خلاصه یکخطی نتیجه 9 ماه جنگ ازاینقرار است: تنگه هرمز بسته شده، قیمت نفت زیاد شده، فشار به آمریکاییها بالا رفته و ترامپ شکست خورده است.
به گزارش صراط به نقل از فارس، تمام تلاشهای آمریکا از فردای جنگ تاکنون، بهجای براندازی در یک هدف خلاصه شد: باز کردن تنگه هرمز. با این حال، رئیسجمهور آمریکا، همزمان که علنی برای باز شدن تنگ تلاش میکند و حتی اسم آن را در خیالش به تنگه ترامپ تغییر میدهد، سعی میکند بسته ماندن تنگه و افزایش قیمتها را موضوعی ساده و بیاهمیت نشان دهد.
هدف او از این قرار است: با عملیات روانی، جامعه آمریکا را آرام کند.بهعنوانمثال، ترامپ تصریح کرده بلافاصله پس از پایان جنگ، قیمت نفت و درنتیجه بنزین، کاهش خواهد یافت. او همچنین مدعی شده بود که تنگه هرمز برای او بیاهمیت است.
بر اساس آخرین نظرسنجی سیانان از مردم ایالاتمتحده، 73 درصد آنها معتقدند که ترامپ به مشکلات کشورش توجه نکرده است.
در خصوص اهمیت تنگه هرمز برای ایران از نگاه کارشناسان و متخصصان بینالمللی، بسیار نکات زیادی گفته شده است. بهعنوانمثال، اندیشکدههای خارجی تاکید کردهاند که تنگه در موضوع قدرت و بازدارندگی برای ایران، معادل داشتن بمب اتم است. همچنین بارها گفته شده که یکی از مؤلفههای اصلی پیروزی ایران، تنگه هرمز است و اگر تهران قصد دارد در بلندمدت به نتایج مطلوب دست یابد، نباید تنگه را رها کند.
اما برخی از چهرههای جریان اصلاحات، بهگونهای موضعگیری کردهاند که حداقل در مقام موضعگیری، بیشتر از ترامپ نگران بسته ماندن تنگه هستند.
احمد زیدآبادی، یکی از چهرههای سرشناس اصلاحات در واکنش به طرحی با نام ملی شدن تنگه هرمز، نوشته بود: «این تنگه یا آبراهه از زمان شکلگیری تمدن ایرانی در همین نقطه از جغرافیا بوده و عبور امن و آزاد از آن هم امری به رسمیت شناخته شده در شرایط صلح است. نه میتوان آن را جابجا کرد و نه رژیم حقوقی آن را تغییر داد، مگر آنکه بخواهیم همه کشورهای جهان را علیه ایران بسیج کنیم و به اجماع برسانیم.»
زیدآبادی همچنین گفته بود: «اگر قرار باشد تنگه هرمز همچنان بسته بماند، توافق موقت برای تعیین مسیر کشتیرانی چه معنایی خواهد داشت؟»
آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات در کانال تلگرامی خود نوشته بود: «انسداد کامل تنگه هرمز یا بابالمندب در یک بازه زمانی طولانی، نه با منطق اقتصاد جهانی سازگار است و نه با منافع هیچیک از بازیگران مؤثر در نظام بینالملل. هرچند اقتصاد جهانی، با اتکا به ذخایر راهبردی و ظرفیتهای جایگزین، ممکن است برای مدت محدودی توان مدیریت چنین بحرانی را داشته باشد، اما استمرار آن برای چند ماه، هزینههایی فزاینده و غیرقابلتحمل بر اقتصادهای بزرگ تحمیل خواهد کرد.» نکته جالب نوشته آذر منصوری این است که بهوضوح نگرانی برای اقتصادهای بزرگ را ابراز کرده است.
حزب اتحاد ملت نیز در 28 تیر 1405، در بیانیهای بر «صیانت از امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز» تاکید کرد و نوشت: «اسراف در مصرف ظرفیت بازدارنده و امنیتساز تنگهی هرمز یا تصور درآمدزایی غیرواقعبینانه، اثربخشی بازدارندگی آن را کاهش میدهد و در میان مدت ممکن است این ظرفیت منحصربهفرد و بینظیر را بهکلی از حیز انتفاع ساقط کند.»
کوروش احمدی، دیپلمات سابق و از چهرههای نزدیک به جریان اصلاحات، در 28 تیر 1405 در وبسایت دیپلماسی ایران نوشت: «همانطور که از اسفند گذشته محتمل بود، درنهایت مسئله تنگه هرمز عملاً به مشکل اصلی در روابط ایران و آمریکا تبدیل شده و مشکل بیستوچندساله غنیسازی به حاشیه رفته است.» او بدون اشاره به نقضهای مکرر آمریکا در تفاهمنامه، بهویژه نقض مسیر ایران، نوشت: «حمله 16 تیر به سه کشتی در جنوب تنگه که هنوز کسی مسئولیت آن را نپذیرفته، عملا به نقطه عطفی بعد از امضای یادداشت تفاهم تبدیل شده است.»
احمدی از اصل مدیریت ایران بر تنگه انتقاد کرد و نوشت: «مدیریت تنگهها در ادبیات حقوقی بینالمللی بر اموری مانند تنظیم ترافیک دریایی، محیطزیست و ماهیگیری است؛ اما "مدیریت تنگه" در ادبیات مقامات ما، حول سه محور حاکمیتی میگردد: 1. انتقال مسیر تردد دریایی از دریای سرزمینی عمان به دریای سرزمینی ایران، 2. عبور کشتیها در این مسیر جدید تحت نظارت ایران و با مجوز قبلی 3. درآمدزایی از طریق ارائه خدمات به کشتیها و دریافت هزینه خدمات بهصورت الزامی.»
کوروش احمدی در یادداشتی دیگر در 13 اردیبهشت 1405 نوشته بود: «ایران حق داشت در شرایطی که هدف حمله تجاوزکارانه قرار گرفته بود، ترتیباتی را در تنگه هرمز اتخاذ کند، اما به درازاکشیدن آن، مانند به درازاکشیدن گروگانگیری، جنگ با عراق و موارد متعدد دیگر، حتما به سود ایران نخواهد بود و این بار جنوب جهانی نیز شدیدا ضرر خواهد کرد.»
او پیش از جنگ نیز تحلیلهای فضایی در موضوع تنگه ارائه داده بود که غلط بودن آن، اکنون واضح شده است. احمدی در 30 مرداد 1404 گفته بود: «بستن تنگه هرمز بدون تردید در حکم خودکشی است. پسازاین کار، ظرف چند ساعت یک قطعنامه از شورای امنیت میگیرند که روسیه و چین هم با آن کنار میآیند.»