به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان؛ بازگشایی مدارس همیشه یکی از مقاطع مهم رونق بازار در روزهای پایانی تابستان بوده است؛ روزهایی که خانوادهها برای خرید لباس، کیف و کفش، دفتر و لوازمالتحریر راهی بازار میشدند و کسبه نیز چشمانتظار همین موج فصلی تقاضا بودند. اما امسال حال و هوای بازار مهر با سالهای گذشته تفاوت دارد. بسیاری از فروشندگان از کاهش قدرت خرید مشتریان و محتاطتر شدن خانوادهها میگویند؛ اتفاقی که شاید در ظاهر تنها یک تغییر در رفتار مصرفی باشد، اما در واقع میتواند نشانهای مهم از وضعیت اقتصاد خانوار ایرانی باشد.
سالهاست افزایش هزینههای زندگی، درآمد خانوار را تحت فشار قرار داده است. در کنار آن، رشد نرخ ارز، افزایش هزینه واردات و تولید و بالا رفتن قیمت کالاها باعث شده بخش بیشتری از درآمد خانوادهها صرف هزینههای ضروری شود. طبیعی است در چنین شرایطی، خریدهایی که میتوان آنها را عقب انداخت، نخستین قربانی کاهش قدرت خرید باشند.
البته خرید لوازم مدرسه را نمیتوان کاملاً غیرضروری دانست. مدرسه باید باز شود و دانشآموز به دفتر، مداد، لباس و کفش نیاز دارد. بنابراین انتظار میرود بازگشایی مدارس، حتی در شرایط دشوار اقتصادی، همچنان بخشی از تقاضای بازار را فعال کند. اما تفاوت امسال در اینجاست که خانوادهها بیش از گذشته در انتخاب کالا، تعداد اقلام و زمان خرید دقت میکنند.
به جای خرید یکجای مایحتاج مدرسه، بسیاری از خانوادهها ابتدا ضروریترین اقلام را تهیه میکنند و خرید بقیه را به زمان دیگری موکول میکنند. کالای گرانتر با نمونه ارزانتر جایگزین میشود، استفاده از وسایل سال قبل بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و خریدهایی که امکان تأخیر دارند، از سبد هزینه خانوار کنار گذاشته میشوند.
این رفتار یک پیام روشن دارد: مشکل بازار فقط افزایش قیمت نیست؛ مسئله اصلی، کاهش توان خرید مردم است.
در گذشته افزایش قیمتها گاهی باعث میشد مردم برای جلوگیری از گرانی بیشتر، زودتر خرید کنند. اما این رفتار زمانی امکانپذیر است که خانوار نقدینگی کافی در اختیار داشته باشد. وقتی درآمد تقریباً تماماً صرف هزینههای جاری میشود، حتی نگرانی از افزایش قیمت نیز الزاماً به خرید بیشتر منجر نمیشود. خانواده ممکن است بداند که کالا ماه آینده گرانتر خواهد شد، اما اگر امروز پول کافی نداشته باشد، چارهای جز صبر کردن ندارد.
اینجاست که تفاوت میان «نیاز» و «تقاضای مؤثر» خود را نشان میدهد. ممکن است یک خانواده به ده قلم کالا نیاز داشته باشد، اما توان خرید تنها پنج قلم را داشته باشد. پنج قلم خریداریشده، تقاضای واقعی بازار است و پنج قلم دیگر به خریدهای به تعویقافتاده تبدیل میشود.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، آثار آن فقط به بازار نوشت افزار محدود نمیماند. فروشنده ممکن است کالای خود را با قیمت بالاتری عرضه کند، اما تعداد مشتریانش کاهش پیدا کند. در نتیجه، بازار از نظر قیمت بزرگتر میشود ولی از نظر حجم معاملات، کوچکتر. این همان نقطهای است که اقتصاد میتواند همزمان با تورم، با ضعف تقاضا نیز روبهرو شود.
بازار مهر از این جهت اهمیت ویژهای دارد. بازگشایی مدارس یکی از مقاطعی است که بخش مهمی از خریدهای آن اجتنابناپذیر است. وقتی خانوادهها حتی در چنین بازاری نیز خرید خود را محدود و مرحلهای میکنند، باید این رفتار را جدی گرفت. این موضوع نشان میدهد فشار هزینهها تا جایی رسیده که حتی خریدهای مرتبط با آموزش نیز با حساسیت بیشتری انجام میشود.
البته نباید از این وضعیت نتیجه گرفت که مردم دیگر خرید نمیکنند. اتفاقاً خرید ادامه دارد، اما شکل آن تغییر کرده است. خانوادهها بیشتر قیمت ها را مقایسه میکنند، برندهای گرانتر را کنار میگذارند، از وسایل باقیمانده سال قبل استفاده میکنند و خرید را تا حد ممکن به زمان مناسبتری موکول میکنند.
به بیان سادهتر، مصرف خانوار ایرانی در حال کوچکتر شدن است.
این تغییر رفتار برای کسبه نیز خبر خوبی نیست. فروشندهای که با افزایش هزینه خرید، اجاره، دستمزد و سایر هزینههای جاری روبهروست، برای ادامه فعالیت به فروش نیاز دارد. اما اگر مشتری توان خرید نداشته باشد، افزایش قیمت میتواند به کاهش تعداد معاملات منجر شود. در چنین شرایطی، فروشنده ناچار است بین کاهش حاشیه سود و از دست دادن مشتری یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که در نهایت میتواند فشار بیشتری بر بخش خردهفروشی وارد کند.
از سوی دیگر، افزایش مداوم قیمتها، پیشبینی آینده را برای خانوار دشوار کرده است. مردم نمیدانند چند ماه بعد قیمت یک کالای ساده چقدر خواهد بود و همین نااطمینانی، رفتار اقتصادی آنها را تغییر میدهد. اما نکته مهم این است که نااطمینانی همیشه به خرید بیشتر منجر نمیشود. برای خرید زودهنگام، علاوه بر نگرانی از گرانی، باید قدرت مالی هم وجود داشته باشد.
بنابراین شاید بتوان تفاوت مهم امسال را در همین نکته خلاصه کرد: مردم هنوز نیاز دارند، اما توان پاسخ دادن به همه نیازهایشان را ندارند.
این وضعیت برای سیاستگذار اقتصادی یک هشدار است. رونق واقعی بازار تنها با افزایش قیمت کالاها اتفاق نمیافتد. زمانی میتوان از رونق سخن گفت که مردم توان خرید داشته باشند و فروشنده نیز بتواند با حجم مناسبی از معاملات، فعالیت خود را ادامه دهد.
مهار تورم، ایجاد ثبات در بازار ارز، افزایش قدرت خرید خانوار، کاهش نااطمینانی و فراهم کردن چشماندازی قابل پیشبینی برای درآمد و هزینه مردم، عواملی هستند که میتوانند تقاضای واقعی را به بازار برگردانند. در غیر این صورت، ممکن است اقتصاد از بیرون با افزایش ارزش ریالی معاملات مواجه باشد، اما در واقعیت، تعداد کالاهایی که مردم میخرند کمتر و سفره مصرفی آنها کوچکتر شده باشد.
مهر امسال بنابراین فقط داستان دفتر و مداد و کیف و کفش نیست. مهر امسال تصویری از وضعیت قدرت خرید خانواده ایرانی است؛ خانوادهای که هنوز همان نیازهای گذشته را دارد، اما برای خرید هر قلم کالا باید بیشتر حساب و کتاب کند.
شاید دقیقترین توصیف از بازار امسال همین باشد:
مهر امسال با کمبود کالا و نیاز روبهرو نیست؛ با کمبود قدرت خرید مردم روبهروست.