به گزارش صراط به نقل از فارس؛ رقابت کریدوری در منطقه وارد مرحلهای تازه شده که در آن، صرف برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب یا احداث زیرساختهای حملونقل، برای تبدیلشدن به بازیگر اصلی تجارت منطقه کافی نیست.
امروز مسئله اصلی کشورها فقط عبور کالا نیست، بلکه جذب و تثبیت جریان تجارت و تبدیل مسیرهای ترانزیتی به شبکهای پایدار از فعالیتهای اقتصادی است.ایران بهواسطه قرارگرفتن در محل اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و دریای عمان که از آن به عنوان چهارراه ترانزیتی یاد میشود، از ظرفیت جغرافیایی قابلتوجهی برای ایفای نقش در کریدورهای بینالمللی برخوردار است.
بااینحال، این موقعیت بهخودیخود تضمینکننده جذب بار نیست. صاحب کالا در انتخاب مسیر، علاوه بر فاصله جغرافیایی، هزینه حمل، زمان عبور، امنیت، سهولت انجام تشریفات و قابلیت پیشبینی خدمات را در نظر میگیرد. بنابراین ممکن است مسیری از نظر جغرافیایی کوتاهتر باشد، اما بهدلیل توقفهای طولانی، هزینههای جانبی یا ناهماهنگیهای اجرایی، انتخاب اول صاحبان کالا نباشد.
عبور کالا یا خلق ارزش؟
برای تغییر این وضعیت، باید نگاه به کریدور از یک ارتباط حملونقلی میان مبدأ و مقصد به یک شبکه اقتصادی و عملیاتی تغییر کند. در چنین نگاهی، راهآهن و جاده بهتنهایی کافی نیستند؛ بنادر، پایانههای مرزی، مراکز لجستیکی، انبارها، خدمات توزیع، بیمه، تأمین مالی و تشریفات تجاری نیز باید در یک زنجیره هماهنگ فعالیت کنند.
اهمیت این موضوع در آن است که درآمد کشور از ترانزیت نباید صرفاً به کرایه حمل یا عوارض عبور محدود بماند. هرچه خدمات بیشتری در داخل کشور به جریان کالا ارائه شود، امکان ایجاد ارزش افزوده، اشتغال و درآمد پایدار نیز افزایش مییابد. هدف باید این باشد که کالا نهفقط از ایران عبور کند، بلکه بخشی از خدمات موردنیاز خود را نیز در ایران دریافت کند.از همین نقطه، مفهوم «کشور مسیر» از «کشور انتخاب» متمایز میشود. کشور مسیر به موقعیت جغرافیایی خود متکی است؛ اما کشور انتخاب، اعتماد و قابلیت اطمینان ایجاد میکند. صاحب کالا باید بداند زمان عبور، هزینه، امنیت و کیفیت خدمت در ایران تا چه اندازه قابل پیشبینی است و در صورت اختلال در یک مسیر، چه گزینه دیگری در اختیار خواهد داشت.
کریدورهای ایران به شبکهای انعطافپذیر نیاز دارند
تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال در مسیرهای سنتی، اهمیت تنوعبخشی به راههای تجاری را افزایش داده است. ایران میتواند با پیوند مؤثر مسیرهای جادهای، ریلی، دریایی و حملونقل ترکیبی، شبکهای ایجاد کند که در صورت اختلال در یک مسیر، امکان انتقال جریان کالا به مسیرهای جایگزین وجود داشته باشد.در این چارچوب، توسعه زیرساختهایی مانند خطوط ریلی ناقص، اتصال بنادر به شبکه ریلی، تقویت پایانههای مرزی و تکمیل مراکز لجستیکی باید با توجه به نقش آنها در یک شبکه یکپارچه اولویتبندی شود؛ نه صرفاً بر مبنای تعداد پروژههای اجراشده یا طول زیرساختهای ساختهشده.
ضرورت بازآرایی حکمرانی کریدورها
یکی از موانع تحقق این هدف، پراکندگی مسئولیتها و نبود هماهنگی کافی میان بخشهای مختلف زنجیره حملونقل و تجارت است. دولت باید بر سیاستگذاری، تنظیمگری و تضمین الزامات حاکمیتی تمرکز کند و در مقابل، مدیریت عملیات و توسعه بازار کریدورها از انسجام و تخصص حرفهای برخوردار باشد.در این مسیر، ایجاد سازوکاری یکپارچه برای هماهنگی زیرساخت، عملیات و بازار میتواند به کاهش ناهماهنگیها و افزایش قابلیت اطمینان خدمات کمک کند؛ مشروط بر آنکه به ایجاد ساختار اداری موازی و افزایش بوروکراسی منجر نشود.ایران برای تثبیت جایگاه خود در شبکه تجارت منطقه باید از نگاه «کشور مسیر» عبور کند و به «کشور انتخاب» تبدیل شود؛ کشوری که صاحبان کالا نه فقط بهدلیل موقعیت جغرافیایی، بلکه بهدلیل کیفیت، قابلیت اطمینان و مزیت اقتصادی خدماتش آن را انتخاب میکنند. این همان تغییری است که میتواند مزیت جغرافیایی ایران را به قدرت واقعی ژئواکونومیک تبدیل کند.