۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲
دو روز مانده به اجرا نرخ سوم بنزین دو برابر اعلام شد؛

بنزین گران شد، وعده دولت پزشکیان دود شد

بنزین
دولت در حالی نرخ سوم بنزین را از بامداد ۱۷ شهریور دو برابر و ۱۰ هزار تومان اعلام کرد که تنها چند روز قبل از «ثبات قیمت‌ها تا پایان شهریور» و اطلاع‌رسانی قبلی سخن گفته بود؛ تصمیمی که حالا علاوه بر آثار اقتصادی، آزمونی جدی برای اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی دولت پزشکیان محسوب می‌شود.
کد خبر : ۷۴۸۳۴۴

به گزارش صراط به نقل از رویداد 24، تصمیم دولت برای دو برابر کردن نرخ سوم بنزین، آن هم در فاصله کمتر از دو روز تا اجرای آن، بار دیگر بنزین را به یکی از حساس‌ترین مسائل اقتصادی و اجتماعی ایران تبدیل کرده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، شب گذشته اعلام کرد قیمت بنزین عرضه‌شده با کارت جایگاه‌ها از بامداد سه‌شنبه ۱۷ شهریور از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان می‌رسد. در عین حال، سهمیه ۶۰ لیتری با نرخ ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتری با نرخ ۳ هزار تومان بدون تغییر باقی خواهد ماند.

 

گرانی فقط در پمپ بنزین نمی‌ماند

مهم‌ترین نگرانی اقتصادی، اثر مستقیم قیمت جدید بر هزینه حمل‌ونقل و سپس سرایت آن به کالا‌ها و خدمات است. حتی اگر دولت بتواند از نظر فنی بگوید ۸۵ درصد مصرف‌کنندگان همچنان همان بنزین سهمیه‌ای را دریافت می‌کنند، بازار الزاماً با همین منطق رفتار نمی‌کند.

افزایش قیمت نرخ سوم می‌تواند برای فعالان حمل‌ونقل، هزینه تمام‌شده را بالا ببرد و این هزینه در نهایت می‌تواند به کرایه، حمل کالا، خدمات و قیمت مصرف‌کننده منتقل شود. از سوی دیگر، صرف اعلام افزایش قیمت یک کالای استراتژیک مانند بنزین، می‌تواند انتظارات تورمی ایجاد کند؛ یعنی فروشنده و تولیدکننده پیش از آنکه هزینه واقعی افزایش یافته باشد، خود را برای افزایش هزینه‌های آینده آماده کند.

این نگرانی در شرایط فعلی جدی‌تر است؛ زیرا اقتصاد ایران همزمان با افت قدرت خرید، کاهش ارزش پول ملی و فشار‌های ناشی از جنگ و تحریم مواجه است. در چنین فضایی، حتی یک افزایش محدود در هزینه حمل‌ونقل می‌تواند برای خانوار‌هایی که بخش بزرگی از درآمدشان صرف هزینه‌های ضروری می‌شود، قابل توجه باشد. رسانه‌های اقتصادی نیز در روز‌های اخیر بر همین خطر تأکید کرده‌اند و برخی کارشناسان نسبت به تبدیل افزایش قیمت بنزین به یک «شوک تورمی» هشدار داده‌اند.

دولت می‌گوید تمام درآمد حاصل از افزایش نرخ سوم بنزین صرف معیشت مردم خواهد شد. اما تجربه سیاست‌های قیمتی گذشته نشان داده که اصل وعده کافی نیست؛ جامعه می‌خواهد بداند چه میزان درآمد ایجاد می‌شود، این درآمد دقیقاً کجا هزینه خواهد شد و چه گروه‌هایی از آن منتفع می‌شوند.

اگر قرار است افزایش قیمت سوخت با پرداخت مستقیم، حمایت از حمل‌ونقل عمومی یا تقویت قدرت خرید خانوار‌ها جبران شود، باید سازوکار آن شفاف باشد. در غیر این صورت، این نگرانی شکل می‌گیرد که دولت ابتدا هزینه را به مردم منتقل کرده و بعد وعده جبران آن را بدهد.

در شرایطی که اعتماد عمومی آسیب‌پذیر است، شفافیت بخشی از خود سیاست اقتصادی است، نه یک اقدام تبلیغاتی در کنار آن.

آزمون سیاسی دولت؛ مسئله فقط بنزین نیست

بنزین در ایران مدت‌هاست از یک کالای اقتصادی فراتر رفته و به یک موضوع سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. خاطره افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ هنوز در حافظه جمعی جامعه باقی مانده و به همین دلیل هر تصمیم جدید درباره سوخت، حساسیتی فراتر از محاسبات اقتصادی دارد. گزارش‌های رسانه‌ای نیز در روز‌های اخیر بار‌ها به همین زمینه اجتماعی و سیاسی اشاره کرده‌اند.

در چنین شرایطی، شیوه تصمیم‌گیری دولت اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. اگر مردم احساس کنند تصمیمی مهم بدون اطلاع قبلی و برخلاف وعده‌های قبلی به آنها تحمیل شده، مسئله از «قیمت بنزین» به «اعتماد به دولت» منتقل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که می‌تواند هزینه سیاسی افزایش نرخ سوم را بیشتر از درآمد اقتصادی آن کند. دولت پزشکیان از ابتدا بر تفاوت خود با سیاست‌های شوک‌آور و ضرورت گفت‌و‌گو تأکید کرده است؛ بنابراین موفقیت این سیاست فقط با محاسبه میزان کاهش مصرف یا درآمد دولت سنجیده نمی‌شود؛ میزان حفظ اعتماد عمومی نیز بخشی از صورت‌حساب این تصمیم است.

افزایش نرخ سوم شاید بتواند بخشی از فشار مالی ناشی از واردات بنزین را کاهش دهد و در حاشیه، تقاضای مازاد را محدود کند. اما اگر همزمان اصلاحی در کیفیت خودروها، توسعه حمل‌ونقل عمومی، احیای CNG، سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌ها و مدیریت مصرف صورت نگیرد، ناترازی دوباره خود را نشان خواهد داد.

های صنعت نفت نیز عملاً می‌گویند مسئله فقط قیمت نیست؛ تولید در سقف ظرفیت قرار دارد و شکاف میان تولید و مصرف باید از مسیر‌های دیگری نیز مدیریت شود؛ بنابراین چالش اصلی دولت از صبح ۱۷ شهریور تازه آغاز می‌شود. اگر نرخ ۱۰ هزار تومانی قرار است بخشی از یک برنامه اصلاحی بزرگ‌تر باشد، دولت باید آن برنامه را شفاف و قابل سنجش روی میز بگذارد. در غیر این صورت، جامعه ممکن است این تصمیم را نه به‌عنوان اصلاح ساختار انرژی، بلکه به‌عنوان انتقال هزینه ناترازی از دولت به جیب مردم تلقی کند؛ آن هم در شرایطی که مردم پیش از این، هزینه تورم، کاهش قدرت خرید و بحران‌های اقتصادی را پرداخته‌اند.

در نهایت، مسئله بنزین فقط این نیست که هر لیتر چقدر قیمت دارد؛ مسئله این است که چه کسی هزینه ناترازی را می‌پردازد، دولت چگونه درباره آن با مردم سخن می‌گوید و آیا در ازای این هزینه، اصلاحی واقعی در اقتصاد و زندگی روزمره شهروندان اتفاق خواهد افتاد یا نه.