۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۰

ناترازی نباید بهانه خاموشی شود؛ دولت باید به سمت مدیریت ناترازی برود

تکرار موضوع ناترازی‌های آب، برق، گاز و سوخت از سوی مسئولان در حالی ادامه دارد که تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد ناترازی لزوماً به معنای خاموشی و توقف تولید نیست؛ بلکه با توسعه ظرفیت، مدیریت مصرف، اصلاح الگوی بهره‌برداری و استفاده از مشوق‌های اقتصادی می‌توان آثار آن را کنترل کرد.
کد خبر : ۷۴۷۱۷۳
به گزارش صراط به نقل از فارس؛ مسعود پزشکیان، رییس جمهور در روزهای اخیر بار دیگر به شرایط ابتدای آغاز به کار دولت چهاردهم اشاره کرده و گفته است دولت را در شرایطی تحویل گرفته که با «ناترازی‌های بسیار زیادی در آب، برق، گاز، سوخت، محیط زیست و بانک‌ها» مواجه بوده است.این گزاره تکرارشونده در بین مسئولان دولت چهاردهم یک پرسش مهم‌تر را به میان می‌آورد: آیا ناترازی قرار است بهانه‌ای برای توجیه مشکلات باشد یا مدیریت ناترازی در دستور کار قرار گیرد؟واقعیت این است که ناترازی در اقتصاد و زیرساخت، پدیده‌ای مختص ایران نیست. بودجه، بانک، انرژی، آب و حتی محیط زیست در بسیاری از کشورها با درجات مختلفی از عدم تعادل مواجه‌اند. وجود ناترازی در تمام دولت‌های امری طبیعی است؛ در توانایی آنها برای مدیریت، کاهش و پوشش این شکاف‌ها است.در حوزه برق، اهمیت این موضوع بیشتر دیده می‌شود. اگر ناترازی برق را با یک مدل واحد محاسبه کنیم، حتی اقتصادهای بزرگی مانند چین، آمریکا، انگلیس و ژاپن نیز با شکاف میان عرضه و تقاضا مواجه‌اند.به بیان ساده‌تر،ناترازی لزوماً به معنای خاموشی نیست.دولت می‌تواند با ترکیبی از توسعه ظرفیت تولید، اصلاح الگوی مصرف، مدیریت بار، بهبود بهره‌وری شبکه و طراحی مشوق‌های اقتصادی، اثر ناترازی را بر زندگی مردم و فعالیت بنگاه‌ها کاهش دهد.
 
تجربه‌ای که نشان داد خاموشی تنها راه‌حل نیست
 
نمونه قابل بررسی در ایران، تجربه سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ است. در دولت شهید رئیسی،دولت در شرایطی آغاز به کار کرد که تابستان ۱۴۰۰ با قطعی‌های گسترده برق صنایع و خانوارها همراه بود و نارضایتی عمومی از خاموشی‌ها به یکی از مسائل جدی کشور تبدیل شده بود.
 
اما سیاست‌گذاری در سه محور دنبال شد: توسعه نیروگاه‌ها، مدیریت بهره‌برداری و مدیریت مصرف.نتیجه این رویکرد آن بود که مسئله برق صرفاً به افزایش تولید محدود نشد. همزمان تلاش شد مصرف نیز مدیریت شود و بار شبکه در ساعات اوج کنترل شود.در بخش صنعت نیز روند تولید برق مسیر متفاوتی پیدا کرد. میزان برق تحویلی به صنایع از حدود ۳۲ هزار تراوات‌ساعت در تابستان ۱۴۰۰ به ۴۰ هزار تراوات‌ساعت در تابستان 1403 رسید و در تابستان 1402 هم رکورد تامین 40.8 هزار تراوات ساعت برق برای صنعت شکسته شد؛ موضوعی که نشان داد حتی در شرایط ناترازی نیز می‌توان با تغییر اولویت‌های مدیریتی، سهم صنایع از برق را افزایش داد.این تجربه از یک جهت مهم‌تر است: در سال‌های اوج بحران برق، مسئله فقط ساخت نیروگاه بیشتر نبود؛ بلکه مدیریت همان برق موجود نیز اهمیت داشت.
 
وقتی مصرف‌کننده تبدیل به بخشی از راه‌حل می‌شود
 
یکی دیگر از تجربه‌های قابل توجه، مدیریت مصرف در بخش خانگی بود. به جای اینکه دولت صرفاً با دستور و محدودیت به سراغ مصرف‌کننده برود، از ابزارهای اقتصادی و پرداخت پاداش استفاده شد.منطق این سیاست ساده بود: اگر کاهش مصرف برای خانوار منفعت اقتصادی ایجاد کند، خود مردم می‌توانند به بخشی از راه‌حل ناترازی تبدیل شوند.این همان نقطه‌ای است که «مدیریت ناترازی» از «مدیریت خاموشی» جدا می‌شود. در مدل نخست، دولت تلاش می‌کند با مجموعه‌ای از ابزارهای اقتصادی، فنی و مدیریتی، شکاف عرضه و تقاضا را کنترل کند؛ اما در مدل دوم، ساده‌ترین راه یعنی قطع برق انتخاب می‌شود.
 
مسئله دولت، ناترازی نیست؛ نحوه اداره ناترازی است
 
از برق که فاصله بگیریم، همین منطق درباره آب، گاز، سوخت، بودجه و نظام بانکی نیز صادق است.
 
هیچ دولتی نمی‌تواند یک‌شبه تمام ناترازی‌های انباشته‌شده را از بین ببرد اما می‌تواند مشخص کند این ناترازی چگونه مدیریت شود، چه کسی هزینه آن را بپردازد، چه بخشی در اولویت باشد و با چه ابزارهایی شکاف موجود کاهش پیدا کند.به همین دلیل، شاید صورت دقیق‌تر مسئله این نباشد که «دولت با چه میزان ناترازی کشور را تحویل گرفت؟»؛ بلکه این باشد که دولت با این ناترازی چه کرد؟تجربه سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ دست‌کم در حوزه برق یک پیام روشن دارد: ناترازی الزاماً یک بن‌بست نیست. با توسعه ظرفیت، مدیریت مصرف، اصلاح قیمت‌ها و مشوق‌های اقتصادی، فناوری و مدیریت هوشمند شبکه می‌توان اثر آن را کنترل کرد.بنابراین، هنر دولت‌ها در شرایط ناترازی، صرفاً اعلام اندازه شکاف نیست؛ هنر حکمرانی، اداره همین شکاف تا زمان رسیدن به تعادل جدید است.اگر ناترازی آب، برق، گاز، سوخت، بودجه و بانک‌ها واقعیت امروز اقتصاد ایران است، مأموریت دولت نیز باید از «توضیح ناترازی» عبور کند و به سمت ساختن مدل علمی و اقتصادی برای مدیریت آن حرکت کند.چرا که مردم در نهایت نه با عدد ناترازی، بلکه با نتیجه آن مواجه می‌شوند: برق هست یا نیست، آب هست یا نیست، تولید متوقف می‌شود یا نه و هزینه زندگی چقدر افزایش پیدا می‌کند.