به گزارش سرویس وبلاگ صراط؛ سید جواد حسینی در تارنگار شخصی خود نوشته است:
گفت شب قدر آمد . چه خاکی بر سر کنیم ؟ !
گفتم همین خاک را بر سرکن .
با تعجب گفت چه می گویی ؟!
گفتم خاکی شو . مثل ابوتراب . امیرالمؤمنین که پدر خاک بود ، ابوتراب !
حذف خواسته ها ، منیت ها ، خود محوری ها و فنای در ولایت خوبان از علائم و نتایج خاکی شدن است.
توجه و التفات به غیر ، به کثرات ، به این و آن ، بهر خوشایند زید و عمر نوشتن و گفتن ، بهر رضایت عرف و حرف و حدیث ایکس و ایگرگ زندگی کردن مغایر با روش خاکیان است.
راه افلاک از خاک می گذرد ...
تا خاکی نشویم ، خاکی در افکار ، خاکی در اخلاق ، خاکی در رفتار و نه ادای خاکی بودن را درآوردن ، از افلاک که هیچ از پشت بام خانه هم خبری نیست !
تا به امیرالمؤمنین ؛ ابوتراب ، در عمل اقتدا نکنیم و خاکی نشویم ، عرش و افلاک که هیچ ، میلی متری هم از فرش خانه مان فاصله نخواهیم گرفت.
عجیب است در اسلام وقتی فرد می میرد ، او را به خاک می سپارند . این که خاک ، بدن انسان را چه عارف و چه فاسق تحویل می گیرد نشان از اهمیت و عظمت خاک است.
چاره ای نداریم به جز این که تا دیر نشده با خاک مأنوس شویم . با خاک آشتی کنیم .
پس شاید بهترین دعایی که می شود در این شب ها کرد دعا برای خاکی شدن است.
حالا که آرزو می کنیم خاک و تربت شویم ، دعا کنیم تربت کربلای حسینی باشیم. تربت را دیدید چه ارزشی دارد ؟! چه خاک شریفی !