به گزارش صراط نیوز به نقل از عصر ایرانیان، صف وامهای ازدواج و فرزندآوری هر کدام به بیش از نیممیلیون نفر رسیده؛ انفعال دولت اما تسهیلات بانکی را به جیب خودیها و محافل نشت داده و با عدم اراده برای بازپسگیری، موجب جهش تورم و مکمل پازل دشمن برای ساخت تصویر «ایران ضعیف» شده
نشت منابع، آن هم در کشوری که تحت فشار نظامی و اقتصادی قدرتهای خارجی است، باید برای مسئولینش بزرگترین خط قرمز باشد؛ اما در سال ۱۴۰۳، تسهیلات پرداختی بانکها به کارکنان خود، بیش از ۹۸ همت و تسهیلات پرداختی به اشخاص مرتبط بیش از ۲۱۷ همت بوده است. رقمی بیش از درخواست ۶۱۴ هزار نفری که در صف وام ازدواج ماندهاند. ملت مبعوث که با اراده خود، معادلات را در دنیا تغییر داده، سزاوار مسئولینی با کنشگری در تراز خود است؛ نه آن که کسی با کارنامه مشخص در بانک مرکزی دولت تدبیروامید، با پزشکیان به وزارت اقتصاد برسد و در حالی که با تکرار عملکرد ضعیف خود، استیضاح شده، در دولت مدعی شایستهسالاری و استفاده از کارشناسان، دوباره به ریاست بانک مرکزی برگردد.
مطابق گزارش بانک مرکزی، مجموع تسهیلات پرداختی ۲۹ بانک به کارمندان خود در سال ۱۴۰۳، معادل ۹۸.۵۷ همت بوده؛ به عبارتی هر کارمند در این سال به طور میانگین، ۳۶۸ میلیون تومان وام گرفته؛ در کنار آن، تسهیلات پرداختی به اشخاص مرتبط با این بانکها (مدیران، سهامداران و شرکتهای وابسته)، تا پایان سال ۱۴۰۴، به ۲۱۷.۸ همت رسیده است. از طرفی اخیرا رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفته: «نسبت تسهیلات غیر جاری (وامهایی با اقساط عقبافتاده که بانک نمیتواند آن را طبق برنامه وصول کند)، به تسهیلات جاری، ۱۰٪ اعلام شده اما واقعیت آن است که میزان واقعی آن به ویژه در حوزه تسهیلات ارزی بسیار بالاتر است».
سوال اینجاست که آیا مردم عادی، در صورت موفقیت در اخذ وام، میتوانند از پرداخت اقساطشان خودداری کنند؟ آن هم باوجود تضمینهای سفت و سختی که برای بازپرداخت میدهند؛ چه زمانی دولت اراده برخورد با ابربدهکاران بانکی و محفلهای قدرت و ثروت را پیدا خواهد کرد؟ تا کدام ماه و سال مردم باید از جیب هزینه خلق پول بانکها برای جبران عدم بازپرداخت تسهیلات توسط محافل را بدهند؟ خلق پولی که هیچ ما به ازایی در سمت تولید ندارد و موجب رشد تورم و افت رفاه مردم میشود؛ به همین سادگی محفل جیب مردم را در سایه انفعال دولت غارت میکند.
به عنوان نمونه، آمار تسهیلات پرداختی بانک ایرانزمین به کارکنان خود در سال ۱۴۰۳، شگفتآور است. رشد ۱۰۷ برابری! و رسیدن از عدد ۱۴.۳۵ میلیارد تومان به ۱۵۳۵ میلیارد تومان! و با احتساب ۲۰۰۰ کارمند، یعنی پرداخت حدود ۷۵۸ میلیون تومان به هر یک در آن سال! در حالی که اخیرا ذبیحا… خدائیان، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، اعلام کرده: «۶۱۴ هزار نفر در صف وام ازدواج قرار دارند». که اگر این تعداد را در ۳۰۰ میلیون تومان ضرب کنیم، کمتر از آن ۲۱۷ همت تسهیلاتی میشود که بانکها در یک سال به اشخاص وابسته پرداختهاند؛ خدائیان همچنین ادامه میدهد: «۵۱۵هزار نفر نیز در صف وام فرزندآوری هستند».
اینها در حالیست که صف وام ازدواج که ابتدای دولت شهید رئیسی بیش از ۳۰۰هزار نفر بود، در پایان ۱۴۰۲ به حدود ۱۵۰هزار نفر کاهش یافت. اما حالا در دولت منتقد آن وضعیت و مدعی شایستهسالاری و استفاده از کارشناسان در مناظرات، به بیش از ۶۰۰هزار نفر رسیده! دولتی که به عامل جهش نرخ دلار از زیر ۱۰هزارتومان به بالای ۲۰هزار تومان طی حدود سه سال ریاست بانک مرکزی در دولت روحانی، ارتقا داد و او را به وزارت اقتصاد منصوب کرد. او عملکرد خود را در آن ۶ماه وزارت تکرار کرد و دلار از زیر ۶۰هزارتومان به بالای ۱۰۰ هزار تومان رسید تا استیضاح و برکنار شود. اما دولت کارشناسان در سایه حمایت محافل از او دست نکشید تا دوباره به ریاست بانک مرکزی برسد و این روزها ضمن نزدیک شدن دلار به کانال ۲۰۰هزارتومان، شاهد استمرار عملکرد ضدمردم بانکها هستیم.
حالا و در شرایط جنگی، این نوع ناترازی در مدیریت داخل، بینقصترین بازی درپازل آمریکایی است. دقیقا ترامپ و نتانیاهو که در جنگ اخیر به استیصال رسیده و التماس آتشبس کردند، بهدنبال ساخت تصویری از ایران در دنیا هستند که گویی تحت فشار نظامی و اقتصادی آنان، نفسهایش به شماره افتاده؛ همانطور که اخیرا بوزینه آمریکایی غیرمستند و با سیاهنمایی مدعی شده: «ایران تورم ۳۰۰ درصدی دارد». ترامپ در این زمینه یک هدف مشترک با محفلهای قدرت و ثروت در داخل هم دارد؛ آن اینکه هر دو میکوشند ایستادگی ملت ایران علیه باجگیری دشمن را عامل سختی معیشت جا بزنند و مطلوب هر دو، دولتی بیبرنامه و بدون اشراف بر مسائل است.