به گزارش صراط به نقل از عصر ایرانیان؛ مسئول پرونده متروک چین و رئیس مجلس نیمه تعطیل، که ماه‌هاست متمرکز بر پست دیگر خود، یعنی سرتیمی هیئت مذاکره‌کننده با دشمنان وجودی ایران است، در گفتگوی اخیر خود با مردم، خطاب به خود و همکاران، نصایحی کرد که در همان مصاحبه و هم‌چنین قبل‌تر در عمل نقض شده بود؛ گفت: «نباید خطای محاسباتی کنیم» اما هم‌زمان اقدامات ناکافی و موقت آمریکا را در روزهای ابتدایی تفاهم دستاورد دانست؛ تفاهمی که ترامپ پایان آن را اعلام کرده اما او در ادامه اصرار داشت که: «آمریکا باید تعهدات خود در تفاهم را اجرا کند»؛ و خلاف اظهارات و اقدامات خود و مشاورین، به عدم ایجاد شکاف بین مردم و عدم ارائه روایت ضعف نصیحت کرد؛ و لازمه پیروزی را وحدت حول ولی فقیه دانست، اما تفاهم اخیر را که رهبری، تجربه تاریک خواندند و علی‌الاصول نظر دیگری درباره آن داشتند، سند افتخار خوانده بود.

محمدباقر قالیباف، بی‌توجه به آن چه در ماه‌های اخیر رخ داده، صرفا به بازگویی رهنمودهای رهبری پرداخت؛ گفت: «نباید خطای محاسباتی کنیم» اما قبول آتش‌بس و رها کردن گلوی دشمن درست در شب تهدیدات ترامپ برای زدن زیرساخت‌ها، محاسبات دشمن را اینگونه تغییر داد که ایران تاب‌آوری ندارد؛ درحالی که مردم در کنار نیروگاه و پل، زنجیره انسانی تشکیل داده بودند. در ادامه به عنوان دستاورد گفت: «محاصره دریایی برداشته شد؛ آتش‌بس در لبنان اجرایی شد»؛ در حالی که در دو روز ابتدایی اعلام آتش‌بس، حملات وحشی‌های صهیون به لبنان، بیش از ۳۰۰ شهید بر جا گذاشت؛ و بعدتر قالیباف پایان جنگ در لبنان و آزادسازی اموال بلوکه‌شده را پیش‌شرط حضور در اسلام‌آباد اعلام کرد، اما چند روز بعد بدون تحقق آن‌ها در جلسه مذاکره حاضر شد که خطای محاسباتی بود.

علی‌رغم این عقب‌نشینی، قالیباف در ادامه صحبت گفت: «در حوزه دیپلماسی چندمرتبه دشمن را عقب زدیم»؛ چند روز بعد از این جلسه مذاکره که حتی دیپلمات‌ها امنیت جانی نداشتند و به صورت ترکیبی زمینی-هوایی به کشور بازگشتند، آمریکا محاصره دریایی را آغاز کرد؛ در واقع از فرصت آتش‌بس و نفس گرفتن استفاده کرد تا ابتکار را به دست بگیرد و مذاکره متحجرانه، چنان همیشه، فرصت ابتکار را از ایران گرفت. تلاش برای برهم نخوردن این تفاهمِ حالا مرده هم این خطای محاسباتی را پیش آورد که با این اقدام نظامی آمریکا در شرایط آتش‌بس، برخورد نشود؛ حالا بعد گذشت بیش از ۴ماه قالیباف می‌گوید: «محاصره دریایی یک اقدام نظامی بود، اگر تشدید کنند، قطعا پاسخ نظامی خواهیم داد».

از این دست خطاهای محاسباتی در ماه‌های اخیر کم نبوده؛ در بخش دیگری از صحبت‌ها، قالیباف به درستی می‌گوید: «لازمه پیروزی در جنگ، وحدت حول محور ولایت فقیه است»؛ اما تفاهم که تنها بخش کوچکی از شروط رهبری در آن آمده، و همان هم محقق نشده، علی‌الاصول مطابق نظر رهبری نبود؛ تجربه تاریکی شد که قالیباف آن را سند افتخار می‌دانست و خطاب به برخی منتقدین آن گفته بود: «انقدر حرف ترامپ را غرغره نکنید، خوب نیست»؛ در ادامه در حالی از ضرورت توجه به مردم و خواست آن‌ها سخن می‌گوید، که مردم از ابتدا به استناد پلاکاردهای مزین به منویات آقای شهید و رهبری معظم، خواستار آتش‌بس و توافق و تنفس دادن به دشمن نبودند.

قالیباف هم‌چنین ارائه روایت ضعف را نهی می‌کند و می‌گوید: «باید روی نقاط قوت صحبت و نقاط ضعف را حل کنیم»؛ در حالی که چند روزی از این صحبتش نگذشته که: «اگر مردم گرسنه باشند، دوام نمی‌آوریم» یا مشاورش، رسولی که گفت: «ما خون‌خواه رهبریم، اما پوشکی که برای بچه‌ام می‌خرم شده ۸۶۵هزار تومان».

در خطای محاسباتی دیگر، هم‌زمان که آمریکا سعی کرده با ابتکار و اعمال محاصره دریایی، شکست در میدان را پس از آتش‌بس به پیروزی تبدیل کند، با تصمیم هیئت‌رئیسه و شخص قالیباف، مجلس هنوز بسته مانده تا از تصویب قوانین برای اعمال حاکمیت بر تنگه گرفته تا نظارت بر اجرای توافقات و ابتکاراتی چون خروج از NPT، به حاشیه رانده شوند. هم‌چنین اواخر اردیبهشت قالیباف به عنوان مسئول پرونده چین منتسب شد اما در این بیش از سه ماه، نه سفری به این کشور داشته و نه کارویژه‌ای تعریف کرده؛ کشوری که یک سوم تجارت ما با ان گره خورده و تقریبا تمام نفت ما را می‌خرد؛ و از طرفی رقیب اصلی و بزرگ دشمن وجودی ما، یعنی آمریکاست؛ اما نه‌تنها در این مورد ابتکار نکردیم، بلکه علیه این فرصت بزرگ در بزنگاه تغییر نظم دنیا و راه تنفس کشور، آجرلو مشاور قالیباف گفت: «چین خرید نفت خود را کاهش داد تا قیمت پایین بماند» و قربان‌زاده هم برایش شاخ و شانه کشید که «دیگر از خرید نفت با تخفیف خبری نیست».
از چین گرفته تا مجلس، آیا اولویت بالاتری از مذاکره و تفاهم با آمریکایی ندارند که به درازای تاریخ کوتاه استکباری خود، بدعهد بوده؟ قالیباف همین را در جای دیگر گفتگویش اذعان می‌کند که: «دشمن بدعهد است و در ابتدای جلسه اسلام‌اباد گفتم ما با بدبینی به مذاکره نشسته‌ایم»؛ اما این ادعا در عمل هیچ نمودی پیدا نکرد؛ پیش‌شرط‌های پایان جنگ در لبنان و آزادسازی اموال محقق نشد و قالیباف و تیمش در کمال خوشبینی در آن جلسه حاضر شدند؛ در تفاهمی که ۲۸ خرداد امضا شد و در آن تنها بخش کوچکی از شروط رهبری آمده بود، هم در عمل هیچگونه تضمین عینی برای تحقق آن‌ها وجود نداشت؛ تا این که ترامپ حدود دوهفته بعد آن را پس از نقض تمام بندها، پایان یافته اعلام کرد.

این یعنی رسما تفاهم حتی از سوی کسی که محتاج آن بود، مرده، و او با اطمینان از تحجر طرف ایرانی بر مذاکره، و عدم بازگشت جنگ همه‌جانبه، پایانش را اعلام می‌کند؛ این اعتماد به امضای بی‌اعتبار ترامپ هم چنان اعتماد به امضای کری به تاریخ پیوسته و باید از آن عبور کرد و به فکر ابتکار برای تثبیت پیروزی بود؛ نه اصرار بر راهی که بارها رفته‌ایم و پاسخ یکسان جنگ و تحریم و فشار بیش‌تر گرفته‌ایم.

تضمین عینی که وجود نداشت؛ حتی بندی هم برای جبران هزینه‌های نقض تعبیه نشد؛ در حالی که مشخص نیست حدود شصت شهید ایرانی از زمان «تفاهم صلح»، شهدای لبنانی و خسارات محاصره دریایی را آمریکا چگونه جبران خواهد کرد، قالیباف هنوز می‌گوید: «آمریکا باید تعهداتش را اجرا کند تا تنگه هرمز باز شود»؛ تفاهم مرده، و گفتگویی هم اگر هست دیگر در قالب آن نمی‌گنجد، باید علاوه بر مطالبه جبران خسارات جنگ رمضان، خسارات تفاهم اخیر نیز تعیین تکلیف شوند، پیش از آنکه از سر خطای محاسباتی، امتیازی چون بازگشایی تنگه آن هم بدون عوارض‌گیری به دشمن داده شود.

حالا صحبت از بازگشت به تفاهمی که تنها محتوی بخش کوچکی از شروط رهبری بود که آن هم تضمین عینی برای اجرا نداشت، خطای محاسباتی، عامل انفعال و مانع هر نوع ابتکاری برای تثبیت پیروزی میدان، گرفتن خون‌بها و جبران خسارات است. و ضعیف‌نمایی اخیر مسئولین، به عنوان کاتالیزور آن، دشمن را هم برای تجاوز و تهدید جری‌تر می‌کند؛ همانند حملات روزهای اخیر آمریکا به جنوب و گزافه‌گویی های ترامپ.
قالیباف از ضرورت وحدت حول محور ولی فقیه، دوری از خطای محاسباتی و عدم ارائه روایت ضعف گفت اما اظهارات و اقدامات او، همکاران و مشاورین، در ماه‌های اخیر با آن‌ها در تضاد است