۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۷
راز موفقیت دختر قهرمان ایرانی؛

رتبه برتر کنکور و قهرمانی در ورزش را از امام رضا(ع) گرفتم

صالحه شیخ‌کلاهدوز، دختر ۱۸ ساله ایرانی، با کسب رتبه ششم کنکور زبان‌های خارجی و ۶ مدال طلای مسابقات اسکیت نمایشی روی یخ در بلاروس، از عهد خود با امام رضا(ع) و هدفش برای افتخارآفرینی و خدمت به ایران گفت.
کد خبر : ۷۵۱۲۹۵
صالحه شیخ کلاهدوز، دختر ۱۸ ساله ایرانی که رتبه شش کنکور زبان‌های خارجی در سال ۱۴۰۵ را کسب کرده و در مسابقات اسکیت نمایشی روی یخ در بلاروس شش مدال طلا به دست آورده، موفقیت‌هایش را به نیت ساختن آینده‌ای به نام ایران با توسل به امام رضا (ع) کسب کرده، یکی از کسانی است که موفقیت‌های خود را با چنین عهدی پیوند داده است.از امام رضا(ع) خواستم در پیشرفت کشورم تأثیرگذار باشمشیخ کلاهدوز پیش از کنکور، در حرم مطهر رضوی از امام رضا (ع) خواسته بود در مسیری قرار بگیرد که بتواند برای پیشرفت کشورش تأثیرگذار باشد؛ از یادگیری زبان روسی و دفاع از روایت مردم ایران تا حضور در رقابت‌های بین‌المللی و بالا بردن پرچم کشورش. او در این گفت‌وگو از نذر خود، تجربه توسل در روزهای دشوار و معنایی که برای موفقیت قائل است، سخن می‌گوید.چه شد که پیش از کنکور به حرم مطهر رضوی رفتید و با امام رضا (ع) عهد بستید؟ نیت اصلی شما از این نذر چه بود؟من از امام رضا (ع)، خواستم که کمکم کنند در مسیری قرار بگیرم که بتوانم برای پیشرفت کشورم مؤثر باشم. هدفم صرفاً این نبود که در آزمون قبول شوم، رتبه بیاورم یا وارد دانشگاه شوم؛ می‌خواستم در مسیری قرار بگیرم که بتوانم به کشورم خدمت کنم.
 
 گروه قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس: به امام رئوف گفتم کمک کن تا حق و حقوق مردم کشورم دفاع کنمبه امام رضا (ع) گفتم می‌خواهم مترجم خوبی شوم و بتوانم از حق و حقوق مردم کشورم دفاع کنم. در حوزه زبان روسی که در آن تحصیل می‌کنم، هدفم این بود که بتوانم زبان مردمم باشم و آنچه را درباره ایران و مردم ایران می‌گذرد، درست و دقیق منتقل کنم. در ورزش اسکیت نمایشی هم همین نیت را داشتم؛ می‌خواستم هر جای دنیا که در مسابقه‌ای شرکت می‌کنم، سرود ملی کشورم پخش شود و پرچم ایران را بالا ببرم.زمان کنکور توصیه رهبر شهید به درس خواندن در گوشم بود دو روز مانده به کنکور، با همین نیت به حرم رفتم. جمله‌ای از رهبر شهید همیشه در ذهنم بود که فرمودند: «عزیزان من، درس بخوانید که اگر درس نخوانید، تأثیرگذار خوبی نخواهید شد.» به امام رضا (ع) گفتم می‌خواهم درس بخوانم تا بتوانم تأثیرگذار باشم و برای کشورم مفید واقع شوم. الحمدلله توانستم رتبه ششم کنکور زبان‌های خارجی را کسب کنم و این موفقیت برایم بسیار ارزشمند بود.پس نذر شما بیش از آنکه برای کسب رتبه یا قبولی در دانشگاه باشد، پیدا کردن مسیری برای خدمت به کشور بود؟بله، دقیقاً. حتی اگر رتبه تک‌رقمی هم به دست نمی‌آوردم، این حس مسئولیت در من وجود داشت. من می‌خواستم در مسیر درستی قرار بگیرم و توانایی‌هایم را برای پیشرفت کشورم به کار بگیرم.با لطف خدا و توسل به امام رضا(ع) موفق شدمبعد از اینکه رتبه‌ام اعلام شد، این احساس در من بسیار قوی‌تر شد. با خودم فکر می‌کردم حالا که به لطف خدا و توسل به امام رضا (ع) توانسته‌ام به این موفقیت برسم، باید از این فرصت به بهترین شکل استفاده کنم.
 
درس و ورزش هر دو برایم مهم بودبرای ادامه تحصیل، دانشگاه فردوسی مشهد را در اولویت قرار دادم؛ چون می‌خواستم در ایران بمانم و مسیر پیشرفتم را در کشور خودم ادامه بدهم. برای من مهم بود که هم در رشته زبان روسی و هم در ورزش اسکیت نمایشی پیشرفت کنم و بتوانم در هر دو زمینه برای کشورم مفید باشم.کسب 6 مدال طلا در مسابقات بین‌المللی اسکیتدر کنار موفقیت تحصیلی، شما در مسابقات اسکیت نمایشی روی یخ در بلاروس نیز شش مدال طلا کسب کردید. از این موفقیت‌ها هم بگوئید.در مسابقات اسکیت و در پنج مسابقه اولی که شرکت کردم، تمام فکرم از همان ابتدا این بود که پرچم ایران بالا برود و سرود ملی کشورم پخش شود. برایم مهم نبود که اجرای شخصی‌ام چقدر مورد توجه قرار بگیرد؛ مهم این بود که بتوانم به‌عنوان یک ایرانی روی سکو بروم و پرچم کشورم را روی شانه‌هایم بیندازم.در ورزش هم با توسل به امام رضا(ع) اول شدماما مسابقه آخر، شرایط متفاوت بود. پس از شهادت رهبر شهید و شهدای مظلوم میناب، فشار روحی زیادی را تحمل می‌کردم. در آن شرایط، بیشتر به امام رضا(ع) متوسل شدم و از ایشان خواستم کمکم کنند در این مسابقه نفر اول شوم؛ چون واقعاً برایم مهم بود که در آن فضای دشوار، پرچم ایران در جایگاه نخست بالا برود.
 
هنگام قهرمانی احساس کردم رهبر شهید رو‌به‌رویم ایستاده استدر جریان اجرا، لغزشی روی یخ داشتم و به همین دلیل، اصلاً انتظار نداشتم اول شوم. با وجود این، نتیجه به شکلی رقم خورد که به هدفم رسیدم. وقتی روی سکوی نخست ایستادم، از شدت شوق به احترام نظامی ایستادم و اشک ریختم. آن لحظه احساس می‌کردم رهبر شهیدم روبه‌رویم ایستاده است. برای من، بالا رفتن پرچم ایران در آن شرایط، معنایی فراتر از یک پیروزی ورزشی داشت.در آن لحظه که نتیجه مسابقه اعلام شد و پرچم ایران را روی شانه‌هایتان انداختید، چه حسی داشتید؟واقعاً انتظارش را نداشتم. فشار روحی زیادی را تحمل می‌کردم و با توجه به لغزشی که در اجرا داشتم، فکر نمی‌کردم نفر اول شوم. تمام چیزی که می‌خواستم این بود که به‌عنوان نماینده ایران روی سکو بروم.وقتی نتیجه اعلام شد، از شدت خوشحالی فقط گریه کردم. آن لحظه حس بسیار عجیبی داشتم. احساس می‌کردم امام رضا(ع) به نیت من توجه کرده‌اند.واکنش مردم بلاروس به قهرمانی دختر ایرانیواکنش داوران و مردم بلاروس به اجرای من، لباس ایرانی‌ام و پرچمی که روی شانه‌هایم می‌انداختم نیز برایم بسیار جالب بود. هر کدام از این اتفاق‌ها روایت مفصلی دارد، اما چیزی که بیش از همه در ذهنم مانده، رسیدن به همان هدفی است که با آن وارد مسابقه شده بودم.
 
پس از شهادت رهبر، فشار روحی زیادی را تحمل می‌کردماز صحبت‌هایتان چنین برمی‌آید که توسل به امام رضا (ع) در روزهای دشوار، به شما آرامش می‌داده است. این آرامش چه تأثیری بر ادامه مسیرتان داشت؟وقتی خارج از کشور بودم، به‌ویژه پس از شهادت رهبر شهید، فشار روحی زیادی را تحمل می‌کردم. دوری از وطن هم شرایط را دشوارتر می‌کرد. از طرفی، احساس می‌کردم درباره ایران تصویر منفی‌ای در میان بخشی از مردم بلاروس شکل گرفته و من به‌عنوان یک شهروند ایرانی باید در حد توانم درباره کشورم توضیح بدهم.توسل به امام رضا(ع) سبب آرامشم در درس و ورزش شددر آن شرایط، توسل به امام رضا(ع) به من آرامش می‌داد. احساس می‌کردم تنها نیستم و می‌توانم با اطمینان بیشتری مسیرم را ادامه بدهم. همین آرامش کمک می‌کرد زبان روسی را با تمرکز بیشتری بخوانم، در ورزش تمرین کنم و از هدفی که برای خودم تعیین کرده بودم، دور نشوم.آموختن زبان روسی را برای دفاع از کشورم انتخاب کردم برای من، مهم بود که اگر کسی درباره ایران پرسشی دارد یا تصویری نادرست از کشورم در ذهنش شکل گرفته است، بتوانم با زبان خودش با او صحبت کنم و آنچه را می‌دانم، توضیح بدهم. احساس می‌کردم این کاری است که در حد توانم می‌توانم برای کشورم انجام بدهم.
 
شما در صحبت‌هایتان از عهدی با رهبر شهید نیز یاد کرده‌اید. در این رابطه هم توضیح می‌دهید.جمله رهبر شهید درباره درس خواندن و تأثیرگذار بودن، همیشه در ذهنم بود. وقتی برای کنکور آماده می‌شدم، به این فکر می‌کردم که اگر می‌خواهم بر اطرافیانم تأثیر بگذارم و بتوانم برای مردمم مفید باشم، باید دانش و توانایی لازم را به دست بیاورم.عهد من این بود که از مسیر درست خارج نشومبه همین دلیل، پیش از کنکور به حرم رفتم و از امام رضا(ع) خواستم کمکم کنند در این مسیر موفق باشم. عهد من این بود که از مسیر درست خارج نشوم، برای کشورم افتخار بیاورم و هر جای دنیا که هستم، پشت کشورم را خالی نکنم.بعد از کسب رتبه احساس مسئولیت بیشتری دارمبعد از کسب رتبه ششم کنکور، احساس می‌کردم مسئولیت بیشتری دارم. واقعاً نمی‌دانستم چگونه باید این لطف را جبران کنم. به نظرم بهترین راه، این است که به همان عهد وفادار بمانم؛ درس بخوانم، توانایی‌هایم را افزایش بدهم و برای مردم و کشورم مفید باشم.
 
 
اگر بخواهید تجربه خودتان از نذر و توسل را برای جوانانی که آرزوهای بزرگی دارند، بیان کنید، چه می‌گویید؟به دوستانم همیشه می‌گویم اگر هدفی دارید، در کنار تلاش برای رسیدن به آن، به فکر پیشرفت کشور و مردم خودتان هم باشید. من احساس کردم وقتی نیت انسان این باشد که توانایی‌هایش را در مسیر مفیدی به کار بگیرد، انگیزه‌اش برای ادامه دادن بیشتر می‌شود.توسل به امام رضا(ع) بالاترین قوت قلب استتوسل به امام رضا(ع) برای من آرامش و قوت قلب به همراه داشت. در روزهایی که فشار زیادی را تحمل می‌کردم، همین آرامش کمکم می‌کرد از پا نیفتم و مسیرم را ادامه بدهم. البته تلاش و پشتکار هم ضروری است؛ من برای یادگیری زبان روسی درس خواندم و برای مسابقات اسکیت تمرین کردم. اما در تمام این مسیر، توسل به امام رضا (ع) تکیه‌گاه معنوی من بود.امیدوارم بتوانم در ادامه زندگی نیز به عهدی که بسته‌ام وفادار بمانم؛ هم در تحصیل و هم در ورزش پیشرفت کنم و از توانایی‌هایم برای خدمت به کشورم بهره ببرم. برای من، موفقیت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که بتوانم در کنار رسیدن به اهدافم، برای مردم و کشورم هم مفید باشم.