۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۹

وقتی مواضع روبیو ادعای ایران‌دوستی پهلوی‌چی‌ها را زیر سؤال برد

روبیو
اظهارات مارکو روبیو درباره تاریخ ایران و تقابل تمدنی با غرب، بار دیگر موضوع دشمنی آمریکا با هویت و پیشینه تاریخی ایران را به بحث روز تبدیل کرده است؛ موضوعی که تسنیم آن را در امتداد هشدارهای رهبر شهید درباره اهداف آمریکا و تناقض مواضع برخی مدعیان ایران‌دوستی بررسی کرده است.
کد خبر : ۷۵۱۱۹۲

به گزارش صراط به  نقل از تسنیم، یاوه‌سرایی‌های تازه مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا درباره تقابل تمدنی ایران با غرب که تلاشی ریز و زیرپوستی هم برای قلقلک‌ غیرت نداشته اروپایی‌ها برای مقابله با ایران و محور مقاومت بود، طی چندروز گذشته بارها دست به دست شده و همه آنوزیر خارجه آمریکا را شنیده‌اند. واکنش‌های به جا و مناسبی هم به افاضات نشان داده شد. اما پیکره این‌ماجرا یعنی یاوه‌سرایی چهره مورد اشاره و واکنش‌های مرتبط با آن، 2 نکته تاریخی قابل ملاحظه و مطالعه دارد!

نکته اول، اثبات حقانیت سخنان شخصیتی ملی است که چندسال پیش بارها در سخنرانی‌های خود گفت آمریکایی‌ها و جبهه طاغوت، صرفا با ایران اسلامی دشمن نیستند بلکه چشم دیدن ایران بزرگ را ندارند و کینه‌شان مربوط به قرن‌ها پیش است.

شخصیتی که از سخنانش نقل قول می‌آوریم، امروز با لقب «رهبر شهید» شناخته می‌شود و کسی نیست جز آیت‌الله العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای که بارها و بارها با ضریب‌دادن به زبان فارسی، فرهنگ غنی ایران و پیشینه تمدنی این‌کشور، اهمیت دشمن‌شناسی را گوشزد می‌کرد اما تبلیغات و سخنان نرم و نازک و به‌ظاهر روشنفکرانه عده‌ای از سیاستمداران غربی و همچنین مهره‌های داخلی‌شان، این‌آموزه‌های وطن‌پرستانه را، سیاه‌دیدن دنیا یا دشمن‌پنداری گروهی عنوان می‌کرد که ریشه‌شان در جزیره اپستین بود و شاخ و برگ‌های پر زرق و برق‌شان در کشورهای مختلف دنیا! رهبر شهید می‌گفت دشمن در پی نابودی ایران است، اما بلندگوهای دشمن، بارها و بارها اذهان عمومی را با این‌گزاره دروغ بمباران کردند که آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی (ایرانش را هم نمی‌گوییم) دشمن‌اند.

اما خب، بالاخره دروغگو جایی خود را لو می‌دهد و دم خروس مخفی‌شده بیرون می‌زند! یاوه‌سرایی‌های روبیو یکی از همان‌برنگاه‌هایی بود که دروغ‌گو، ماهیت واقعی نیات خود را افشا می‌کند. همه ازجمله بعضی هنرمندانی که در بزنگاه‌های حیاتی سکوت می‌کنند، خطاب به روبیو اعلام کردند آفتابه یا ابریق قدیمی ایرانی، 10 برابر تاریخ کشورش قدمت دارد!

نکته دوم، رسوایی چندباره و چندباره‌ای بود که نصیب ربع‌ پهلوی بی‌نوا شد که از ابتدای جنگ 12 روزه تا امروز، چیزی جز رسوایی و زغال برای روسیاهی‌اش ندیده و طرفداران پروپاقرص‌ فریب‌خورده‌اش هم به‌طور تصاعدی ریزش کردند. هرچند آوردن این دو نام در کنار هم، جفای بزرگی به جایگاه یکی از آن‌هاست اما در مقام مقایسه پیشوای وطن‌پرستان و شاهزاده وطن‌فروشان باید گفت رهبر شهیدی که از او نقل قول آوردیم، تحقیقات زیاد و عمیقی در تاریخ و ادبیات ایران داشت، حال آن‌که شاهزاده ناکام و به تخت‌نرسیده که در اذهان عمومی و به اصطلاح کف جامعه، با شخصیت تسو در سریال جومونگ معادل‌سازی می‌شود، احتمالا در عمرش کتاب نخوانده است؛ چه برسد به آن‌که آن‌کتاب درباره ایران و فرهنگش باشد!

اما سخنان و افاضات روبیو، کار را تمام کرد! تصورش هم برای طرفداران پهلوی عذاب‌آور است! چون طبق نسخه‌ها و آموزه‌های اردشیر جی ریپورتر که گفتمان حکومت پهلوی را تدوین و ملی‌گرایی به‌ظاهر ایرانی را به رضا پهلوی (پدربزرگ شاهزاده ناکام) دیکته کرد و به‌عنوان ویترین سلسله پهلوی آراست، قرار بود مشکل شاهزاده ناکام و پهلوی‌چی‌ها، فقط جمهوری اسلامی و روحانیت شیعه باشد! اما حالا که کارفرماها صورت‌مساله را به‌طور صریح و بی‌تعارف مطرح کرده‌ و می‌گویند مشکل‌شان با خود ایران و مردمش است، پهلوی‌چی‌ها باید پشت کدام ژست مخفی شوند و کدام لباس تنگ را به اندام بدقواره‌شان جا کنند که از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده نشوند و کسی با نشان‌دادنشان نگوید «پادشاه لخت است؟»!

این‌وضعیت هم که سرنوشت طبیعی خائنان به وطن و آب و خاک است، از آن بزنگاه‌ها و وضعیت‌های به یاد ماندنی است که به اصطلاح می‌گویند خدا نصیب کافر نکند! 

بعید است جماعت بی‌رنگ و بی‌غیرت پهلوی‌چی که چندی پیش با طلایه‌داری بهایی‌ها، هشتگ «من بی‌ناموس‌‌ام» را ترند کرده بودند، از ترندکردن هشتگ «من خائن‌ام» یا «من بی‌وطنم!»، خم به ابرو بیاورند؛ چندسال پیش بود که فایل صوتی یک‌گفتگو با فرداد فرحزاد مجری شبکه فارسی‌زبان یهود بین‌الملل در فضای مجازی منتشر شد که می‌گفت «برای من فرقی ندارد کجا کار کنم؟ تو به من پول بده من حاضرم در کیهان (نسخه ایرانی‌اش) هم کار کنم!»

شاهزاده ناکام که خود، حقیقت طینت پلید و ناپاک خود را می‌داند. اما احتمالا تتمه فریب‌خوردگانی که پای اینترنشنال می‌نشینند و هرشب خواب سرنگونی جمهوری اسلامی را همراه با پنبه‌دانه می‌بینند، این‌بار دیگر بیدار شوند و به این‌واقعیت پی ببرند که اصل ماجرا و دغدغه پهلوی‌ها هم مثل ارباب‌های یهودی‌شان، اسکناس و دلار است!‌ باید دید آیا پوست‌کلفت‌تر از علی کریمی و دیگر بریدگان از شاهزاده‌اند یا مثل برزو ارجمند همچنان بر ریسمان پوسیده وطن‌فروشی رضا ربع پهلوی آویزان‌اند!

از این‌ماجرای تازه که وزیر امور خارجه آمریکا باعث و بانی‌اش شد، تایید دوباره‌ای بر دوراندیشی رهبر شهید ایران به جا ماند و روسیاهی دوباره‌ای بر چهره زغال‌گون خائنان سلطنت‌طلب!