۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۵

قتل پایان مراسم آشتی کنان / سرقت پشت چراغ قرمز / قتل شوهر با ضربه کارد / زندگی اعجاب‌آور دختر دو سر

"صراط" - روزانه حوادث بسیاری پیرامون ما اتفاق می افتد . از قتل و سرقت گرفته تا کلاهبرداری و خیانت . از اینرو ، تنها جهت مطالعه وقایع صورت گرفته برای زندگی بهتر و عبرت آموزی از این حوادث بخشی از اخبار حوادث جراید را از نظرتان می گذرانیم.
کد خبر : ۷۵۰۸۵

"صراط" - روزانه حوادث بسیاری پیرامون ما اتفاق می افتد . از قتل و سرقت گرفته تا کلاهبرداری و خیانت . از اینرو ، تنها جهت مطالعه وقایع صورت گرفته برای زندگی بهتر و عبرت آموزی از این حوادث بخشی از اخبار حوادث جراید را از نظرتان می گذرانیم.



 ميهماني آشتي کنان، شام آخر شد

در ساعت 5 بامداد روز بيستم مرداد 91 مأموران کلانتري 162 فشم از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي در جريان يک فقره درگيري منجر به جرح در منطقه اوشان قرار گرفتند .

با حضور مأموران کلانتري در محل و انجام تحقيقات مقدماتي مشخص شد که سه نفر به اسامي «کاظم . الف» (25 ساله)، «مهدي . الف» (27 ساله) و «حامد . ع» (30 ساله) بر اثر اصابت ضربات چاقو مجروح و به بيمارستان انتقال يافته که در اين بين، «حامد . ع» به علت شدت جراحت‌هاي ناشي از اصابت دو ضربه چاقو به شکم و پهلو، در داخل بيمارستان فوت مي‌‌کند.

در زمان حضور مأموران کلانتري در محل درگيري مشخص شد که مقتول سرايه دار و نگهبان خانه اي ويلايي در منطقه اوشان بوده و در زمان درگيري فردي به هويت «برهان . م» ( 29 ساله ) را در داخل يکي از اتاق‌هاي سرايه داري حبس کرده و در زمان حضور دو نفر از دوستان برهان . م در محل، به همراه تعدادي از بستگان خود با آنها درگير شده که در طي درگيري با اين دو نفر مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به قتل مي‌‌رسد که بلافاصله برهان توسط مأموران دستگير و جهت انجام تحقيقات به کلانتري داده مي‌‌شود .

با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور رياست شعبه دادسراي شهرستان رودبار قصران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت .

با ارجاع پرونده به اداره دهم پليس آگاهي، برهان در اظهارات اوليه خود منکر هرگونه آشنايي با علاملان جنايت شده و عنوان داشت : «در زمان درگيري من توسط مقتول در داخل اتاق حبس شده بودم و هيچ اطلاعي ندارم که چه افرادي به درب منزل مقتول مراجعه و او را به قتل رسانده اند « . اما در ادامه تحقيقات پليسي و بدست آمدن برخي دلايل و مدارک غير قابل انکار، برهان لب به بيان حقيقت گشود و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت : زمانيکه توسط مقتول در داخل اتاق حبس شده بودم، با دو نفر از دوستان خود به اسامي‌‌شهرام و اميد که در يک کارگاه سنگ بري در خيابان فدائيان اسلام مشغول به کار بوده و شب‌ها نيز در آنجا به عنوان نگهبان حضور دارند، تماس گرفته و آنها نيز پس از اطلاع از موضوع و براي کمک کردن به من با مراجعه به درب ويلا با مقتول درگير شده و پس از مجروح کردن حامد و دو نفر ديگر از محل متواري شدند .

برهان در خصوص علت حضور خود در منزل مقتول نيز به کارآگاهان گفت : در حدود چند ماه پيش بود که بر سر موضوعي شخصي با مقتول دچار اختلافات شده بودم تا اينکه طي تماس تلفني همسر مقتول، به يک ميهماني دعوت شدم تا به بهانه حضور در ميهماني، من و حامد با يکديگر صحبت کرده و اختلافات قبلي خود را حل و فصل کنيم اما در زمان حضور در ميهماني بود که حامد نسبت به حضور من در ميهماني اعتراض کرد ؛

در همين زمان همسر مقتول مرا به خانه خودشان برده و از من خواست تا ساعتي را در يکي از اتاق‌هاي خانه بمانم تا او بتواند همسرش را آرام کند که مقتول با اطلاع از موضوع، به خانه مراجعه و ضمن اعتراض به حضور من در خانه اش مرا در داخل يکي از اتاق‌ها حبس کرد و من نيز که بسيار ترسيده بودم، با دو نفر از دوستانم تماس گرفته و از آنها درخواست کمک کردم اما به هيچ عنوان در درگيري حضور نداشتم .

با اطلاع کارآگاهان از نقش همسر مقتول در دعوت برهان به ميهماني و انتقال وي به داخل منزل مقتول، کارآگاهان به تحقيق از همسر مقتول پرداخته و او نيز ضمن تأييد اظهارات برهان، به کارآگاهان گفت : « در روز نوزدهم مرداد به همراه تعدادي ديگر از اعضاي فاميل در منزل يکي از بستگان دعوت بوديم و به همين علت از فرصت استفاده کرده و برهان را که پيش از اين با همسرم درگير شده بود را ـ بدون اطلاع ميزبان ـ به ميهماني دعوت کردم ؛ در داخل ميهماني و پس از خوردن شام، بار ديگر اختلاف ميان همسرم و برهان بالا گرفت و من نيز براي آرام کردن هر دو نفر، برهان را به منزل خودمان بردم ؛

دقايقي از حضور برهان در خانه نگذشته بود که همسرم به خانه آمد و زمانيکه متوجه حضور برهان در داخل خانه شد بسيار عصباني شد و با برداشتن يک چاقو از داخل آشپزخانه اظهار داشت که قصد کشتن برهان را دارد ؛ چاقو را از دستش گرفته و او را قدري آرام کردم و از او خواستم تا اجازه بدهد برهان از خانه خارج شود اما او با درخواست من مخالفت کرد و او را در داخل اتاقي حبس و درب آنرا نيز قفل کرد .

در همين زمان، برهان با گوشي تلفن همراه من تماس گرفت تا درب اتاق را براي او باز کنم اما شوهرم همچنان اصرار داشت که برهان را رها نمي‌‌کند » .

با توجه به اعترافات برهان در خصوص تماس وي با دو نفر از دوستانش به اسامي‌‌«شهرام» و «اميد»، کارآگاهان اداره دهم با شناسايي محل کار آنها در کارگاه سنگ بري واقع در خيابان فدائيان اسلام، در ساعت 1 روز بيست و يکم مرداد اين محل را تحت محاصره سه تيم عملياتي اداره دهم در آورده و در حاليکه شهرام ( 21 ساله ) و اميد ( 32 ساله ) پس از اطلاع از حضور کارآگاهان در محل قصد درگيري و فرار از محل را داشتند، هر دو نفر آنها را با شليک 6 تير هوايي دستگير و به اداره دهم انتقال دادند .

با انتقال شهرام و اميد به اداره دهم و آغاز تحقيقات، يکي از متهمان به هويت شهرام . ن در همان ساعات اوليه لب به اعتراف گشود و به درگيري خود با مقتول اعتراف کرد . متهم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت : «در حدود ساعت 2 بامداد بود که برهان با اميد تماس گرفت و عنوان داشت که او را به گروگان گرفته اند و از اميد خواست تا هرچه سريع تر خودش را به منطقه اوشان برساند ؛

اميد نيز موضوع را با من در ميان گذاشت و هر دو نفر با آژانس، خود را به آدرسي که برهان به اميد داده بود، رسانديم .

زمانيکه به آدرس رسيديم مقتول به همراه چند نفر ديگر در مقابل درب يک ويلا ايستاده بود ؛ با معرفي خود به عنوان دوستان برهان قصد صحبت کردن با آنها را داشتيم که با لحن توهين آميزي، با ما صحبت کردند .

در همين زمان، اميد با دو نفر از آنها درگير شد و من نيز در همين زمان با مقتول درگير شدم و از آنجائيکه به همراه خود يک قبضه چاقو داشتم، دو ضربه به پهلو و شکم مقتول و چند ضربه نيز به دو نفر ديگر ـ که با اميد درگير شده بودم ـ زده که در همين زمان، مقتول بر روي زمين افتاد و ما نيز به سرعت از محل متواري شديم .

سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت : « با توجه به اعترافات اوليه متهمان در خصوص ارتکاب جنايت و مشخص شدن ديگر زواياي اين پرونده، به دستور مقام محترم قضايي قرار بازداشت موقت براي همسر مقتول و سه متهم ديگر پرونده صادر و متهمان جهت انجام تحقيقات تکميلي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته اند » .

................................................................

 «سعيد سرطان» شرور محله خاني آباد دستگير شد


سرهنگ شهبازي ديروز صبح از دستگيري سعيد سرطان شرور محله خاني آباد طي اجراي طرح امنيت محله محور خبر داد.

سرهنگ خليل شهبازي رييس کلانتري 152 خاني آباد ، در مصاحبه اختصاصي با پايگاه اطلاع رساني پليس به تشريح جزييات خبر فوق پرداخت.

سرهنگ خليل شهبازي رييس کلانتري 152 خاني آباد ،ديروز صبح از دستگيري يك نفر از اراذل و اوباش خاني آباد با شکايت تعدادي از شهروندان ساکن اين محدوده خبر داد و گفت:» طرح امنيت محله محور در راستاي افزايش امنيت عمومي و اجتماعي و آرامش شهروندان به اجرا در آمده است.

اين مقام انتظامي در تشريح خبر فوق گفت: روز جمعه فردي شرور براي شهروندان ساکن خيابان « ميعاد» محله خاني آباد ايجاد مزاحمت و رعب و وحشت کرده که اين عمل او با اعتراض اهالي و ساکنين محل همراه بوده و فرد شرور اقدام به درگيري و ضرب و جرح با سلاح سرد کرده است .

شهبازي ادامه داد:در همان ابتداي درگيري، يکي از شهروندان با پليس 110 تماس گرفته و ماموارن براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند که اراذل و اوباش مذکور با مشاهده ماموران متواري مي شود اما با سرعت عمل ماموران و اجراي طرح مهار و محاصره خيابان مذکور متهم که معروف به «سعيد سرطان» بود را بازداشت و براي انجام تحقيقات به كلانتري منتقل شد.

كلانتر 152 خاني آباد در خاتمه ادامه داد: متهم در بازجويي هاي انجام شده به جرايم خود مبني بر شرارت، اخلال در نظم و امنيت عمومي و سلب آسايش شهروندان اعتراف کرده و با شکايت تنظيم شده از سوي شهروندان به دادسرا منتقل شد.

................................................................


پسر خشمگين پدر بيمارش را به خاطر ناله‌هايش کشت 

پسر خشمگين که پدر بيمار خود را به خاطر ناله‌هايش به قتل رسانده بود با گذشت اولياي دم به 10 سال زندان محکوم شد.

راز اين جنايت 10 فروردين ماه سال گذشته همزمان با شکايت همسر مقتول فاش شد.

زن ميان سال در شکايت خود اظهار داشت:‌ همسرم ديشب در خواب به طرز مرموزي جان سپرد. حال احتمال مي‌دهم پسرمان به نام امير او را کشته باشد.

با اين ادعا ماموران امير را دستگير و تحت بازجويي قرار دادند. متهم در ابتداي منکر قتل پدرش شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: پدرم ناراحتي قلبي داشت و سه روز بود که درد مي‌کشيد. به خاطر اين که پول نداشتم نتوانستم او را به بيمارستان ببرم.

شب حادثه او آه و ناله مي کرد من هم عصباني شده و با ضربه‌اي به سرش زدم که باعث مرگش شد.

با رضايت اولياي دم محاکمه متهم از جنبه عمومي جرم در شعبه 113 دادگاه کيفري برگزار شد که قضات دادگاه پس از دفاعيات متهم او را به 10 سال زندان محکوم کردند.

با اعتراض امير به حکم مجازاتش پرونده به شعبه 7 ديوان عالي کشور ارسال شد که قضات ديوانعالي نيز حکم مجازات متهم را تاييد کردند.

................................................................

زن جوان با کارد شوهرش را کشت

زن جوان که با ضربه کارد شوهرش را به قتل رسانده بود با گذشت تنها پسر خود از مجازات اعدام نجات يافت.

16 مرداد سال 1387 ماموران پليس شهرستان رباط کريم از قتل مرد جواني به دست همسرش باخبر شدند.

در ادامه تيمي همراه بازپرس جنايي در محل جنايت در بخش گلستان حاضر شده و با جسد علي 40 ساله روبرو شدند.

وجود آثار درگيري در خانه نشان مي داد مرد جوان قبل از جنايت با همسرش درگير شده بود.

همسر 33 ساله مقتول به نام مليحه نيز در بازجويي‌ها به قتل اعتراف کرد و گفت: همسرم با چاقو به طرف من و پسرم حمله کرد که در دفاع از خود چاقو را از او گرفته و در سينه‌اش فرو کردم.

پس از تکميل تحقيقات پرونده با صور کيفرخواست براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

صبح ديروز جلسه دادگاه به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار و در ابتداي جلسه شفيعي نماينده دادستان با تشريح کيفرخواست براي متهم تقاضاي مجازات قانوني کرد.

در ادامه پسر 16 ساله مقتول به عنوان اولياي دم در جايگاه حاضر شد و گفت: من از مادرم نه شکايت دارم و نه ديه مي‌خواهم، پدرم شب حادثه قصد کشتن من و مادرم را داشت که اين جنايت رقم خورد.

4 سال است مادرم در زندان است و من به سختي زندگي مي‌کنم حالا نيز از قضات دادگاه مي‌خواهم او را آزاد کنند.

رئيس دادگاه سپس اتهام قتل عمدي را به مليحه تفهيم کرد که او با قبول اتهامش در دفاع از خود گفت: من و همسرم مدت‌ها بود با هم اختلاف داشتيم. شب حادثه او من و پسرم را براي شام به رستوران دعوت کرد. در راه بازگشت با هم دوباره درگيري پيدا کرديم. مدتي بود مي‌خواستم از او جدا شوم اما علي با طلاق مخالفت مي‌کرد. آن شب به طرف آشپزخانه رفت تا از آنجا چاقويي بردارد من هم چون از نيتش خبر داشتم سريعتر از او خود را به آشپزخانه رسانده و کاردي را در سينه‌اش فرو کردم.

پس از آخرين دفاعيات متهم قضات دادگاه براي صدور حکم وارد شور شدند.

................................................................

آغوش نياز!

با چشم هاي معصوم خود دنيا را روشن مي بيند و بوي مادر و گرماي دستان پدرش را جست وجو مي کند.

او نمي داند پا به دنيايي بي رحم گذاشته که به جاي شير مادر، طعم تلخ بي مهري روزگار کامش را خشک و سرد کرده است.

نوزاد کوچولو، ۶ ماهه چشم به دنيا گشوده تا پدر و مادرش را غافلگير کند و با گريه هاي کودکانه اش بگويد من زنده هستم و مي خواهم زندگي کنم.

اين نوزاد زيبا مدت ۲ ماه تحت مراقبت هاي ويژه پزشکي قرار داشت و پس از آن که مسئولان بيمارستان با خانواده اش تماس گرفتند تا براي تحويل بچه خود اقدام کنند آن ها هيچ توجهي نشان ندادند و به قول معروف خودشان را به کوچه پس کوچه هاي غفلت زدند و چشم هايشان را به روي واقعيت ها بستند.

با توجه به اين که پدر ومادر نوزاد اقدامي براي تحويل طفل بي گناه انجام ندادند هماهنگي لازم با پليس به عمل آمد و ماموران کلانتري ۳۵ مشهد به دستور مقام قضايي پدر و مادر جوان را احضار کردند.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري گفت: ۵ سال قبل ازدواج کردم و به خاطر شرايط شغلي شوهرم از شهر خودمان به مشهد آمديم. ما زندگي ساده و خوبي داريم و صاحب يک فرزند پسر شده ايم که الان ۴ ساله است. من و شوهرم تصميم گرفتيم صاحب بچه ديگري نشويم تا هم جواني مان را حفظ کنيم و هم هزينه هاي زندگي مان زياد نشود اما چند ماه قبل فهميدم به طور ناخواسته باردار شده ام.

اين موضوع اعصاب ما را به هم ريخت و با استفاده از داروهاي مختلف و حتي چند بار وارد کردن ضربه به خودم سعي کردم جنين را از بين ببرم اما نه تنها موفق نشدم بلکه بچه ام ۶ ماهه به دنيا آمد.

زن جوان لبخندي زد و گفت: ما نوزاد را در بيمارستان رها کرديم تا او را در دستگاه نگه دارند و تصورمان اين بود که زنده نخواهد ماند. ولي انگار اين بچه ناخواسته لج بازتر از اين حرف هاست و نمي دانم او را...؟!

زن جوان و شوهرش غنچه هاي مهر و عاطفه را در باغچه خشکيده دل خود لگدمال کرده بودند و با ناسپاسي به درگاه خداوند دانا و توانا اشک هاي زلال نوزاد بي پناه که آغوش نياز به سوي نوازش بابا، گرماي محبت مامان و دست هاي گرم داداش کوچولوي خود گشوده را نمي ديدند.

اگرچه با پيگيري کارشناس اجتماعي کلانتري و برگزاري جلسه مشاوره، زوج جوان فرزند خود را تحويل گرفتند و به خانه رفتند اما چرا بايد چنين نقطه سياهي در دفتر زندگي نوزادي سالم و زيبا که نواي گريه هايش با نسيم عشق و دوستي به گوش مي رسد نقش ببندد و...؟

................................................................

سرقت پشت چراغ قرمز

سرهنگ عباس دانشجو از دستگیری سارق حرفه‌ای که در محدوده شرق تهران از رانندگانی که پشت چراغ قرمز توقف نموده بودند،سرقت می‌کرد،خبر داد و افزود:متهم جوان 47 ساله‌ای است که تاکنون به بیش از 20 فقره سرقت کیف قاپی به همین شیوه اعتراف کرده است.

سرهنگ عباس دانشجو، سرکلانتر ششم فرماندهی انتظامی تهران بزرگ ساعاتی پیش از دستگیری سارق سابقه داری که دریک چشم به هم زدن از داخل خودروهایی که در محدوده‌های خیابان 17 شهریور، میدان شهدا، میدان خراسان پشت چراغ قرمز توقف نموده اقدام به سرقت اموال قیمتی و یا کیف راننده و یا سرنشینان می‌کرد،با تلاش ماموران کلانتری132 نبرد طی یک عملیات تعقیب و مراقبت پلیسی خبر داد و افزود:متهم تاکنون به 20‌فقره سرقت مشابه اعتراف کرده که تحقیقات در این رابطه ادامه دارد.

این مقام ارشد انتظامی در پلیس پایتخت در گفت‌وگو با خبرنگار ما در تشریح جزییات خبر فوق گفت:چندی پیش در پی سرقت در حوزه استحفاظی کلانتری 132 نبرد و در راستای تدابیر فرمانده انتظامی تهران بزرگ و به منظور اجرای طرح امنیت محله محور با هدف برخورد با سارقان به ویژه سارقان به عنف، زورگیران و کیف قاپان رسیدگی به موضوع در دستور کار ماموران این یگان قرار گرفت.

سرهنگ دانشجو در این باره اظهار داشت:به همین منظور در جهت رسیدگی به مطالبات مردمی و شهروندان ساکن در محدوده شرق تهران بلافاصله اکیپی متشکل از تیم‌های عملیاتی گشت ضربت، ماموران معاونت پیشگیری و عوامل تجسس کلانتری در سطح حوزه استحفاظی فعال شده و اقدام به گشتزنی هدفمند در مناطق چرم خیز کردند.

وی تصریح کرد:عملیات گشتزنی ادامه یافت تا اینکه در ساعت 13 و 30 دقیقه 16 مردادماه ماموران حین گشتزنی در میدان مالک اشتر مشاهده می‌کنند 2 خانم جوان با خودرو پراید در حالی که فریاد می‌زنند: دزد، دزد در تعقیب راکب جوان یک دستگاه موتورسیکلت هستند و از مردم نیز در خواست کمک دارند.

ماموران با مشاهده این وضعیت سریعا تغییر مسیر داده و اقدام به تعقیب موتور سوار نموده و با اجرای طرح مهار موفق شدند دقایقی بعد موتورسوار جوان را در خیابان میثم متوقف نموده و او را دستگیر کنند. سرکلانتر ششم فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به اینکه در بازرسی از متهم 2 عدد كیف زنانه که متهم دقایقی پیش از دستگیری آن را به سرقت برده بود کشف گردید، یادآور شد:در ابتدا سارق توسط مالباخته که مریم.خ نام داشت در محل شناسایی و اموال در حضورش به وی مسترد شد.

متهم نیز پس از دستگیری جهت تحقیقات تکمیلی و برای بررسی یكسری مدارک دیگر نظیر 2 فقره گواهینامه، 2 فقره کارت خودرو، 2 دستگاه گوشی موبایل، 2 فقره کارت سوخت و چند عدد کارت اعتباری که از وی کشف شده بود به کلانتری منتقل و تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت.

در خلال بازجویی‌های پلیسی و بررسی مدارکی که متهم آنان را به سرقت برده بود با چند تن از مالباختگان تماس تلفنی گرفته شد تا جهت شناسایی و مواجهه حضوری متهم به کلانتری مراجعه نمایند.سرهنگ عباس دانشجو با اشاره به اینکه ساعاتی بعد تعدادی از مالباختگان به کلانتری مراجعه،ضمن شناسایی متهم در تحقیقات پلیسی اظهار داشتند متهم همان فرد سارقی است که با توسل به زور طی چند روز گذشته از آنان کیف قاپی کرده است.

وی اضافه کرد:به دنبال این موضوع متهم که به هویت جواد. ط48 ساله نام داشت در بازجویی‌های پلیسی بیان داشت:در محدوده خیابان‌های 17 شهریور، میدان شهدا، میدان خراسان از خودرو‌هایی که پشت چراغ قرمز توقف نموده بودند از داخل خودرو اقدام به سرقت کیف رانندگان می‌نمودم و امروز که دستگیر شدم 5 فقره سرقت کیف قاپی داشتم و تاکنون نیز بیش از 20 فقره سرقت کیف قاپی و دو فقره سرقت لوازم و محتویات خودرو انجام داده ام.

سرکلانتر ششم پلیس پایتخت در پایان خاطرنشان کرد:متهم به همراه پرونده‌ای که در این رابطه تشکیل شده جهت تحقیقات تکمیلی و شناسایی سایر جرائم احتمالی نامبرده و دیگر مالباختگان به پایگاه ششم پلیس آگاهی فرمانده انتظامی تهران بزرگ ارجاع شد.

................................................................

کانال کولر راز سرقت را برملا كرد

به گزارش روز شنبه از پايگاه پليس، فرمانده انتظامي شهرستان کرج گفت: در ساعات اوليه صبح روز گذشته متصدي يك آرايشگاه زنانه در حاليکه بسيار مضطرب و پريشان بود با مراجعه به كلانتري 15 رجايي شهر عنوان داشت که ساعتي پيش هنگامي که درب مغازه را باز کرده متوجه به سرقت رفتن لوازم و وسايل آرايشگاه به همراه چند حلقه فيلم و عكس خانوادگي شده و اين در حالي است که هيچگونه تخريبي در قفل و درب مغازه صورت نگرفته است.

وي افزود: ماموران در حال دريافت اظهارات شاكي بودند كه صاحب يك آرايشگاه مردانه در نزديکي همان آرايشگاهي که مورد سرقت واقع شده بود نيز با مراجعه به کلانتري شكايت مشابهي را در خصوص سرقت از محل کارش به ماموران ارائه داد.

سرهنگ عبدالرضا خيرخواهان اظهارداشت: بدنبال شكايت صاحبان مغازه ها، ماموران براي بررسي صحنه سرقت به محل مورد نظر رفته و با توجه به اينكه يكي از آرايشگاه ها مجهز به دوربين مدار بسته بود با مشاهده فيلم ضبط شده مشخص شد سارقان از طريق كانال كولر وارد مغازه آرايشگاه زنانه شده و پس از سرقت لوارم آن، از آنجايي كه هر دو مغازه از طريق كانال كولر با هم در ارتباط بودند لوازم هر دو مغازه را به سرقت برده اند.

وي افزود: ماموران با بررسي فيلم ضبط شده و با مراجعه به بانک اطلاعاتي سارقان، چهره يكي از آنها را شناسايي و پس از چند روز تلاش مستمر، رد اين سارق سابقه دار را در ميدان سپاه كرج بدست آورده و در يك عمليات ضربتي او را در حالي كه سوار بر يك دستگاه خودروي پرايد مسروقه بود، دستگير کردند.

سرهنگ خيرخواهان اضافه كرد: متهم دستگير شده در بازجويي هاي ماموران در ابتدا منكر قضيه شد اما در مواجهه با دلايل و شواهد موجود لب به اعتراف گشوده و سرقت هر دو آرايشگاه را با همدستي يكي از دوستانش پذيرفت.

فرمانده انتظامي شهرستان کرج تصريح كرد: با راهنمايي هاي متهم دستگير شده و انجام کارهاي اطلاعاتي از سوي ماموران مخفيگاه همدست متهم شناسايي شد اما متهم مورد نظر به محض اطلاع از دستگيري همدستش آن محل را ترک کرده و متواري شده بود.

وي افزود: با توجه به اينكه سارق با يكدستگاه پيكان وانت براي انتقال وسايل مسروقه از مغازه ها اقدام مي کرد بنابراين مشخصات راننده و خودرو در اختيار تمامي واحدهاي گشت قرار گرفت که در نهايت ماموران در حين گشتزني در بلوار موذن، خودروي مورد نظر را مشاهده و ضمن تعقيب خودرو و صدور دستور ايست، خودرو پس از دقايقي تعقيب و گريز متوقف و راننده آن در يک عمليات پليسي دستگير و به کلانتري منتقل شد.

در ادامه بازجويي از متهمان دستگير شده مشخص شد كه آنها با تشكيل باندي به سرقت از مغازه ها مي پرداختند و نقشه سرقت از آرايشگاه ها را زماني طراحي كردند كه چند روز قبل از سرقت ، يکي از سارقان به بهانه فروش لوازم آرايشي وارد آرايشگاه شده و راههاي ورود به مغازه را مورد بررسي قرار داده است.

سارقان در ادامه اعترافاتشان اذعان داشتند که در نيمه هاي شب هنگامي که از طريق كانال كولر وارد مغازه شدند متوجه مي شوند که از همان كانال كولر به مغازه ديگري راه وجود دارد بنابراين تصميم مي گيرند لوازم هر دو مغازه را سرقت کرده و بدين ترتيب وسايل با ارزش موجود در اين دو مغازه را با استفاده از پيكان وانت به سرقت مي برند.

فرمانده انتظامي شهرستان كرج افزود: متهمان در ادامه به همدستي فرد ديگري كه اموال مسروقه نزد وي بود اعتراف کردند که بلافاصله ماموران به آدرس مورد نظر مراجعه و پس از اطمينان از حضور وي در مخفيگاهش در يك عمليات غافلگيرانه او را دستگير و در بازرسي از آنجا تمامي اموال مسروقه كشف و ضبط شد.

گفتني است؛ هر سه متهم دستگير شده به همراه پرونده متشكله جهت سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شدند.

................................................................

زندگی اعجاب‌آور دختر دو سر

دختر عجیبی که سال‌ها پیش با دو سر به دنیا آمده بود و انتظار می‌رفت برای چند روز بیشتر زنده نماند با گذراندن 22 سال از زندگی​اش، لحظه‌‌های عمرش را جالب توصیف می‌کند. ابیگل و بریتنی هنسل، که هر دو 22 سال سن دارند، دارای بدنی مشترک هستند و به تازگی از دانشگاه مينه سوتا فارغ‌التحصیل شده‌اند. آن‌ها همه چیز زندگی خود را به صورت مشترک به انجام می‌رسانند و پزشکان تصور می‌کردند این دختر عجیب دوسر تنها برای چند روز بیشتر زنده نخواهد ماند اما این دختر تمامی معیار‌ها را شکست و به زندگی خود به خوبی ادامه داد.


ابیگل و بریتنی که دارای دو سر و صورت کاملاً مجزا و دو مغز هستند برای انجام کارهایشان با یکدیگر توافق می‌کنند و حتی در مواردی با هم اختلاف نظر دارند. این دو دختر با یک تن مشترک عنوان کرده‌اند که زندگی عادی و آرامی داشته‌اند.

ابیگل و بریتنی می‌گویند: ما نیز همچون دو فرد با استقلال فکری، دارای شخصیت و سليقه بسیار متفاوت هستیم. ابیگل بسیار خیره​سر و لجباز و بریتنی دختری بذله‌گو است. آنها اضافه می‌کنند که هر دویشان با هم پیانو می‌نوازند؛ یکی با دست راست و دیگری با دست چپ به صورتی که هر دو دست متعلق به یک شخص است!

آنها همچنین در کنار هم از ورزش‌‌هایی چون بولینگ، والیبال، دوچرخه‌سواری، شنا و سافت‌بال لذت می‌برند.

این دوقلوی مشهور برای نخستین بار در 6 سالگی به همه معرفی شده بودند و از آن زمان تاکنون دیگر صحبتی از آنها به میان نیامده بود.

به گفته پزشکان از هر 40 هزار کودک تنها یکی از آنها با این اختلالات جسمی به دنیا می‌آید و تنها یک درصد از آنها زنده می‌مانند.
«تپی» مادر این دختران می‌گوید: من همواره مشوق دخترانم بوده‌ام. آنها بطرز شگفتی‌آوری برای انجام کارهایشان با یکدیگر همکاری و هماهنگی‌‌های لازم را دارند.
ابیگل و بریتنی که از ناحیه سر و بالا تنه به هم چسبیده‌اند دارای دو معده، سه کلیه، دو کیسه صفرا، چهار ریه، یک کبد و سیستم عصبی تا حدودی مشترک هستند. این دوقلو‌های عجیب هنگام تولد 3 بازو داشته‌اند که پزشکان یکی را جراحی کرده و برداشته‌اند.

خوشبختانه این دو خواهر در شرایط خوب روحی و جسمی قرار دارند و همچون دیگر انسان‌های عادی به زندگی خود ادامه می‌دهند.

................................................................

انهدام باند سارقان حرفه‌ای منزل

سرهنگ محمدیان از انهدام باند بزرگ سرقت منزل در شمال و شرق پایتخت خبر داد و افزود:ماموران معاونت مبارزه با جرائم خاص پلیس آگاهی پایتخت موفق شدند طی یک عملیات پیچیده پلیسی23 تن از اعضای باند بزرگ سرقت منزل را شناسایی و دستگیر نمایند.

 سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در تشریح جزییات خبر فوق گفت:در راستای اجرای طرح امنیت محله محور طرح برخورد با سارقان به ویژه سارقان منزل در سطح پایتخت به اجرا درآمد و ماموران معاونت مبارزه با جرائم خاص پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ موفق شدند طی یک عملیات پیچیده پلیسی 23 نفر از سارقان حرفه‌ای منزل را دستگیر و در بازرسی از آنان مقادیر قابل توجه‌ای اموال مسروقه شامل: وسایل قیمتی شامل طلاجات، وجوه نقد و نقره جات را كشف و ضبط نمایند.

وی گفت:ساعت 23 و 10 دقیقه 28 اردیبهشت ماه سال جاری فردی به نام داود.ر به کلانتری 138 جنت آباد مراجعه و اظهار داشت: هنگامی که به منزلم واقع در اتوبان اشرفی اصفهانی،خیابان تختی، خیابان هشتم شرقی مراجعه کردم متوجه به هم ریختگی داخل منزل و به سرقت رفتن دو عدد انگشتر و دو عدد گردنبند طلا توسط سارق و یا سارقان شدم.

به محض ارجاع پرونده به معاونت مبارزه با جرائم خاص پلیس آگاهی تهران بزرگ تحقیقات ماموران آغاز شد.

در بررسی‌های پلیسی و تجزیه و تحلیل صحنه جرم و نوع سرقتی که رخ داده بود مشخص شد از اوایل سال جاری نیز سرقتهای منزل به شیوه تخریب كه غالبا در اوایل شب صورت می‌گرفت در محدوده شرق و شمال شرق تهران رو به افزایش بوده به همین دلیل با تجزیه و تحلیل لازم در‌خصوص این سرقت‌ها مشخص شد سه نفر از سارقان حرفه‌ای منزل به اسامی مهدی.ص، امیر.ص و مجید.ص با تشكیل خرده باندهایی اقدام به سرقت می‌نمایند كه شناسایی و دستگیری اعضای باند در دستور كار عوامل این اداره قرار گرفت.

با تحقیقات میدانی، هویت سارقان و محل‌های اختفا و منازل آنان شناسایی سپس با هماهنگی مقام قضایی با بكارگیری چند تیم عملیاتی در ساعت 5 بامداد روز هفدهم مردادماه به‌طور همزمان در 18 محل شناسایی شده و عملیات دستگیری و انهدام باند مذكور اجرا و 23نفر متهم مرد و 3 نفر متهم زن دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شدند.

رئیس پلیس آگاهی پایتخت در پایان با اشاره به اینکه از منزل متهمان آلات و ادوات مورد استفاده در سرقتها، اموال مسروقه شامل:طلاجات، وجوه نقد و نقره جات كشف و ضبط گردید،یادآور شد:در بازجویهای پلیسی که از 27 متهم دستگیر شده صورت پذیرفته است دو تن از متهمان به نام‌های مهدی. ب و محمد. ب ضمن شناسایی و معرفی محل ارتكاب جرم خود،به سرقت از منزل شاكی اعتراف کرده اند