر این تعداد به ۲۰ میلیون نفر برسد، می‌توان از آن به‌عنوان تحقق آرزوی امام خمینی(ره) برای شکل‌گیری ارتش ۲۰ میلیونی یاد کرد. اما در میانه مسیر، رهبر انقلاب نیز به این موضوع ورود کردند و با تکرار کلیدواژه «جان‌فدا» در پیام‌های مختلف، به آن معنا و جایگاه بیشتری بخشیدند. این اتفاق به شکل‌گیری جهشی جدی در پویش کمک کرد و تعداد همراهان به ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر رسید.
 
به نظر من، اهمیت این استقبال فقط در تعداد افراد ثبت‌نام‌کننده خلاصه نمی‌شد، بلکه پویش «جان‌فدا برای ایران» تصویری از جامعه ایرانی را نشان داد که با تصویری که دشمن تلاش می‌کرد از ایران ارائه دهد، تفاوتی اساسی داشت. دشمن می‌خواست جامعه ایران را جامعه‌ای ازهم‌گسیخته، چندپاره، منفعل و آماده تسلیم نشان دهد، اما استقبال از این پویش تصویری متفاوت را پیش چشم گذاشت: جامعه‌ای که می‌تواند در موضوع دفاع از کشور به نقطه اشتراک برسد، احساس تعلق جمعی خود را ابراز کند و برای مقابله با تهدیدها اعلام آمادگی کند.در واقع، «جان‌فدا برای ایران» از دل همین احساس مشترک شکل گرفت و با پیوند خوردن به یک خواست اجتماعی، به پویشی گسترده تبدیل شد، پویشی که نشان داد مفهوم ایران و آمادگی برای دفاع از آن همچنان ظرفیت زیادی برای ایجاد همبستگی میان مردم دارد.
 
اول انقلاب محور تشکیل گروه‌های مردمی مساجد بودند و به جز اعزام به جبهه کمک‌های زیادی از طریق مسجد برای جبهه جمع‌آوری و ارسال می‌شد، اما امروز فضای مجازی محور شده است، البته الان هم میدان را داریم که بسیار هم خوب است، اما کارایی مسجد را ندارد، جان‌فدا برای استفاده از ظرفیت‌هایی مانند مسجد چه برنامه‌ای دارد؟نهضت‌های اجتماعی به حضور همه مردم نیاز دارند
 
اقتضائات امروز با ابتدای انقلاب متفاوت است و طبیعتاً شیوه کنش اجتماعی در این دوران نیز با آن زمان تفاوت دارد. سال ۱۳۹۶ بود که رهبر انقلاب بر کلیدواژه‌ها و منطق عمل «آتش‌به‌اختیار»، خودجوش و فراگیر تأکید کردند. وقتی یک پدیده اجتماعی قرار است به نهضت تبدیل شود، دیگر تک‌تک مردم و گروه‌های مختلف موضوعیت پیدا می‌کنند، هر فردی، در هر زمان و مکان و متناسب با توانایی خود.منطق پویش‌های اجتماعی نیز همین است. اگر به جامعه بگوییم فقط شما، در یک مکان مشخص، در زمان معین و به شیوه‌ای خاص می‌توانید مشارکت کنید، در واقع دامنه حرکت را محدود کرده‌ایم. نهضت یعنی هر کسی بتواند با هر توانی، در هر مکان و زمانی و در هر حوزه‌ای که امکان فعالیت دارد، اقدامی در راستای آن انجام دهد.پویش «جان‌فدا برای ایران» نیز از همین جنس بود، حرکتی که همه مردم را برای ایران گرد هم می‌آورد. تردیدی نیست که مساجد، بسیجیان و نیروهای حاضر در میدان، سهم مهمی در این حرکت داشتند، اما اتفاق جذاب‌تر این بود که جان‌فدا توانست ظرفیت‌های جدیدی را به ظرفیت‌های موجود و فعال کشور اضافه کند. این پویش صرفاً به گروه‌هایی که پیش‌تر در میدان حضور داشتند محدود نماند، بلکه امکان مشارکت را برای طیف‌های گسترده‌تری از جامعه فراهم کرد.
 
وقتی جامعه باید سمت خود را انتخاب کند
 
به نظر من، یکی از ویژگی‌های مهم این حرکت آن بود که توانست میدان را به شکلی سازمان‌دهی کند که تقریباً کسی در میانه نماند. مسئله به‌روشنی به ایران و غیرایران، و جمهوری اسلامی و مخالفان آن گره خورد و جامعه در برابر یک انتخاب روشن قرار گرفت.در روایتی تاریخی آمده است که وقتی امیرالمؤمنین علی(ع) از جنگ صفین بازمی‌گشتند، یکی از بزرگان آن زمان به حضرت گفت که نه به سود ایشان جنگیده و نه به سود معاویه. حضرت در پاسخ فرمودند: «خَذَلَوا الْحَقَّ وَلَمْ يَنْصُرِ الْبَاطِلَ»، یعنی حق را تنها گذاشتی و یاری‌اش نکردی، هرچند باطل را نیز یاری نکرده‌ای.این روایت نشان می‌دهد که در برخی بزنگاه‌های تاریخی، صرفاً درگیر نشدن با جبهه باطل کافی نیست؛ بلکه باید در حمایت از حق نیز موضع خود را مشخص کرد. در ماجرای جان‌فدا هم شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که مردم احساس کردند باید سمت خود را مشخص کنند و در دفاع از ایران بایستند.حتی در فضای مجازی نیز نمونه‌هایی از این موضع‌گیری‌ها دیده می‌شد. برای مثال، کلیپی از دختری در آلمان منتشر شده بود که ظاهراً پلیس او را بازداشت کرده بود و او در همان شرایط، علیه ایرانیانی که در کنار دشمن قرار می‌گرفتند، موضع می‌گرفت. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد که این دوگانه و ضرورت انتخاب موضع، حتی فراتر از مرزهای کشور نیز بازتاب پیدا کرده بود.
 
منطق هر حرکت نهضتی همین است، هر اندازه محدودیت‌های بیشتری برای مشارکت تعریف کنیم، بخشی از جامعه را از میدان کنار گذاشته‌ایم. اگر برای حضور، محدودیت‌های خاصی از نظر گروه اجتماعی، زمان، مکان یا نوع اقدام تعیین کنیم، عملاً فرصت مشارکت را از عده‌ای می‌گیریم. باید میدان را به‌گونه‌ای طراحی کرد که هر فردی بتواند نسبت خود را با موضوع مشخص کند و به شیوه‌ای که برایش امکان‌پذیر است، در آن سهیم شود.البته این به معنای نادیده گرفتن نقش مساجد، میدان‌ها و بسیج نیست، همه این ظرفیت‌ها مؤثرند و جایگاه مهمی دارند. مسئله این است که چگونه می‌توان در کنار این ظرفیت‌های موجود، امکان حضور و مشارکت گروه‌های بیشتری از مردم را فراهم کرد.
 
مسئله اصلی، به‌کارگیری ظرفیت جان‌فداست
 
به نظر من، امروز پرسش اساسی و راهبردی پیش روی نخبگان کشور، به‌ویژه نخبگان انقلابی و افرادی است که هم اهل فکرند و هم توان اجرایی دارند، این است که چگونه می‌توان ظرفیت پویش جان‌فدا و آنچه می‌توان از آن به‌عنوان «ملت مبعوث» یاد کرد را در خدمت حل مسائل کشور قرار داد.برای پاسخ به این پرسش، باید به تجربه بعثت اجتماعی ملت ایران در جریان پیروزی انقلاب اسلامی بازگردیم. ملت ایران یک بار چنین برانگیختگی گسترده‌ای را تجربه کرده بود؛ زمانی که خواست عمومی این بود که شاه برود و جمهوری اسلامی جایگزین آن شود. امروز نیز در جریان پویش جان‌فدا، مردم بار دیگر در مقیاسی گسترده به میدان آمدند و خواست خود را در قالب دفاع از جمهوری اسلامی و مخالفت با مداخله آمریکا در سرنوشت کشور نشان دادند.
 
حضور میلیونی مردم، برانگیخته شدن احساسات و وجدان عمومی و موضع‌گیری گسترده آنان، یادآور همان ظرفیت اجتماعی بود که در جریان انقلاب به ظهور رسید. در آن مقطع نیز مردم با حضور خود تکلیفشان را روشن کردند و در همه‌پرسی جمهوری اسلامی، بیش از ۹۸ درصد شرکت‌کنندگان به آن رأی مثبت دادند.
 
از برانگیختگی اجتماعی تا حل مسائل کشو
 
رپس از پیروزی انقلاب، مسئله اصلی امام خمینی(ره)، نخبگان جوان و بزرگان انقلاب این بود که چگونه انرژی متراکم و برانگیختگی ملت ایران را در مسیر حل مسائل کشور هدایت کنند. این ظرفیت باید در خدمت موضوعاتی همچون دفاع، امنیت، سوادآموزی، ریشه‌کنی فقر، خودکفایی و دیگر نیازهای جامعه قرار می‌گرفت. به این ترتیب، حرکت اجتماعی مردم می‌توانست به بستری برای پیشبرد اهداف و حل مشکلات کشور تبدیل شود.امروز نیز به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین مسائل کشور همین است. ما با ظرفیتی گسترده از حضور، انگیزه و آمادگی اجتماعی روبه‌رو هستیم که نباید به‌سادگی از کنار آن عبور کنیم. مسئله صرفاً شکل‌گیری یک پویش یا ثبت مشارکت میلیون‌ها نفر نیست، پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان این سرمایه اجتماعی را حفظ کرد و با ایجاد ابزارها و بسترهای مناسب، آن را به سمت حل مسائل واقعی کشور هدایت کرد.این موضوع یکی از دغدغه‌های جدی من است، اینکه چگونه می‌توان از ظرفیت متراکم این بعثت اجتماعی برای پیشبرد امور کشور بهره گرفت. اگر بتوانیم راه‌های مشارکت مؤثر مردم را در حوزه‌های مختلف فراهم کنیم، این برانگیختگی اجتماعی می‌تواند فراتر از یک مقطع خاص، به نیرویی ماندگار برای حل مشکلات و پیشرفت ایران تبدیل شود.
 
تکمیل ظرفیت هزار گردان در کمتر از ۱۰۰ دقیقه
 
به این جمع‌بندی رسیدیم که در گام نخست، می‌توان با استفاده از همان فناوری و سازوکار پویش‌های رسانه‌ای و اجتماعی، ظرفیت‌های مردمی را شناسایی کرد و به میدان آورد. یکی از نخستین حوزه‌هایی که برای این کار در نظر گرفتیم، آموزش نظامی بود.ما از همکاران صداوسیما دعوت کرده بودیم در روزی که سامانه در دسترس قرار می‌گرفت، حضور داشته باشند. هدف این بود که بتوانیم هزار گردان اولیه نظامی را سازمان‌دهی کنیم. کسانی که با امور نظامی آشنایی دارند، می‌دانند هزار گردان چه ظرفیت قابل‌توجهی ایجاد می‌کند و از نظر بازدارندگی چه اهمیتی دارد.تصور ما این بود که اگر ساعت پنج بعدازظهر سامانه را فعال کنیم، تا ساعت ۱۲ شب ظرفیت هزار گردان تکمیل شود؛ به‌ویژه اینکه تبلیغات اولیه نیز به یکی دو روز و اقداماتی مانند ارسال پیامک و پخش زیرنویس تلویزیونی محدود شده بود. اما برخلاف انتظار، در کمتر از ۱۰۰ دقیقه ظرفیت پیش‌بینی‌شده تکمیل شد.یکی از خبرنگاران صداوسیما با دیدن این اتفاق، از شدت تأثر اشک در چشمانش جمع شده بود. وقتی علت را پرسیدم، گفت تا پیش از این، چنین اتفاقی را بیشتر در سامانه‌های فروش خودرو، طلا و سکه دیده بودیم؛ جایی که ظرفیت ثبت‌نام در مدت کوتاهی تکمیل می‌شد و سامانه بسته می‌شد. اما این بار همان اتفاق برای پویش جان‌فدا رخ داده بود. این واکنش برای ما نیز معنادار بود؛ زیرا نشان می‌داد مردم برای مشارکت در موضوعی مرتبط با دفاع از کشور، آمادگی گسترده‌ای دارند.
 
ظرفیت 31.5 میلیون نفری جانفدا اگر هر جای دنیا باشد می‌توان از آن استفاده‌های زیادی کرد، ما چقدر توانسته‌ایم از این ظرفیت ساماندهی شده در پیشبرد امور مملکت، اصلاح ساختار و... استفاده کرده‌ایم؟شناسایی توانمندی‌های مردم؛ از امداد تا فعالیت رسانه‌ای
 
در مرحله برنامه‌ریزی و ظرفیت‌سنجی، تلاش کردیم به‌جای اینکه از پیش درباره توانایی‌ها و زمینه‌های مشارکت مردم تصمیم بگیریم، مستقیماً از خود آن‌ها سؤال کنیم. از مخاطبان پرسیدیم که آیا حاضرند برای کشور وقت بگذارند، چه میزان زمان می‌توانند اختصاص دهند و در چه حوزه‌هایی توانایی کمک دارند.این حوزه‌ها شامل دفاعی، امدادی، اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای و پشتیبانی بود. در پاسخ‌ها، حدود ۲۶ تا ۳۶ درصد افراد اعلام کردند که آمادگی دارند در حوزه نظامی آموزش ببینند و نقش‌آفرینی کنند، یعنی رقمی در حدود ۱۰ میلیون نفر.در حوزه امدادی نیز استقبال قابل‌توجهی وجود داشت و میزان آمادگی در حوزه اجتماعی هم در همین حدود بود. البته مشارکت مردم به اعلام آمادگی برای حضور میدانی محدود نمی‌شد. عده‌ای اعلام کردند که می‌توانند به‌صورت ماهانه برای حل مسائل کشور کمک مالی کنند. گروهی دیگر از تجهیزات، امکانات و زیرساخت‌هایی گفتند که می‌توانند در اختیار این حرکت قرار دهند.در میان پاسخ‌ها، رانندگان خودروهای سنگین و کشنده نیز برای همکاری اعلام آمادگی کرده بودند. همچنین بیش از یک میلیون نفر اعلام کردند که به زبان دوم یا سوم تسلط دارند و در صورت دریافت آموزش‌های رسانه‌ای، حاضرند از توانایی خود برای فعالیت رسانه‌ای در حمایت از ایران استفاده کنند.
 
بنابراین، با مجموعه‌ای متنوع از ظرفیت‌ها روبه‌رو بودیم؛ از افرادی که آمادگی یادگیری و فعالیت در حوزه دفاعی داشتند تا کسانی که می‌توانستند در امداد، فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، پشتیبانی مالی، تأمین تجهیزات یا عرصه رسانه نقش ایفا کنند. این ظرفیت‌ها شناسایی شده‌اند و برای بهره‌گیری از آن‌ها، عملیات‌ها و برنامه‌هایی در دست طراحی قرار گرفته است.
 
جان‌فدا؛ ساختار سازمانی یا چتری برای مشارکت عمومی؟
 
در اینجا باید به یک تفاوت مهم در نگاه به پویش جان‌فدا توجه کرد. گاهی ممکن است جان‌فدا را ساختاری در کنار سایر ساختارهای موجود در کشور ببینیم و بخواهیم آن را با یک الگوی هرمی سازمان‌دهی کنیم. در چنین برداشتی، باید برای این جمعیت گسترده، تشکیلاتی مستقل ایجاد کرد و افراد را در سلسله‌مراتب مشخصی قرار داد.اما نگاه دیگری هم وجود دارد: اینکه جان‌فدا را نه صرفاً یک ساختار سازمانی، بلکه هویتی ملی و شبکه‌ای توزیع‌شده و فراگیر در نظر بگیریم؛ هویتی که بتواند ظرفیت‌های موجود را به یکدیگر پیوند دهد و زمینه مشارکت افراد را در موقعیت‌های مختلف فراهم کند.
 
در این نگاه دوم، جان‌فدا در جریان عملیات‌های حل مسئله معنا پیدا می‌کند. اگر بخواهیم ۳۰ میلیون نفر را به یک ساختار سازمانی واحد تبدیل کنیم، با واقعیت متنوع جامعه مواجه خواهیم شد. بخشی از این افراد عضو بسیج هستند، گروهی در هلال‌احمر فعالیت می‌کنند و عده‌ای نیز در قالب حرکت‌های خودجوش فرهنگی و اجتماعی به جامعه خدمت می‌رسانند. هر کدام از این مجموعه‌ها، هویت، تجربه و سازوکار فعالیت خود را دارند.قرار نیست همه این افراد از ساختارهای فعلی خود جدا شوند یا در تشکیلاتی تازه قرار بگیرند. می‌توان جان‌فدا را به‌عنوان یک هویت مشترک و چتری فراگیر در نظر گرفت که افراد و گروه‌های مختلف، با حفظ ظرفیت‌ها و هویت‌های خود، زیر آن گرد هم بیایند.بر این اساس، اگر برای روز، ساعت و موضوع مشخصی، مأموریتی در راستای حل یکی از مسائل کشور تعریف شود، هر فردی که توانایی و امکان مشارکت داشته باشد، می‌تواند به میدان بیاید؛ چه عضو بسیج باشد، چه از فعالان هلال‌احمر و چه کنشگر حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی.مزیت چنین رویکردی این است که به‌جای ساختن یک تشکیلات موازی و محدود کردن مشارکت به اعضای آن، از ظرفیت‌های پراکنده و متنوع جامعه استفاده می‌کند. در واقع، هدف این است که هویت مشترک جان‌فدا به بستری برای پیوند توانمندی‌های مردم و به‌کارگیری آن‌ها در حل مسائل کشور تبدیل شود.
 
جان‌فدا؛ حرکت حول مسائل مورد اجماع ملی
 
برای اینکه مشخص کنیم ظرفیت مردمی جان‌فدا در چه حوزه‌هایی می‌تواند به کار گرفته شود، در پنج عرصه نظامی، امدادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای به دنبال شناسایی مسائل اولویت‌دار رفتیم. معیار ما این بود که هر مسئله، از یک سو مطالبه اجتماعی داشته باشد و بتواند زمینه اجماع و بسیج مردم را فراهم کند و از سوی دیگر، تجربه موفقی از حل مردمی آن در کشور وجود داشته باشد یا امکان حل مسئله به دست مردم و ارائه الگویی الهام‌بخش از این مشارکت فراهم باشد.بر اساس این شاخص‌ها، تعدادی از مسائل در اولویت قرار گرفتند و روی میز آمدند. یکی از آن‌ها، شکل‌گیری گردان‌های مقاومت ملی جان‌فدا بود که به نقطه‌ای برای بروز بخشی از این ظرفیت عظیم ملی تبدیل شد. البته درباره سایر عملیات‌های جان‌فدا ترجیح می‌دهم در زمان مناسب و در چارچوب خودشان صحبت شود.نکته اصلی، منطق حاکم بر این حرکت است: جان‌فدا حول یک مسئله مورد اجماع ملی گرد هم می‌آید، یک عملیات گسترده مردمی شکل می‌دهد و به حل آن مسئله کمک مؤثر می‌کند. این الگو، چارچوب فعالیت جان‌فداست؛ نه اینکه جان‌فدا به‌عنوان ساختاری جداگانه در کنار دیگر ساختارهای کشور قرار بگیرد. هدف، طراحی و اجرای یک حرکت نهضتی با مشارکت همگانی است؛ حرکتی که بتواند ظرفیت‌های متنوع مردم را در مسیر حل مسائل کشور به کار بگیرد.
 
سویه‌هایی از مخالفت در جان‌فدا در رسانه‌ها دیده‌ می‌شود، مثلاً می‌گویند جانفدا تشکیلات نظامی‌است، یا می‌خواهند فضای مملکت را جنگی کنند، یا آموزش‌های نظامی را زیر سؤال می‌برند، حال واکنش شما نسبت به این پدیده‌ها چیست؟اجماع داخلی بر سر اصل پدیده جان‌فدا
 
من در رسانه‌های رسمی و از سوی جایگاه‌های رسمی داخل کشور، هیچ‌گاه با موضع‌گیری صریحی در نفی اصل پدیده جان‌فدا مواجه نشده‌ام. البته رسانه‌های معاند در این زمینه اقدامات زیادی انجام دادند؛ از انتشار اخبار جعلی، از جمله ادعاهای مکرر درباره هک شدن سامانه جان‌فدا، تا زیر سؤال بردن آمار مشارکت‌کنندگان. این موارد بارها تکرار شد، اما در داخل کشور، من با نمونه‌ای از نفی اصل این حرکت مواجه نشدم.البته گاهی در نحوه انتخاب واژه‌ها و نوع پرداختن به جان‌فدا، کج‌سلیقگی‌هایی دیده‌ام، اما این مسئله با زیر سؤال بردن اصل پدیده متفاوت است. درباره فضاسازی رسانه‌های معاند نیز یا پاسخ‌های مستند داده شده یا با توجه به ماهیت این رسانه‌ها، ضرورتی برای پاسخ‌گویی به همه ادعاها دیده نشده است. به هر حال، به اعتقاد من، در داخل کشور اجماع گسترده‌ای درباره اصل این حرکت وجود داشته است.ممکن است گاهی فردی در دولت یا در موقعیتی رسمی، اظهارنظری کرده باشد که از نظر من با کج‌سلیقگی همراه بوده است؛ اما این را نباید به معنای مخالفت با اصل جان‌فدا تلقی کرد. برای نمونه، آقای پزشکیان از جمله افرادی بود که از همان ابتدا به این پویش پیوست، در جمع‌های مرتبط با آن حضور پیدا کرد و بارها درباره جان‌فدا سخن گفت. او همچنین جلساتی با ستاد مردمی جان‌فدا برای بررسی چگونگی استفاده از این ظرفیت در حل مسائل کشور برگزار کرد.
 
به همین دلیل، من ایشان را از جمله حامیان جدی این حرکت می‌دانم و حتی معتقدم می‌توانست به‌عنوان یکی از چهره‌های معرف و سفیر این پویش شناخته شود. ممکن است افرادی در محافل غیررسمی، دیدگاه‌های مخالفان را تکرار کرده باشند، اما من در فضای داخلی کشور، نمونه مشخصی از مخالفت با اصل این پدیده در ذهن ندارم. آنچه از سوی رسانه‌های معاند و برخی چهره‌های خارج از کشور مطرح شده، موضوع دیگری است و باید در همان چارچوب بررسی شود.
 
در جانفدا با پدیده‌ای مواجه هستیم که بخش عمده‌ای از مملکت را شامل می‌شود، حال ما چه برداشت و تصویری از رهبری داریم که مردم ماه‌هاست ایشان را ملاقات نکرده‌اند، حال بفرمایید که حمایت‌های ایشان از جان‌فدا و پشتیبانی‌هایشان از پویش‌ چگونه است و شما دعوت رهبر انقلاب به دویدن در این راه و کار زیاد انجام دادن را چطور تلقی می‌کنید؟مسئله اصلی؛ چگونه از ظرفیت «ملت مبعوث» استفاده کنیم؟
 
به نظر من، نکته مهمی که باید بیش از پیش به آن توجه کنیم، استفاده هوشمندانه، هدفمند و حداکثری از ظرفیت «ملت مبعوث» است؛ ظرفیتی که جان‌فدا یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود و حضور مردم در میدان نیز جلوه دیگری از آن است.تصور می‌کنم یکی از بزرگ‌ترین و فوری‌ترین دغدغه‌های رهبر انقلاب نیز باید همین باشد که چگونه می‌توان این ظرفیت عظیم اجتماعی را به‌درستی به کار گرفت. مسئله فقط این نیست که مردم در یک مقطع حساس به میدان بیایند یا در یک پویش ثبت‌نام کنند؛ مسئله این است که چگونه می‌توان این آمادگی و انگیزه عمومی را به مشارکت مؤثر، مستمر و هدفمند در حل مسائل کشور تبدیل کرد.
 
اگر بتوانیم سازوکارهای لازم را فراهم کنیم، این سرمایه اجتماعی می‌تواند در حوزه‌های مختلف، از دفاع و امداد تا فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای، نقش‌آفرینی کند. جان‌فدا در این نگاه، یک عنوان محدود یا یک تشکیلات مستقل نیست، بلکه بستری برای پیوند دادن ظرفیت‌های مردم و هدایت آن‌ها به سمت مسائل و نیازهای مشترک کشور است.
 
مسئولان هنوز با منطق پیش از بعثت اجتماعی به مردم نگاه می‌کنند
 
به نظر من، یکی از مشکلات این است که برخی متولیان امور همچنان با همان نگاه پیش از بعثت اجتماعی به مردم نگاه می‌کنند و جامعه را با همان مبانی و پیش‌فرض‌های قبلی تحلیل می‌کنند. طبیعی است که با چنین نگاهی، گاهی اظهارنظرهایی مطرح شود که با واقعیت جدید جامعه تناسبی ندارد.در مقابل، کسی که این تحول را به‌درستی درک کرد و این کلیدواژه و مفهوم را رها نکرد، رهبر انقلاب بودند. اگر به پیام‌های ایشان نگاه کنید، می‌بینید که در بسیاری از آن‌ها به این ملت مبعوث و جمعیت میلیونی جان‌فدا اشاره می‌شود. حتی پس از شکل‌گیری پدیده جان‌فدا، ایشان از شهدا نیز با این کلیدواژه یاد کردند و به گسترش این ادبیات کمک کردند.این توجه صرفاً به پیام‌های علنی محدود نیست. در تدابیر رسمی برای پیشبرد امور کشور نیز، استفاده از ظرفیت مردم در میدان و ظرفیت حدود ۳۰ میلیون نفری جان‌فدا به‌صورت مکرر مورد تأکید و پیگیری قرار گرفته است. برداشت من این است که رهبر انقلاب بر استفاده از این ظرفیت تأکید جدی دارند و پیگیرند که در بهره‌گیری از آن تأخیر و تعلل نشود. البته تأخیرهایی اتفاق افتاده و اکنون نیز موضوع جبران آن‌ها مطرح است.
 
ما که در این حوزه مسئولیت خدمت به مردم را بر عهده داشته‌ایم، امروز خود را در برابر این ظرفیت، مسئول و حتی بدهکار می‌دانیم. بابت کم‌کاری‌ها، غفلت‌ها و تعلل‌هایی که ممکن است موجب شده باشد از آمادگی مردم به‌اندازه کافی استفاده نکنیم، احساس مسئولیت سنگینی داریم. امیدواریم با توسل به خداوند متعال و ائمه اطهار(ع)، بتوانیم این فرصت‌ها را جبران کنیم؛ چراکه معتقدیم در برابر تک‌تک افرادی که آمادگی خود را برای کمک به کشور اعلام کرده‌اند، مسئولیم و باید پاسخ‌گوی نحوه استفاده از این ظرفیت باشیم.
 
در کشور‌ نهاد‌هایی برای امداد‌رسانی مثل هلال احمر و سازماندهی نیروهای مردمی مثل بسیج داریم، بفرمایید تعامل شما با این نهاد‌ها چگونه است تا از موازی‌کاری جلوگیری شود و یا حداقل به شما برچسب موازی‌کاری نزنند.جان فدا چگونه در امتداد نهادهای خدمت‌رسان قرار می‌گیرد؟
 
یکی از پرسش‌های مهم درباره جان‌فدا این است که ارتباط آن با نهادهایی که هم‌اکنون برای حل مسائل کشور فعالیت می‌کنند، چگونه باید تعریف شود و چه سازوکاری مانع از موازی‌کاری خواهد شد.به نظر من، رسالت ستاد مردمی جان‌فدا این است که ظرفیت مردم را در امتداد نهادهای خدمت‌رسان موجود قرار دهد. سازوکار اجرایی نیز باید متناسب با مسئله‌ای شکل بگیرد که قرار است برای حل آن اقدام شود.
 
برای مثال، ما آموزش نظامی را در تهران و در میدان آیینی امام حسین(ع) آغاز کردیم. در این حوزه، متولی آموزش بسیج است و ظرفیت آموزش نیز در اختیار نیروهای مسلح قرار دارد. بنابراین، وظیفه ما این نیست که ساختاری موازی ایجاد کنیم؛ بلکه باید ظرفیت داوطلبان جان‌فدا را به ظرفیت‌های موجود متصل کنیم و افرادی را که امروز اعلام می‌کنند حاضرند در کنار نیروهای مسلح باشند، به این مجموعه‌ها پیوند دهیم.همین منطق در حوزه امداد و نجات و سایر عرصه‌ها نیز دنبال می‌شود. ممکن است مسئله‌ای وجود داشته باشد که برای سازمان‌دهی مشارکت مردمی در آن، سازوکار اجرایی مشخصی در کشور نداشته باشیم. در چنین شرایطی، باید برای طراحی یک بستر مناسب فکر کنیم، اما این لزوماً به معنای تأسیس نهادهای رسمی و ساختارهای بروکراتیک مشابه ساختارهای موجود نیست.گاهی می‌توان از بسترهای مردمی، شبکه‌های داوطلبانه و سازوکارهای پلتفرمی استفاده کرد؛ ساختارهایی که اساساً بر مشارکت مستقیم مردم استوارند.برای روشن شدن موضوع، می‌توان به تجربه مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر اشاره کرد. در آن برنامه، با افرادی مواجه بودیم که می‌گفتند امکان برپایی موکب ندارند، اما می‌توانند برای تعداد مشخصی از مردم غذا تهیه کنند. این افراد نیز ظرفیت مشارکت داشتند، اما برای استفاده از توانایی آن‌ها به سازوکاری متناسب با امکاناتشان نیاز بود.در برخی مسائل دیگر نیز ممکن است هیچ ساختار رسمی و بروکراتیکی برای سازمان‌دهی مشارکت مردم وجود نداشته باشد. در این موارد، می‌توان با تکیه بر تجربه‌های موفق قبلی، بسترهایی ایجاد کرد که امکان مشارکت آسان و مستقیم مردم را فراهم کند.
 
یگان‌های مردمی امداد و نجات؛ گام بعدی جان‌فد
 
ادر حوزه نظامی، موضوع سازمان‌دهی هزار گردان جان‌فدا را دنبال کردیم و اکنون نیز یکی از برنامه‌های بعدی ما، شکل‌گیری یگان‌های مردمی امداد و نجات است. امیدواریم در هفته‌های آینده، اصل خبر، جزئیات و سازوکار اجرای این برنامه به‌صورت دقیق به هم‌میهنان عزیز ارائه شود.این طرح نیز بر همان منطق استوار است؛ یعنی شناسایی افرادی که آمادگی مشارکت دارند و پیوند دادن ظرفیت آن‌ها با سازوکارهای موجود. البته گستره این ظرفیت در حوزه امداد و نجات بسیار وسیع‌تر خواهد بود و جزئیات آن باید در زمان اعلام رسمی تشریح شود.
 
چرا باید برای مشارکت‌های مردمی بستر فراهم کرد؟
 
پس از رزمایش تهران، افراد زیادی می‌گفتند که در شرایطی که به‌تعبیر آن‌ها، تهدیدها و اظهارات طرف مقابل افزایش یافته است، تمایل دارند آمادگی خود را نشان دهند و در یک برنامه جمعی حضور پیدا کنند. در میان پیشنهادها، موضوع برگزاری برنامه‌های مرتبط با موتورسواران نیز با استقبال روبه‌رو شد.موتورسواری، چه در حوزه موتورهای سنگین و چه در سایر بخش‌ها، برای گروهی از جوانان جذابیت زیادی دارد. در همین زمینه، افرادی از فدراسیون موتورسواری، بخش‌های ورزشی بسیج و گروه‌های موتورسوار مشارکت کردند و طرحی با همکاری سپاه تهران در دست اجرا قرار گرفت که قرار بود روز جمعه برگزار شود.به‌طور کلی، برخی موضوعات مانند آموزش نظامی یا موتورسواری برای بخشی از جامعه و به‌ویژه جوانان جذابیت دارند. برای نمونه، در برنامه آغاز آموزش نظامی در میدان امام حسین(ع)، شمار قابل‌توجهی از شرکت‌کنندگان، دختران جوان بودند که برای آموزش حضور پیدا کرده بودند.
 
وقتی موضوعی برای جامعه جذابیت دارد و افراد زیادی برای مشارکت در آن اعلام آمادگی می‌کنند، منطقی است که بستر مناسب برای بروز این علاقه فراهم شود، البته در چارچوب قواعد و ضوابط مشخص. در برنامه‌های ورزشی نیز باید پروتکل‌های مربوط رعایت شود تا امکان مشارکت مردم در قالبی منظم و ایمن فراهم باشد.
 
رزمایش‌های استانی و آموزش نظامی؛ دو مسیر متفاوت
 
در ارتباط با موضوع رزمایش تهران و آموزش نظامی جان‌فدایان، لازم است میان دو موضوع تفاوت قائل شویم. یک موضوع، برگزاری رزمایش‌هایی است که در آن‌ها نیروهای مسلح و مردم در کنار یکدیگر حضور پیدا می‌کنند. قرار است برنامه‌هایی با این رویکرد، با مشارکت نیروهای مسلح در استان‌های مختلف نیز برگزار شود.موضوع دیگر، فرایند آموزش نظامی و سازمان‌دهی ظرفیت هزار گردان جان‌فداست؛ فرایندی که ممکن است در ماه‌های پیش رو ادامه پیدا کند و به برنامه‌ریزی و آموزش نیاز دارد.فعالیت ستاد مردمی جان‌فدا در این میان، بر شناسایی و به‌کارگیری ظرفیت مردم متمرکز است؛ از آموزش و سازمان‌دهی گرفته تا فراهم کردن امکان نقش‌آفرینی آنان در حل مسائل کشور. بنابراین، رزمایش‌های استانی و فرایند آموزش و سازمان‌دهی مردمی، دو موضوع متمایزند و نباید آن‌ها را یک برنامه واحد تلقی کرد.
 
البته این تفکیک به معنای نبود ارتباط و هماهنگی میان مجموعه‌ها نیست. ما به‌طور مستمر با نهادهای حاکمیتی و دولتی در ارتباطیم و جلسات هماهنگی با فرماندهان سپاه و بسیج و همچنین مسئولان و فعالان هلال‌احمر برگزار می‌کنیم. این نشست‌ها، متناسب با مسائل و برنامه‌های پیش رو، با هدف هماهنگی و استفاده از ظرفیت‌های موجود انجام می‌شود.در نهایت، آنچه برای ما اهمیت دارد، این است که ظرفیت اعلام آمادگی مردم در یک پویش، به مشارکتی واقعی و مؤثر تبدیل شود، مشارکتی که ضمن استفاده از توان نهادهای موجود، از موازی‌کاری جلوگیری کند و بتواند در پاسخ به نیازهای کشور نقش داشته باشد.