۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۲
نسخۀ قالی‌باف برای حساس‌ترین شرایط کشور؛

جنگ بی‌پایان، و یا پذیرش نسخه تسلیم

قالیباف
آقای قالیباف در صحبت‌های اخیر خود گفته‌اند: «ما براساس راهبرد اقتدار و عقلانیت، نه هیجان‌زده می‌شویم و نه مرعوب؛ هم می جنگیم و هم مذاکره می‌کنیم». ایشان همچنین چند روز پیش گفته بودند «در فضای نخبگانی و سیاسی کشور دو خطای راهبردی وجود دارد: جنگ بی‌پایان و نسخه تسلیم»
کد خبر : ۷۵۰۹۵۰

به گزارش صراط به نقل از عصرایران، آقای قالی باف در صحبت‌های اخیر خود گفته‌اند: «ما براساس راهبرد اقتدار و عقلانیت، نه هیجان‌زده می‌شویم و نه مرعوب؛ هم می جنگیم و هم مذاکره می‌کنیم». ایشان همچنین چند روز پیش گفته بودند «در فضای نخبگانی و سیاسی کشور دو خطای راهبردی وجود دارد: جنگ بی‌پایان و نسخه تسلیم»
این دو گزاره مطرح شده از سوی ایشان یک تناقض ماهوی را در دیدگاه ایشان آشکار می‌کند. آن تناقض این است که اگر به توصیه ایشان که هم جنگ و هم مذاکره است عمل شود، عملا یا جنگ بی‌پایان اتفاق خواهد افتاد و یا نسخه تسلیم پذیرفته خواهد شد.
هر توصیه‌ای باید در نسبت با واقعیت بیرونی محک بخورد تا عیارش مشخص شود. وقتی در شرایط امروز بر مذاکره با آمریکا اصرار می‌شود، در زمانی که تجربه جنگ رمضان و تفاهم‌نامه اسلام آباد وجود دارد و مواضع دشمن (آمریکا و رژیم صهیونیستی) درباره ایران نیز شفاف است،َ نتیجه‌ای جز ترسیم چهره ضعیف از ایران نخواهد داشت. مذاکره چندین‌بار تجربه شده است و در آخرین تجربه نیز به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد منجر شد که هم مشکلات جدی در متن داشت و هم در اجرا به سرعت از بین رفت. با این تجربه نزدیک اصرار بر مذاکره معنایش این است که ایران نمی‌تواند در صحنه نبرد نظامی تهدید را دفع کند و به همین دلیل نیاز به مذاکره با آمریکا دارد. به معنای دیگر ایران توان کافی برای جنگیدن با آمریکا ندارد.
چنین تصویری انگیزه دشمن را برای ضربه زدن به ایران افزایش می‌دهد. دشمن با تکیه بر این محاسبات غلط که توان دفاعی ایران کافی نیست، گزینه اقدام نظامی را قطعی‌تر می‌کند و این چرخه بارها می‌تواند تکرار شود و عملا تبدیل به جنگی بی‌پایان شود. اصرار بر مذاکره در این مقطع معنایش حفظ سایه جنگ است و به هیچ‌وجه نشان‌دهنده عقلانیت سیاسی ایران نیست.
لذا اگر واقعا بخواهیم به دنبال جنگ بی‌پایان و نسخه تسلیم نباشیم، باید در این مقطع و تا زمانی که انگیزه دشمن از بین نرفته است، بر مذاکره اصرار نکنیم. این خطای محاسباتی مسئولان سبب طولانی‌تر شدن زمان جنگ می‌شود و هزینه را برای مردم افزایش می‌دهد.
این وضعیت با اصرار بر چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد تشدید می‌شود. اولا شروط هفت‌گانه مطرح شده از سوی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز فراتر از چارچوب محدود تفاهم‌نامه است. ثانیا رهبر انقلاب در پیام ۲۶ تیر ماه تصریح می‌فرمایند که امضای رئیس جمهور آمریکا بی‌ارزش و بی‌اعتبار است و تفاهم‌نامه را تجربه تاریک از بدعهدی و جنایت می‌خوانند. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که بر مبنای معتبر بودن امضای ترامپ بنا شده بود دیگر کارکردی ندارد. از طرف دیگر ترامپ هم تفاهم‌نامه بی‌ارزش می‌داند. اصرار مسئولین ایرانی بر حفظ تفاهم‌نامه تشدید کننده چرخه‌ای جنگ بی‌پایان خواهد بود.