۲۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۶
به‌مناسبت سالروز وفات استاد محمدحسین بهجت تبریزی؛

شرطی که رهبر شهید برای دیدار با شهریار گذاشتند

شهریار
رهبر شهید انقلاب در دوران ریاست‌جمهوری خود هنگام سفر به تبریز برای دیدار با استاد شهریار شرطی ویژه گذاشتند؛ ایشان تأکید کردند ابتدا خودشان وارد مجلس شوند و استاد شهریار پس از ایشان بیاید تا این‌بار، به جای برخاستن شهریار برای استقبال از ایشان، خودشان به استقبال شاعر نامدار آذربایجان بروند.
کد خبر : ۷۴۹۱۲۳

به گزارش صراط به نقل از فارس، از عوامل اصلی وحدت ملی اقوام ایرانی با زبان‌های مختلف است. روز ۲۷ شهریور سالروز وفات استاد بزرگ فارسی، محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) روز ملی شعر و ادب نامیده شده است. در این گزارش سعی کردیم خاطرات رهبر انقلاب از شهریار را یادآوری کنیم.

من از کجا با اسم و شعر شهریار آشنا شدم؟

من از کجا با اسم شهریار و با شعر شهریار آشنا شدم؟ از آنجا که یک خواننده‌ی مذهبی -یعنی یک روضه‌خوان- که صدای خیلی خوشی هم داشت، در یک جلسه‌ای با آواز بسیار خوشی، شعر «علی‌ای همای رحمت» را خواند؛ در آن جلسه، گمانم هرکسی حضور داشت -که جلسه‌ی بزرگی هم نبود- نسبت به شاعر این شعر حسّاس شد که این شعر مال کیست؟ ما در مدح امیرالمؤمنین و از زبان گویندگان شعر زیاد شنیده بودیم، امّا این شعر یک طعم دیگری، یک فضای دیگری و یک باب تازه‌ای در این مقوله بود که قبل از آن، ما این‌جور شعری درباره‌ی امیرالمؤمنین نشنیده بودیم؛ هم لفظ زیبا بود:

علی‌ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه‌ی سایه‌ی هما را

این لفظ یک لفظ شیرین و شیوا و پرکننده‌ی ذهن انسان است؛ هم مضامین مضامین جدیدی بود:

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من‌

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سرِ چشمه‌ی بقا را

گفتند مال شاعری است به نام شهریار؛ یعنی بنده در سنین مثلاً چهارده پانزده سالگی، با اسم شهریار آشنا شدم و رفتم دنبال دیوان شهریار، که در کتابخانه‌ی آستان قدس این دیوان بود؛ تازه چاپ شده بود؛ به نظرم یک دیوانِ سه یا چهار جلدی بود؛ گشتم این شعر را پیدا کردم، با اشعار دیگرِ او هم آشنا شدم.

شرطی که آیت‌الله خامنه‌ای برای دیدار با شهریار گذاشتند

محسن عسکری، از شعرا و مداحان نامی آذربایجان، درباره دیدار استاد شهریار و رهبر انقلاب در دوران ریاست‌جمهوری ایشان در تبریز روایت کرده است: «مقام معظم رهبری شهید آیت‌الله خامنه‌ای زمان ریاست‌جمهوری مسافرتی به تبریز داشتند و برنامه‌هایشان فشرده بود. شب شعری گذاشته بودند برای شعرا و نهایت لطف ایشان بود که مداح‌ها و شعرا هم شرکت داشته باشند.

شرط کرده بودند، البته بعد ما شروط‌شان را متوجه شدیم، مجلسی بگذارید، شعرا را دعوت کنید و حتماً استاد شهریار هم باشد و گفته بودند که ورود من به جلسه قبل از شهریار باشد و برنامه را طوری تنظیم کنیم که بعد از ایشان، استاد شهریار در مجلس بیاید.

من افتخار حضور در آن مجلس را داشتم. اول حضرت آقا تشریف آوردند، قدم روی چشمان ما گذاشتند و نشستیم. با اعلام ورود، پنج، شش دقیقه بعد از تشریف‌فرمایی حضرت آقا، ورود استاد شهریار را اعلام کردند که رفته بودند دنبالش.

زمانی که حضرت آقا متوجه شدند استاد شهریار به جلسه آمده‌اند، با نهایت بزرگواری بلند شدند و به سمت در رفتند و از شهریار استقبال کردند.

آن موقع متوجه شدیم که چرا حضرت آقا چنین شرطی کرده بودند؛ اینکه شهریار به پای ایشان بلند نشود، بلکه ایشان به استقبال شهریار برود.

عین جمله‌ای هم که در اولین برخورد، بعد از سلام و روبوسی با استاد داشتند، این بود که فرمودند: «از آرزو‌های زندگی‌ام زیارت حضرتعالی بود که امشب الحمدلله موفق شدم.»

بعد با نهایت احترام، استاد شهریار را بغل دست خودشان نشاندند و شعرخوانی آغاز شد.»

شعری که شهریار برای حضرت زهرا (س) خواند

عسکری ادامه می‌دهد:

«آخر سر از شهریار پرسیدند: برای امیرالمؤمنین (ع)، سیدالشهدا (ع) و آقا امام زمان (عج) اشعاری از شما دیدیم؛ برای مادرمان حضرت زهرا (س) کاری نکرده‌ای؟ ندیدم شعری برای حضرت زهرا (س) از شما.

استاد فرمودند که چرا، یک شعر دارم برای حضرت زهرا (س). آن روز خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این شعرشان را خواندند:

ماه آن شب خموش و سرگردان

روی صحرا و دشت می‌تابید

رنگ غم، رنگ حزن‌پرور ماه

همه‌جا را نموده بود سپید

دانه‌دانه ستاره بر رخ چرخ

همچو اشک یتیم می‌لرزید

خواب گسترده بود خاموشی

بر جهان پرده فراموشی

مرغ شب آرمیده بود آرام

چشم ایام رفته بود به خواب

سایه نخل‌ها به چهره نور

از سیاهی کشیده بود حجاب

باد در جست‌وجوی گمشده‌ای

چرخ می‌زد چو عاشقی بی‌تاب

غرق شهر مدینه سرتاسر

در سکوتی عمیق و رعب‌آور‌

می‌کشید انتظار خاک آن شب

مقدم تازه میهمانی را‌

می‌ربود از کف گران‌مردی

آسمان، همسر جوانی را

آتش مرگ مادری می‌سوخت

دل اطفال خسته‌جانی را

مردم آرام، لیک آهسته

نوحه‌گر چهار طفل دلخسته

بر سر دوش جسم بی‌جانی

حمل می‌شد به نقطه‌ای مرموز

همه خواهان به دل درازی شب

گرچه شب بود تلخ و طاقت‌سوز

تا مگر راز شب نگردد فاش

نبرد پی به راز شب دل روز

راز شب بود پیکر زهرا

که شب آغوش خاک گشتش جا

راز شب بود بانویی معصوم

که چو او مردی از زمانه نزاد

هجده‌ساله بانویی پرشور

که سیه کرد چهره بیداد

بانویی که از سخن به محضر عام

ریخت آتش به جان استبداد

بانویی شیردل، دلیر و شجاع

که نمود از حقوق خویش دفاع

گرچه زن بود، لیک مردانه

از قیام آتشی عظیم افروخت

شعله‌ای برکشید از ته دل

که سیاه خرمن ستم را سوخت

درس احقاق حق و دفع ستم

به جهان و جهانیان آموخت.

«حیدربابایه سلام»؛ آمیزه شعر، حکمت و تصویر

رهبر شهید انقلاب در بیان ویژگی‌های ادبی «حیدربابایه سلام» شهریار فرموده‌اند: «حیدربابایه سلام یک شعر استثنایی است. همه خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست؛ یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در حیدربابایه سلام جمع شده است.

لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در حیدربابایه سلام است و آن این است که در این شعر که تصویری از سابقه ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد.

با این حساب، می‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه شعر حیدربابایه سلام به نظر ما خیلی بالاست. فکر می‌کنیم که آمیزه بسیار هنرمندانه‌ای است از شعر و حکمت و زبان زیبا و قدرت فوق‌العاده تصویر.

شهریار این منظومه را هنگامی گفته که بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخه‌ای که برای من فرستاده، بالای صفحه اول نوشته است: «گمان می‌کنم این را در سال ۱۳۲۴ شمسی سرودم.» و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است.»

غزلی که امام شهید از شهریار در ذهن داشتند

رهبر شهید انقلاب در ادامه با اشاره به یکی از غزل‌های شهریار فرمودند: «من حالا به عنوان شیرینی مجلس عرض می‌کنم. این غزل شهریار در ذهن من هست که می‌گوید:

در وصل هم ز شوق تو‌ای گل در آتشم

عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

ببینید، این بیت واقعاً در ردیف بالاترین شعر‌های فارسی است:

با عقل، آب عشق به یک جو نمی‌رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

شهریار؛ شاعری در مسیر عرفان و معنویت

رهبر شهید انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وجه معنوی شخصیت شهریار گفتند: «یک نکته اساسی هم درباره شهریار است که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمی از زندگی‌اش، در حدود سی سال آخر زندگی‌اش، دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت.»

در روایت‌های مربوط به زندگی شهریار، این وجه معنوی و دینی شخصیت او در کنار توانایی‌های ادبی، از ویژگی‌های برجسته‌ای است که در نگاه رهبر انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفته است.