به گزارش صراط به نقل از فارس، احمد زارعان، کارشناس مسائل بینالملل، امروز در نشست «بررسی روندهای سیاسی و نظامی لبنان و چشمانداز پیشرو» با تشریح روند تحولات جبهه لبنان اظهار کرد: برای بررسی وضعیت کنونی لبنان باید روند تحولات را از «حربالاسناد» یا جنگ پشتیبانی آغاز کرد. این جنگ فردای عملیات طوفانالاقصی آغاز شد و حزبالله با هدف حمایت از غزه و کاهش فشار نظامی رژیم صهیونیستی بر این منطقه، عملیات نظامی محدودی را در شمال سرزمینهای اشغالی آغاز کرد.وی افزود: هدف حزبالله از «حربالاسناد»، تقسیم توان ارتش رژیم صهیونیستی بود. براساس قواعد جنگ، هنگامی که توان دشمن در جبهههای مختلف تقسیم شود، طبیعتاً زمینه شکست و وارد آوردن فشار بیشتر بر آن فراهم میشود. حزبالله با ورود به حربالاسناد، عملاً دکترین «وحدت ساحات» یا یکپارچگی جبههها و میدانها را در عمل پیاده کرد.زارعان ادامه داد: این درگیریها تداوم یافت و شمال سرزمینهای اشغالی ناامن شد. بیش از ۱۰۰ هزار نفر از شهرکنشینان شمال سرزمینهای اشغالی آواره شدند و این مسئله هزینههای سنگینی را، بهویژه در حوزه افکار عمومی، به رژیم صهیونیستی تحمیل کرد.
آغاز جنگ تمامعیار علیه حزبالله
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: در ادامه، رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت عملیات سنگینی را علیه حزبالله آغاز کند. تا آن مقطع، حزبالله صرفاً بهدنبال ناامنسازی شمال سرزمینهای اشغالی بود، اما از مقطعی به بعد، اسرائیل تصمیم گرفت حملهای تمامعیار علیه لبنان و حزبالله آغاز کند تا بتواند آتش عملیاتی حزبالله در جنوب لبنان را خاموش کند.
وی افزود: شاید بتوان ترور شهید عبدالقادر را نقطه آغاز عملیات صهیونیستها دانست که با عملیات پیجری تکمیل شد و پس از آن نیز با ترور شهید سیدحسن نصرالله و سپس شهید سیدهاشم صفیالدین، جنگ وارد عرصه جدیدی شد.زارعان بیان کرد: این جنگ ۶۶ روز به طول انجامید. جنگی پرشدت شکل گرفت و اسرائیل با توان عملیاتی پنج لشکر مجهز، جنگ زمینی را در جنوب لبنان آغاز کرد، توانست مناطقی از جنوب را اشغال کند و در پنج نقطه از جنوب لبنان برای خود استقرار عملیاتی ایجاد کند.وی ادامه داد: این جنگ در نهایت با میانجیگری بازیگران خارجی به آتشبس منجر شد و قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت که در سال ۲۰۰۶ نیز مبنای آتشبس میان حزبالله و رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود، پس از جنگ ۶۶ روزه نیز مبنای عمل و دستور کار قرار گرفت.
بیش از ۱۰ هزار مورد نقض آتشبس
این کارشناس مسائل منطقه اظهار کرد: رژیم صهیونیستی پس از این آتشبس نه به روح آن پایبند ماند و نه به محتوای آن و بیش از ۱۰ هزار بار آتشبس را نقض کرد. در نتیجه این اقدامات بیش از ۵۰۰ نفر از شهروندان لبنانی به شهادت رسیدند که برخی از آنها از رزمندگان و مسئولان حزبالله بودند.زارعان افزود: هدفی که رژیم صهیونیستی در دوران پس از آتشبس دنبال میکرد، حفظ آزادی عمل خود در فضای لبنان بود. صهیونیستها راهبردی تحت عنوان «آزادی عمل» دارند و براساس این راهبرد، برای خود این حق را قائل هستند که در هر زمان و هر مکانی، به هر هدفی که احساس میکنند امنیت آنها را با خطر مواجه میکند، حمله کنند.
وی گفت: براساس همین اصل «آزادی عمل»، همانگونه که اشاره شد، رژیم صهیونیستی بیش از ۱۰ هزار مرتبه آتشبس را نقض کرد و صدها لبنانی را به شهادت رساند.
ورود حزبالله به جنگ پس از حمله به ایران
زارعان با اشاره به ادامه این وضعیت تا اسفندماه سال گذشته گفت: وضعیت آتشبس شکننده که بهصورت یکطرفه و مستمر از سوی اسرائیل نقض میشد، تا اسفندماه سال گذشته ادامه داشت؛ تا اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند.وی افزود: در این مقطع، حزبالله براساس مسئولیت شرعی و انقلابی خود وارد جنگ علیه اسرائیل شد. در ساعات پایانی ۹ اسفند، هنگامی که شهادت رهبر ایران برای حزبالله محرز شد، این جنبش عملیات انتقامی خود علیه رژیم صهیونیستی را آغاز کرد.این کارشناس مسائل منطقه درباره اهداف حزبالله از این اقدام بیان کرد: یکی از اهداف حزبالله، گرفتن انتقام خون رهبر شهید بود. جایگاه ولایت فقیه نزد حزبالله و شیعیان لبنانی جایگاهی رفیع است و جامعه شیعی لبنان نیز نسبت به رهبر جمهوری اسلامی ایران چنین نگاهی دارد.زارعان ادامه داد: از نگاه آنها، آمریکاییها و صهیونیستها با ترور رهبر ایران از بزرگترین خط قرمز جامعه شیعی عبور کردند و شخصیتی برجسته در جهان تشیع را که دارای شأن ولایت، رهبری و مرجعیت بود، به شهادت رساندند. بنابراین یکی از انگیزههای حزبالله برای آغاز عملیات علیه رژیم صهیونیستی در اسفندماه، انتقام خون رهبر شهید بود.
پاسخ به ۱۵ ماه نقض آتشبس
وی افزود: حزبالله انگیزه دیگری نیز داشت و آن پاسخ به نقض مکرر آتشبسهایی بود که رژیم صهیونیستی طی ۱۵ ماه پیش از ۹ اسفند مرتکب شده بود. در جریان این اقدامات، صدها لبنانی به شهادت رسیده بودند که شمار زیادی از آنها افراد غیرنظامی بودند.زارعان گفت: رژیم صهیونیستی در برخی موارد برای انجام یک عملیات ترور، یک ساختمان را بهطور کامل تخریب میکرد؛ در حالی که افراد غیرنظامی، زنان و کودکان نیز در آن ساختمان حضور داشتند. برخی از این عملیاتها نیز از دقت لازم برخوردار نبودند. از این رو، یکی دیگر از اهداف حزبالله از آغاز جنگ، ارائه پاسخی قاطع به نقض آتشبسهای رژیم صهیونیستی در ۱۵ ماه پیش از ۹ اسفند بود.
درگیر شدن ۲۰ درصد توان هوایی اسرائیل با حزبالله
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به تأثیر ورود حزبالله به جنگ بر توان عملیاتی رژیم صهیونیستی علیه ایران اظهار کرد: ورود حزبالله به این جنگ تا حد زیادی در کاهش توان تهاجمی هوایی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران مؤثر بود.وی افزود: براساس برآوردها، حزبالله حدود ۲۰ درصد از توان هوایی اسرائیل را به نوعی به خود مشغول کرد و در نتیجه، رژیم صهیونیستی نتوانست در «جنگ رمضان» از حداکثر توان هوایی خود علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.زارعان گفت: حزبالله تلاش کرد تمرکز عملیاتی رژیم صهیونیستی را برهم بزند تا از این طریق بخشی از فشار واردشده بر ایران در این جنگ کاهش یابد.
حمله به بیش از ۱۰۰ نقطه لبنان پس از آتشبس
وی با اشاره به ادامه جنگ رمضان تا ۱۹ فروردینماه سال جاری اظهار کرد: جنگ رمضان ادامه یافت تا اینکه در نهایت در ۱۹ فروردین، میان ایران و آمریکا آتشبس برقرار شد و به تبع آن میان ایران و رژیم صهیونیستی نیز آتشبس شکل گرفت.
زارعان ادامه داد: در همان روز و تنها چند ساعت پس از آغاز آتشبس، رژیم صهیونیستی در یک بازه زمانی بسیار کوتاه و ظرف حدود ۱۰ دقیقه، بیش از ۱۰۰ نقطه در لبنان را هدف حملات سنگین هوایی قرار داد. در جریان این عملیات سنگین هوایی، صدها نفر به شهادت رسیدند و حدود هزار نفر نیز مجروح شدند.وی افزود: یکی از شروط جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش آتشبس این بود که جنگ باید در همه جبههها، از جمله لبنان، متوقف شود، اما نتانیاهو این موضوع را نپذیرفت و اعلام کرد توافق آتشبس میان ایران و آمریکا شامل اسرائیل و لبنان نمیشود و به همین دلیل حملات رژیم صهیونیستی علیه لبنان ادامه یافت.
تعیین ضاحیه بهعنوان خط قرمز ایران
این کارشناس مسائل منطقه گفت: در ادامه، جمهوری اسلامی ایران خط قرمزی برای رژیم صهیونیستی تعیین کرد مبنی بر اینکه اسرائیل حق ندارد به ضاحیه جنوبی بیروت حمله کند.وی افزود: پس از جنگ ۴۰ روزه، رژیم صهیونیستی لبنان را بهشدت زیر آتش قرار داده بود و حملات متعددی انجام میداد. با توجه به آوارگی گستردهای که در جنوب لبنان اتفاق افتاده بود، حمله اسرائیل به ضاحیه که به مرجع و پناهگاه بسیاری از آوارگان تبدیل شده بود، میتوانست بحران را تشدید کند.زارعان ادامه داد: در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که اگر رژیم صهیونیستی به ضاحیه حمله کند، علیه این رژیم اقدام نظامی خواهد کرد.
عملیات «نصر» و ایجاد بازدارندگی برای ضاحیه
وی اظهار کرد: رژیم صهیونیستی از این خط قرمز عبور کرد و جمهوری اسلامی ایران نیز در پاسخ، عملیات موشکی «نصر» را علیه سرزمینهای اشغالی طراحی و اجرا کرد.
این کارشناس مسائل منطقه افزود: این عملیات بازدارندگی ایجاد کرد و این بازدارندگی تا امروز نیز حفظ شده است؛ بهگونهای که از ۱۷ خرداد تاکنون، اسرائیل هیچ حمله نظامی به ضاحیه جنوبی بیروت انجام نداده است.زارعان این موضوع را حائز اهمیت دانست و گفت: جمهوری اسلامی ایران از طریق یک اقدام قاطع نظامی، اسرائیل را وادار کرد این خط قرمز را بپذیرد و از حمله مجدد به ضاحیه خودداری کند.وی ادامه داد: با این حال، اسرائیل به حملات خود در سایر نقاط ادامه داد. در ادامه نیز تفاهمنامهای میان ایران و آمریکا در ۲۸ خرداد امضا شد که بند نخست آن بار دیگر بر توقف جنگ در همه جبههها تأکید داشت، اما رژیم صهیونیستی این موضوع را نپذیرفت و عملیات نظامی خود در جنوب لبنان را ادامه داد.
اهداف اسرائیل در جنوب لبنان
زارعان درباره اهداف رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان اظهار کرد: یکی از اهداف مشخص اسرائیل، نابودی توان حزبالله در جنوب لبنان و خاموش کردن آتش عملیاتی این جنبش، بهویژه در مناطق جنوبی رود لیتانی است.وی افزود: هدف دیگری که صهیونیستها دنبال میکنند، تخلیه جنوب لبنان از مردم و وادار کردن ساکنان مناطق جنوبی، بهویژه ساکنان مناطق نزدیکتر به مرز، به مهاجرت و ترک سرزمینهای خود از طریق عملیات سنگین نظامی است.این کارشناس مسائل منطقه گفت: رژیم صهیونیستی اکنون بهصورت سیستماتیک در حال تخریب زیرساختها و منازل مردم است و حتی محیط زیست جنوب لبنان را نیز هدف قرار داده است.
زارعان افزود: در این چارچوب ایدهای با عنوان «لا حجر، لا شجر و لا بشر» مطرح شده است؛ یعنی نه سنگی باقی بماند، نه درختی و نه انسانی. هدف این است که جنوب لبنان هم از مردم تخلیه و هم اساساً از وضعیت قابل سکونت خارج شود.وی ادامه داد: روستاها بهصورت هدفمند تخریب میشوند، مردم را وادار به ترک مناطق خود میکنند، مزارع را میسوزانند و اقداماتی انجام میدهند که این مزارع دیگر قابل کشت نباشند. در واقع، هدف آن است که منطقه جنوب لبنان به مکانی غیرقابل سکونت تبدیل شود.زارعان تصریح کرد: رژیم صهیونیستی در حال تبدیل جنوب لبنان به یک «منطقه سوخته» است؛ بهگونهای که حتی در بلندمدت نیز امکان سکونت در آن دشوار باشد.
چرا اسرائیل پایگاه اجتماعی حزبالله را هدف گرفته است؟
وی درباره دلیل این راهبرد گفت: صهیونیستها میدانند که حزبالله یک سازمان مردمی است و ریشههای آن در جامعه لبنان، بهویژه در میان شیعیان این کشور، نهادینه شده است. تا زمانی که حمایت مردمی از حزبالله وجود داشته باشد، حذف، نابودی یا شکست دادن این جنبش امکانپذیر نخواهد بود.این کارشناس مسائل منطقه افزود: رژیم صهیونیستی ابتدا تلاش کرد میان مردم و حزبالله فاصله ایجاد کند، اما این پروژه شکست خورد. اکنون راهبرد دیگری دنبال میشود و آن دور کردن مردم از مناطق مرزی است تا جمعیتی باقی نماند که حزبالله بتواند با اتکا به آن در برابر اسرائیل اقدام کند.زارعان با اشاره به یکی از مفاهیم شناختهشده در جنگهای چریکی گفت: در ادبیات جنگهای چریکی، نسبت چریک با مردم به نسبت ماهی با آب تشبیه میشود؛ به این معنا که یک نیروی چریکی برای ادامه فعالیت خود به محیط و پایگاه اجتماعی متکی است.
راهبرد اسرائیل برای «از بین بردن آب» پس از ناکامی در جداسازی حزبالله از مردم
زارعان در ادامه با تکمیل تشبیه رابطه نیروی مقاومت با پایگاه اجتماعی خود به «ماهی و آب» اظهار کرد: هنگامی که رژیم صهیونیستی نتوانست «ماهی»، یعنی حزبالله را از «آب»، یعنی مردم جدا کند، تصمیم گرفت اساساً آب را از بین ببرد؛ به این معنا که مردم را یا از طریق کشتار و یا از طریق وادار کردن به مهاجرت و اخراج از مناطق محل سکونت خود، از جنوب لبنان دور کند.وی افزود: اقداماتی که رژیم صهیونیستی در این چارچوب انجام داده، تاکنون به آوارگی بیش از یک میلیون نفر از ساکنان مناطق جنوبی لبنان منجر شده است و این جمعیت اکنون از مناطق محل سکونت خود آواره شدهاند.این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: البته تلاشهایی در جریان است تا آوارگان به مناطق محل سکونت خود بازگردند و راهبرد رژیم صهیونیستی برای اخراج شیعیان از جنوب لبنان با شکست مواجه شود، اما این رژیم تلاش میکند با تداوم آتشافروزی، مانع بازگشت آوارگان به منازل خود شود.زارعان با اشاره به پیامدهای این وضعیت برای حزبالله گفت: مسئله آوارگان فشار سنگینی بر حزبالله، بدنه اجتماعی و پایگاه مردمی آن وارد کرده است. متأسفانه نهادهای بینالمللی نیز در برابر آنچه یک روند سیستماتیک علیه مردم جنوب لبنان است، سکوت کردهاند. برخی کشورهای عربی منطقه نیز در این پروژه با رژیم صهیونیستی همکاری میکنند و دولت لبنان نیز در برابر این پروژه خطرناک اسرائیل عملاً منفعل است و در زمین آمریکا و اسرائیل بازی میکند.
حزبالله ساختار خود را پس از ضربات سنگین ترمیم کرده است
وی ادامه داد: با وجود همه این فشارها، جنگافروزیها و اقدامات رژیم صهیونیستی، حزبالله همچنان ایستاده و مقاومت میکند؛ مقاومتی جانانه، حماسی و عاشورایی که با وجود ضربات سنگین ادامه یافته است.زارعان افزود: حزبالله با وجود ترور عالیترین سطح رهبری خود، یعنی شهید سیدحسن نصرالله و شهید سیدهاشم صفیالدین، ترور فرماندهان رده یک و دو، شهادت شمار زیادی از رزمندگان و فشارهایی که بر جامعه هوادار و پایگاه اجتماعی این جنبش وارد شده و همچنان ادامه دارد، موفق شده است ساختار خود را ترمیم کند.این کارشناس مسائل منطقه اظهار کرد: حزبالله متناسب با شرایط و تهدیدات روز، ساختار خود را بازطراحی کرده، سرمایه اجتماعی خود را ترمیم کرده و بهویژه در حوزه فرماندهی توانسته است خود را بازسازی کند. همچنین توان آتش عملیاتی خود را همچنان حفظ کرده است.وی افزود: حزبالله در حوزه خدمات اجتماعی، بهویژه خدمات مورد نیاز آوارگان نیز عملکرد قابل توجهی داشته است؛ هرچند مدیریت وضعیت آوارگان هزینههای سنگینی را به این جنبش تحمیل میکند.زارعان گفت: این شرایط در حالی است که آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها تلاش کردهاند با اعمال تحریم، مسدود کردن حسابهای مرتبط با حزبالله و ایجاد محدودیت در فعالیتهای مالی، توان این جنبش را برای ارائه خدمات و مدیریت شرایط موجود تضعیف کنند.
ماجرای «تپه علیالطاهر» چه بود؟
این کارشناس مسائل منطقه در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات مربوط به «تپه علیالطاهر» پرداخت و گفت: موضوع دیگری که با تحولات روز ارتباط دارد، مسئله تپه علیالطاهر است که بازتاب گستردهای در رسانهها پیدا کرده و متأسفانه در برخی موارد شاهد اغراق و بزرگنمایی درباره تحولات مربوط به این ارتفاع بودهایم.وی افزود: در برخی رسانهها، سقوط این تپه با سقوط حزبالله و شکست مقاومت در لبنان معادلسازی شد؛ در حالی که چنین تحلیلی صحیح نیست.زارعان ادامه داد: تپه علیالطاهر اگرچه موقعیت ویژهای در جنوب لبنان دارد و یک ارتفاع قابل توجه در معادلات راهبردی این منطقه محسوب میشود، اما اینگونه نبود که محل دپوی ذخایر راهبردی تسلیحات حزبالله باشد یا مراکز کنترل و فرماندهی حزبالله در زیر این تپه متمرکز شده باشند.
کارکرد تونلهای زیر تپه علیالطاهر
وی درباره کارکرد تونلهای این منطقه توضیح داد: تونلهای زیر تپه علیالطاهر عمدتاً برای استقرار رزمندگان حزبالله مورد استفاده قرار میگرفتند و نیروها در شرایط بحرانی و برای انجام اقدامات دفاعی و همچنین عملیاتهای آفندی و پدافندی در این تونلها مستقر میشدند.این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: بنابراین نباید تصور کرد که حزبالله همه داراییهای راهبردی خود را در تونلهای زیر این تپه متمرکز کرده بود و با انهدام این تونلها، ذخایر تسلیحاتی راهبردی خود را از دست داده است. این محل بیش از هر چیز برای تجمع و استقرار نیروها مورد استفاده قرار میگرفت.
زارعان گفت: در زمانی که رژیم صهیونیستی عملیات خود علیه تپه علیالطاهر را آغاز کرد، این تونلها عملاً از بخش عمده نیروهای نظامی تخلیه شده بودند.وی افزود: در این منطقه دو تونل اصلی وجود داشت و هنگام آغاز عملیات رژیم صهیونیستی، در مجموع کمتر از ۵۰ نفر از نیروهای حزبالله در این تونلها حضور داشتند. این نیروها نیز بهتدریج از تونلها تخلیه شدند.
۸ نیروی حزبالله در درگیریهای علیالطاهر شهید شدند
زارعان ادامه داد: نیروهای حزبالله در این منطقه مقاومت و ایستادگی کردند، اما با توجه به حجم شدید آتش رژیم صهیونیستی، بهتدریج از تونلها خارج شدند و در جریان تخلیه این مواضع تعدادی از رزمندگان به شهادت رسیدند.وی تصریح کرد: برخلاف برخی روایتها، چند صد یا چند هزار نیروی حزبالله در این تونلها حضور نداشتند و تعداد تلفات نیز بالا نبود. مجموعاً هشت نفر از نیروهای حزبالله در این ماجرا به شهادت رسیدند و تونلها نیز بهتدریج تخلیه شدند.این کارشناس مسائل بینالملل افزود: رژیم صهیونیستی تلاش کرد این حادثه را بزرگنمایی و آن را بهعنوان یک دستاورد راهبردی به افکار عمومی معرفی کند؛ در حالی که آنچه درباره تونلها و تپه علیالطاهر اتفاق افتاد، برای نتانیاهو بیش از آنکه یک دستاورد راهبردی باشد، مصرف انتخاباتی داشت.
نتانیاهو با «بحران دستاورد» مواجه است
زارعان اظهار کرد: نتانیاهو در سرزمینهای اشغالی با «بحران دستاورد» مواجه است. رژیم صهیونیستی پروژهای برای نابودی محور مقاومت در منطقه، از غزه و کرانه باختری گرفته تا لبنان، یمن، عراق، سوریه و ایران، دنبال میکرد، اما در بسیاری از این جبههها با ناکامی مواجه شده است.
وی درباره غزه گفت: حماس همچنان وجود دارد و به حیات خود ادامه میدهد. البته غزه خسارات بسیار سنگینی متحمل شده، بیش از ۷۰ هزار نفر به شهادت رسیدهاند، حدود ۲۰۰ هزار نفر در نتیجه بمبارانهای شدید مجروح شدهاند و تقریباً ۷۰ درصد غزه ویران شده است؛ با وجود همه این خسارات، رژیم صهیونیستی موفق نشده حماس را نابود کند.زارعان افزود: حماس همچنان بهعنوان یک سازمان مقاومت زنده است و طرف مذاکرات با بازیگران عربی و غربی قرار دارد. اگر حماس از بین رفته بود، چگونه اکنون از آن دعوت میشود که در فرآیند مذاکرات مشارکت کند؟وی ادامه داد: در کرانه باختری نیز این وضعیت به شکل دیگری وجود دارد. در لبنان نیز هدف رژیم صهیونیستی نابودی حزبالله بود، اما حزبالله با وجود همه ضربات و خساراتی که متحمل شده و فشارهای داخلی و خارجی که تحمل میکند، همچنان با قدرت به کنشگری و حیات خود ادامه میدهد.
اسرائیل در جنگهای ایران نیز به اهداف خود نرسید
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: نتانیاهو اکنون با بحران دستاورد مواجه است. در جنگ با ایران نیز چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جنگ ۴۰ روزه و چه در تحولات پس از جنگ ۴۰ روزه، رژیم صهیونیستی به اهداف خود دست پیدا نکرد و اکنون تلاش میکند برای خود دستاوردسازی کند.وی با اشاره به شرایط داخلی رژیم صهیونیستی گفت: در نتیجه همین بحران دستاورد، جایگاه حزب لیکود و نتانیاهو نزد افکار عمومی اسرائیل بهشدت تنزل پیدا کرده و محبوبیت نتانیاهو به حدود ۳۵ درصد سقوط کرده است.
زارعان افزود: حزب لیکود در انتخابات سال ۲۰۲۲ توانسته بود ۳۰ کرسی پارلمان را به دست آورد، اما براساس آخرین نظرسنجیها، این حزب در خوشبینانهترین حالت در انتخابات ۵ آبان حداکثر قادر به کسب ۲۰ کرسی خواهد بود؛ یعنی با افت حدود ۱۰ کرسی مواجه خواهد شد.وی ادامه داد: به همین دلیل، آنها تلاش میکنند از طریق شوکهای امنیتی، پروپاگاندا و عملیات روانی و رسانهای برای خود دستاوردسازی کنند.
استفاده از هزار تن مواد منفجره در تونلهای علیالطاهر
این کارشناس مسائل منطقه با بازگشت به عملیات تپه علیالطاهر گفت: حجم مهماتی که برای انهدام این تونلها به کار گرفته شد، بسیار بالا بود. حدود هزار و 100 تن مواد منفجره در این تونلها استفاده شد و انفجار حاصل از آن لرزشی در ابعاد حدود ۳ تا ۴ ریشتر ایجاد کرد.وی افزود: آتش گسترده ناشی از این انفجار نیز زمینهای برای تصویرسازی رسانهای ایجاد کرد و آنچه رخ داد، بیش از آنکه یک دستاورد تعیینکننده نظامی باشد، یک «شوی رسانهای» بود تا نتانیاهو بتواند تخریب تونلهای علیالطاهر را بهعنوان دستاوردی بزرگ به افکار عمومی اسرائیل عرضه کند.زارعان ادامه داد: با این حال، پس از انفجار این تونلها که همانگونه که اشاره شد از نیروها و تجهیزات حزبالله تخلیه شده بودند، اسرائیل به خطوط پشت تپه علیالطاهر عقبنشینی کرد.وی گفت: این مسئله نشان داد رژیم صهیونیستی نه تصمیم، نه اراده، نه انگیزه و نه توان لازم برای پیشروی به خطوط جلوتر از تپه علیالطاهر را در آن مقطع داشته است.
هشدار حزبالله درباره پیشروی به سمت نبطیه
زارعان افزود: حزبالله نیز اعلام کرده است که اگر رژیم صهیونیستی بخواهد خطوط نظامی خود را از علیالطاهر جلوتر بیاورد یا حرکتی به سمت نبطیه انجام دهد، با پاسخ شدید حزبالله مواجه خواهد شد.وی ادامه داد: در برخی تحلیلها مطرح شده بود که پس از سقوط علیالطاهر، نبطیه در معرض سقوط قرار خواهد گرفت، اما تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است.این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: حزبالله با وجود ضرباتی که دریافت کرده، همچنان اراده و انگیزه مقاومت را دارد، توان عملیاتی خود را حفظ و ارتقا داده و توان آتش عملیاتی آن نیز حفظ شده است.زارعان گفت: اگر رژیم صهیونیستی بخواهد بار دیگر وارد یک جنگ تمامعیار با حزبالله شود، این جنبش توان ایستادگی در چنین جنگی را خواهد داشت و قادر خواهد بود از دشمن صهیونیستی تلفات بگیرد؛ بهویژه با توجه به تغییراتی که حزبالله در شیوهها و ابزارهای جنگی خود ایجاد کرده است.
سیاست ایران در حمایت از حزبالله تغییر نکرده است
وی در ادامه به برخی تحلیلهای مطرحشده پس از تحولات تپه علیالطاهر اشاره کرد و گفت: پس از این حوادث، خط رسانهای دیگری در داخل و خارج از کشور شکل گرفت مبنی بر اینکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال حزبالله تغییر کرده و ایران دیگر حاضر نیست برای متحدان خود در محور مقاومت هزینه بدهد.زارعان افزود: این خط تبلیغی عمدتاً از سوی شبکههای ضدانقلاب و همچنین برخی افرادی که در تحلیل دچار خطای محاسباتی شدهاند، دنبال شده است؛ در حالی که سیاست حمایت از محور مقاومت یکی از سیاستهای ثابت جمهوری اسلامی ایران است.
این کارشناس مسائل منطقه اظهار کرد: در حدود ۴۸ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد، علیرغم رفتوآمد دولتها و روی کار آمدن دولتهایی با گرایشهای سیاسی مختلف، تغییری در این سیاست ایجاد نشده و نهادهایی که متولی حمایت از مقاومت هستند، به وظایف خود عمل میکنند.وی افزود: حمایت از محور مقاومت یکی از اصول اساسی مورد اشاره در مقدمه و بخشهایی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و از این رو، یک سیاست ثابت محسوب میشود که تغییری در آن ایجاد نشده است.
حزبالله قدردان حمایتهای ایران است
زارعان تأکید کرد: حزبالله نیز به این حمایت اذعان دارد و اینگونه نیست که نسبت به کاهش حمایت جمهوری اسلامی ایران گلایه داشته باشد. در پیامهایی که رهبران و فرماندهان حزبالله برای مقامات جمهوری اسلامی ایران ارسال میکنند، از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران از مقاومت قدردانی میشود.وی افزود: جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی نیز در عرصههای مختلف به رسالت خود در حمایت از حزبالله عمل میکند.این کارشناس مسائل منطقه گفت: اینکه حزبالله توانسته در جنگهای مختلف خود با رژیم صهیونیستی، از «حربالاسناد» و جنگ پشتیبانی از غزه گرفته تا جنگ ۶۶ روزه و جنگ اخیر که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون ادامه داشته است، پایمردی، ایستادگی و مقاومت کند، ناشی از همین حمایتها نیز بوده است.زارعان در پایان تأکید کرد: در ادامه نیز حزبالله از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در چارچوب راهبرد «وحدت ساحات» و یکپارچگی جبههها بهرهمند خواهد شد.